ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۶۹۵ مورد.
۳۲۱.

ایدئولوژی سرگردان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۳
هنگام بررسی و مطالعه تاریخ معاصر ایران این حقیقت به روشنی قابل مشاهده است که بیشتر جریانات و گروههای سیاسی که تاکنون در کشور ظهورکرده اند، هریک در بستر و فضای تاریخی خاصی شکل گرفته و سپس رشد نموده یا به افول گراییده اند. جهت تحلیل صحیح این گروهها، نمی توان صرفا با استناد به وضعیت اولیه یا پایانی آنها قضاوت کرد. گرچه ملاک در ارزیابی افراد و گروهها وضعیت حال آنها می باشد، اما در یک بررسی تاریخی، یک تحلیلگر مسائل تاریخی نمی تواند بخش خاصی از تاریخ یک جریان و سازمان سیاسی را گزینش و بر اساس آن داوری کند.با این فرض به سراغ بخشی از تاریخ معاصر و به ویژه تاریخ انقلاب اسلامی می رویم که همانا بررسی موضوع نهضت آزادی ایران می باشد. این گروه اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی عملا به پایان عمر خود رسید و به دستور رهبر کبیر انقلاب، در اواخر دهه اول عمر انقلاب اسلامی غیرقانونی اعلام شد و اینک یکی از سوژه های مطالعاتی در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی به شمار می رود.گروه نهضت آزادی درواقع عنوان و قالب جدیدی بود که پس از کودتای بیست وهشتم مرداد از جبهه ملی منشعب و رسما در سال 1340 با دبیرکلی مهندس بازرگان اعلام موجودیت کرد در حالی که پیروی از راه دکتر مصدق را شعار اصلی خود قرار داده بود.
۳۲۲.

اسلامگراهای لیبرال

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۳۴
آبان ماه علیرغم تمام دل انگیزیهایی که دارد، به نظر می رسد برای نهضت آزادی واژه ای تلخ و نامیمون باشد که همواره شکستی بزرگ و غیرقابل جبران را برای آنها تداعی می کند. نهضت آزادی دو روز پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا در سیزدهم آبان 1358 با استعفای دسته جمعی اعضای دولت موقت مهندس بازرگان، عملا از طول مبارزات مردم ایران خارج شد و در عرض حرکت گسترده انقلاب اسلامی قرار گرفت. خروج دولت موقت از حاکمیت، در پانزدهم آبان ماه سال 1358 یک سکه دورو بود؛ از یک سو باعث یک دست شدن حاکمیت در ایران انقلابی گردید، اما از سوی دیگر اولین و نمایان ترین شکاف در صف نیروهای انقلاب محسوب می شد. از آن پس بود که سایر گروهها و جریانات به ظاهر همراه انقلاب نیز که در قیاس با نهضت آزادی، نسبت به اصول نظام اسلامی و انقلاب حتی چندین پله زان سوتر قرار می گرفتند، به وضوح به جایگاه خود پی بردند و این چنین بود که شکافها و دسته بندیهای داخلی در مقابل انقلاب و خط امام (ره) آغاز شد. هنوز هم ناگفته ها و نایافته ها در مورد نهضت آزادی فراوان است. این جریان که براثر انشعابی در جبهه ملی به وجود آمده بود از زمان تاسیس تا آخرین روزهای فعالیت قانونی خود دچار تحولات ماهوی عمده ای گردید و حتی در مقاطعی از مشی ملایم اصلاحگرانه به مرزهای رفتار انقلابی نزدیک شد؛ اما در مجموع همواره عناصر مشخصی را در ماهیت خود حفظ کرده بود که بررسی و تامل بیشتر و دقیق تر درباره آنها علاوه بر وجه تاریخی موضوع، در بردارنده نتایج و عبرتها و کاربردهای مفیدی برای زمانه کنونی نیز خواهد بود. آنچه در پی می آید حاصل گفت وگوی «زمانه» است با مجتبی سلطانی، محقق تاریخ انقلاب اسلامی و نویسنده کتاب «خط سازش» که به عنوان اولین اثر مستند پژوهشی درباره نهضت آزادیانقلاب سیاسیانتشار یافت.
۳۲۸.

