دستور الکاتب فی تعیین المراتب یکی از مهم ترین کتاب ها در موضوع انشا و نامه نگاری در قرن هشتم است. این کتاب یک بار در فاصله سال های 1964 تا 1976 م در سه مجلد در مسکو به چاپ رسیده است. چندی است، مجلد اول این کتاب بر مبنای همان تصحیح، دوباره به صورت چاپی عرضه شده است و هرچند ویراستارِ چاپ جدید، به جز یک نسخه از نسخه های متأخر این کتاب را در دست نداشته که آن را با متن چاپی بسنجد، این چاپ، تصحیحی دیگر از دستور الکاتب محسوب شده است و به علّت شتابزدگی و ناآشنایی مباشر چاپ حاضر با فن تصحیح و بی توجهی به نثر این کتاب و تغییر در ضبط نسخه ها و ناهمسانی در رسم الخط، آن را از صورت اصلی نوشته که از قلم نویسنده جاری شده و هدف اصلی مصحح متن رسیدن به آن است، دور کرده و متنی آشفته و نابسامان منتشر شده است. در این مقاله به نقد و بررسی این چاپ جدید می پردازیم.
کتاب ارشاد عبداللّه قلانسی از متون تعلیمی قرون پنجم و ششم هجری است که با تصحیح عارف نوشاهی در سال 1385 از سوی مرکز پژوهشی میراث مکتوب به طبع رسیده است. نگارنده مقاله حاضر کوشیده است با نقد و بررسی تصحیح این اثر بخشی از ملاحظات خود را برای پیراستن سهوهای چاپی و غیرچاپی آن بیان کند.
در مقاله حاضر، نویسنده از چند دستنویس کهن و با اهمیت شرح اشارات خواجه نصیرالدین طوسی، که برخی از آن ها در زمان حیات وی کتابت شده، سخن می گوید و با تحلیل پاره ای از ویژگی های آن ها، مانند محل درج افزوده بعدی طوسی به کتاب در باره داستان سلامان و ابسال، می کوشد نسبت این دستنویس ها را با نسخه اصل مؤلف و تحریرهای بعدی او تعیین کند. نویسنده در ضمن مقاله، به نکته هایی در باب سنت تعلیم و تعلّم شرح اشارات طوسی نیز توجه می دهد.
این مطالعه به بررسی رابطه ی اندازه با رشد بنگاه های حاضر در صنایع مواد غذائی و آشامیدنی ایران می پردازد. در این مطالعه داده های خام طرح جامع آمارگیری کارگاه های صنایع کارخانه ای مرکز آمار ایران مورد استفاده قرار گفته است. اعتبار فرضیه ی گیبرات برای بنگاه های حاضر در این صنایع در دو زیر گروه بنگاه های کوچک و بزرگ مورد آزمون قرار گرفته است. آزمون اعتبار این فرضیه با استفاده از روش برآورد مدل به صورت پانل به شکل اثرات ثابت انجام شده است. و نیز برای بالا بردن اعتبار نتایج مطالعه از آزمون وجود توزیع نرمال لگاریتمی برای اندازه ی بنگاه های حاضر در این صنایع استفاده شده است. نتایج به دست آمده حکایت از رد این فرضیه در میان این بنگاه ها دارد. نتایج نشان می دهد بنگاه های کوچک به طور متوسط دارای نرخ رشد بیش تری نسبت به بنگاه های بزرگ هستند.
طبقه بندی JEL : L25, D92, C23, L11, L66
یکی از مهم ترین یافته های اقتصاددانان در طول دهه های اخیر، پی بردن به وجود ارتباط علی بین توسعه ی مالی و رشد اقتصادی است. تا قبل از دهه ی 1970 بیش تر اقتصاددانان بر این باور بودند که برای دستیابی به سطوح بالاتر رشد اقتصادی، سیاست های بخش عمومی به طور عمده باید معطوف به انباشت سرمایه ی فیزیکی باشد. تا این که در دهه ی 1970 میلادی و به دنبال نظریات مطرح شده توسط مک کینون و شاو (1973) مبنی بر این که آزادسازی و توسعه ی مالی نرخ رشد اقتصادی را تشدید می کند، دیدگاه مسلط به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
با توجه به اهمیت موضوع و با توجه به این حقیقت که کشور ما تا حد زیادی درگیر انواع سیاست های پولی سرکوب گرایانه بوده، لذا در این مقاله به شیوه ای غیرمستقیم و با تخمین معادله ی هم انباشتگی عمق مالی و معادله ی هم انباشتگی تولید ناخالص داخلی، تأثیر این سیاست ها بر رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ی اصلی مقاله حاکی از آن است که پدیده ی سرکوب مالی حداقل از طریق تأثیر منفی بر عمق مالی فرآیند رشد اقتصادی را مختل می کند.
