توسعه سریع و اعجاب انگیز فن آوری های ارتباطات و اطلاعات و گرایش عمومی محیط رقابتی به سمت دانش و مدیریت اثربخش آن سبب شده که دانش و یادگیری جمعی به عنوان تنها مزیت رقابتی پایدار مورد توجه روزافزون قرار گیرد. بنابراین سازمان هایی در جهان متحول و پیچیده قرن حاضر موفق خواهند بود که بتوانند فرایند یادگیری، کسب، حفظ و توسعه دانش را با موفقیت پیاده سازی کنند. از این رو هدف اصلی این مقاله شناسایی عوامل توفیق و ارائه الگویی برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش با استفاده از روش تحلیل عاملی در بانک صادرات ایران می باشد. جهت دستیابی به این منظور ابتدا عوامل توفیق مدیریت دانش شناسایی، سپس پرسشنامه با 63 گویه طراحی شد و در 130 شعبه بانک صادرات به صورت تصادفی توزیع و توسط مدیران بانک تکمیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل توفیق مدیریت دانش به ترتیب، جهت گیری راهبردی مبتنی بر دانایی و توسعه فرهنگ نوآوری، گرایش به سوی توسعه، انتقال و حمایت از دانش و توسعه شایستگی ها و مدیریت شایسته محور است. همچنین در بانک صادرات ایران جهت گیری راهبردی مبتنی بر دانایی و توسعه فرهنگ نوآوری بیشترین تاثیر را بر توفیق مدیریت دانش دارد.
ابن سینا با آن که به تمایز میان «جهت حمل» و «جهت سور» تصریح کرده است، در عمل، تنها به جهت حمل و تقسیمات آن پرداخته و از جهت سور و اهمیت آن در فلسفه اسلامی غافل مانده است. یکی از کاربردهای جهت سور، حمل نوع بر جنس است. به نظر ابن سینا، در گزاره «حیوان انسان است» اگر نظر به افراد حیوان باشد، جهت گزاره جهت ضرورت یا امتناع خواهد بود، اما اگر نظر به حقیقت و ماهیت حیوان باشد، جهت آن امکان است. گزاره دال بر امکان حمل نوع بر جنس (مانند «حیوان انسان است به امکان») گزاره ای است که در منطق قدیم نامی برای آن وضع نشده است و از این رو، آن را «گزاره ماهوی» می نامیم. گزاره ماهوی در قالب هیچ یک از تقسیم بندی های رایج منطق قدیم نمی گنجد؛ زیرا این گزاره نه شخصیه است، نه طبیعیه، نه مهمله و نه محصوره، چنان که نه حمل اولی است و نه حمل شایع. راز بیرون ماندن گزاره ماهوی از تقسیم بندی های رایج این است که این تقسیم بندی ها تنها برای گزاره های مطلقه و گزاره های موجهه به «جهت حمل» هستند در حالی که گزاره ماهوی را اصولا نمی توان جهت حمل دانست، بلکه باید آن را «جهت سور» به شمار آورد.
قاعده «بسیط الحقیقه»، از قواعد کلیدی در فلسفه صدرایی است. پردازش این مطلب به عنوان یک قاعده محوری و موثر، و تبیین تفصیلی آن از ابتکارات صدرالمتالهین است. در میان فیلسوفان پیشین، تنها می توان از فلوطین به عنوان طرح کننده این قاعده نام برد که البته تبیین ها و استدلال های وی، از نظر کمیت و قوت فلسفی، به پای تبیین های صدرا نمی رسد. در مکتب صدرایی دو ساحت مختلف برای این قاعده مطرح شده است: ساحت کثرت در وحدت و ساحت وحدت در کثرت. فیلسوفان صدرایی در مورد معنای مقبولِ ساحت کثرت در وحدت و مشمول بودن این ساحت در حیطه این قاعده اتفاق نظر دارند؛ اما آنها در بابِ مفهوم مورد پذیرش ساحت وحدت در کثرت و شمول محدوده قاعده نسبت به این ساحت اختلاف نظر دارند.
