هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روش های مختلف سنجش (تشریحی، چهار گزینه ای و عملکردی) بر میزان یادگیری در درس روش تحقیق در دانشجویان رشته مشاوره و راهنمایی بوده است. در این پژوهش 69 نفر از دانشجویان که به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشی متناسب با سطوح متغیر آزمایشی (روش سنجش) جایگزین شده بودند، شرکت داشتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص میزان یادگیری دانشجویان از آزمونهای تکوینی متناسب با متغیر آزمایشی مربوطه و همچنین آزمون جامعی که متشکل از سوالات چند گزینه ای، تشریحی و عملکردی بود، استفاده شد. آزمون جامع تهیه شده در دو نوبت (پیش و پس از شروع نیمسال تحصیلی) به اجرا در آمد و آزمونهای تکوینی در هر گروه در سه نوبت اجرا شد. تمامی آزمونهای مورد استفاده محقق ساخته بودند. برای تحلیل داده ها از روشهای آماری آزمون t، آزمون ANOVAهمراه با مطالعات تعقیبی و همچنین تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در آزمون جامع (ارزشیابی بر اساس ترکیبی از سوالات سه نوع روش سنجش)، تفاوت میانگین های گروههای آزمایشی عملکردی و تشریحی-هردو-با گروه آزمایشی چند گزینه ای معنی دار، ولی با هم غیر معنی دار بود. در کل بهترین نتایج از نظر میزان یادگیری (با توجه به میانگین نمرات) برای گروه آزمایشی عملکردی و ضعیف ترین نتایج برای گروه آزمایشی چهار گزینه ای به دست آمد. مقایسه های درون گروهی نشان داد که برای گروه آزمایشی عملکردی پاسخگویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از سوالات تشریحی و برای گروه آزمایشی تشریحی پاسخ گویی به سوالات چهار گزینه ای آسانتر از عملکردی بود. (تفاوت میانگین ها به ترتیب در سطح اطمینان 99 و 95 درصد معنی دار بود). معادله رگرسیون پیش بینی نمرات دانشجویان در آزمون جامع بر اساس آزمونهای تکوینی، نوع روش سنجش اعمال شده و همچنین پیش آزمون به عمل آمده از ایشان نشان داد که در این ارتباط آزمونهای تکوینی اول و دوم و همچنین روش سنجش (به ترتیب با 99 و 95 درصد سطح اطمینان) اندازه های پیش بینی معنی دار بوده ولی آزمون تکوینی سوم و پیش آزمون به عمل آمده از این لحاظ معنی دار نبودند.
مشکلات بین شخصی، مشکلاتی هستند که در رابطه با دیگران تجربه می شوند و آشفتگی روانی ایجاد می کنند. این دسته از مشکلات، از شایع ترین مشکلات گزارش شده به وسیله ی بیماران در جریان مصاحبه های بالینی و از دلایل اصلی مراجعه ی افراد برای روان درمانی محسوب می شوند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی پایایی، روایی و تحلیل عاملی فرم 60 سؤالی مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-60) در جمعیت ایرانی بود. نهصد و بیست و چهار داوطلب (490 زن، 434 مرد) از جمعیت عمومی شهر تهران با اجرای مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-60؛ هرویتز، روزنبرگ، بایر، یورنو و ویلاسنور، 1988)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28؛ بشارت، 1388)، مقیاس درجه بندی حرمت خود (SERS؛ ناجنت و توماس، 1993) و مقیاس هوش هیجانی (EIS؛ شات، مالوف، هال، هاگرتی، کوپر و همکاران، 1998) در این پژوهش شرکت کردند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، علاوه بر عامل کلی مشکلات بین شخصی، شش عامل را برای مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-60) تأیید کرد. روایی همگرا و تشخیصی (افتراقی) مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-60) از طریق اجرای مقیاس های سلامت روانی، حرمت خود و هوش هیجانی در مورد آزمودنی ها محاسبه شد. ضرایب همبستگی میانگین نمره های آزمودنی ها در مقیاس های مشکلات بین-شخصی با شاخص های بهزیستی روان شناختی، درماندگی روان شناختی، حرمت خود و هوش هیجانی معنادار بود. همسانی درونی مقیاس مشکلات بین-شخصی (IIP-60) بر حسب ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 84/0 تا 95/0 مورد تأیید قرار گرفت. پایایی بازآزمایی مقیاس مشکلات بین شخصی (IIP-60) بر اساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه شد و با ضرایب همبستگی از 74/0 تا 84/0 مورد تأیید قرار گرفت.
" مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر هنجاریابی، بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه باور به مهارتها یا خودکا رآمدی حرفهایی (SCI) در دانشجویان دانشگاه اصفهان بود.
روش: نمونه پژوهش 420 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان بودند که از هفت دانشکده (از هر دانشکده 60 نفر) به روش نمونهگیری تصادفی خوشهایی انتخاب شدند و پرسشنامه باور به مهارتها روی آنها اجرا شد. روش مورد استفاده در این پژوهش آمار توصیفی شامل محاسبه نمرات T ، رتبه درصدی و ضریب همبستگی بود. جدول هنجار درصدی و استاندارد نیز برای دانشجویان تهیه شد .
یافتهها : اعتبار آزمون به روش آلفای کرونباخ بین 75/0 تا 82/0 و به روش بازآزمایی بین 71/0 تا 84/0 محاسبه شد. ضرایب روایی یعنی همبستگی بین دو پرسشنامه باور به مهارتها و پرسشنامه استرانگ دارای دامنهایی بین 45/0 تا 72/0 و در سطح 01/0 معنیدار بود.
نتیجهگیری: پرسشنامه باور به مهارتها ابزار معتبری برای ارزیابی میزان باور افراد از حیطههای شغلی است و میتوان در راهنمایی و مشاوره هدایت شغلی و تحصیلی از آن استفاده نمود."
"در ایـن پژوهش ساختار عاملی و روایی سازه مقیاسهای عاطفه مثبت و منـفی (مروزک و کولارز، 1998) در دانشجویان ایرانی بررسی شدند. بدین منظور 205 دانشجوی دانشگاه تهران (88 مرد و 117 زن) علاوه بر مقیاسهای عاطفه مثبت و عاطفه منفی به مقیاسهای بهزیستی روان ـ شناختی (ریف، 1989) و بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، ساختار عاملی تک بعدی هر دو مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی را نشان دادند، اما شاخصهای برازش تحلیل عاملی تاییدی به ویژه برای مقیاس عاطفه منفی مطلوب نبود. روایی همگـرا و واگرا (بـا مقیاسهای بهزیستی روان شنـاختی و بهزیـستی اجتماعی) و همسانی درونی هر دو مقیاس مناسب بودند.
"
برنشتاین (1967)، برای هماهنگی اندام و کنترل درجات آزادی چند مرحله پیشنهاد داد. در مراحل اولیة تمرین و کسب یک مهارت حرکتی، مشکل هماهنگی از طریق تثبیت اولیة درجات آزادی کاهش می یابد، سپس تمرین بیشتر از طریق رفع محدودیت های واقع بر اندام موجب افزایش درجات آزادی و مشارکت آنها در یک سیستم قابل کنترل می شود. ""تثبیت"" درجات آزادی از لحاظ عملی هم با ثابت و محکم شدن درجات آزادی مفاصل و هم با تشکیل پیوندهای قوی بین اندام و درجات آزادی متعدد قابل توضیح است. در مقالة حاضر، نویسندگان شیوة استخراج و تفسیر داده های سینماتیکی را برای تبیین تغییرات الگوی حرکات بدن از طریق پدیده های تثبیت/آزادسازی و جفت شدن مفاصل در یک آزمودنی مرد دانشگاهی سالم و راست برتر (سن : 26 سال؛ قد : 172 سانتیمتر؛ وزن : 80 کیلوگرم) که به تمرین حفظ تعادل روی پایداری سنج می پردازد، معرفی می کنند. داده ها با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل سه بُعدی که شامل سه دوربین فیلمبرداری و برنامة تحلیل حرکت رایانه ای شریف (SMA) در نرم افزار MATLAB بود که موقعیت 19 مارکرپاسیو نصب شده روی بدن و دستگاه پایداری سنج را اندازه گیری می کرد. قبل از هر کوشش، دستگاه را به کمک یک چهارچوب فلزی با ابعاد مشخص کالیبره کردیم. این امر امکان تبدیل مقادیر دوبُعدی آشکارسازی دوربین را به مختصات سه بُعدی واقعی فراهم می سازد. سپس، متغیرهای زیر برای سه کوشش اول، پنجم و نهم از یک دورة تمرینی نُه کوششی (3 جلسه? 3 کوشش) محاسبه شد : 1) تغییرپذیری پایداری سنج (SV) به عنوان شاخص عملکرد،2) تغییرپذیری مطلق و نسبی زوایای مفصلی (RV) برای بررسی تثبیت و آزادسازی و 3) همبستگی بین سری های زمانی زوایای مفصلی به منظور بررسی جفت شدن زوج مفاصل. سرانجام، نحوة تفسیر متغیرهای استخراج شده و محدودیت های موجود در زمینة مطالعات تغییرپذیری درجات آزادی به همراه پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