طبقه بندی JEL : O16, G21, G18, G10
این مقاله برای اولین بار در ایران به تحلیل سیاست های مداخله در بازار ارز ایران و سپس طراحی الگوی مداخله در بازار ارز ایران و شبیه سازی مونت کارلویی الگو می پردازد. مقاله در بخش نخست با تحلیل مداخله ی ارزی در بازار ارز ایران به این نتیجه می رسد که تزریق بیش از حد درآمدهای نفتی و فقدان تکیه گاه های برازنده ی ساخت اقتصاد کشور موجب مداخله ی خرید ارز بانک مرکزی و بنابراین افزایش تورم و کاهش توان تولید اقتصاد می شود. پس از آن مقاله به طراحی الگوی مداخله در بازار ارز ایران می پردازد. از آن جا که حل دقیق عددی برای الگوی طراحی شده متصور نیست، برنامه ی شبیه سازی شده ی الگوی طراحی شده با استفاده از نرم افزار R ارائه می شود.??
طبقه بندی JEL: C15, C61, C63, E42, E44, E58, E61, G18
مقدمه: غربالگری ناصحیح زائران توسط پزشکان کاروان در معاینات قبل از اعزام به حج مشکلات عدیده و جبران ناپذیری را در طول موسم به فرد، کاروان و سیستم خدمات درمانی تحمیل می کند. هدف از این مطالعه بررسی خطاهای پزشکان کاروان در معاینات قبل از اعزام در حج تمتع 87 است. روش ها: در این مطالعه مقطعی گذشته نگر، اشتباهات پزشکی در معاینات قبل از اعزام 100000 زائر حج تمتع 87 گردآوری، استخراج و دسته بندی گردید. یافته ها: اعزام 26 مورد بیمار با سرطان پیشرفته که یک مورد منجر به مرگ و بقیه موارد منجر به اعزام به ایران یا بستری در بیمارستان های عربستان شد. در 10 مورد با وجود جانباز شیمیایی در کاروان عادی، پیش بینی هیچ گونه تدابیر لازم و در 5 مورد با وجود جانباز قطع نخاع، هیچ گونه تمهید مراقبتی انجام نشده بود. 4 مورد اختلالات روانی تشخیص داده نشده بود و بیمار به ایران بازگشت داده شد. در 15 مورد پزشک شرح حال دقیقی از بیماران قلبی کاروان خود نداشت. اعزام 3 زائر با اعتیاد و 1 مورد با حاملگی 4 ماهه نیز از دیگر خطاهای پزشکی در حج تمتع 87 بود. نتیجه گیری: تشخیص صحیح پزشکان و دقت عمل آنان در تکمیل شرح حال بیماران کاروان و پیش بینی تجهیزات و مراقبت های لازم در طول سفر می تواند از هزینه های جبران ناپذیر فردی، اجتماعی و اقتصادی در سیستم خدمات درمانی بکاهد.
مقدمه: بلایای طبیعی از جمله رخدادهایی است که بشر همواره با آن روبه رو بوده و صدمات زیادی از آن متحمل شده است. تاکنون تلاش های زیادی برای کاهش آسیب های حاصل از بلایای طبیعی صورت گرفته؛ اما صدمات حاصل از آن هنوز بسیار گسترده است. یکی از راه های کاهش صدمات حاصل از این حوادث، همکاری داوطلبانه مردم در زمان بروز حوادث و آمادگی در برابر آن است. از این رو هدف این مطالعه امکان سنجی تشکیل کانون امداد محله ای با توجه به نظر مردم بندرعباس می باشد. روش ها: این مطالعه به صورت مقطعی در بین شهروندان بندرعباس در سال 1390 به انجام رسید. نمونه پژوهش حاضر 400 نفر بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه را تکمیل کردند. یافته ها: بیش از 70 درصد پاسخ گویان، تشکیل کانون امداد محله ای را در حد زیاد ضروری می دانستند و 95 درصد از آنان بیش از حد متوسط مایل به فعالیت در تیم های امدادرسانی و ارسال کمک های مردمی بودند. همچنین نتایج یافته های تحلیلی نشان داد که پایگاه اجتماعی و دانش و آگاهی در خصوص فعالیت های جمعیت هلال احمر تأثیر مثبتی بر تمایل به همکاری پاسخ گویان با کانون امداد محله ای داشته است. نتیجه گیری: مردم شهر بندرعباس تمایل زیادی به تشکیل کانون امداد محله ای و فعالیت در تیم های امدادرسانی نشان دادند؛ لذا تشکیل کانون امداد محله ای با اتخاذ رویکرد جامعه محور به همراه تمرکز جدی روی آموزش شهروندان ضروری به نظر می رسد.
