خصوصیسازی فرآیندی اجرایی، مالی و حقوقی است که دولتها در بسیاری از کشورها برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری کشور اجرا میکنند. این تحقیق بهدنبال ارزیابی اثر خصوصیسازی بر عملکرد شرکتهای واگذار شده به بخش خصوصی و عمومی در ایران است، تا بهبود عملکرد شرکتها در دوره بعد از واگذاری نسبت به قبل از آن و اثر انواع مالکیتهای متفاوت (خصوصی و عمومی) در دوره بعد از واگذاری بر روی عملکرد شرکتهای واگذار شده، بررسی شود، بهگونهای که مشخص شود کدام نوع مالکیت خصوصی و یا عمومی در دوره بعد از واگذاری بهتر عمل کرده است. با استفاده از اطلاعات مالی مربوط به 18 شرکت (8 شرکت واگذارشده به بخش خصوصی و 10 شرکت واگذار شده به بخش عمومی) که طی سالهای1370 تا 1379 واگذار شدهاند، عملکرد سه سال قبل و بعد از واگذاری، شرکتهای دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها نشان میدهد، اگر چه عملکرد شرکتها بعد از واگذاری بهبود یافته است اما از نظر آماری تفاوت معنی داری بین عملکرد شرکتها قبل و بعد از واگذاری مشاهده نمیشود. همچنین بین عملکرد شرکتهای واگذار شده به بخشهای خصوصی و عمومی در دوره بعد از واگذاری تفاوت معنیداری وجود ندارد.
در این مقاله، نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله اطلاعات منتشر شده از سوی شرکت ها، اعلان سود برآوردی هر سهم برای سال مالی آینده است. در این پژوهش وجود سطح عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر آن بر روی قیمت سهام و حجم مبادلات در ۲۱ روز قبل و بعد از اعلان سود برآوردی هر سهم مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این تحقیق، متشکل از 121 مورد اعلان سود برآوردی شرکت ها در طول سال های 1381 - 1383 است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در طی دوره مطالعه، عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران بین سرمایه گذاری وجود داشته و این امر در دوره های قبل از اعلان سود به مراتب بیشتر از دوره های پس از اعلان سود است. هم چنین مشخص شد که عدم تقارن اطلاعاتی با حجم مبادلات و قیمت سهام مرتبط بوده است به طوری که در دوره قبل از اعلان سود حجم مبادلات افزایش یافته و قیمت سهام شرکت ها نیز دچار نوسان شدند
دانش، سنگ بنای توسعه است؛ ولی متأسفانه دانش بومی تا این اواخر مفاهیم «واپسگرایی» و «ایستایی» را به ذهنها متبادر میکرد که آن هم ناشی از افکار، رویکردها و نظریههای کلاسیک توسعه از جمله نوسازی و رهیافتهای انتقال فناوری به کشاورزان کشورهای در حال توسعه بود. اما میتوان گفت که با بروز مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی ناشی از کاربرد فناوریهای نسنجیده و استفاده جانبدارانه از فرهنگ غربی در کشورهای در حال توسعه، رویکردهای درونزا، نظریههای روستایی پایدار و راهبردهای کشاورز- نخست، مطرح شد. تحت تأثیر این رویکردهای جدید، مردم روستایی، ظرفیتهای محلی، دانشها و مهارتهای آنها در اولویت واقع شد و مورد توجه متخصصان امور توسعه قرار گرفت. در این مقاله سعی شده است تا با توجه به ادبیات موضوع و روش شناختی ـ توصیفی ـ تحلیلی و با شیوه اسنادی به این دو سؤال پاسخ داده شود: 1- چه تفاوتهایی بین دانش بومی و رسمی وجود دارد؟ 2- نقش و جایگاه دانش بومی در توسعه روستایی پایدار چیست؟ یافتهها نشان میدهد که گرچه بین دانش بومی و رسمی تفاوتهایی وجود دارد، اما نباید آنها را در مقابل هم قرار داد؛ زیرا آنها مکمل یکدیگرند و از تلفیق آنها میتوان به موفقیتهایی رسید که برای هیچکدام به تنهایی امکانپذیر نیست. براساس پارادایمهای جدید توسعه روستایی به منظور حل مشکلات روستایی، ابتدا باید به راهحلهای بومی رجوع کرد، اگر کارساز بود، آنها را تقویت و بهبود بخشید؛ در غیر این صورت از راهحلهای بیرونی استفاده و آنها را آزمایش کرد.
