هر نظام تعلیم و تربیت دارای عناصر و مؤلفه هایی است که کیفیت و کمّیت آنها، بر پایه مبانی شناختی هر نظام مشخص میشود. یکی از این عناصر زیربنایی، برنامه درسی است که هدف گذاری آن بر پایه اصول فلسفی، علمی، جامعه شناختی و... صورت میگیرد. کارآمدی نهایی برنامه درسی هم از طریق صحت و استحکام مبانی شناختی آن، تأمین میشود. از این رو، برنامه ریزان باید در رجوع خود به مؤلفه های معرفت شناختی، از جامعیت و صحت آنها مطمئن بوده و سپس جهت دهی محتوای برنامه را بر این اساس تنظیم نمایند.
هدف این مقاله، نگاهی به نظریات فلسفی و دینی علّامه طباطبائی و برخورداری از رویکردی تحلیلی ـ توصیفی، زمینه را برای تشکیل چنین زیربنای شناختی فراهم نماید تا از این طریق بتواند به برخی از سرفصل های مهم در زمینه برنامه درسی کارآمد دست یابد. با توجه به مطالعات انجام شده، میتوان گفت چهار عنوان اصلی: مختصات و ویژگیهای برنامه درسی، شعب علم، محتوای علم و آسیب شناسی علم با نگاه به نظریات علّامه طباطبائی در این زمینه، مورد توجه میباشند که در مقاله به ویژگیها و ضرورت های هریک اشاره شده است.
در آموزه های دینی بر این نکته تأکید شده است که انسان باید دارای خوف و رجاء و برخوردار از همتی بلند برای گفت وگو با خدای متعال باشد. این مقام در گرو درک این معناست که خدای متعال واجد همه کمالات است و انسان موجودی است که در جوار رحمت الاهی قرار گرفته و از نعمات مادی و معنوی او متنعم است. انسان های با همت بالا، همواره در پی قرب الاهی و همجواری با معبود سرمدی هستند. هرچند انسان ها هرگز نمیتوانند حقایق متعالی را درک کنند، اما همواره باید تلاش کنند با اعمال و رفتار نیک و مرضی الاهی، خود را به جوار قرب الاهی نزدیک و نزدیکتر سازند. این مهم، در گرو درک عظمت الاهی و شناخت نقص و کاستیهایی در ظرفیت وجودی خویش است.
چالش رسانه های مدرن، مثل تلویزیون، با دین همواره مطرح بوده است. پس از انقلاب اسلامی ایران، این چالش ها دلمشغولیهای فراوانی را برای پژوهشگران این عرصه ایجاد کرد. در چند سال گذشته، تلاش زیادی برای برطرف کردن این چالش ها به عمل آمد، ولی هنوز اختلافات اساسی در این حوزه، بخصوص در میان پژوهشگران حوزه دین و رسانه و ارتباطات مطرح است.
این مقاله با رویکرد تحلیلی، پس از تعریف دین و بیان ویژگیها و کارکردهای تلویزیون، به سه نظریه معروف در این زمینه، یعنی نظریه ابزارگرایانه، ذات گرایانه و تعامل گرایانه پرداخته و چالش های اساسی در این حوزه را مطرح و در پایان، نیز راهکارهایی را ارائه داده است.
دستیابی به علوم انسانی اسلامی در مهندسی تمدن اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تحلیل «اسلامیت»ِ علوم انسانی با رویکردهای مختلفی قابل پیگیری است. رویکرد این مقاله، تحلیل بر اساس «منطق و متدلوژی علمی» است. برخلاف دیدگاه های رایج در فلسفة موجود، که نقش آفرینی دین را تنها در مرحلة گردآوری، آن هم به صورت ضعیف و غیرقاعده مند مطرح میکنند، این مقاله در پی اثبات این معناست که دین در مرحلة تولید و آزمون نظریه نیز تأثیرگذار است. دین در مرحلة تولید نظریه، هم از طریق تأثیرگذاری بر مبانی علوم و هم از راه ارائة اصول موضوعة برگرفته از متون دینی، بر شکل گیری علوم انسانی اسلامی تأثیر مینهد. در مرحلة آزمون هم، صرف تجربه پذیری و کارآمدی ملاک صحت یک نظریه نیست، بلکه کارآمدی در جهت ملاک صحت یک نظریه است. ازاین رو، علوم انسانی اسلامی میبایست بستر رشد و تقرب به ساحت ربوبی را فراهم سازند.
