ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۹۴۱ تا ۲۲٬۹۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۲۲۹۴۵.

ادب سیاسی مشروطه و مسئله هویت ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۸
مسئله اصلی این مقاله، چگونگی پرداختن به «مسئله هویت ملی» در ادب سیاسی مشروطه، به خصوص شعر سیاسی مشروطه است. یکی از بنیان های هویت ملی، به وجود آمدن مفهوم «نوآیین» ملت در عصر ناصری، با آثار و گفتار کسانی چون آخوندزاده و میرزا آقا خان کرمانی بود. در عصر ناصری، باستان گرایی، توجه به نامِ ایران، مضمون نوآیین «ملت» و بازتعریف مفهوم «وطن» از مؤلفه های اصلی برداشت جدید از هویت ملی بود. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی، این پرسش را دنبال می کند که «مسئله هویت ملی» چگونه در ادب سیاسی مشروطه تبلور یافت؟ با این فرضیه که «مسئله هویت ملی، در ادب سیاسی مشروطه، بیش از هر چیز به مفهوم نوآیین «وطن» مرتبط بود و این مفهوم با بسامد بالا در شعر سیاسی این دوره مورد توجه قرار گرفته بود.» اصلی ترین یافته این پژوهش آن است که با بسط آگاهی های نوآیین از مقولاتی و مفاهیمی مانند «ملت» و «وطن» در عصر ناصری و گسترش آن در عصر مشروطه، به خصوص در ادب سیاسی این دوره، «هویت ملی» به عنوان یک «مسئله» بنیادین در دل مشروطیت، مورد توجه قرار گرفت.
۲۲۹۴۷.

بررسی و نقد سیره نگاری سپهر در ناسخ التواریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۶۲۶
سیره نگاری پیامبر اسلام از نخستین تلاش های مسلمانان در جهت تدوین معارف اسلامی بود. مسلمانان با این اقدام به دنبال فراهم ساختن الگو و سرمشقی برای خویش مبتنی بر قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام بودند. این سنّت را می توان ذیل تاریخ نگاری قرارداد. از گذشته در ایران به عنوان بخشی از جهان اسلام، گرایش به نگارش سیره پیامبر وجود داشت. در دوره قاجار به عنوان یکی از دوره های مهم تاریخ نگاری در ایران به موضوع سیره نگاری توجه ویژه ای شد. محمدتقی خان سپهر در اثر خویش ناسخ التواریخ بخشی از مطالب خود را به سیره پیامبر اختصاص داده است. با توجه به اهمیت اثر سپهر و نیز ویژگی آن به عنوان یکی از نمونه های تاریخ نگاری دوره قاجار، مسئله این پژوهش مبتنی بر ویژگی ها و وجوه تمایز سیره نگاری سپهر با سیره نگاری های متقدم شکل گرفت. با این وصف، پژوهش حاضر به بررسی این اثر و مقایسه آن با برخی سیره های متقدم پرداخته است. پس از بررسی و مقایسه این اثر با برخی سیره نگاری های پیشین، وجوه و جنبه های خاصی از این سیره نگاری جلوه گر شد. علاوه بر برخی نقل قول های متفاوت در روایت سیره و نیز اشاره به حوادث هم زمان با حیات پیامبر در سایر نقاط جهان می توان به تغییر در سیره نویسی قاجار ناشی از تحول ایدئولوژیک و مذهبی پساصفویه اشاره کرد. به این ترتیب ورود عناصر مبتنی بر فرهنگ شیعی در سیره بسیار برجسته شده اند. از ویژگی های دیگر این اثر، استفاده از رویکردهای کلامی، روایی و فقهی مبتنی بر مکتب تشیّع در سیره نگاری است.
۲۲۹۵۰.

