هدف این پژوهش، بررسی و استخراج اصول تربیت توحیدی در هفت سال نخست زندگی فرد است. در این پژوهش با استفاده از روش های توصیفی، تحلیلی و استنتاجی به واکاوی متون اسلامی در رابطه با تربیت توحیدی در هفت سال نخست زندگی که در تعالیم دینی از آن با عنوان «دوره سیادت» نام برده می شود، پرداخته شد. ازآنجاکه بنابر اعتقاد بسیاری از روان شناسان و علمای تعلیم وتربیت، این دوره در بنیان گذاری شخصیت فرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نیز اولین مواجهه فکری و عاطفی انسان با خدا در این مرحله از حیات وی صورت می گیرد، پرواضح است که کیفیت این مواجهه و رابطه نخستین و نیز چگونگی گذران این دوره طلایی تربیت، از چه اهمیت اساسی و تأثیر شگرفی در سراسر زندگانی آدمی و جهت گیری نهایی او برخوردار خواهد بود. در این پژوهش، با هدف بسترسازی و ایجاد آمادگی روحی و روانی در کودک به منظور ایجاد مبنایی برای استقرار و بنیان نهادن نگرش توحیدی در مراحل دیگر رشد، تربیت توحیدی در سه بعد شناختی، عاطفی و ارادی (عمل) مورد بررسی قرار گرفت که از مهم ترین یافته های آن می توان به آموزش توحید به عنوان اولین آموزش رسمی در اسلام، تصحیح تفکر خام کودکان در رابطه با خدا، معرفی اسماء و صفات خداوند به جای تلاش درجهت اثبات وجود خدا، اجتناب از ارائه توضیحات ناقص و گمراه کننده، استفاده از زبان و ادبیات متناسب با فهم کودک، تقلید و الگوگیری از والدین، تربیت بر مدار محبت، ترسیم چهره صمیمی و مهربان از خدا در ذهن کودک، پرورش گرایشات ویژه درونی ازجمله کنجکاوی و زیبایی شناسی، تناسب فعالیت های عملی با امیال و آزادی کودک و به کار گیری اصول سهل گیری و تکرار در تربیت اشاره کرد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران بسیاری از خدمات خود را از طریق راه کارهای فناوری اطلاعات ارائه می دهد ازاین رو مدیریت مناسب این خدمات پیش از استقرار در ارتش احساس می شود. ITIL یکی از معروف ترین چارچوب ها برای تحقق مدیریت خدمات فناوری اطلاعات است. هدف این تحقیق، دست یابی به الگوی پیاده سازی خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر الگوی ITIL است. تحقیق حاضر از منظر هدف در گروه تحقیقات کاربردی و از منظر روش در گروه تحقیقات آمیخته (کیفی – کمی) قرار دارد که در 3 مرحله انجام پذیرفته است. در مرحله اول با بررسی اسناد، مقالات علمی و مطالعات پیشین الگوی مفهومی اولیه تحقیق (شامل 29 مولفه) شکل گرفته است. سپس در مرحله دوم با انجام مصاحبه با خبرگان (به روش دلفی) الگوی تکمیلی تحقیق با 30 مولفه تدوین شده و در مرحله سوم به منظور اعتبارسنجی کمی الگوی پیشنهادی، از آزمون های مختلف آماری و روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. همچنین جهت بررسی تایید فرضیات و الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری و روش تحلیل مسیر توسط نرم افزار Smartpls3 بهره برداری شده است. پس از تایید مساعد بودن ضرایب (t-value) به بررسی الگوی تحقیق بر اساس شاخص های مختلف پرداخته شده است. بررسی شاخص های نهایی نشان می دهد الگوی پیشنهادی از برازش مناسب برخوردار می باشد. بدین ترتیب الگوی پژوهش با 5 مولفه اصلی و 30 زیر مولفه مورد تایید نهایی قرار گرفت.