در جامعه امروز ایران، تحولاتی چون افزایش سطح سواد و اشتغال زنان، و گسترش فضاهای سایبرنتیکی و اطلاعاتی، زنان را در گذار از وضعیت سنتی و مکانیکی گذشته به دوران مدرن و اندام وار نوین با دوگانه گی و ابهام روبه رو ساخته است. از سویی، ساختار سنتی جامعه، زنان را به ایفای نقش های تنها سنتی وا می دارد، و از دیگر سو، زنان در بسترهای نوین پدید آمده، شخصیتی متمایز فردیت یافته می یابند که می توانند بی وابسته گی منفعلانه به دیگران عمل کنند. از آن جا که در جامعه ما، خانواده هنوز حیاتی ترین نهاد اجتماعی شمرده می شود و وضعیت بی هنجار کنونی تهدیدی جدی برای کیان آن است، در این نوشتار تلاش شده است تا با بررسی انتقادی تعریف های گوناگون صاحب نظران از خود مختاری و آوردن تعریفی ویژه از خود مختاری زنان (در برابر خودرایی، خودمداری، و از این دست)، پاسخی مناسب برای عبور جامعه از شرایط ایجاد شده یافته شود. در راستای چنین هدفی، ره یافت های گوناگون نظری به کار آمد تا عوامل تاثیر گذار بر افزایش و کاهش خود مختاری زنان مشخص شود. سپس، متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش، با بهره گیری از روش پیمایش و به کارگیری پرسش نامه سنجیده شد. نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام به گام (stepwise) نشان داد که از میان همه عوامل بررسی شده، به ترتیب پنج متغیر خود پنداره، خلوت شخصی، شبکه روابط اجتماعی - فرهنگی، سرمایه اقتصادی (درآمد)، و منزلت شغلی شوهر، 61.4 درصد از تغییرهای متغیر وابسته را تبیین می کند. هم چنین، آزمون مدل تحلیلی پژوهش به روش تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای میانی تاثیری مستقیم بر خود مختاری دارد، و متغیرهای ساختاری به صورت غیر مستقیم و با اثر گذاری بر این متغیرهای میانی بر خود مختاری زن تاثیر می گذارد.
ازدواج یک پدیده طبیعی قراردادی است که در آن به وسیله عقد رابطه ای حقوقی بین زن و مرد پدید می آید و به دنبال آن حقوق و تکالیف زوجین بر اساس اصل عدالت تبیین می شود. بنا به نظر برخی محققان «طبیعت، کلید فسخ طبیعی ازدواج را به دست مرد داده است». بر اساس ماده 1133 قانون مدنی نیز «مرد می تواند هر گاه که بخواهد زن خود را طلاق دهد».
ولی هر گاه مردی از ادای وظایف خود خودداری کند و ادامه زنده گی مشترک برای زن تحمل ناپذیر باشد، آیا زن در چنین شرایطی بایستی ظلم را تحمل کند تا رهسپار دیار ابدی گردد؟ آیا این طرز تفکر هم سو با دیدگاه اسلام در این قضیه است؟ بی شک این دیدگاه متنافی با اصول مسلم اسلام است. از این رو، با توجه به ادله معتبر فقهی مواردی وجود دارد که زن می تواند از محکمه درخواست طلاق کند و دادگاه نیز با احراز شرایط و علی رغم میل شوهر، زن را طلاق خواهد داد. این موارد در فقه امامیه و به پیروی از آن در قانون مدنی ایران چنین است:
1- استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان الزام وی به انفاق؛
2- غایب مفقودالاثر بودن شوهر؛
3- در عسر و حرج بودن زوجه، در صورت ادامه دادن به زنده گی زناشویی.
در این جا این سوال مطرح است که طبیعت حقوقی طلاق حاکم چیست؟ آیا ماهیت و طبیعت چنین طلاقی بائن است یا رجعی؟ باید گفت: رجعی یا بائن دانستن طلاق قضایی هر یک اشکالاتی مخصوص به خود دارد که برای رفع این اشکالات این نوع طلاق ها ذاتا رجعی دانسته می شود؛ ولی تا زمانی که سبب و موجب این طلاق از بین نرفته است، رجوع مرد بی تاثیر خواهد بود؛ و در صورت رفع موجبات طلاق، رجوع مرد موجب از سر گرفته شدن زنده گی مشترک خواهد شد.