مقدمه: حوادث رانندگی در ایران، دومین عامل مرگ و میر محسوب می شود؛ در حالی که در جهان، سوانح رانندگی عامل نهم مرگ و میر است. این مطالعه با هدف بررسی اپیدمیولوژیک حوادث رانندگی منجر به مرگ در استان خوزستان انجام گرفته است. روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که از فروردین تا اسفند 1389 از طریق جمع آوری اسناد و مدارک موجود همه متوفیانی که به علت تصادفات رانندگی فوت کرده و برای صدور جواز دفن، اجساد آنها به مراکز پزشکی قانونی شهرهای استان خوزستان ارجاع شده، انجام گرفته است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: از 7856 پرونده بررسی شده از 24 شهرستان استان خوزستان، مجموعاً 1514 نفر در اثر حوادث رانندگی جان باخته اند. بیشتر قربانیان (35 درصد) در رده سنی 30- 15 سال قرار داشتند. ضربه به سر علت نهایی مرگ 45 درصد از قربانیان بوده است. اکثر تصادفات منجر به مرگ، ناشی از اتومبیل های سواری با 57 درصد و در جاده های برون شهری رخ داده بود. سرنشینان اتومبیل های سواری و موتورسواران، بیشترین درصد قربانیان تصادفات رانندگی به ترتیب با 5/46 و 5/21 درصد بوده اند. نتیجه گیری: با توجه به درصد بالای تصادفات منجر به فوت در کشور و استان، برای حل این مشکل، اتخاذ برنامه های صحیح علمی و سرمایه گذاری مناسب در جهت کاهش آمار تصادفات و ارتقای ایمنی جاده ها لازم است.
مقدمه: امروزه برنامه ریزی و مدیریت بحران های انسانی بر اساس رویکرد پدافند غیرعامل از مهم ترین مسائل قابل بحث در شهرها و کلان شهرها می باشد. بالا بودن تعداد جمعیت در شهرها و گردهمایی آنان در روزهای خاصی از سال باعث می شود تا احتمال وقوع بحران های انسانی از قبیل انفجار بمب در مسیرهای راهپیمایی، سرقت مسلحانه، شورش های شهری و حمله به ارگان ها و سازمان های مهم افزایش یابد. شهر اصفهان نیز از مهم ترین شهرهای ایران است که هر ساله در روزهای خاصی از سال (روز قدس و 22 بهمن) در مسیرهای هشت گانه راهپیمایی خود شاهد تجمع عظیمی از جمعیت است. بروز هر گونه حادثه ناگهانی در این مسیرها می تواند خسارات و تلفات مالی و جانی زیادی به همراه داشته باشد. به نظر می رسد که مسیرهای هشت گانه راهپیمایی در شهر اصفهان به منظور کاهش آسیب پذیری با رویکرد پدافند غیرعامل نیاز به تجدید نظر دارد. روش ها: نوع مطالعه در این پژوهش میدانی و مورد مطالعه مسیرهای هشت گانه راهپیمایی شهر اصفهان است. بعد از برداشت میدانی کاربری ها و ترسیم توزیع فضایی آنها در نقشه های GIS میزان آسیب پذیری آنها بر اساس فرمول سطح بندی محاسبه و در نهایت با استفاده از مدل راهبردی SWOT راهبردهای پیشنهادی ارائه شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مسیر هشتم دارای آسیب پذیری بسیار زیاد، مسیر پنجم و ششم دارای آسیب پذیری زیاد و مسیرهای اول، دوم، سوم، چهارم و هفتم نیز تا حدودی آسیب پذیر هستند. مسیر اول نیز بیشترین سازمان های متولی بحران را در خود دارد که به هنگام بحران از میزان کارایی آنها کاسته می شود. بانک ها و مؤسسات مالی و مراکز تجاری نیز در میان کاربری های شهری بیشترین آسیب پذیری را به هنگام وقوع بحران دارند و نیاز به مراقبت ویژه دارند. نتیجه گیری: به منظور کاهش آسیب پذیری ناشی از بحران های احتمالی باید مسیرهای اول و ششم به طور کلی عوض شود و چهار قطعه پایانی مسیر هشتم نیز تغییر کند. نصب دوربین مدار بسته در مسیرها، همکاری بین سازمانی در برنامه ریزی، اجرا و مدیریت راهپیمایی ها، عریض سازی خیابان های تنگ، زمان بندی ساعتی و تقویت سازمان های مدیریت بحران از مهم ترین راهبردهای پیشنهادی برای کاهش بحران در مسیرها است.