هدف پژوهش حاضر بررسی وفاداری به برند از طریق عجین شدن مشتریان با برند در شبکه های اجتماعی آنلاین است. در این راستا ارتباط مشتری با برند و با شبکه اجتماعی را به عنوان پیش نیازهای عجین شدن با برند در فضای مجازی لحاظ کرده ایم؛ همچنین سه بعد عجین شدن شناختی، عاطفی و رفتاری مشتریان را موردبررسی قراردادیم. موردمطالعه این پژوهش، کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و جامعه آماری آن، کلیه دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس که در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال می باشند و برندی را دنبال کرده و از آن خرید کرده اند، هستند . نوع پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده ها توصیف ی- پیمایشی است. پس از مطالعه ادبیات مرتبط با موضوع پژوهش، پرسشنامه استاندارد تهیه و به دو صورت الکترونیکی و چاپ شده در میان اعضای جامعه آماری توزیع گردید و درنهایت ۳۷۰ عدد از پاسخ های دریافت شده، به عنوان نمونه برای تجزیه وتحلیل استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شده است. نتایج فرضیه ارتباط مشتریان- برند بر عجین شدن مشتریان با برند نشان داد که هرچه مشتریان رضایت، اعتماد و احساس هویت بیشتری نسبت به برند داشته باشند، به طور فزاینده ای با برند در شبکه اجتماعی عجین خواهند شد. همچنین تأثیر مثبت ارتباط مشتریان با شبکه اجتماعی بر عجین شدن مشتریان با برند در شبکه های اجتماعی تأیید شد. درنهایت، نتایج نشان داد که عجین شدن مشتریان با برند در شبکه اجتماعی آنلاین بر وفاداری مشتریان به برند تأثیر مثبت و مستقیم دارد.
زمینه و هدف: مفهوم گسترده رفتار پر خطر، دامنه ای از رفتار ها را در بر می گیرد که نه تنها برای فرد دارای رفتار های پر خطر و افراد مهم زندگی وی زیان های جدی به بار می آورد، که باعث صدمه غیرعمدی به افراد بی گناه دیگر نیز می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان پذیری و توانایی خودمهار گری در تبیین رفتار های پرخطر در دانش آموزان انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه شامل تمامی دانش آموزان دختر دبیرستانی مشغول به تحصیل در مدارس ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر رشت در سال تحصیلی 95-1394 بودند که 250 نفر از آنها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هیجان خواهی (زاکرمن، 1971)، خودمهار گری (تانجی، بامیستر و بون، 2004)، و رفتار های پرخطر (زادمحمدی و همکاران، 1390) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین خودمهار گری و هیجان پذیری با رفتار های پرخطر رابطه وجود دارد (0/01> p ). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد هیجان پذیری و خودمهار گری می توانند 12 درصد از رفتار های پرخطر را پیش بینی کنند (0/0001> p ). نتیجه گیری: هیجان ها خیلی سریع تر از منطق و شناخت آشکار می شوند بنابراین می توانند زمینه ساز بروز رفتارهای پرخطر می شوند اما خودمهارگری با کمک به تنظیم هیجان ها به شیوه ای مناسب و تعدیل آنها در کاهش رفتارهای پرخطر نقش دارد.
زمینه و هدف: فرسودگی تحصیلی به عنوان یکی از شاخص های مهم سلامت روانی در میان افراد در حال تحصیل به شمار می رود و تأثیرات منفی بر بهزیستی روان شناختی دانش آموز و اطرافیان وی دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرسودگی تحصیلی دانش آموزان بر اساس خود دلسوزی و حس انسجام انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 373 دانش آموز شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 96-1395 بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (برسو و همکاران، 1997)، پرسشنامه حس انسجام (آنتونوسکی، 1987) و مقیاس خود دلسوزی (نف، 2003) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها: اثر ادراک پذیری (0/067-= β : 0/003> p )، مهربانی به خود (0/167-= β : 0/012> p )، و ذهن آگاهی (0/317-= β : 0/001> p ) بر فرسودگی تحصیلی، مثبت و معنادار؛ و اثر انزوا (0/745= β : 0/001> p ) بر فرسودگی تحصیلی منفی و معنادار بود. همچنین خود دلسوزی 89 درصد و حس انسجام 86 درصد از واریانس نمرات فرسودگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کند (0/001> P ). نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، خود دلسوزی و حس انسجام با فراهم کردن راهبردهای مقابله ای مؤثر هنگام رویارویی با تنیدگی های تحصیلی و ایجاد انگیزه تحصیلی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان و کاهش فرسودگی تحصیلی آنها تأثیر می گذارد.