یکی از پرسشهای مهم انسان خردمند از خود و دیگران این است که چه چیزی سبب تعالی و پیشرفت او در عرصههای مختلف زندگی میشود؟ و چه عواملی در پیشرفت انسانهای بزرگ تاریخ دخالت داشته است؟ تا اونیز با به کار بستن تجربیات انسانهای موفق به درجاتی از کمال و تعالی دست یابد؟ پرسش هایی از این قبیل در طول تاریخ بشر ذهن او را به خود مشغول داشته، تا جایی که دانشمندان بسیاری برای پاسخگویی به این پرسش، دست به کار تألیف و تحقیق شدند و هر کدام بنا به سلیقه خود با به جا گذاشتن آثاری راههای زیادی را فراروی انسان نهادهاند. اما بهترین پاسخها به این پرسش در ادیان الهی و سخنان حاملان وحی آسمانی یافت میشود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از نهج البلاغه که آیینهای از فروغ اندیشههای والای امام علی(ع) میباشد، راهکارهای مفیدی را فراروی انسانهای جویای کمال قرار دهد؛ چنانکه در مقاله دوم )آسیبشناسی کرامت انسان( سعی شده است چالشهایی را که فراروی کرامت انسان قرار دارد بررسی نموده و معرفی نماید. بدان امید که خواننده گرامی با استفاده از فرهنگ انسانساز اسلام و سخنان ارزنده امام علی(ع) گامهای مفیدی به سوی کرامت و تعالی انسانی بردارند.
تکنولوژی یکی از مهمترین عوامل در تولید تمام صنایع، همین طور صنعت مهندسی هر کشوری است. توسعه ی تکنولوژی بومی و همزمان استفاده از تکنولوژی وارداتی پیشرفته اهمیت به سزایی دارد. هدف این مقاله بررسی رابطه بین تولید و مدیریت تکنولوژی یک کمال مطلوب برای بهبودی کیفیت محصولات و کاهش هزینه ی تولید و توسعه ی صنعت مهندسی در هندوستان است. اطلاعات جمع آوری شده برای سال های 1999- 1989 به وسیله ی پرسشنامه ها و مصاحبه ی رو در رو و منابع وابسته است. دستاوردهای تحقیق نشان دهنده ی مشکل اصلی، تحقیق و توسعه ی منابع انسانی و تکنولوژی وارداتی است. سرانجام برای حل این مشکلات صنایع مهندسی هندوستان نیازمند تحقیق و توسعه ی تکنولوژی خود در صنعت برای ترقی و پیشرفت تکنولوژی که وارد کرده اند هستند و بایستی دولت و بخش خصوصی تلاشی مشترک نمایند و در مورد مشکل توسعه ی منابع انسانی همچنان که صنایع با وارد کردن تکنولوژی، تکنولوژی خود را توسعه می بخشند، نیروی انسانی موجود آموزش به روش صحیح برای به کارگیری تکنولوژی وارد شده نیاز دارد.
هنرهای بصری ابزاری است که کودک با آن تجارب خود، واقعی و خیالی، را سامان و شکل و نظم میبخشد؛ و در نتیجه، خود و محیطش را بهتر میشناسد. در کل، فعالیت هنری توان آفرینش و درک معنی را در کودک افزایش میدهد. توجه جدی به هنر کودکان از اواخر قرن نوزدهم میلادی آغاز شد و شامل این گرایشها بود: بررسی مراحل رشد کودک؛ تساهل در روش تربیتی؛ مرتبط دانستن هنر با امیال ناخودآگاه؛ تبدیل نوآوری و بیان به ارزشهای مشخص هنری. در اواخر نیمة اول قرن بیستم، این گرایشها در اثر لونفلد جمع آمد. او خود در این اثر چند پیشنهاد داد: آزاد گذاشتن کودک در فعالیت هنری و مداخلهنکردن معلم در آن؛ در نظر گرفتن توالی مراحل رشد؛ هدف قراردادن سلامت ذهنی و خلاقیت در آموزش هنر در مدارس. امروزه یافتههای روانشناسی رشد ضعفهای آراءِ لونفلد را آشکار ساخته است. نمادسازی، که از روشهای خلق معناست، در هنر سه ویژگی مهم دارد: روش طراحی نماد به اندازة شیء یا واقعة مورد اشاره مهم است؛ مضمون عاطفی مورد توجه آگاهانة هنرمند و مخاطب اثر هنری است؛ مضمون عاطفی و قالب در اثر هنری یکی میشوند. از این رو، هنر کارکرد روانشناختی خاصی دارد؛ گرفتن معنا و شکلبخشیدن به آن، یعنی پیوندزدن فکر و احساس. در ساختن هر نماد سه دانش دخیل است: دانش نمادپرداز از مادّه و ابزار، از مدلول، از وجوه هماهنگی در بین آنها. پس لازمة درک هر نماد و چگونگی نمادسازی کودکان بررسی سه مؤلفة مذکور است. تحقیقات مربوط به مؤلفههای نمادسازی در آثار هنری کودکان را میتوان در چند دسته قرار داد: شناخت ویژگیهای مواد و ابزارها: خواص فیزیکی و دیداری؛ آفرینش نمادهای دیداری: وجوه تشابه بیانی و عینی؛ تصورات از مدلول؛ فرایندهای بنیادی، فرایندهای تولید، وضع عاطفی؛ واکنش کودکان به آثار هنری.