حقیقت سلوک یا عرفان عملی، نوعی حرکت باطنی و گذر از مقاطع نسبی و در نهایت وصول، اتصال و فنای در حق تعالی با معنای درست آن است. از جمله پرسش هایی که ذهن را به خود مشغول میدارد، این است که آیا چنین معنایی را میتوان از آموزه های دینی و تعلیمات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) استفاده کرد. این معنا از سویی، سطح عمیق تری از برداشت دینی را آشکار میسازد و از سوی دیگر، میتواند آغاز بر مطالعات گسترده تر و فنی در این زمینه باشد. بیتردید پیگیری این مسیر، افزون بر آنکه تقارب فضای حاکم بر عرفان عملی اسلامی با آموزه های دینی و مکتب اهل بیت(ع) را اثبات میکند، میتواند منجر به پدید آمدن آثار ارزشمندی در علم سلوک و عرفان عملی باشد.
عرف، پدیده ای نیست که با پیدایش اسلام کشف شده باشد، بلکه همان روش و سلوک مستمر میان مردم است که فقه و حقوق اسلام، در برخی موارد مُهر تأیید بر آن زده و بعضی را هم مردود دانسته است. با وجود این، از اسناد اصلی و کاربردی برای کشف مفاهیم و معانی، تلقّی میشود.
عرف از ابزارهایی است که مجتهد برای استنباط حکم شرعی استفاده میکند. نیز از پدیده های بحث برانگیز و متغیر فقه و حقوق شیعه و اهل سنت است که باعث تحول و دگرگونی در برخی موضوعات احکام و قوانین جامعه میشود. از این رو، فقیه برای به دست آوردن حکم یک پدیده عرفی، باید مسائل و شرایط مستحدث اجتماع را مورد دقت قرار دهد تا پویایی فقه شیعه محفوظ بماند.
این مقاله با روش کتابخانه ای و مراجعه به کتب فقهی و حقوقی توانسته است مباحث مهم عرف را تجزیه و تحلیل کند و ضرورت های آن را بازگو نماید. در نهایت نیز یافته است که در بعضی موارد عرف با سیره و عادت اشتباه گرفته میشود، اجتماع و عرف در هنگام افتاء کمتر مورد توجه قرار میگیرد. برخی مصادیق عرفی باید توسط مراجع بیان شوند تا مکلف سرگردان نماند. عرف ابزار و از ادلّه استنباط است نه منبع استنباط.
ارزشیابی توانمندی و عملکرد معلمان و تأثیر دوره های ضمن خدمت بر روی آنان، از جمله موضوعاتی است که مورد توجه نظریه پردازان و محققان عرصه تعلیم و تربیت قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی این موضوع در شهر بهشهر پرداخته است. در اجرای این تحقیق، از یک گروه آزمایش (معلمانی که در تمامی کارگاه های آموزشی برگزارشده طی دو سال گذشته شرکت داشته اند) و یک گروه کنترل (معلمانی که در کارگاه های آموزشی هرگز شرکت نکرده اند) استفاده شده است.
نتایج حاصل تحقیق نشان میدهد تفاوتی بین این دو گروه معلمان وجود ندارد و فرضیات تحقیق همگی رد شده اند؛ یعنی تفاوتی بین معلمان شرکتکننده در کارگاه ها و معلمانی که در کارگاه های آموزشی حضور نداشته اند، از نظر میزان توانمندی و ابعاد سه گانه آن (شیوه های تدریس، ارزشیابی و بررسی فعالیت های دانش آموزان) وجود نداشته است.
بیداری اسلامی به عنوان خیزش هویتی همراه با رویکرد تمدنی در قالب اسلام سیاسی، در تلاش است تا بار دیگر اوج شکوفایی تمدن اسلامی را تجربه نماید. اسلام سیاسی، گفتمانی است که حول مفهوم مرکزی «حکومت اسلامی» نظم یافته و دغدغه اصلی آن عبارت است از: بازسازی جامعه اسلامی مطابق با مبانی و اصول اسلامی. مواجهه مستقیم با فرهنگ و تمدن غرب، موجب فعال سازی این گفتمان شده و هدف آن را مرکزیت زدایی از گفتمان لیبرال در سطح جهانی و دفاع از اسلام در برابر تهاجم قدرت های استکباری تشکیل میدهد.
این تحقیق به بررسی محورهای تقابل دو گفتمان اسلام سیاسی و سکولاریسم در جوامع اسلامی میپردازد که با روش توصیفی ـ تحلیلی، با استفاده از منابع موجود و واقعیت های ملموس انجام گرفته است. مهم ترین یافته تحقیق این است که چالش و منازعات بین اسلام سیاسی و غرب از نوع تمدنی بوده و غرب برای مقابله با بیداری اسلامی، از ترویج سکولاریسم و نظام های سکولار در جوامع اسلامی بهره میگیرد.