زمینه و هدف: تحول در طی سال های اولیه زندگی بسیار مهم و متفاوت از تحول در دوره های بعدی است و چگونگی آن، وضعیت فرد را در طول چرخه زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. سه حوزه مهم در تحول کودک شناخته شده است: جسمی، هیجانی- اجتماعی، و زبانی- شناختی. هدف از این پژوهش تعیین سطح تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 4 - 1 ساله مهدکودک های شهر تهران بود. روش: برای انجام این پژوهش زمینه یابی- تحولی، 138 کودک 4 - 1 ساله (68 دختر و 70 پسر) از شش مهدکودک مناطق مختلف تهران در سال 1392 به طور تصادفی انتخاب شدند. وضعیت تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی این کودکان بر اساس مصاحبه با مادران و مربیان و مشاهده کودکان، در جدول تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی مشخص شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی، آزمون تک نمونه ای کالموگروف- اسمیرنف و t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 2 - 1 ساله به طور معناداری پایین تر از میانگین نمرات ملاک است (001/0 p < ). میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 3- 2 ساله و 4-3 ساله در حد میانگین نمرات ملاک است ( به ترتیب 94/0> P و 89/0> P ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می توان گفت تحول مهارت های هیجانی - اجتماعی کودکان 2-1 ساله کم تر مورد توجه واقع شده است و به نظر می رسد عوامل فرهنگی، اجتماعی، و آموزشی نقش مهمی در این زمینه داشته باشند.
زمینه و هدف: کودکان از آسیب پذیرترین گروه های جامعه هستند و کودک آزاری عواقب و آثار منفی فراوانی را در حیطه های گوناگون اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، و شغلی به دنبال دارد و سلامت روان شناختی و عصبی زیستی کودک را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. در پژوهش حاضر سعی شده است آسیب های ناشی از کودک آزاری بر سیستم عصبی زیستی فرد به صورت ویژه مورد بررسی قرار گیرد. روش: بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت مروری ساده انجام شده است، بدین صورت که با جستجو در متون چاپ شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، نسبت به جمع آوری، طبقه بندی و گزارش یافته های مرتبط بین سال های 2015-1990 میلادی، در زمینه تأثیرات عصبی- زیستی کودک آزاری اقدام شده است. یافته ها: به طورکلی می توان تأثیرات کودک آزاری را در دو حوزه آسیب های ساختاری و کنشی در قشر پیشانی مغز، هیپوکامپ، آمیگدال، جسم پینه ای، هیپوفیز، و مخچه مورد توجه قرار داد. مکانیزم عصبی زیستی پاسخ به تنیدگی روانی ناشی از کودک آزاری در دستگاه عصبی خودکار، دستگاه سروتونین، و محور لیمبیک- هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال نشان داده شده است. همچنین تأثیرات منفی تجارب ناخوشایند کودک آزاری بر دستگاه ایمنی به تأیید رسیده است. نتیجه گیری: در مجموع، مطالعات نشان دهنده تأثیرات فراگیر و بلندمدت تنیدگی های روانی و بدرفتاری دوران کودکی بر سیستم عصب زیستی، و به دنبال آن فرایندهای شناختی- رفتاری و تحولی کودک است.
زمینه و هدف: با آشنا کردن کودکان با اصول اخلاقی و متعهد شدن آنها به این اصول، می توان به داشتن جامعه ای بالنده، پویا و اخلاق مدار امیدوار بود. با توجه به اهمیت تحول اخلاقی کودکان در جامعه و همچنین علاقه ی وافر آنها به مقوله ی قصه گویی، هدف پژوهش حاضربررسی تأثیر قصه گویی بر هوش اخلاقی و مؤلفه های آن در دانش آموزان دختر کلاس اول ابتدایی بود. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی همراه با پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه ی آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر 7 ساله کلاس اول ابتدایی در مناطق 2 و17 شهر تهران در سال 1395 بود. نمونه گیری در مناطق آموزشی به صورت تصادفی و در بین مدارس و کلاس های مورد نظر به صورت هدفمند انجام شد. در مجموع 108 دانش آموز انتخاب وتعداد 54 نفر آنها به مدت 9 هفته، و هر هفته 45 دقیقه تحت آموزش قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ی هوش اخلاقی بوربا ( درنجفی شیرازی، 1393) استفاده شد که توسط معلم دانش آموزان کامل شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که قصه گویی منجر به افزایش هوش اخلاقی و همه ی مؤلفه های آن در دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی کلاس اول ابتدایی شده است (01/0 > p ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان استنباط کرد که قصه گویی با انتقال پیام های اخلاقی در قالب نتیجه داستان به کودکان به تدریج باعث افزایش هوش اخلاقی در کودکان می شود.
