تاکنون از منظرهای گوناگونی به مساله هویت نگریسته شده و جنبه های مختلف آن از توضیح و تبیین گرفته تا بررسی رابطه آن با متغیرهای دیگر و بالعکس مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است. اما دیدگاه های جدید در حوزه های مختلف علوم اجتماعی، به طرح مسایلی پرداخته اند که تجدید نظر اساسی در همه علوم و مفاهیم را سبب گشته اند. از جمله این نوآوری ها در دهه های اخیر، بررسی رابطه میان معرفت با مفاهیمی چون قدرت است که خود زمینه ساز طرح مسایل مختلفی گردیده که می توان از آن به «انقلاب شناختی» تعبیر نمود. طرح مسایل جدید در حوزه معرفت، گرچه تاثیر خویش را بر شاخه های مختلف دانش می گذارد اما می توان از چنین دستاوردی در خصوص هویت نیز استفاده نمود و به یکی از معماهای آن یعنی نحوه ظهور هویت در شکل واحد و یکپارچه و یا چندگانه و متکثر پرداخت. در این باره گرچه نمی توان پاسخ صریحی ارایه نمود اما رابطه میان معرفت یا ساختار دانش با هویت، زمینه ساز اصلی ظهور هویت در اشکال فوق بوده که بررسی آن با توجه به دیدگاه های جدید ممکن خواهد بود.
در این مقاله کوشش خواهد شد با کاوش در اندیشه های 6 اندیشمند، رابطه چند مفهوم پایه ای در عرصه اندیشه سیاسی و نظریه بین المللی مورد بررسی قرار گیرد. کوشش ما بر این است دریابیم آیا برداشت خاص اندیشمندان از جامعه مدنی و دولت، به گونه خاصی از نظریه بین المللی می انجامد؟ آنچه به عنوان فرضیه در این بحث مورد نظر قرار گرفته این است که کل گرایی در تعریف از جامعه مدنی و دولت و اصالت بخشیدن به کلیت جامعه در مقابل حقوق افراد بشر، به نوعی نگرش ستیزه جویانه در عرصه روابط خارجی می انجامد و فردگرایی و اصالت بخشیدن به فرد در تعریف جامعه مدنی و دولت، به نوعی بینش مسالمت جویانه در حیطه روابط جهانی منجر خواهد شد. در گروه اول از نظریه پردازان، اندیشه های هگل، مارکس و گرامشی به عنوان نمونه برگزیده شده و مورد تحلیل قرار خواهند گرفت. در گروه دوم، نظریه لاک، کانت و پوپر در زمینه موضوع مقاله بررسی خواهند شد. این بررسی، نوعی سنخ شناسی نیز خواهد بود که می تواند روابط میان مفاهیم و معانی مختلف در درون یک نظریه با فلسفه سیاسی را نشان دهد و بر ما آشکار سازد که گونه های متفاوت اندیشه چگونه می توانند زمینه ساز نگرش ها و عملکردها در عرصه سیاست خارجی باشند
در این مقاله مفهوم با اهمیت امنیت و عوامل موجده و ابعاد مختلف آن در کتاب روضه الانوار بررسی شده است و با این منظر ضمن نگرش دقیق تر به زوایای اندیشه و تبیین نحله تفکر سیاسی محقق سبزواری، با وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر صفوی و نوع تاملات و اندیشه ورزی در عرصه سیاست و حکومت آن دوران آشنایی بیشتری صورت پذیرفته است.امنیت در منظومه فکری محقق سبزواری جایگاهی محوری، والا و تامل ورزانه ای داشته است. وی به هیچ وجه طرفدار تغلب و استبداد نبوده و برعکس، نفی تغلب را از عوامل موجده امنیت به شمار می آورده است. او بر مبنای نظریه «سلطنت مشروعه» و رویکرد مسالمت جویانه، همکاری با حکام صفوی را پیشه نمود تا امنیت و بقای تشیع و پیروان خود را تضمین کند، اما برخلاف اهل سنت، این همکاری ها غالبا ماهیتی مستعجل و موقت داشته و به حکم ضرورت مبتنی بر شریعت بوده است. آرا محقق به نحو بارزی از نهج البلاغه تاثیر پذیرفته و راه کارهای تامین امنیت از نظر وی بسیار نوین، متنوع و فراتر از زمان خویش بوده است.