سیاسی: مصدق؛ حاکمیت ملی و دموکراسی

۳۳۳.

زندگی و زمانه علی دشتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰۲۹
علی دشتی یکی از زبده ترین روزنامه نگاران تاریخ معاصر ایران و یکی از بازیگران معروف عصر پهلوی است. او خود روحانی و روحانی زاده بود و در عتبات عالیات که زادگاهش بود به افتخار تلمذ درس خارج مرحوم آیت الله سیدحسین فشارکی و شیخ عبدالکریم حائری نائل گشته بود؛ اما ورودش به ایران که در آن زمان صحنه نوسانات و هیجانات سیاسی بود، شان و شخصیت و سرنوشت او را دگرگون کرده و او را در زمره روشنفکران ایران پس از مشروطه وارد ساخت.زمانه دشتی که پرفرازونشیب و پرآشوب بود، زندگی او را نیز بی تاثیر نگذاشت؛ چنان که از همان ابتدای ورود به عالم سیاست در شیراز و نوشتن مقاله ای در «روزنامه فارس»، طعم تند و تلخ حلوای سیاست! را چشید و مطرود اهالی فارس گشت. وی پس از چندماه سرگردانی در بوشهر، اصفهان، بندرعباس و برازجان، سرانجام مقیم پایتخت شد و به عنوان یک روزنامه نگار معروف در تاریخ مطبوعات آن روزگار اسمی به یادگار گذاشت. دشتی شباهتها و البته اختلافهایی نیز با تقی زاده داشت. او نیز همچون تقی زاده طلبه ای بود که دروس دینی را خوانده و با لباس روحانیت به جامعه سیاست وارد شده بود اما به تدریج عبا و عمامه را کنار گذاشت و مکلا شد. دشتی روحیه ای تند و آتشی مزاج داشت و به شدت عاشق ایده های نو و تحولات بزرگ بود و به نظر می رسد وی به قدری از اوضاع ایران رنج می برد که هرگونه تغییری را بهتر از وضع موجود می دید. البته بعدها به اشتباه خود پی برد و هنگامی که به دست سردارسپه و در مرحله بعد اعلیحضرت! رضاشاه پهلوی ذلیل و محبوس شد و به قول خودش «به اندازه یک حمال هم نمی توانست آزادانه نفس بکشد»، تازه فهمید که آب به چه آسیابی ریخته و آن همه پشتیبانی از رضاخان (در قضیه جمهوریت و فرماندهی کل قوا و تغییر سلطنت) چه پاداشی برایش به ارمغان آورده است؛ گرچه بعدها که رضاشاه از سلطنت خلع شد، تا می توانست با دنبال کردن مساله املاک پهلوی و جواهرات سلطنتی و . . . موجبات تحقیر او و خجالت خاندانش را فراهم ساخت. اما به هرحال، بازهم دشتی در زمره رجال عصر پهلوی و یکی از شاخص ترین آنها محسوب می شود.او که بعدها حرفه روزنامه نگاری را رها کرده و اداره روزنامه شفق سرخ را به یکی از دوستانش سپرده بود، حزب عدالت ایران را به کمک جمال امامی به راه انداخت و در کنار حزب «اراده ملی» سیدضیاءطباطبایی و «حزب زحمتکشان ملت ایران» به رهبری مظفر بقائی، یکی از حزبیون سرشناس و اصل کاری ایران آن روز شد و تا مدتها نیز مهمترین رقیب برای «حزب توده ایران» شناخته می شد. باری علی دشتی همچون سیدضیاء طباطبایی از روزنامه نگاری به سیاست گام نهاد، دوره های متعددی نماینده مجلس بود و در مجموع شخصیتی معتدل، صریح الهجه، خوش گفتار، اجتماعی و فعال از خود نشان داد. البته مطالعه تاریخ زندگانی دشتی ـ که مخالفت شهید مدرس(ره) در دوره پنجم با اعتبارنامه وی از راهیابی او به مجلس جلوگیری کرد، ضمن آنکه وی یکی از مخالفان مهم ایده های مدرس(ره) و موافقان مظاهر تجدد در ایران (مانند: کشف حجاب، جمهوری، تغییر خط) محسوب می شد ـ لایه های دیگری هم می تواند داشته باشد که نیارمند پژوهشهای تفصیلی است. مقاله حاضر علی دشتی و روزگار او را در همین راستا پژوهیده و تقدیم شما خوانندگان عزیز نموده است به امید آنکه مورد توجه و استفاده شما قرار گیرد
۳۳۴.