زمینه و هدف : امروزه کیفیت عملکرد دانش آموزان در دروس مختلف از جمله درس ریاضی که مخصوصاً در انتخاب رشته اهمیت زیادی دارد از جمله مسائل مهم نظام آموزشی است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوی انگیزشی انتظار- ارزش بر انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی، اشتغال آموزشی (اشتغال انگیزشی، اشتغال یادگیری) و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه هشتم شهرستان دزفول بود که تعداد 50 دانش آموز با روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 25 نفر) جایدهی شدند. الگوی انگیزشی انتظار- ارزش در گروه آزمایش به اجرا در آمد درحالی که گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلی درونی و بیرونی هارتر (2005) و اشتغال یادگیری خودنظم جویی پینتریچ و دیگروت (1990) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که دو گروه در متغیرهای انگیزش تحصیلی درونی ، اشتغال انگیزشی، اشتغال شناختی، و عملکرد تحصیلی با یکدیگر تفاوت معناداری دارند ( 0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر استفاده از الگوی انگیزشی انتظار- ارزش بر انگیزش تحصیلی، اشتغال آموزشی و عملکرد تحصیلی تأثیر مثبتی خواهد داشت. استلزامات نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
زمینه و هدف: تحکیم حافظه و یادگیری از عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری و تحول مهارت های شناختی و حرکتی کودکان است. در پژوهش حاضر ساختار تمرین و فواصل تمرین آسایی (فاصله زمانی بدون تمرین بعد از جلسه اکتساب) دست کاری و اثر آنها بر تحکیم حافظه حرکتی کودکان بررسی شد. روش: تعداد 36 دانش آموز دختر 12-9 سال دبستان مکتبی شهر قم، به طور تصادفی انتخاب و در سه گروه تمرین ثابت، قالبی، و تصادفی قرار گرفتند. پژوهش شامل اکتساب و یادداری تکلیف پرتاب دارت (اجرای آزمون ها در 3 مرتبه زمانی 1 ساعت، 1 روز، و 1 هفته) بود. به منظور بررسی اصول تغییرپذیری و اختصاصی بودن، آزمون های یادداری به سه روش ثابت، قالبی، و تصادفی به عمل آمد. یافته ها: میانگین های خطای شعاعی نشان دهنده پیشرفت مهارت با تمرین های قالبی و ثابت و حفظ پایداری پیشرفت با گذر زمان، تحت تمرین قالبی هستند. با مقایسه های زوجی پایان اکتساب و یادداری مشابه شرایط تمرین برای هر گروه، کاهش خطا (005/0 ≥ P ) تنها بعد از تمرین قالبی دیده شد (تأیید اختصاصی بودن). مقایسه های زوجی پایان اکتساب در هر گروه تمرینی و آزمون های یادداری ثابت، بهبود معنی دار عملکرد گروه تمرین تصادفی و قالبی را در هیچ یک از فواصل تمرین آسایی نشان ندادند (005/0 ≤ P )؛ ولی در آزمون های یادداری به روش متغیر، در هر دو گروه تمرین قالبی و تصادفی بهبود معنی دار (005/0 ≥ P ) مشاهده شد (اصل اختصاصی بودن). نتیجه گیری: تحکیم حافظه و ارتقاء عملکرد کودکان بعد از اکتساب و در تمرین آسایی (حتی یک ساعت بعد) رخ می دهد. علاوه بر این، تمرین ثابت و با تغییر پذیری کم (قالبی) باعث هدایت بهتر کودکان به سوی فرایندهای مربوط به تحکیم و ارتقاء حافظه مهارت حرکتی در آن ها می شود.