در شرایطی که دولت های غربی به شدت بر روی اتهام تروریسم نسبت به دولت ایران پای می فشارند، اسناد و مدارک، از آن حکایت می کند که این کشورها به صورت سازمان دهی شده به حمایت از تروریسم دولتی بر ضد کشورهای اسلامی به ویژه دولت و ملت ایران اقدام نموده اند که نمونه اخیر آن ترور دانشمندان هستهای است که به طور قطع، در آن دست های پنهان موساد و سازمان جاسوسی آمریکا قابل رؤیت است.
در بسیاری از منابع تفسیری، تاریخی و روایی سنی و شیعه آمده است که رسول الله| از دوازده جانشین خود خبر داده و بنا به نقل «مسلم» در کتاب «صحیح»، عزت اسلام به این دوازده جانشین بستگی دارد. با وجود این اسناد، متکلمین اهل سنت به علل مختلف نخواسته اند مصادیق راستین ایشان را معرفی یا تایید کنند و تفسیرهای غیر منصفانه ای دراین باره ارائه نموده اند. در این مقاله، ضمن نقل برخی از اقوال اهل سنت و مقایسه آنها با یکدیگر، تعداد، نام و خصوصیات این جانشینان و مصادیق راستین آن، بررسی خواهد شد. نوشتار پیش رو، براساس منابع اهل سنت و نظریه اندیشمندان ایشان تدوین شده است.
بینش ها ی جدید و پیشرفت ها ی صورت گرفته در مطالعات مربوط به توسعة شهری و بررسی خدمات عمومی حاکی از توجه روز افزون به مسأله «ارزیابی تأثیر محلی» است. در این رویکرد، ضمن تأکید بر اهمیت مشارکت شهروندان در امور محلی، به ایجاد احساس تعلق ساکنان به محله نیز توجه می شود. این مقاله، ضمن معرفی بحث ارزیابی تأثیر محلی، به عنوان نوعی تحقیق ارزیابی، اهمیت این موضوع را برای برنامه ریزی و مدیریت محلی نشان می دهد و سپس نتایج پیمایش انجام گرفته در شهر اصفهان، در زمینة ارزیابی خدمات ارائه شدة شهرداری، به وسیله شهروندان اصفهانی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. نهایتاً نقاط ضعف و قوت خدمات شهری و چگونگی حرکت بسوی وضعیت مطلوب در ارائة خدمات عمومی به شهروندان بر اساس نتایج تحقیق بیان می شود.
در این مطالعه رابطه بین میزان اعتماد اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی به عنوان مؤلفه های کلیدی علوم اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه موضوع اعتماد اجتماعی به عنوان شرط اصلی ایجاد یک جامعه سالم و نظم اجتماعی و نیز متغیر امنیت اجتماعی به مثابه نیاز اساسی انسان مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. با توجه به مباحث نظری پژوهش، هدف اساسی این مطالعه، بررسی رابطه دو متغیر اعتماد اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در جامعه آماری مورد مطالعه است. این پژوهش از نوع پیمایش اجتماعی بوده و برای جمع آوری داده های تحقیق از تکنیک پرسشنامه توأم با مصاحبه استفاده شده است. برای سنجش مفهوم اعتماد اجتماعی از 5 گویه و برای مفهوم احساس امنیت اجتماعی از 24 گویه در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. اعتبار مقیاس های فوق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب با 76 و 85 درصد مورد تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان واقع در سنین فعالیت (64-15 سال) ساکن منطقه شمال (مناطق 1 و 2) و جنوب (مناطق 19 و 20) شهر تهران در سال 1389 است. بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران، از هر منطقه 265 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی ساده افراد نمونه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحلیل آماری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون (361/0=r) مؤید رابطه معنادار بین دو متغیر میزان اعتماد اجتماعی و میزان احساس امنیت اجتماعی در بین زنان مناطق جنوب شهر تهران در سطح اطمینان 99 درصد است.
هدف پژوهش حاضر؛ بررسی نقش واسطه ای سرسختی روان شناختی در رابطه بین گذشت و شوخ طبعی با امید در ورزشکاران بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و آزمودنی های پژوهش 60 دانشجوی ورزشکار (30 دختر و 30 پسر) دانشگاه محقق اردبیلی بودند که به صورت نمونه گیری در دست رس انتخاب شدند و به پرسش نامه های امید اشنایدر، گذشت والکر و گارسوخ، شوخ طبعی تورسن و پاول، و سرسختی اهواز پاسخ دادند. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب پایایی آلفای کرونباخ احراز گردید. با استفاده از رگرسیون به شیوه متوالی هم زمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) مدل فرضی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اولاً گذشت و شوخ طبعی، پیش بینی ضعیفی از امید دارند. ثانیاً، گذشت پیش بینی کننده سرسختی است. ثالثاً، سرسختی نقش واسطه ای بین گذشت و امید در ورزشکاران دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که سازه های سرسختی و گذشت (به صورت مستقیم و غیرمستقیم) می توانند تغییرات مربوط به امید را در ورزشکاران پیش بینی کنند. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین می شوند.