اندیشه تحقیقات گسترده و پهنانگر که تمام کشورهای جهان را زیر پوشش خود قرار دهد، همواره برای تحلیل گران و پژوهش گران علوم اجتماعی هدفی جالب توجه و گیرا بوده است. دلیل اصلی آن این است که چون دانشمندان و نظریه پردازان در جامعه شناسی کلان، گزاره های تئوریکی شان را در سطح کل جوامع مطرح نموده اند، بررسی و آزمون اعتبار این نوع گزاره ها نیز در همین سطح ممکن و انجام پذیر خواهد بود و الزام روشی ایجاب می کند که پژوهش گر، خود را تنها محدود به بررسی چند جامعه خاصی نکند که برای مدعای نظری اش حمایت تجربی فراهم می نماید. وارسی و آزمون مناسب این نوع قضایای عام تئوریک اقتضا دارد که وی کلیه جوامعی (یا حداقل نمونه ای معرف یا کافی از آنها) را که مشمول این گزاره تئوریکی می شوند مورد بررسی قرار دهد.
به کسانی که همسر خود را بر اثر فوت از دست داده اند بیوه اطلاق می شود. بیوگی یکی از وضعیت های چهارگانه زناشویی منعکس در نشریات سرشماری است. از آنجایی که احتمال ازدواج مجدد پس از فوت همسر برای کمتر از مردان است، بیوگی در مورد زنان نمود بارزتری پیدا می کند. در این مقاله تلاش در جهت ارائه تصویری از ویژگی های جمعیت شناختی بیوه زنان و روند صورت گرفته است. روند تحولات ...
این مقاله در دو بخش تدوین شده است. در بخش اول، پس از بررسی تعاریف و مفاهیم خانوار و تغییر آن در منابع آماری، اثر این تغییر را در تعداد و بعد خانوار نشان داده و با اطلاع از آن به بررسی مشخصه های عمده خانوار در ایران پرداخته است و از آن میان، تعداد و نوع خانوار، میزان رشد خانوارهای معمولی در مقایسه با میزان رشد جمعیت آنها، ترکیب خانوار ...
در این مقاله، تغییرات خانواده در جامعه ایران را در جریان گذار جمعیتی، با تدارک یک رویکرد نظری مناسب، مطالعه کردیم. در رویکرد نظری تدارک دیده شده، اضافه بر شرایط و عوامل فعال در محل، عوامل بیرونی ناشی از جهانی شدن را هم بر تغییرات خانواده موثر گرفتیم. با توجه به این که گروه های اجتماعی مختلف در ایران، با پیش آمادگی های متفاوت، به طور ناهمزمان و به درجات متفاوت در معرض جوامع ...
"
خانوارها حلقه ارتباطی بین سطح بهره مندی اقتصادی اجتماعی و از جمله سرمایه انسانی یک نسل با نسل بعد محسوب می شوند. هدف از تحلیل اثر ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار بر احتمال ادامه تحصیل یا سطح برخورداری آموزشی فرزندان، شناخت میزان و جهت تاثیر عوامل مذکور است.
هدف از اجرای این طرح شناخت عوامل موثر بر تصمیم گیری افراد برای ورود به دوره های آموزش عالی در سطح خانوارهاست. مرحله اول این طرح در سال 1382 و با استفاده از داده های طرح آمارگیری از ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار در سال 1374 به اجرا درآمد. در این مرحله، از داده های جدید (سال 1381) استفاده شده و با توسعه مشاهدات، فرضیات مختلف از تاثیر ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار بر احتمال ادامه تحصیل فرزندان آزمون شده است. این مقاله به بیان نتایج طرح پژوهشی مذکور اختصاص دارد.
از مقایسه نتایج این مرحله با مرحله قبل می توان نتیجه گرفت که تاثیر سطح تحصیلات والدین یا سرمایه انسانی نسل قبل بارزتر و معنی دارتر شده است؛ به عبارت دیگر، در طی سالهای اخیر تاثیر تحصیلات دانشگاهی والدین بر نگرش فرزندان نسبت به وجهه اجتماعی و احتمالا چشم انداز اقتصادی تحصیلات عالی بیشتر شده است. این نکته اهمیت بارز انتقال سرمایه بین نسلی و لزوم توجه به توسعه آموزش برای نگهداشت سطح سرمایه انسانی نسلهای آتی را نشان می دهد.
در هر دو مرحله تاثیر معنی دار وضعیت اقتصادی خانوار را می توان تشخیص داد و نتایج دو مرحله در خصوص میزان و جهت تاثیر متغیرهای جنسیت و سن افراد و تعداد اعضای خانوار کاملا مشابه و پایدار است؛ به عبارت دیگر، همچنان احتمال ادامه تحصیل فرزندان پسر کمتر و احتمال ادامه تحصیل فرد در سنین بالاتر بیشتر است.
"