زنجیره های تامین با تغییرات متعددی مواجه هستند که پیچیدگی و آسیب پذیری در مقابل اختلالات را افزایش می دهند. در نتیجه برای زنده ماندن، سازمان ها و زنجیره تامین هایشان باید کشسان باشند. به عبارت دیگر سازمانها باید توانایی واکنش به یک اختلال پیش بینی نشده را توسعه دهند و پس از تحمل اختلال، بازگشت سریعی به جایگاه اصلی خود سازمان و یا حرکت به یک جایگاه جدید و بهتر همراه با مزیت رقابتی بیشتری داشته باشند. یکی از رویکردهای مواجهه با این اختلالات شناسایی و پیش بینی ریسکهای مختل کننده زنجیره تامین و ارائه راهکارهایی جهت کاهش این اختلالات می باشد. با در نظر گرفتن این رویکرد، در این تحقیق به شناسایی ریسکهای مختل کننده در زنجیره تامین شرکت فولاد مبارکه و سپس کاهش اثرات احتمالی آنها برای چهار دوره آتی پرداخته شده است. با توجه به نظر خبرگان شرکت، الکترود گرافیکی به عنوان مهمترین و استراتژیک ترین ماده مورد نیاز شرکت شناسایی گردید. لذا ریسکهای مرتبط با تامین این ماده به عنوان ریسکهای مختل کننده زنجیره تامین معرفی و وزن آنها با استفاده از روش ANP بدست آمد. با توجه به نتایج حاصل مشخص گردید که مهمترین ریسک از نظر خبرگان شرکت، ریسک عدم انعطاف پذیری تامین کنندگان الکترود گرافیکی با وزن 0.5436 می باشد. سایر ریسکها با توجه به اهمیت آنها به ترتیب ریسک زمان تحویل طولانی سفارشات، ریسک کیفیت پایین، و ریسک افزایش قیمت با وزنهای 0.1911، 0.1716 و 0.0937 می باشند. اهمیت ریسکهای بدست آمده از این مرحله به عنوان ضرائب توابع هدف چهارگانه در نظر گرفته شد به کونه ای که هر تابع هدف درصدد حداقل سازی یکی از ریسکهای شناسایی شده بودند. سپس با توجه به اهمیت بدست آمده برای ریسکهای شرکت، و با استفاده از روش اولویت مطلق، مدل بهینه سازی شرکت حل گردید و مشخص گردید که در هر دوره چه مقدار الکترود گرافیکی باید از هر تامین کننده خریداری گردد.
در پژوهش هایی که تا کنون در زمینه مقایسه شرکت های هواپیمایی داخلی انجام شده، تمرکز مطالعات بر جنبه های فنی بوده است و کمتر به خدمات ارائه شده به مشتریان به عنوان یکی از عوامل اصلی رقابت پذیری توجه شده است. هدف این پژوهش رتبه بندی شرکت های هواپیمایی کشور از منظر کیفیت خدمات ارائه شده به مسافران در پروازهای داخلی است. کیفیت خدمات ارائه شده یکی از عوامل اصلی رقابت پذیری شرکت هاست و مدیران علاقه دارند که آن را به طور دقیق اندازه گیری نمایند تا بتوانند خود را با رقبا مقایسه نمایند. این پژوهش در ابتدا با بررسی پژوهش های حوزه کیفیت خدمات و با استفاده از نظرات خبرگان شاخص های سنجش کیفیت را تعیین کرده و با بهره گیری از روشFAHP وزن دهی به آنان را انجام داده است و سپس با استفاده از روش FVIKOR و بر اساس نظرات خبرگان، شرکت های هواپیمایی را ارزیابی نموده است. نتایج پژوهش نشان داد روش تحلیل توسعه ای FAHP ممکن است به نتایج اشتباهی منجر شود. از این رو در این پژوهش از روش وانگ و چن برای محاسبه وزن شاخص ها در FAHP استفاده شد. نتایج نشان داد در پروازهای داخلی شاخص های پاسخگویی، رویه های جبران خسارت، رعایت ادب و تواضع کارکنان و امنیت پرواز از اهمیت بیشتری در اندازه گیری کیفیت خدمات برخوردارند و شاخص هایی همچون ظاهر خدمه، امکانات تفریحی حین پرواز و وضعیت غذا در جایگاه پایین تری نسبت به بقیه شاخص ها قرار دارند. این مطالعه نشان داد شرکت های برتر از نظر کیفیت خدمات شامل آتا، زاگرس و کاسپین می باشند.