دکارت نفس را مجرد می داند؛ زیرا صفت ذاتی آن فکر است و فکر، غیر مادی است. تکیه دیگر او بر عدم توقف وجودی نفس بر جسم و جسمانیات است و اینکه هیچ گونه امتدادی در آن راه ندارد. اما از نظر وی، نفس از اول مجرد بوده است. ملاصدرا نفس را جسمانیةالحدوث و روحانیة البقاء می داند؛ زیرا نفس برای وجود در این عالم نیازمند استعداد مادی است و می تواند با حرکت جوهری خود تکامل یافته، مراتب تجرد را تا برترین مرتبه بپیماید و این گونه، مشکل دوگانگی و ارتباط نفس و بدن را حل می کند. میان دیدگاه ها این دو فیلسوف، چه اشتراک ها و اختلاف هایی وجود دارد؟ نظر هر یک در بیان نحوه تجرد نفس و ارتباط آن با بدن چگونه است؟ ....
زبور مانوی یکی از زیباترین سروده های مانی است. بررسی درون مایة آن ما را با جهان بینی دین مانوی: دو جهان تاریکی و روشنی و پاره های نور رهایی یافته از دنیای مادی، آشنا می کند. تا پیش از بررسی دست نوشته های منحصر به فرد این اثر به سه زبان فارسی میانه، پهلوی اشکانی و سغدی به دست آمده از ناحیة تورفان، زبور قبطی تنها منبع موجود به شمار می رفت. از جملة این قطعه ها، قطعة M78 است که در بردارنده متنی به پهلوی اشکانی و ستایشی است برای پدر بزرگی که همان خداوند بزرگ جهان روشنی در اندیشة مانوی است. این متن جزء مجموعه متن های تورفانی آکادمی علوم براندنبورگ برلین است که، در این مقاله، ابتدا به معرفی دست نوشته و سپس حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه و توضیحات لازم مفهومی و ریشه شناختی آن پرداخته شده است.
فلسفه در طول تاریخ تحولات بسیاری کرده است. از آن جمله انقلاب کپرنیکی کانت بود که تغییر کلی نوع نگاه به فلسفه انجامید و مرحله ای جدید در فلسفه را درپی داشت. فلاسفة پس از کانت هر یک به نوعی با این دیدگاه در تعامل بودند، اگرچه کانت مدعی بود که نظامی کاملاً نقادانه ایجاد کرده است، اما ظاهراً پایبندی به روش انتقادی مورد نظر او حتی در نظام خودش هم کاملاً ممکن نشده بود. سعی در اصلاح نظام کانتی برای پاسخ گویی به مدعیان نارسایی فلسفة او نیز طرفدارانی داشت که از آن جمله می توان از راینهولد و فیشته نام برد. در این میان، فیشته تلاش کرد تا با ارائة مبانی مستحکم برای فلسفه، ریشة عدم قطعیت و یقین را از میان برکند. او در نوشته های خود، همچون آثار مربوط به نظریة علمش، سعی در توضیح روش خود و اصلاح فلسفة انتقادی کانت کرد.
در این جا تلاش می کنیم به بررسی هرچند اندک پیش زمینه های شکل گیری اندیشة فیشته و چگونگی مواجهة او با مشکلات فلسفة نقادی کانت بپردازیم.
نظریة بازی های زبانی (the theory of language games)، محوری ترین بحث فلسفة متأخر لودویگ ویتگنشتاین (1889 - 1951)، فیلسوف اتریشی تبار انگلیسی، است. این نظریه در تقابل با نظریة تصویری زبان، که هستة فلسفة متقدم ویتگنشتاین است، بسط یافته است.
براساس نظریة تصویری، زبان صرفاً یک کارکرد دارد: تصویرگری واقعیت. ما می توانیم با شناخت حقیقت زبان، حقیقت جهان را دریابیم. درواقع، نظریة اخیر اساساً نمایندة یک دیدگاه مدرن دربارة زبان است. درمقابل، طبق نظریة بازی های زبانی، زبان پدیده ای چندبعدی است، ازاین رو، نمی توان آن را از دیدگاهی ذات گرایانه دریافت. درواقع، زبان پیکره ای از بازی های زبانی ـ کارکردهای زبانی، متفاوت است. هریک از این بازی های زبانی با شکلی از زندگی منطبق است. بنابراین، فهم یک بازی زبانی مستلزم شرکت در آن شکلی از زندگی است که بازی زبانی مورد نظر در بستر آن واقع می شود. نظریة بازی های زبانی اساساً یک دیدگاه فلسفی پست مدرن دربارة زبان است. هدف ما در این مقاله تحلیل ابعاد گوناگون مدعای اخیر است.