از جمله مسائل مهم کلام امروزی، بحث معناداری زندگی است. ایده مهدویت نیز با عناوین گوناگون، یکی از ایده های مشترک ادیان توحیدی، حتی برخی ادیان و مکاتب غیرالهی به شمار می رود.
این نوشتار در پی اثبات رابطه مهدویت و معناداری زندگی شیعیان معتقد به حیات غایبانه آن حضرت است. بدین منظور ابتدا معنا و ارکان مهدویت و معنای معناداری زندگی بررسی می شود، آن گاه به روش استقرایی و با تکیه بر تواتر اخبار وارده، به اثبات مسئله می پردازیم.
اعتقاد به مهدویت ریشه در قرآن و سنت دارد و با توجه به رویکرد ظلم ستیزانه آن، از همان قرون نخستین اسلامی کانون توجه برخی گروه های مخالف حاکمیت شد. در قرن اول هجری، جنبش کیسانیه با شعارهای شیعی و با تمرکز بر موضوع مهدویت، حرکت نظامی _ سیاسی علیه خلافت بنی امیه را برگزید. این اقدام الگویی برای سایر گروه های مشابه فراهم کرد که عمدتاً به عنوان گروه های غالی شیعه از آنان یاد می شود.
این پژوهش به بررسی راهبرد جنبش کیسانیه در طرح عملی مهدویت در جامعه عصر خود می پردازد و به این سؤال پاسخ می دهد که آیا انتخاب گفتمان مهدویت توسط این جنبش بر مبنای تفکرات مستحکم تشیع در این موضوع بود یا انگیزه های دیگری وجود داشت؟ ضرورت این پژوهش دستیابی به شناخت لازم درباره انگیزه ها و اهداف جنبش کیسانیه در تمرکز بر آرمان مهدوی است. همچنین الگوی مناسبی در آگاهی بخشی نسبت به برداشت های نادرست از موضوع مهدویت در دوران معاصر خواهد بود.
مهم ترین یافته های این پژوهش عبارتند از:
1. تفکر مهدوی در جنبش کیسانیه به ابزاری برای مبارزه با خلافت تبدیل شد.
2. کیسانیه با بی توجهی به رهنمودهای دین اسلام و امامان معصوم، به تعیین فرد و زمان دلخواه در باور مهدویت پرداختند.
3. نگرش این جنبش به مهدویت بر محوری ناقص و درکی افراطی
شکل گرفت.
4. مهم ترین دلیل انحراف، بی توجهی به امام معصوم و تکیه بر عقل و فهم برخی اشخاص بود.
آرمان شهر زمینی که در آن از دغدغه های زندگی طبیعی اثری نباشد، آرزوی دیرین بشر است که اندیشه بزرگترین فلاسفه دنیا را به خود مشغول ساخته است. بزرگانی چون سقراط و افلاطون به این بحث پرداخته و ارسطو به این تفکرات نظم منطقی داده است. در اسلام هم اندیشه ورانی چون فارابی و ملاصدرا در صدد تبیین آن برآمده اند.
این مجال از میان تمامی آرمان شهرها در پی مقایسه ای گویا از آرمان شهر یونان باستان و مدینه فاضله مهدوی است و تفاوت آن دو را در نگاه دنیوی صرف یا دنیوی- اخروی دانستن مدینه بیان داشته است. در مدینه مهدوی همه چیز به سمت کمال مطلق در حرکت بوده و خساست و اسراف جائی ندارد؛ تمامی مردم هم مسئولیت پذیر هستند.
در این مقاله با ارائه تبیین مدینه فاضله یونانی شباهت های آرمان شهر افلاطون با مدینه فاضله مهدوی را بیان نموده ایم و پس از بیان نواقص آن، مدینه مهدوی را آرمان شهری زمینی تعریف کرده ایم که در عین رفع دغدغه های دنیوی انسان راه به افق بلندی دارد که با نگاه دنیوی صرف قابل تبیین نیست.
هدف این پژوهش بررسی وضعیت فرهنگ مهدویت بین دانش آموزان دوره متوسطه شهر قم است. نوع پژوهش، توصیفی پیمایشی است و جامعه آماری این پژوهش، همه دانش آموزان دوره متوسطه شهر قم را دربر می گیرد که 30404نفر هستند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی 602 نفر انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسش نامه محقق ساخته فرهنگ مهدویت شامل چهل سؤال بسته پاسخ برحسب طیف پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسش نامه به صورت محتوایی توسط اساتید و متخصصان تأیید شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ 83/0 برآورد گردید. تحلیل داده ها در سطح استنباطی (آزمون t و تحلیل واریانس) با استفاده از نرم افزار آماری spss انجام شد. نتایج نشان داد که درباره شناخت امام زمان بیشتر دانش آموزان به پرسش ها پاسخ های درست داده اند. درباره ایمان و باور قلبی به مهدی، انتظار ظهور، فلسفه غیبت و فلسفه ظهور، میانگین به دست آمده بالاتر از حد متوسط است.
برخی مفسران و متکلمان اهل سنت کوشیده اند برای آن چه پس از رحلت پیامبر اکرم رخ داد، مستندات قرآنی بیابند. یکی از این آیات، آیه استخلاف (نور: 55) است که در نظر متکلمان و مفسران اهل سنت جایگاهی ویژه در مبحث خلافت دارد و از جمله مستندات اصلی آنان در اثبات خلافت ابوبکر و دیگر خلفا به شمار می رود. اهل سنت کوشیده اند مفاد آیه را به گونه ای تحلیل کنند که از یک سو این آیه شریفه فقط بر خلفا منطبق شود و از سوی دیگر به رد و ابطال هر نوع تحلیل و تفسیری که امکان تطبیق بر غیرخلفا وجود داشته باشد بپردازند. بنابراین، معتقدند که در عبارت وَعَدَاللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ خطاب به صحابه و حاضران در عصر نزول است. بر همین اساس، برخی مفسران اهل سنت همچون فخر رازی، حمل آیه بر ائمه شیعه را نادرست قلمداد می کنند. آلوسی نیز امام مهدی را به دلیل حاضر نبودن در عصر نزول، از مصداق های آیه خارج کرده است. اما بر اساس مفاد آیه و احادیث شیعیِ هماهنگ با ظاهر آیه شریفه، قوم موعود، ائمه اطهار و امام مهدی و یاران آن حضرتند. این احادیث، وقوع این وعده در صدر اسلام را باطل می دانند و وعده را به عصر ظهور امام مهدی اختصاص می دهند.