امروزه اهمیت استراتژیک فعالیت با تأمین کنندگان، سازمان ها را وادار می کند تا فرایندی شفاف برای ارزیابی آنها از شروع تا انتهای دوره همکاری طراحی کند. هدف این پژوهش ارائه چارچوبی برای فرایند ارزیابی صلاحیت اولیه و ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان و پیاده سازی آن به عنوان بخشی از سامانه مدیریت روابط تأمین کنندکان در سیستم ERP شرکت فولاد مبارکه است. در این پژوهش ابتدا فرایند فعلی شرکت فولاد مبارکه بررسی شده است و در ادامه با استفاده از بررسی ادبیات موضوع و نظرات خبرگان فرایند ارزیابی صلاحیت اولیه و عملکرد تأمین کنندگان مجددا طراحی شده است و در غالب سامانه نرم افزاری مدیریت روابط تأمین کنندگان پیاده سازی شده است. برای این منظور پس از جمع آوری معیارها و روش های مناسب برای ارزیابی در این زمینه، با استفاده از روش دلفی، مناسب ترین معیارها برای ارزیابی تأمین کنندگان تعیین شده است. در فرایند طراحی شده جدید، بررسی صلاحیت اولیه تأمین کنندگان، پس از انتخاب معیارهای بایدی و عملکردی تعیین و در مرحله دوم عملکرد تأمین کنندگان در دو بخش استعلام و سفارش ارزیابی می شود. شفافیت در هر مرحله از این فرایند به شرکت کمک می کند تا تأمین کنندگان مناسب را انتخاب و عملکرد آنها را در زمان همکاری به صورت شفاف بررسی کند. همچنین شفافیت در این فرایند باعث می شود متقاضیان همکاری با شرکت، دید خوبی نسبت به انتخاب یا عدم انتخاب خود در ابتدای فرایند و ارزیابی عملکرد خود در طول دوره همکاری داشته باشند. کلید واژه : ارزیابی تأمین کننده گان، ارزیابی صلاحیت اولیه، ارزیابی عملکرد ، مدیریت روابط تأمین کنندگان
یکی از تصمیمات مهم و دشوار در بنگاه های یکپارچه ساز سیستم های پیچیده، مسئله انتخاب سبدپروژه ها است و پروژه ها، برای جذب منابع محدود همواره در حال رقابت می باشند؛ هم چنین در دنیای متغیر امروز بقا و رشد شرکت ها به توسعه موفق آن ها و ساخت محصولات و خدمات جدید وابسته است، لذا انتخاب مناسب و بهینه سبد پروژه های پژوهش و توسعه برای کسب و کار شرکت امری ضروری است. مشکلات اصلی در فرایند انتخاب سبدپروژه های پژوهش و توسعه را می توان در وجود تعداد زیاد اهداف کمی و کیفی که اغلب با یکدیگر ناسازگارند، وابستگی برخی پروژه ها به یکدیگر، تعداد نیروی انسانی متخصص و مجرب، تجربه و ترجیحات تصمیم گیران، برقراری توازن در زمان تحویل و ریسک و زمانبندی پروژه ها دانست. در این مقاله و جهت تعدیل مشکلات ذکر شده، مدل چند هدفه ی ریاضی با در نظر گرفتن حداکثر نمودن پایداری سازمان(از هر سه بعد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی)، حداقل نمودن ریسک پورتفو و تاکید بر افزایش سرمایه های فکری و حداکثر نمودن هم راستایی با اهداف سازمان ارائه می گردد و در نهایت با استفاده از یکی از روش های فراابتکاری اصلاح شده ی الگوریتم ژنتیک چندهدفه با مرتب سازی نامغلوب (روش NSLS) به حل مدل پرداخته می شود. جهت بررسی اعتبار مدل نیز پروژه هایی از یک بنگاه یکپارچه سازسیستم های پیچیده مورد بررسی قرار می گیرد. با توجه به جامعه مورد بررسی، یکی از مهمترین دستاوردهای این پژوهش، تفاوت قابل توجه در مدل مفهومی و پارامترهای موثر در فرایند انتخاب سبد پروژه ها در نمونه مورد مطالعه در کشورهای در حال توسعه با کشورهای توسعه یافته می باشد و همچنین استفاده از روش حل فراابتکاری جدید در حل مسائل انتخاب پورتفو از دیگر نوآوری های قابل طرح در این پژوهش است.