بررسی اولیه از وضعیت هیدرولوژی، ژئومورفولوژی و عمرانی از سطح زیر آبخیز و ساماندهی مورفولوژیکی بستر رودها از جمله راهکارهای مورد توجه در مطالعات ژئومورفولوژیکی و مدیریت های محیطی است. تنگناهای محیطی شهر داراب طغیان رودها است و در این بین طغیان رود کتوئیه اهمیت ویژه ای دارد. هدف این تحقیق بررسی عوامل ژئومورفولوژیکی و عمرانی موثر بر طغیان رود کتوئیه در محدوده شهر داراب است. وضعیت هیدرولوژی، ژئومورفولوژی و عمرانی سطح زیر آبخیز کتوئیه از طریق بررسی های میدانی، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی مشخص گردید. سپس نقاط سیل خیز از طریق تحلیل این داده ها در نرم افزار Arc GIS مشخص شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، مورفومتری بستر رود، سازه های مهندسی و موقعیت ویژه رود کتوئیه در افزایش سیلاب و شدت عملکرد آن در شهر داراب نقش مهمی دارند. با ساماندهی مورفولوژی مسیر رود کتوئیه در شهر داراب می توان این مشکل محیطی را رفع نمود.
اگر چه امروزه با پیشرفت فناوری و دانش بشر در عرصه های مختلف، شهرها و کلان شهرهای دنیا به پیشرفت های چشمگیری دست پیدا کرده اند ولی همزمان با این پیشرفت احتمال آسیب پذیری آن ها در برابر بحران های انسانی در دهه های اخیر مانند بمب گذاری، شورش های شهری و فعالیت های تروریستی افزایش پیدا کرده است. از این رو مدیران و برنامه ریزان شهری در سال های اخیر با استفاده از رویکردهای نوین برنامه ریزی و طراحی شهری از قبیل پدافند غیرعامل سعی کرده اند تا ساخت کالبدی، برنامه ریزی فضاهای شهری و چیدمان کاربری های مختلف را بر اساس راهبردهای نوین این رویکردها، ساختاربندی نمایند. مسیرهای هشت گانه راهپیمایی در شهر اصفهان در روزهای خاصی از سال (22 بهمن، روز قدس) شاهد گردهمایی انبوهی از جمعیت می باشد و به نظر می رسد که این مسیرها در معرض آسیب پذیری قرار داشته و نیاز به ارزیابی مجدد دارند. بررسی میزان آسیب پذیری کاربری ها در مسیرهای هشت گانه و پراکنش فضایی آنها در محیط GIS نشان می دهد که مسیرهای شماره پنج، شش و هشت در وضعیت بحرانی و مابقی مسیرها نیز تا حدودی آسیب پذیر هستند. هدف پژوهشگران در این مقاله معرفی مسیرهای جدید راهپیمایی با آسیب پذیری کمتر و ارائه راهبردهای مدیریتی برای کاهش بحران با بهره گیری از مدل SWOT می باشد. لازم به ذکر است که معرفی مسیرهای جدید راهپیمایی نیز چندان دور از بحران نیست و در این پژوهش حداقل بحران و آسیب زایی مدنظر می باشد. نصب دوربین مداربسته در مسیرها، همکاری بین سازمانی در برنامه ریزی، اجرا و مدیریت راهپیمایی ها، عریض سازی خیابان های تنگ، زمان بندی ساعتی و تقویت سازمان های مدیریت بحران از مهم ترین راهبردهای پیشنهادی برای کاهش بحران در مسیرها است .
