نسبت معنویت و عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود جریان معنویت در جهان معاصر، در محیط اسلامی پرسشی به وجود آمده که نسبت معنویت با عرفان چیست؟ آیا بین آنها نسبت همسانی برقرار است یا ناهمسانی یا عموم و خصوص؟ در پاسخ، «معنویت مطلق» تعریف شد و آن خودپیدایی عقلی تجربی از حیث خروج از تعارض ها و رهایی از رنج ها به سوی یافتن آرامش است. به تعبیر دیگر، «معنویت» یعنی: یافتن خود آرام. سپس «عرفان اسلامی» تعریف شد و آن حرکت توحیدمحورانه دل دردمند و غریب در مسیر گذر از لایه لایه های دل و عبور از منازل دل تا سرحد یافت شهودی شورانگیز و دهشت انگیز خدای سبحان، آن هم در سرّ سویدای دل است. به تعبیر دیگر، عرفان حرکت دردمندانه و باورمندانه از خودیابی به خدایابی است. پس از این دو تعریف، بین معنویت مطلق و عرفان اسلامی نسبت سنجی صورت گرفت که به علت عمومیت معنویت مطلق از جهت دامنه دینی و فرهنگی و مکتبی و از جهت اطلاق در مؤلفه های تعریفی، حکم به عموم و خصوص مطلق داده شد. آنگاه معنویت در فرهنگ اسلامی به سه قسم (معنویت اجتهادی دینی، معنویت عقلی فلسفی و معنویت تجربی عرفانی) تقسیم شد و از این رهگذر بین معنویت اسلامی با معنویت عرفانی مقایسه گردید که به علت عمومیت معنویت اسلامی، حکم به عموم و خصوص مطلق داده شد. آنگاه بحثی چالش برانگیز آغاز شد و آن نسبت معنویت عرفانی و عرفان اسلامی است. به این هدف، مؤلفه های معنویت عرفانی که شامل خود واقعی، ظرفیت های خود واقعی، یافتن خود واقعی، تعارض های موجود در خود واقعی و در نهایت، آرامش تشریح شد و از این رهگذر با عرفان اسلامی مقایسه گردید و چون معنویت عرفانی قوس آغازین تا میانه عرفان اسلامی است، حکم به عمومیت عرفان اسلامی و خصوصیت معنویت عرفانی داده شد. البته روش تحقیق در این نوشتار روش تحلیلی بر پایه داده های فلسفی و عرفانی به سرانجام رسیده است.