جامعه شناسی قومیت در خراسان هنگامه قیام ابومسلم خراسانی بر اساس تئوری های انتخاب عقلانی و نخبگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۶۷۸
جامعه شناسی قومیت برای اشاره به اشکال خاصی از تمایزات فرهنگی وضع شده است. مفهوم جامعه شناسی قومیت با مفاهیم نژادی و تنوع فرهنگی در هم تنیده شده است و قصد دارد تفسیری از وضعیت پیچیده قومی ارائه دهد. خراسان در پویه تاریخ به دلیل موقعیت جغرافیایی، کمتر تحت تأثیر فرهنگ های مهاجم قرار می گرفت و از این لحاظ مستقل بود. اما بعد از فتوحاتِ اعراب و مهاجرت عده ی زیادی از آنها به خراسان، احوالات این دیار تغییر کرد و درگیر یک دوقطبی قومی شد. برای خراسان در بحبوحه قیام ابومسلم خراسانی دو قومیت مجزا می توان در نظر گرفت و به صورت کلی آنها را به دو گروه عرب و خراسانی تقسیم بندی کرد. بعدها اختلافات قبایل عرب باعث شد مثلثی در خراسان شکل گیرد که قومیت و منفعت در آن ترکیب شده بودند. مسأله اصلی این است که چگونه می توان کنش های قومی خراسان را با تئوری های انتخاب عقلانی و نخبگان، که از پارامترهای جامعه-شناسی قومیت هستند، تبیین و تفسیر کرد؟ چگونه می توان با جامعه شناسی قومیت، خیزش خراسانیان را مقید به یک انقلاب سیاسی، یا یک انقلاب اجتماعی- قومی کرد؟ به این منظور پژوهش حاضر علاوه بر این که سعی می کند با استفاده از منابع داخلی و خارجی پاسخ مناسبی به این پرسش بدهد، در عین حال به نقد آن نیز خواهد پرداخت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که تئوری نخبگان و انتخاب عقلانی هر دو به گونه ای از پوپولیسم اشاره می کنند که پسِ پشتِ آن، سوء استفاده از قومیت ها قرار دارد، در حالی که برای خراسانیان متأثر شدن از فرهنگ، بارزتر از سیاست های تحمیلی به نظر می رسد و بنابراین انقلاب خراسان نمی-تواند کاملاً سیاسی تلقی شود.
۲۲۹۵۲.

گفتمان «ظل اللهی» در تاریخ نگاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۳۶۶
ظهور حکومت صفویه و تبدیل آن به یک نظام سیاسی منسجم و متمرکز به پراکندگی قدرت در اواخر سده نهمبر ایران پایان داد. اما با تغییر مذهب رسمی مشروعیت این حکومت با چالشی مهم روبرو شد. صفویه در خط مقدم رویارویی با اهل سنت قرار داشت که تعارضات گریزناپذیری برای آنها ایجاد کرده بود. مهمترین چالش منطقه ای صفویه، قدرت جهانی عثمانی بود. نظریه پردازان حکومت صفوی ازاین رو تلاش داشتند برای مساله مبنایی مشروعیت، پاسخی در خور بیایند، آنها برای پاسخ بدان قالب های معرفتی متعددی پیش رو داشتند. این معاریف که حاصل سنت هایی پیشین بودند، افزون بر نظام اندیشه ای ایران باستان؛ با قالب های اندیشه ای دوره اسلامی و دگرگونی های پی در پی آن روبرو بود. ازاین رو نیاز به الگویی بود که قادر باشد تمامی این معاریف را با سازمان بندی نوین در یک ساختار جدید ارائه دهد. تنوع منابع مشروعیت ساز حکومت صفوی ب افزون بر آنکه اهمیت مساله را نشان می دهد می تواند قابلیت های حکومت را در استخدام این منابع برای تمایز از مشروعیت دوره ها و اعصار پیش از خود نشان دهد. البته در مواردی نیز تفاوت های آشکاری نسبت به دوره های سلفشان روشن خواهد ساخت. حال پرسش این است که صفویان چگونه گفتمان مشروعیت ساز خود را شکل داده و منابع تاریخ نگارانه چگونه آن را تبیین کرده اند؟ پژوهش با روش تبیین تاریخی منابع تاریخ نگارانه و رویکرد تفسیر متن سامان یافته و این مدعا را مطرح کرده است که صفویه با استفاده از منابع موجود و متکثر مشروعیت ساز که از پیش شکل گرفته، نظام مشروعیتی را بنیان نهاد که الگوی واحد «ظل اللهی» معرّف آن است
۲۲۹۵۹.