زمینه و هدف: تجربه خشم و مدیریت آن در محیط اجتماعی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. بر این اساس پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر آموزش مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد شناختی- رفتاری بر کاهش میزان خشم دختران انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. 142 دانش آموز دختر 15- 12 ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند (72 نفر گروه آزمایشی و 70 نفر گروه گواه). برنامه آموزشی مدیریت خشم مبتنی بر روی آورد شناختی- رفتاری در 7 جلسه دوساعته به صورت گروهی، برای گروه آزمایشی اجرا شد. سپس با استفاده از پرسشنامه های خشم چندبعدی مدرسه اسمیت و همکاران (1998) میزان خشم افراد شرکت کننده قبل و بعد از آموزش سنجیده شد. داده های پژوهش از طریق روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که نمره افراد گروه آزمایش در پس آزمون، در تمامی ابعاد خشم (تجربه خشم مدرسه، نگرش خصمانه، شاخص ابراز خشم مدرسه) به طور معناداری کاهش یافت (01/0 p< ). نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش نشان داد برنامه مدیریت خشم با روی آورد شناختی- رفتاری با افزایش توانمندی های روانی و مدیریت صحیح هیجانات، باعث کاهش میزان خشم می شود.
زمینه و هدف: آسیب شنوایی از جمله نا توانی هایی است که می تواند منجر به کاهش سلامت روانی مادران و در نتیجه اختلالات رفتاری در کودک شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی اختلالات رفتاری کودکان با آسیب شنوایی بر مبنای روان بنه های هیجانی سازش نا یافته مادران انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان با آسیب شنوایی شهرستان رشت در سال 1396 بودند که به کلینیک ناشنوایی پژواک شهرستان رشت رجوع کرده بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 140 نفر از این مادران بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه های اختلالات رفتاری (آیبرگ، 1978) و روان بنه های سازش نایافته ( یانگ ، 1998) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه همزمان تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد بین روان بنه های سازش نا یافته مادر و اختلالات رفتاری کودکان با آسیب شنوایی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (0/01> P ). همچنین روان بنه های خودگردانی، گوش به زنگی، و محدودیت مختل در مادران توانستند اختلال رفتاری کودک را پیش بینی کنند. در این میان روان بنه گوش به زنگی (01/0> P ،76/2 t= ،253/0= B ) بیش از روان بنه های دیگر عامل پیش بینی کننده معنادار اختلال رفتاری است. نتیجه گیری: اصلاح روان بنه های هیجانی مادران و در نتیجه ارتباط مؤثر با کودک با آسیب شنوایی می تواند موجبات کاهش اختلالات رفتاری و در نتیجه بهبود سلامت روانی آنها را فراهم آورد.
زمینه و هدف: یکی از راهکارهای اساسی در بهبود مشکلات حافظه فعال کودکان با اختلال یادگیری خاص، انجام فعالیت بدنی هدف دار است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر تمرینات ادراکی- حرکتی پاریاد بر حافظه فعال کودکان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی و از حیث هدف، کاربردی، با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. در این مطالعه، تعداد 24 نفر از کودکان پسر 9-7 سال مبتلا به اختلال یادگیری خاص شهر مشهد در سال تحصیلی 1397-1396 انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تجربی و گواه جایدهی شدند. گروه تجربی، به مدت 20 جلسه، هر جلسه 30 دقیقه و با تکرار پنج روز در هفته تمرینات ادراکی- حرکتی پاریاد را انجام دادند. گروه گواه نیز در طی این دوره به فعالیت های عادی روزمره خود پرداختند. تغییرات در حافظه فعال آزمودنی ها، قبل و بعد از دوره تمرین، به وسیله آزمون ان بک سنجیده شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که تمرینات ادراکی- حرکتی پاریاد موجب بهبود حافظه فعال در گروه تجربی می شود.؛ تمامی این تغییرات در مقایسه با گروه گواه معنادار بود (0/05 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که تمرینات ادراکی- حرکتی پاریادبا تأثیر بر مناطق مغزی مربوط به حافظه فعال در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری خاص، باعث بهبود این نوع حافظه در آنها می شود.