هزینه سرمایه حداقل نرخ بازده ای است که کسب آن برای حفظ ارزش بازار شرکت الزامی است. هزینه سرمایه به عنوان عامل اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با سرمایه گذاری، بودجه بندی سر مایه ای، مدیریت سرمایه در گردش، استقرار ساختار بهینه مالی، کمک به اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت از طریق کمک به تنزیل جریانهای نقدی مورد توجه قرار می گیرد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی اثر برخی نسبتهای مالی و عمر شرکت بر هزینه سرمایه شرکت ها در صنایع مختلف می باشد.برای انجام تحقیق 18 صنعت فعال در قلمرو زمانی تحقیق (1386-1382) را به 8 صنعت دسته بندی مجدد نمودیم سپس نمونه ای متشکل از 61 شر کت از 8 صنعت تلفیق شده با روش کوکران انتخاب گردید. روش آماری مورد استفاده اجرای الگوی رگرسیون چندگانه با بهره گیری از روش حداقل مربعات تلفیقی (pls) بود برای بررسی نقش نوع صنعت در تحقیق از متغیر مجازی و با استفاده از روش گام به گام بهره بردیم. در این تحقیق از متغیر تاخیری هزینه سرمایه برای بیان آثار تاخیری آن نیز استفاده کردیم. نتایج حاکی از تاثیر نسبتهای بدهی های بلند مدت / حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهیهای بلند مدت / کل سرمایه گذاری، رشد خالص دارایی های ثابت و سن شرکت و هزینه سرمایه دوره قبل شرکت بر هزینه سرمایه دوره جاری شرکت می باشد.
شکلگیری و تدوین راهبرد بازاریابی نیازمند شناختی است که از وضعیت بازار و توانمندیهای سازمانها ایجاد میشود. بنابراین، تدوین راهبرد بازاریابی باید بر اساس همخوانی با توانمندیهای درونی و وضعیت بازار(هم خوانی بیرونی) باشد. این پژوهش به تعیین روابط میان متغیرهایی نظیر: قوّت راهبرد بازاریابی و همخوانی درونی و بیرونی می پردازد و با توجه به این که عوامل مؤثر بین متغیرهای مذکور را در سطح سازمانها بررسی میکند، یک پژوهش بنیادی به شمار میرود. همچنین از نظر نحوة گردآوری دادهها، این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکتهایی است که خدمات اینترنتی را در کشور عرضه میکنند. از آن جا که این تحقیق به صورت کمّی به بررسی رابطه میان متغیرها می پردازد، نتایج آن قابل تعمیم به کل جامعه هستند. با توجه به داده های گردآوری شده از 87 نمونه آماری، می توان گفت که همخوانی درونی و بیرونی و قوّت بازاریابی، با هم ارتباط متقابل دارند و وجود یکی از آنها در سازمان، احتمال وقوع دیگری را افزایش میدهد. هنگامی که همخوانی بیرونی در سازمان وجود داشته باشد، میتواند به عنوان نمایندهای از وجود همخوانی درونی باشد و احتمال افزایش قوّت راهبرد بازاریابی را در پی خواهد داشت.
با ورود رسانه های جدید و جذب مخاطبان بیشتر توسط آن ها تلویزیون در خطر از دست دادن سهم خود از بازار آگهی ها است. یکی از مهم ترین دلایل این کاهش عدم وجود سنجه هایی برای اندازه گیری میزان تاثیرگذاری آگهی هاست که ازطریق آن آگهی دهندگان بتوانند اثربخشی آگهی خود را ارزیابی کنند و برنامه ریزی بهتری انجام دهند، در حالی که رقیب آن یعنی رسانه های نوین اطلاعات بسیار جزیی و مفصلی از واکنش های مشتریان نسبت به تبلیغات در اختیار آگهی دهندگان قرار می دهند. با توجه به تقاضای آگهی دهندگان برای اندازه گیری دقیق تاثیر تبلیغات، مدیران تلویزیون برای حفظ و افزایش سهم خود از بازار آگهی ها باید به دنبال ابزارهای جدیدتری برای اندازه گیری تاثیر تبلیغات باشند. مقاله ی حاضر با بررسی ادبیات موضوع و رویکرد تحلیل محتوا و نیز استفاده از نظرهای خبرگان، با طرح شش شاخص عمده، سنجه هایی را مطرح می کند که عبارتند از رتبه بندی تبلیغات، درگیر سازی، تماشای کل، فعالیت های انتخابگری، مشارکت مخاطب، تاثیر فروش و سنجه های عملیاتی مربوط به هریک. در پایان پیشنهادهایی برای مدیران اقتصادی تلویزیون و به ویژه رسانه ملی بیان می کند که منجر به افزایش توجه آگهی دهندگان و کارآمدتر نمودن سازوکار جلب آگهی آنان می شود.