زمینه های بحران ارزاق عمومی (غله) توسط بریتانیا در ایران و مدیریت بر آن در ﻧیﻤه غربی کشور سال های 1296و1297ش/1917و1918م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۸۲۸
ایرانیان در طول تاریخ، به طور متناوب با قحطی و بحران ارزاق روبه رو بوده اند. در طول سالیان متمادی، عوامل متعددی بر بحران ارزاق تأثیر گذاشته است که در نگرشی کلی می توان این عوامل را به دو دسته عوامل طبیعی و عوامل انسانی تقسیم کرد که عامل انسانی در دو دسته داخلی و خارجی جای می گیرد. وضعیت شبه استعماری و سیاست اقتصادی خاصی که روسیه و به ویژه بریتانیا از ابتدای دوره قاجاریه بر ایران تحمیل کردند، کمبود ارزاق و گرانی و قحطی را تشدید کرد. تداوم چنین وضعی به بحران ارزاق و قحطی عمومی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه منجر شد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند. سیاست های اقتصادیِ انگلستان که پیش از جنگ جهانی اول با بستن قراردادهایی در ایران به اجرا درآمده بود، در اواخر جنگ جهانی اول بر وخامتِ اقتصادی و بحران ارزاق عمومی افزود. در اسناد، ارزاق عمومی بیشتر با عناوین غله و نان آمده است. در این ایام، بریتانیا بیشترین حضور نظامی را در ایران داشت و در بحران، نقش مستقیم و غیرمستقیم ایفا کرد. در این جستار با روشی تحلیلی توصیفی و با تأکید بر اسناد، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که زمینه های بروز بحران ارزاق توسط بریتانیا چه بود و این بحران را چه نیروهایی مدیریت می کردند. فرض ما بر این مبنا استوار است که قراردادهایی همچون میرجوار، نفت، 1907 و 1915 زﻣیﻨه بحران ارزاق توسط بریتانیا را در ایران فراهم کرد. بر این اساس انگلیسی ها با کمک نیروهای مختلفی همچون کنسول بریتانیا، بانک شاهنشاهی، پودراتچی ها و تعامل با برخی از ملاکانِ حاکم و تجار موجب پیاده شدن مقدمه واجب سیاستشان، یعنی تهیه ارزاق برای نیروهای نظامی خود شدند. به این ترتیب باید گفت بریتانیا برای تأمین منافع خود، در مدیریت بحران ارزاق نقش مهمی داشت.
۲۲۹۶۰.

روابط ایران و آلمان نازی در عصر پهلوی اول و تأثیر آن در شکل گیری ابنیه حکومتی و عمومی منطقه آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۳۸۴
روابط ایران و آلمان نازی در عصر پهلوی اول و تأثیر آن در شکل گیری ابنیه حکومتی و عمومی منطقه آذربایجان * محمدامین خجسته قمری [1] ، حسین سلطان زاده [2] چکیده روابط رضاشاه با آلمان پس از به قدرت رسیدن هیتلر و حکومت نازی، تحولات جدیدی را در ایران موجب شد. حکومت آلمان نازی و متخصصان و مهندسان آن کشور، در تحول اقتصاد، صنعت و ساخت و ساز ابنیه در مناطق مختلف ایران از جمله منطقه آذربایجان و شهرهای تبریز، ارومیه و اردبیل نقش مؤثر و قابل توجهی ایفا کردند. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر روابط ایران و آلمان نازی در شکل گیری و تغییرات کالبدی و معماری ابنیه حکومتی و عمومی منطقه آذربایجان در شهرهای پیش گفته است. این مقاله با رویکرد تاریخی و روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های منابع تاریخی ، اسنادی و مشاهدات میدانی، ویژگی های مشترک ابنیه منتخب آذربایجان و آلمان را در فاصله سال های1312 تا 1320خورشیدی به صورت تطبیقی بررسی می کند. نتایج تحقیق نشان داد که روابط با آلمان نازی و حضور متخصصان و مهندسان آلمانی، در ظهور معماری نئوکلاسیک غربی در عناصر معماری و فضایی ابنیه حکومتی و عمومی ایران و منطقه آذربایجان و شهرهای مهم آن نقش مهمی داشته و نیز توجه بیشتر به تکنیک های ساخت و استفاده از مصالح جدید و مدرن را سبب شده است. واژه های کلیدی: معماری پهلوی اول، آذربایجان، آلمان نازی، ابنیه حکومتی و عمومی [1] . گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران khojasteh.tu@gmail.com [2] . گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول) h72soltnzadeh@gmail.com تاریخ دریافت 27/ 7/1400- تاریخ تأیید 9/9/ 1400

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان