ارنست یونگر، نویسنده ادبیات جنگ در دهه بیست و ایدئولوگ نئوناسیونالیسم، با نوشتن کتاب قلب ماجراجویانه در سال 1929 نشانه هایی از دوره جدید فعالیت ادبی خود به نام جهان اندیشه ها را ارایه داده است، اما این بدان معنی نیست که او دیگر مسایل سیاسی روز را مورد بررسی قرار ندهد. وی اگرچه در آغاز دهه سی در صدد این بود که از نگارش ادبیات جنگ در خدمت نئوناسیونالسم خودداری کند، ولی کتاب کارگر، نوشته شده در سال 1932، همچنان بیانگر تردید او طی یک مسیر ادبی جدید است. این نکته در کتاب برگ ها و سنگ ها نیز که در سال 1334 منتشر شده و در آن نه فقط دیدگاه های ادبی، بلکه مسائل سیاسی نیز مورد بحث قرار گرفته اند، هویدا است. انتشار رمان بازی های آفریقایی در سال 1936، نشان دهنده عقب نشینی کامل ارنست یونگر از ادبیات جنگ است. او سرانجام با کتاب بر فراز صخره های مرمر در سال 1939، شیوه ای جدید در آثار ادبی خود برمی گزیند و مبارزه ای سمبلیک علیه خشونت، دیکتاتوری، آنارشیسم و اقدامات جنایتکارانه سردمداران رایش سوم ارایه می دهد. البته نباید از نظر دور داشت که این مبارزه در نزد نویسنده در لفافه و در قالب فرار به طبیعت روی می دهد.
پتر هاندکه (Peter Handke) نویسنده، شاعر و منتقد اتریشی که در بدو ورود به دنیای نویسندگی، به علت انتقاد علنی از ناتوانی دیگر نویسندگان هم زبان در زمینه توصیف، از شهرت زیادی برخوردار شد، به خاطر قدرت کلام، از نظریه پردازان ادبی به شمار رفته و تعدادی از آثار او، به علت پرداختن به زبان و کلام، به نمایشنامه های گفتاری (Sprechstücke) شناخته شده اند. نخستین علت این است که هر آنچه در آن ها رخ می دهد، چیزی جز بازی با واژه و کلام نیست. ایجاد پیوستگی در نوشتار، از قواعد عام و خاصی پیروی می کند که یافتن این قواعد در آثار نویسندگانی نظیر هاندکه، به این علت که در آنها زبان و کلام محور اثر قرار می گیرند و نه واقعه یا حادثه، به راحتی امکان پذیر نیست. از جمله ابزار ایجاد پیوستگی در نوشتار، بازپس نگری، محوسازی و استفاده مناسب از آنها در ایجاد روال منطقی جریان داستان است که از اهمیت خاصی برخوردار است.
فابل یا آنچه در زبان فارسی حکایت حیوانات نامیده می شود، نمونه ای از انواع آثار ادبی است که در طی سده ها همچون جهانگردی کره زمین را پیموده، به دفعات بازنویسی گردیده و آثار مشابهی به تقلید از آن سروده شده اند چه به زبان اصلی و چه دیگر زبان های دنیا. یک نمونه از این آثار کلیله و دمنه است، که نمونه ادبیات جهانی می باشد. این مجموعه حکایات، به اروپا نیز راه یافت، جایی که با استقبال بزرگی روبرو و به زبان های گوناگون اروپایی ترجمه شد. اما در زبان فارسی هم به عنوان الگو و اساس بسیاری از آثار ادبی بکار گرفته می شود. برای نمونه می توان از شاعر نامدار ایرانی مولانا جلال الدین رومی نام برد که تعدادی از حکایت های کلیله و دمنه را بر گرفته و در نقش تمثیل در مثنوی به کار برده است. در این مقاله، مقایسه کوتاهی میان حکایت های برگرفته از کلیله و دمنه و باز سروده های مولانا صورت می گیرد و همچنین حکایت های مشابهی از فابل نویسان آلمانی دوره روشنگری معرفی می گردد.