هدف از انجام این پژوهش، تهیه ابزاری با ویژگی های روان سنجی مناسب برای ارزیابی سازگاری خوابگاهی دانشجویان دانشگاه های تهران می باشد، که ابزار موردنظر را با پاسخ به دو سوال اصلی مورد بررسی قرار می دهد. -1 آیا پرسشنامه از پایایی قابل قبول برخوردار است؟ -2 آیا پرسشنامه از روایی مناسب برخوردار است؟ جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های تهران می باشد که نمونه ای به تعداد 929 نفر به روش تصادفی چند مرحله ای از دانشگاه های علامه طباطبایی، شهید بهشتی و دانشگاه تهران انتخاب شدند و در آن نسبت به دانشجویان دختر و پسر و دانشگاه محل تحصیل در نظر گرفته شده است. مطابق مبانی نظری و اصول آزمون سازی، مراحل ساخت سوالات پرسشنامه طی شد و در سه مرحله مورد اجر قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده از اجرای نهایی به کمک روش های آماری و کلاسیک اندازه گیری تجزیه و تحلیل شد. میزان پایایی پرسشنامه با روش همسانی درونی =0.88 و به روش بازآزمایی r=0.77 به دست آمد، در بررسی روایی محتوا، تایید سه نفر متخصص منظور گردید و برای روایی سازه روش تحلیل عاملی به کار گرفته شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که عوامل استخراج شده حدود 51 درصد از واریانس پرسشنامه را تبیین می کنند. تبدیل نمرات خام به نمرات استاندارد Z و T برای دو گروه دانشجویان دختر و پسر به طور جداگانه محاسبه شد.
مقیاس وسواس مرگ، که عبدالخالق (1998) در مصر ساخته است، اشتغالات ذهنی، تکانه ها و عقاید مقاوم مربوط به مرگ را مورد ارزیابی قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی این ابزار در ایران است. روش: این پژوهش که در یک بررسی زمینه یابی و پس رویدادی انجام شد، از نوع توصیفی- مقطعی است. حجم نمونه این پژوهش 342 نفر (126مرد و 216 زن) بود که به روش نمونه گیری تصادفی از دانشکده های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب شدند و با مقیاس وسواس مرگ مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی، سه عامل پیشنهاد کرد که به ترتیب نشخوار مرگ، سلطه مرگ، عقاید تکراری مربوط به مرگ نام گرفتند. بین گروه مردان و زنان در مقیاس وسواس مرگ و عوامل آن تفاوت معناداری مشاهده نشد. به منظور بررسی روایی همزمان، از اجرای همزمان مقیاس اضطراب مرگ استفاده شد که حاکی از روایی همزمان مطلوب می باشد. علاوه بر این، سه نوع پایایی (بازآزمایی، تنصیفی و همسانی درونی) گزارش شد. نتیجه گیری: یافته های تحلیل عاملی، مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی، و ضرایب روایی و پایایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود. با توجه به خصوصیات روان سنجی مطلوب، ابزار پژوهش حاضر می تواند در تحقیقات مربوط به مرگ به کار رود. از آنجا که نمونه پژوهش حاضر فقط دانشجویان بودند، در تعمیم یافته های این پژوهش به سایر طبقات اجتماعی باید احتیاط کرد.
مقدمه: فعالیتهای پژوهشی در پرستاری روندی رو به رشد دارد. جمعآوری دادهها با بهرهگیری از پرسشنامه، یکی از مراحل مهم پژوهش است. تاکنون پرسشنامههای فراوانی به زبانهای رایج دنیا طراحی شده و در سایر کشورها مورد استفاده قرار گرفته است. معمولاً پرسشنامهها برحسب نیاز، بهصورت فردی تهیه یا ترجمه میشوند و هنوز رعایت اصول استاندارد برای هدایت فرآیند ترجمه از سوی پژوهشگران ضروری شناخته نشده است. متخصصان روانسنجی ابزارهای پژوهشی، بهطور مرتب بر فرآیند صحیح ترجمه پرسشنامهها تاکید میکنند، زیرا در صورت عدم توجه به این مهم، نمیتوان یافتههای داخلی و خارجی را با یکدیگر مقایسه کرد. دستیابی به استانداردهای مورد توافق برای ترجمه مناسب، کیفیت ترجمه ابزار را بالا میبرد و منجر به افزایش همکاری و مشارکت بین محققان از فرهنگهای متفاوت و بهبود نتایج مشترک میشود. پژوهشگران و طراحان پرسشنامهها گامهای متعددی درخصوص ترجمه پرسشنامه و انطباق فرهنگی آن برداشتهاند. هدف این مقاله معرفی گامهای مهم فرآیند ترجمه بر مبنای حفظ برابریهای فرهنگی است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف فراهم سازی ابزاری پایا به زبان فارسی جهت سنجش شدت خستگی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از طریق ترجمه و معادلسازی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» به زبان فارسی و بررسی پایایی نسخه فارسی معادلسازی شده در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه غیرتجربی از نوع متدولوژیک و اعتبارسنجی میباشد. پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» طی سه مرحله طبق روش بین المللی ارزیابی کیفیت زندگی به زبان فارسی ترجمه و معادلسازی شد و برای بررسی تکرارپذیری، در دو نوبت با فاصله حداکثر 3 هفته در اختیار 20 بیمار (15 زن و 5 مرد) فارسی زبان که طبق تشخیص پزشک مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بوده و از سال 1380 تا 1386 جهت دریافت خدمات پزشکی و توانبخشی به کلینیک سینا مراجعه کرده بودند قرار گرفت. روش نمونه گیری به صورت ساده بود. دادههای به دست آمده از لحاظ تکرارپذیری در دفعات آزمون و همخوانی درونی آیتمها، از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی درون طبقهای تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: همخوانی درونی آیتمهای پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 96/0 بود که نشان میدهد آیتمهای مقیاس فوق یک مفهوم را ارزیابی میکنند. آزمون ضریب همبستگی درون طبقهای (ICC) که برای بررسی تکرارپذیری نسبی نسخه فارسی پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» در دفعات آزمون به کار رفته بود محاسبه و برابر 93/0 به دست آمد که تکرارپذیری خوب نسخه فارسی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» را نشان میدهد. نتیجهگیری: پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» از تکرارپذیری بالایی برخوردار است و میتوان با استفاده از آن میزان شدت خستگی و تأثیر درمانهای مختلف را روی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بررسی نمود.
" مقدمه: در این پژوهش اعتباریابی مقیاس جدید کمالگرایی مورد بررسی قرار گرفت.
روش: ابتدا ترجمهی فارسی مقیاس کمالگرایی و پرسشنامه سلامت عمومی به 68 نفر (34 دختر و 34 پسر) از دانشآموزان کلاس دوم راهنمایی شهر شیراز ارایه شد. پایایی مقیاس بهروش ضریب آلفای کرونباخ و روایی همگرای آن از طریق بررسی رابطه ابعاد مقیاس با مقیاس سلامت عمومی بررسی شد. سپس مقیاس مذکور مجددا روی نمونهای شامل 313 نفر از دانشآموزان کلاس دوم و سوم راهنمایی (164 پسر، 149 دختر) که بهروش خوشهای تصادفی از نواحی چهارگانهی آموزش و پرورش انتخاب شده بودند، اجرا و روایی سازهای آن با روش تحلیل عاملی بررسی شد.
یافتهها: محاسبهی ضریب آلفای کرونباخ حاکی از پایایی قابل قبول ابزار بود. همچنین انتظارات اولیه از وجود رابطه بین ابعاد منفی کمالگرایی و سلامت روانی تایید گردید. بررسی ساختار عاملی مقیاس نیز حاکی از وجود 6 عامل (سه عامل مثبت و سه عامل منفی) بود که مجموعا 43% از واریانس کل را تبیین میکرد.
نتیجهگیری: مقیاس جدید کمالگرایی از پایایی و روایی قابل قبولی برخوردار است و با توجه به مزایایی که نسبت به مقیاسهای قبلی دارد، بهمنظور استفاده در تحقیقات مربوط به کمالگرایی توصیه میشود."