گرایش به حرفه دانش طراحی شهری با هدف ارتقای کیفیت محیط های شهری باعث شده است که سطح وسیعی از نوشته ها در زمینه های مختلف و در ابعاد محتوایی و رویه ای این رشته ارائه گردند. در زمان حاضر، کمبود مشهود در حوزه حرفه ای طراحی شهری، در ابعاد رویه ای و به ویژه در زمینه ارائه روش های کاربردی در مراحل تجزیه و تحلیل فرم شهر و ارائه پیشنهادهای طراحی شهری از قبیل ارائه الگوی بافت های جدید و کدهای هدایت و کنترل فرم بافت ملموس است. در مقاله حاضر، پس از معرفی مفهوم ریخت شناسی شهری به عنوان زمینه ای ویژه در مطالعات فرم شهر، عناصر ریخت شهر از دیدگاه محققان مختلف بررسی می گردد و پس از آن، روش ریخت-گونه بندی به عنوان یکی از روش های کارآمد در طراحی شهری در مقیاس میانی، یعنی بخشی از بافت های شهری، تبیین می شود و کاربرد آن در مرحله تجزیه و تحلیل فرم بافت، ارائه پیشنهادهای طراحی شهری شامل تدوین راهنمای طراحی شهری، ارائه الگوی توسعه بافت های جدید و تهیه کدهای توسعه تبیین می گردد. در بخش جمع بندی مقاله حاضر، معیارها و نیز اجزا و عناصر، محصول و کاربرد روش ریخت-گونه بندی در سه مقیاس کلان و میانی و خرد ارائه می شود و در پایان نیز بافت محله فرحزاد تهران به عنوان نمونه، مورد تجزیه و تحلیل ریخت گونه شناسی قرار می گیرد.
سازمان های دولتی برای تحقق اهداف و ماموریت های خود باید از سازمان های لخت به سمت سازمان های چابک حرکت کنند. بر مبنای اصل 44، یکی از سیاست های اصلی سازمان های دولتی در راستای چابک سازی، تمرکز بر ماموریت های اصلی و برون سپاری فناوری ها و فعالیت ها با استفاده از ظرفیت های تحقیقاتی و صنعتی کشور می باشد. بنابراین، یکی از مسایلی که همواره پیش روی سازمان های دولتی است، مساله ی تصمیم گیری در خصوص برون سپاری می باشد، در این مقاله ضمن بررسی روند تصمیمات برون سپاری، مدلی برای تصمیم گیری در خصوص برون سپاری و یا ساخت، با رویکرد تحلیل سلسله مراتبی به کمک نرم افزارExpert choice ارائه می گردد. فرایند تصمیم گیری در این مدل بدین ترتیب است که ابتدا برون سپاری در سطح سامانه مورد بررسی می شود و این کار تا سطح اجزای سامانه ادامه پیدا می کند. تصمیم گیری در سه مرحله صورت می گیرد. در مرحله اول براساس معیارهای اهمیت راهبردی، حفظ دانش فنی و امنیت اطلاعات، تصمیم تولید در هسته و یا شبکه اتخاذ می گردد. در مرحله دوم تصمیم در خصوص تولید در شبکه داخلی و شبکه بیرونی مبتنی بر معیارهای کیفیت، قیمت و تحویل دهی صورت می گیرد . در مرحله سوم، تصمیم گیری نهایی بر اساس ظرفیت صورت می گیرد. این مدل بر روی یک سامانه واقعی در یک سازمان دولتی اجرا شد. نتایج تصمیم حاصل از مدل مورد توافق خبرگان و تصمیم گیرندگان بود.