هنرهای سنتی ایران ، در عین تنوع در صورت ، از یک معنا سخن می گویند و به مفاهیمی مشترک دلالت دارند ؛ و اینها آمیزه ای است از باورهای ایرانی و اسلامی . یکی از این مفاهیم و معانی ، و شاید مهمترین آنها ، سلسله مراتبی بودن حقیقت است ، که برترین مرتبه آن ، نور مقوم هستی ، در بهشت حاضر است . بعضی از مفاهیم و عناصر مربوط به بهشت بدین شرح است : پلی که برگزیدگان با گذر از آن به بهشت می رسند (چینوت پل ، پل صراط) ؛ سلسله مراتبی بودن خود بهشت ؛ درخت زندگی ؛ که در بهشت قرار دارد (هوم سفید ، گوکرن ، درخت مبارک زیتون ، درخت طوبی) ؛ راههای ورود به بهشت و نهرهای آن...
" این مقاله تلاش مى کند ضمن طرح نظریه ها و دیدگاه هاى مربوط به شکل گیرى و پیشبرد جامعه اطلاعاتى و شرایط جدیدى که اطلاعاتى شدن فرهنگ، اقتصاد و سیاست در عرصه جهانى پدید آورده است به ارزیابى نقش و عملکرد رسانه هاى نوین بپردازد و نحوه تعامل و رقابت آنها را با رسانه هاى سنتى، مورد بررسى قرار دهد. ادعاى اصلى مقاله، آن است که بر خلاف تصور شیفتگان موج جدید رسانه اى، چالش میان دو نسل رسانه اى مزبور، به حذف رسانه هاى سنتى و جایگزینى رسانه هاى نوین که دستاورد تکنولوژزى هاى جدید ارتباطى و اطلاعاتى هستند، منجر نخواهد شد.
تاکید مقاله بر آن است که جامعه اطلاعاتى، بیش از هر چیز، تحولى شگرفت در زمینه ابزارها و امکانات ارتباطى و اطلاع رسانى ایجاد کرده که حامل فرصت ها و تهدیدهایى براى رسانه هاى همگانى و وضعیت کنونى جوامع در حال گذار از جمله ایران است و بر این اساس هیچ یک از دو رویکرد شیفتگى یا دفع در قبال تکنولوژى هاى نوین ارتباطى، نه مطلوب است و نه منطقى. بنابراین رسانه هاى سنتى پیش از آنکه راه حذف را بپیمایند، تحول نقش ها و کارکردها را تجربه خواهند کرد و در این مسیر از دستاوردهاى تکنولوژى هاى جدید، بهره خواهند گرفت. تکنولوژى کامپیوتر و اینترنت مى تواند براى روزنامه نگاران تا حدى، استقلال سیاسى و اقتصادى در وراى فشارهاى حرفه اى در آغاز هزاره سوم به همراه بیاورد. اینترنت، هم زمان بررسى ها و تحقیقات را براى روزنامه نگاران حرفه اى کاهش مى دهد و هم مکان و فاصله را کوچک و کوتاه مى سازد و به همین دلیل پیگیرى و تعقیب مسائل و دستیابى به افراد مورد نظر را براى آنها آسان تر مى سازد و محدودیت هاى سیاسى را کمرنگ تر مى کند. بنابراین اگر به دستاوردهاى رسانه هاى نوین به عنوان فرصت نگریسته مى شود مى توان از ظرفیت آنها در جهت پیشبرد امر توسعه و تامین عدالت اطلاعاتى و کاهش شکاف هاى معرفتى بهره جست و رسانه را در مسیر انسانى تر کردن شرایط زیست بشر به کار گرفت.
"
رشد جمعیت در پنجاه سال اخیر، بشر را با مشکلات پیچیده ای روبرو کرده است. نیاز به کالاهای مختلف مصرفی و استفاده از روشهای نامناسب برای تولید آنها و همچنین، ضایعات و پسمانده های ناشی از کالاها و خدمات مصرفی مختلف باعث شده است تا پدیده های نامطلوب مختلفی گریبانگیر محیط زیست شود. بسیاری از مباحث و راه حلهای اندیشیده شده بنا به دلایل مختلف ناکام مانده است و بشر همچنان در تکاپوی راه حل مناسب به سر می برد. آنچه اندیشیده و مقبول افتاده است، راه حل مبتنی بر ....