از مشکلات مهم صنعت عدم رقابت پذیری است. یکی از ارکان این مشکل، نبود رویکرد مشخص رقابت پذیری است. این پژوهش در حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران انجام شده است. برای اندازه گیری توان رقابتی حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، ابتدا مدلی مفهومی توسعه داده شده است که سه حوزه ی اصلی دارد. سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاریافته این مدل با چندبار اصلاح و تعدیل به تایید رسید. سپس با استفاده از مدل سازی شبکه های بیزین، دوباره مورد بررسی قرار گرفته و تایید شد. سپس براساس دانش ایجاد شده توسط دو تکنیک فوق، یک سیستم فازی طراحی شد. در ادامه داده های مربوط به حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران (شرکت فناوران و زاگرس) گردآوری شده و توسط سیستم فازی تحلیل شده است. طبق نتایج از این کار پژوهشی، مشخص شد، توان رقابتی شرکت صنایع پتروشیمی ایران وابسته به منابع است. به عبارت دیگر رویکرد این شرکت رویکرد مبتنی بر منابع ورودی بنگاه است.
نتایج پژوهش های گوناگون نشان داده است، سازمان های جهان تراز در مواجه با چالش های قرن بیست و یکم عملکرد بهتری داشته و احتمال بقای آن ها بیشتر است. از این رو سازمان های ایرانی نیز باید این ویژگی را در خود پرورش دهند. بسیاری از صاحبنظران معتقدند برای رسیدن به جهان ترازی، مهم ترین مسئله بازاریابی بوده و هر سازمانی ناگزیر است خود را در رابطه با بازاریابی جهان ترازمورد ارزیابی قرارداده و جایگاه خود را مشخص کند. بر این اساس پژوهش حاضر سعی در ارایه پاسخ به این سؤال دارد که الگوی مناسب بازاریابی جهان تراز برای سازمان های ایرانی چیست؟ پژوهش حاضر از نظر ماهیت کاربردی بوده و با هدف تبیینی (تبیین الگوی بازاریابی جهان تراز مناسب سازمان های ایرانی و تعیین روابط همبستگی میان عناصر الگو) انجام شده است. بدین منظور ابتدا اقدام به مطالعهی تطبیقی مبانی نظری جهان ترازی و شناسایی زمینه های محیطی در کشورهای دارنده و فاقد سازمان جهان تراز شده است.
در مرحله دوم با استفاده از پژوهش کیفی، به صورت میدانی، پیمایشی در زمینه اجزای الگوی اولیه بر روی 52 نفر از خبرگان جامعهی ایران صورت گرفت و از طریق مصاحبه، روش دلفی و آزمون های آماری t استیودنت، U من ویتنی و فای کرامر الگوی نهایی بازاریابی جهان تراز مناسب سازمان های ایرانی تبیین شده است.
در این نوشته تلاش شده است به بخش هایی از اشکالات موجود در کتاب خردنامه، دوگانگی سبک نگارش کتاب که ظاهراً مربوط به قرن ششم است و هویت مؤلف آن نامشخص است، پاسخ داده شود. این پاسخ ها مبتنی بر استنباط های سبکی کتاب مذکور و شناسایی و معرفی زمان و موقعیت کسانی است که از ایشان در این کتاب نام برده شده است. برای شناسایی این افراد، از کتاب های تاریخی و منابع معتبر نزدیک به زمان تحریر خردنامه و نگارش رساله های پایانی این مجموعه استفاده شده است
فلز و آتش و آب در اساطیر و باورهای ایرانیان، همواره رمز پاکی و قداست بوده است. اسرارآمیزی این سه گوهر در نزد پیشینیان، سبب شده است تا کم کم، هاله های اسطوره ای بسیاری گرد آن ها را فرا بگیرد. چندلایگی و انباشتگی این هاله ها، ویژگی و کارکردهای گوناگونی به آن داده است؛ اما این گوناگونی ها جنبه ی ظاهری دارند. در این نوشتار، سعی شده است تا با کنار زدن گوناگونی های ناپایدار و فراتر رفتن از جنبه های ظاهری، ویژگی ها، کارکردها و خویشکاری های مشترک فلز و آب و آتش و نیز پیوند آن ها با جاودانگی و مفاهیم دیگر، آشکار شود.