در سال 1323ق. در کرمان حوادثی روی داد که منجر به کشته شدن عده ای از اهالی کرمان شد. چوب خوردن حاج میرزا محمد رضا تاثیرگذارترین حادثه از این وقایع بود و متاثر از آن دو تن از حکام کرمان برکنار شدند. با رسیدن اخبار به تهران، علما، انجمن ها و آزادی خواهان از این حوادث برای پیشبرد اهداف آزادی خواهانه ی خویش استفاده بسیار بردند و طی مهاجرت پناهندگان به حرم عبدالعظیم حوادث کرمان در خواسته های علما از حکومت متبلور شد. علیرغم تاثیر این وقایع در انقلاب مشروطه، یافته های پژوهش حاکی از آن است که وقایع کرمان ناشی از مشروطه خواهی کرمانیان نیست بلکه ناشی از رقابت شدیدی بود که در میان خاندان های حکومت گر کرمان درگرفته بود و نقش اصلی را در پدید آمدن این وقایع داشت. در مجموع 7 نفر از خاندان های ابراهیمی، وکیل الملکی و فرمانفرما، 65 سال از 115 سال تاریخ کرمان، از آغاز قاجاران تا مشروطیت را در کرمان حکومت کردند. از نظر تعداد، این حکام تنها 19 درصد از کل حکام را در این دوره تشکیل می دادند اما بیش از 57 درصد این دوره را حکومت کردند. از جمله عوامل موثر دیگر در پدید آمدن این وقایع شرکت فعالانه اقشار بافنده بود که 78 درصد جمعیت کرمان را تشکیل می دادند و به شرایط نامناسب زیستی و معیشتی خود واکنش نشان دادند.
در پی انقلاب مشروطه، زمینه ی حضور مردم در ساماندهی قلمروهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فراهم شد. توده ی مردم بعد از قرن ها تحمل استبداد، زمینه ی حضور و مشارکت خود را در تعیین سرنوشت خویش فراهم آوردند. همین امر، زمینه های فوق العاده ای را برای احساسِ ضرورت ِتدوینِ قانون بلدیه از سوی نمایندگان مجلس شورای ملی فراهم آورد. با تصویب و توشیح قانون بلدی در 20 ربیع الثانی 1325 برخی شهرهای ایران انجمن بلدیّه تشکیل دادند. یکی از این شهرها اصفهان بود. انجمن بلدیّه ی اصفهان توانست برخی فعالیت های عام المنفعه ی شهری را مثل حفظ بهداشت و نظافت شهری، اعلام نرخ ارزاق، مقابله با کم فروشی و گران فروشی، مرمت آثار تاریخی، روشنایی شهر و ... برای رفاه و آسایش مردم اصفهان انجام دهد.
حاج ملاعلی کنی از علمای مبارز و طراز اول تهران سال 1220 ق در قریه کن از روستاهای حومه غرب تهران دیده به جهان گشود. در کودکی خواندن و نوشتن آموخت و در 20 سالگی راهی نجف اشرف شد و از ذخایر گرانسنگ آن دیار همچون صاحب جواهر، شیخ مرتضی انصاری و شیخ حسن کاشف الغطاء بهرههای فراوان برد.
یکی از مهم ترین سازه های بومی ایران در ارتباط با اقتصاد کشاورزی، بناهای موسوم به کبوترخانه است. استان اصفهان از مناطقی است که در زمینه پیشینه و ساخت کبوترخانه در تاریخ بومی ایران نقش بسزایی داشته است. از آنجایی که کبوترخانه های گلپایگان و خوانسار تاکنون از نظر تاریخی و باستان شناسی به دقت مطالعه نشده اند، پژوهش حاضر در تلاش است؛ اهمیت بناهای مذکور را در این پهنه ی فرهنگی با توجه به مناسبات سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی روشن سازد. روش به کار رفته علاوه بر مطالعه منابع تاریخی، فعالیت میدانی باستان شناسی بررسی پیمایشی فشرده است. به منظور دستیابی به اهداف یاد شده 146 کبوترخانه در شهرستان های گلپایگان و خوانسار شناسایی، سپس از نظر تاریخی، الگوی پراکنش، عملکرد، میزان فعالیت، قدمت و معماری مطالعه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد بیشتر کبوترخانه ها در امتداد رودخانه درازرودخانه گلپایگان و رودخانه ی خوانسار پراکنده شده و عموماً مربوط به اواخر دوره قاجار بوده اند. کبوترخانه های خوانسار و گلپایگان برخلاف سایر کبوترخانه های مناطق اصفهان که استوانه ای شکل هستند، با نقشه چهارکنج (مستطیلی) بنا شده اند. یافته های دیگر پژوهش نشان می دهد کارکرد کبوترخانه های خوانسار و گلپایگان همانند سایر کبوترخانه های مناطق دیگر ایران تولید کود برای تقویت زمین های کشاورزی بوده است.