از آنجا که کالاهاى فناورى برتر داراى خصوصیات خاص و شرایط ناپایدارى است؛ لذا رفتار خریداران سازمانى امرى حساس و پیچیده است. این مقاله به بررسی و تحلیل حساسیت های کلیدی موثر در تصمیم گیری خریداران سازمانی در خرید کالای فناورى برتر می پردازد. برای این منظور از روش گرانددتئوری جهت ایجاد مدلى کاربردى و انتزاعى، استفاده شده است. پس از انجام مصاحبه با دست اندرکاران و خبرگان این حوزه و تحلیل حساسیت ها و دستیابی به مفاهیم نهفته در آنها، مدلی برای فرآیند تصمیم گیری خریداران سازمانى ارائه شد که می تواند مراحل گوناگون تصمیم گیری را به خوبی نشان دهد و حساسیت های هر مرحله را ترسیم نماید. در انتها نیز مدل حاصل، با مدل مانابرى و تینا، مقایسه و بررسی گردید.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه و همچنین تعیین سهم هوش های چندگانه (هوش زبانی یا کلامی، منطقی- ریاضی، فضایی، موسیقایی، بدنی- جنبشی، درون فردی، میان فردی و طبیعت گرایانه) و ویژگی های شخصیتی (برون گرایی، سازش پذیری، وظیفه شناسی، روان رنجورخویی و انعطاف پذیری یا پذیرابودن نسبت به تجارب جدید) در پیش بینی رویکردهای یادگیری راهبردی، عمقی و سطحی دانشجویان بود. بدین منظور، 413 نفر از دانشجویان گروه های علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز (283 زن و 130 مرد) با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های هوش های چندگانه، پنج عامل اصلی شخصیت و رویکردها و مهارت های مطالعه توسط این دانشجویان تکمیل شدند. آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استاندارد یا همزمان برای تحلیل داده های جمع آوری شده مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی منفی و معنی دار بین هوش های زبانی یا کلامی، منطقی ریاضی، فضایی، درون فردی و طبیعت گرایانه و رویکرد یادگیری سطحی وجود دارد، ولی رابطه بین اکثر هوش ها با رویکردهای یادگیری عمقی و راهبردی مثبت و معنی دار بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی، هوش کلامی یا زبانی و هوش میان فردی (با ارزش بتای منفی) عامل های پیش بینی کننده معنی داری برای رویکرد یادگیری راهبردی بودند. در پیش بینی رویکرد عمقی متغیرهایی نظیر هوش کلامی یا زبانی، پذیرا بودن نسبت به تجربه، هوش طبیعت گرایانه، وظیفه شناسی (با ارزش بتای مثبت) و هوش موسیقیایی و برون گرایی (با ارزش بتای منفی) از لحاظ آماری معنی دار بودند. بهترین عامل پیش بینی کننده برای رویکرد سطحی یادگیری دانشجویان هوش میان فردی بود و متغیرهای پذیرا بودن نسبت به تجربه، روان رنجورخویی، وظیفه شناسی، هوش کلامی یا زبانی و هوش موسیقیایی از لحاظ ارزش بتا در اولویت بعدی قرار داشتند. از بین این متغیرها، پذیرا بودن به تجربه، وظیفه شناسی، هوش کلامی و هوش موسیقیایی در پیش بینی رویکرد یادگیری سطحی بتای منفی داشتند.
یکی از مسائل مهم برای بسیاری از معلمان زبان انگلیسی یافتن راهی برای یاری رساندن به زبان اموزان در تولید گفتار صحیح و روان است. بنا بر نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده در حوزه آموزش زبان دوم تمرین شفاهی تأثیر بسزایی در تولید گفتار صحیح و روان دارد. به اعتقاد متخصصین، تولید جملات انگلیسی به زبان آموزان امکان می دهد تا شناخت عمیق تری نسبت به ساختار جملات این زبان پیدا کنند و این شناخت موجب تسهیل آموزش های بعدی خواهد شد. تحقیق حاضر تأثیر برنامه آموزشی تولیدمحوری را بر افزایش صحت دستوری و روانی گفتار کارمدار زبان آموزان ایرانی مورد بررسی قرار داد. شرکت کنندگان در این تحقیق را پنجاه دانشجوی سال دوم زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز تشکیل دادند که بطور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تعیین شدند. پس از اینکه همگونی اولیه گروه ها با استفاده از آزمون مهارت عمومی و پیش آزمون شفاهی مورد سنجش قرار گرفت، هر دو گروه به مدت شش جلسه آموزش هایی مربوط به درس گفت و شنود و آزمایشگاه را به همراه نحوه استفاده از استراتژی های لازم برای تولید جملات صحیح دستوری و گفتار روان دریافت کردند. در پایان هر جلسه، شرکت کنندگان گروه تحقیق با توصیف مجموعه ای از تصاویر در کارهای تولید شفاهی شرکت می کردند در حالی که در گروه کنترل چنین تولیدی وجود نداشت. نتایج تجزیه و تحلیل آماری داده های پس آزمون تفاوت های معناداری را بین دو گروه نشان داد و مشخص شد که گروه تحقیق گفتار صحیح تر و روان تری را در پس آزمون تولید کردند. یافته های تحقیق حاضر کاربردهای آموزشی برجسته ای برای زبان آموزان انگلیسی به ویژه در محیط های زبان خارجی خواهد داشت که زبان آموزان کم تر در معرض زبان قرار می گیرند.