پژوهش حاضر به منظور بررسی ساختار عاملی فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ (SQ-SF) و دستیابی به ابزاری دقیق تر برای سنجش طرحواره های ناسازگار اولیه در نمونه جمعیت ایرانی اجرا گردید. بدین منظور تحقیق حاضر تلاش نمود تا با بکارگیری روش تحلیل عاملی اکتشافی ساختار پرسشنامه را در جمعیت ایرانی بررسی نمایدو به مقایسه ساختار عاملی پرسشنامه در نمونه جمعیت ایرانی و نمونه جمعیت خارجی، همچنین مقایسه انواع طرحواره ها بین دانشجویان دختر و پسر بپردازد. نمونه تحقیق را 593 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر (44/37 درصد زن و 56/62 درصد مرد) تشکیل میدادند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از جامعه مورد نظر انتخاب شدند. این پژوهش در ادامه پژوهش قبلی و در سطحی وسیع تر (استفاده از 5 پرسشنامه به جای یک پرسشنامه به منظور بررسی روایی واگرا و همگرای پرسشنامه طرحواره ها و انتخاب یک نمونه دانشجویی بزرگتر و منسجمتر صورت گرفت. 5 پرسشنامه نام برده به طور همزمان با پرسشنامه اصلی اجرا، نتایج جمع آوری و به وسیله نرم افزار SPSS (تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل رگرسیون چند متغیری) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه ضمن ارایه نرم ایرانی پرسشنامه (SQ-SF) نشان داد که پرسشنامه طرحواره ها در نمونه جمعیت ایرانی به جای 15 عامل ، 11 عامل را در بر میگیرد که به ترتیب زیر نامگذاری شد: 1-نقص، ناکامی، وابستگی، اطاعت 2-محرومیت هیجانی 3-بیگانگی اجتماعی 4-بازداری هیجانی 5-بیاعتمادی، آسیب پذیری 6-از خود گذشتگی 7-رها شدگی 8-خود تحول نیافته 9-استحقاق 10-معیارهای سرسختانه 11-خود انظباطی ناکافی همچنین یافته های پژوهش نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر در نوع طرحواره ها تفاوت وجود دارد. دانشجویان دختر در تمامی طرحواره های ذکر شده نمرات پایینتری را نسبت به دانشجویان پسر کسب کردند.
با توجه به اینکه عقل در فرهنگ و معارف اسلامی و ادبیات دینی ما اهمیت، ارزش و جایگاه ویژه ای دارد، ملاک بسیاری از امور، شرط تکلیف و موضوع بسیاری از مسائل فقهی، حقوقی، قضایی و معرفتی است، از این رو، مطالعه علمی و دقیق آن، ساخت ابزار و مقیاسی جدید و بومی برای سنجش آن، اعتباریابی و اثبات روایی این مقیاس و در نهایت، به کارگیری آن در مشاغل و بسیاری از امور دیگر، می تواند از ارزش فراوان و ضرورت خاصی برخوردار باشد. این مقاله، با هدف ساخت و ارائه یک مقیاس بدیع اسلامی، برای سنجش و اندازه گیری میزان عقل افراد نگاشته شده است. مواد و آیتم های خام این مقیاس جدید بر اساس آیات و روایات، تهیه و تدوین گردیده است. میزان روایی آن، به روش خبره به صورت کمی و کیفی، به کمک صاحب نظران و متخصصان اسلامی و میزان اعتبار آن، با اجرا روی 53 آزمودنی و به کمک فرمول ها و محاسبات آمارتوصیفی و استنباطی، از جمله نمودارها، شاخص های پراکندگی، روش همبستگی اسپیرمن و پیرسون، آزمون آلفا کرنباخ، آزمون خی دو، آزمون f و سایر آزمون های معناداربودن ضرایب همبستگی، محاسبه و تعیین شده است.
پژوهش حاضر به مطالعه ی میزان روایی پیش بینی آزمون ورودی دانشگاه آزاد اسلامی درمیان دانشجویان گرایش های مختلف زبان انگلیسی می پردازد. به عبارت دیگر، این مطالعه ارتباط بین نمره علمی امتحان ورودی دانشگاه آزاد اسلامی با میزان موفقیت دانشجویان در آن رشته ها را بررسی می کند تا دریابد آیا می توان از نمره آزمون ورودی دانشجویان میزان موفقیت تحصیلی آنان را پیش بینی کرد. به همین منظوراز میان 452 دانشجوی سال آخر، 282 دانشجو که در گرایش های مختلف زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن تحصیل می کردند به روش تصادفی به عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب شدند. سپس همه اطلاعات مربوط به نمره آنها در آزمون ورودی دانشگاه (شامل نمره ی دروس عمومی، اختصاصی، و نمره ی کل) به همراه معدل پایانی شش نیمسال اولیه ی آنها از مرکز آزمون و معاونت آموزشی دانشگاه جمع آوری شد. تحلیل آماری این اطلاعات با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که نمره ی کل دانشجویان ارزش پیش بینی بیشتری نسبت به نمره ها ی دروس عمومی و اختصاصی آنها داشت. به علاوه، در میان سه گرایش موجود، دانشجویان رشته آموزش زبان انگلیسی (دبیری) دارای روایی پیش بینی بالاتری بودند. همچنین، در حالی که در میان دانشجویان پسر نمره ی دروس تخصصی زبان انگلیسی موفقیت تحصیلی آنها را بهتر پیش بینی می کرد، در میان دانشجویان دختر نمره ی کل آنها چنین ویژگی داشت.