نوشتار حاضر به دیدگاه های سیدجمال الدین اسدآبادی در باب چگونگی تغییر در ساخت قدرت قاجاری می پردازد. سید جمال چون دیگر روشنفکران ایرانی در آغاز به دنبال اندیشه اصلاح از بالا بود. اما از طریق ارتباط نزدیک بادربار ناصرالدین شاه به تدریج به این باور رسید که اندیشه اصلاح از بالا نتیجه بخش نیست. تجربه او در کشورهای اسلامی نیز این باور جدید او را تایید می کرد.تبعید سیدجمال از ایران در 1308ه.ق زمینه ای بوجود آورد تا او اندیشه تغییر ساخت قدرت قاجاری را بر بنیاد جنبش توده ای طرح و پیگیری کند. مکتوب او به میرزای شیرازی و علمای ایران، نمودار چنین باوری است. سیدجمال بر این باور بود که برای تحقق تغییر ساخت قدرت مطلقه بر بنیاد جنبش توده ای، باید از نفوذ علما و قدرت تاثیرگذار کلام آنها استفاده کرد.او نه تنها در خیزش تنباکو به عنوان نخستین نمود جنبش توده ای ایرانی نقش داشت بلکه از آن جنبش به عنوان تجربه ای موفق در تایید دیدگاه های خود می نگریست، از این رو از علما می خواست مبارزه را تا نهایت خود که عزل شاه و تغییر در ساخت خودکامه است، ادامه دهند. او باوری به مشی ترور فردی نداشت، بلکه معتقد بود که نخبگان ایرانی
آنچه میخوانید، گزیده نامه شیخ فضلالله نوری به آیتالله سیدمحمد کاظم یزدی(صاحب عروه) است که در محرم 1327 یعنی حدود 6 ماه پیش از قتل شیخ و یک ماه پس از ترور نافرجام وی نگاشته شده است.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نحوه صورت بندی گفتمانیِ خرده گفتمان های موجود در گفتمان علمای شیعه و واکاوی چگونگی ظهور این خرده گفتمان ها و مداقه تاریخی- گفتمانی در اندیشه ورزی این خرده گفتمان ها در باب مشروطیت است.
روش/رویکرد پژوهش: این مقاله، بااستفاده از روش گفتمانی «تضادمحور» میشل پشو و اتخاذ رویکردی تاریخی– تحلیلی به بررسی صورت بندی گفتمانی علمای شیعه در انقلاب مشروطه پرداخته است.
یافته ها و نتایج پژوهش: انقلاب مشروطه یکی از نقاط عطف تاریخی و بی نظیر در تاریخ ایران معاصر محسوب می شود. در این برهه، اندیشه ها، نظرها، و گفتمان های مختلفی از بطن جامعه سربرآوردند. بر این اساس، خرده گفتمان های موجود در گفتمان عام روحانیت شیعی، به مؤلفه ها و عناصر اصلی مدرنیته بی توجه بودند و بیشتر باتوجه به کنش گفتمان های رقیب (اعم از نظری و عملی) و در تضاد با یکدیگر بودند که به تولید متون و مفاهیم در باب مشروطه پرداخته و نسبت خویش را با مشروطیت تعیین کردند. این امر باعث شد که این گفتمان ها از درک واقعی مدرنیته عاجز باشند و در نسبت خود با آموزه های مشروطیت ناسازواری های زیادی داشته باشند. گو اینکه همین ناسازواری در ماهیت انقلاب مشروطیت در ایران باعث ابهام و بعدها شکست این جنبش گشت.