زندگی و زمانه «علی دشتی» (3)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰۲
روی کارآمدن محمدرضا پهلوی باعث تکاپوی طیف گسترده ای از رجال کهنه کار سیاسی شد که در شرایط جدید و در کنار شاه جوان می توانستند به راحتی نفس کشیده و بعد از سالها عسرت و حیرت عصر رضاخان برای خودشان کسی باشند. علی دشتی هم در زمره این رجال بود که با شروع سلطنت محمدرضا پهلوی به طور گسترده در صحنه سیاست حضور یافت و از فضای نسبتا باز دهه سی استفاده نمود. او که با وکالت در دوره پنجم مجلس شورای ملی اولین تجربه مهم سیاسی خود را پشت سر گذاشته بود، اکنون در سال 1322 نیز وارد مجلس شد و به عنوان یکی از افراد موثر جناح انگلوفیل (طرفدار سیاست انگلیس) عمل نمود و نیز حزب عدالت خویش را تا حوالی سال 1327 رهبری کرد. اما دشتی امروز با دشتی سالهای قبل فرق بسیاری کرده بود. او و هوادارانش توانستند با انواع ترفندهای سیاسی، راه تثبیت قدرت را برای شاه جوان هموار کنند و به ویژه مهمترین رقیب و منتقد شاه یعنی احمد قوام السلطنه را از نخست وزیری و نیز گردونه سیاست ساقط کنند. بدین ترتیب باز هم علی دشتی در زمره توجیه گران و تثبیت گران دیکتاتوری پهلوی دوم درآمد. اما این بار دیگر مطمئن شده بود این شاه جوان پاسخ خدمات او را مانند پدرش نخواهد داد. گویا او بوی انتقال قدرت جهانی از اروپا به امریکا را به خوبی حس کرده بود و لازمه های ترقی را برای خود معلوم می دید. اما علیرغم همه اینها، نمی توان تصویری یکسره تیره و تار از دشتی مجسم نمود؛ چراکه او دارای ویژگیهایی بود که حد و حدودی از استقلال و اعتمادبه نفس را در او محفوظ نگاه می داشت. او طی چند سال که سفیر ایران در بیروت شده بود قابلیت بسیاری از خود نشان داد و یکی از وجیه ترین دیپلماتهای ایرانی به شمار می رفت که با اطلاعات وسیع تاریخی و تسلط بر ادبیات عرب توانسته بود بر فضای فرهنگی لبنان تاثیرگذار باشد؛ اما توصیه ها و خرده گیریهای او از نخست وزیران نالایق شاه، او را از سفارت به کنار زد. البته پس از بازگشت از سفارت در لبنان، همچنان سناتور مجلس سنا بود اما در بدنه دستگاه سیاسی پهلوی رویه ای گلایه آمیز داشت و به قول خودش باب دندان شاه نبود! لذا شاه ترجیح می داد حد او را با تحقیر و گاهی توهین معین کند! و بگذارد در حالتی کژدار و مریض فعالیت خودش را ادامه دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان