قاعده وجوب هدایت در اندیشه های کلامی شیعه نقشی کلیدی دارد که پیش تر در نوشته ای مستقل به آن اشاره شد، اما نقش پررنگ این قاعده در مباحث مهدویت کاملاً مغفول مانده است. بسیاری از مسائل مهدویت با این قاعده ربطی وثیق دارند و توجه به این قاعده می تواند به تحلیلی متفاوت از این مسئله ها و پاسخی عمیق و کاربردی بیانجامد؛ تحلیل و پاسخی که کلام اهل بیت نیز مؤید آن است. در این مسیر، تحلیل دوباره برخی از مهم ترین مسائل مهدویت و نسبت سنجی آن با قاعده وجوب هدایت، نقطه آغاز مناسبی است برای روشن شدن نقش پررنگ قاعده وجوب هدایت.
گام دوم، ارائه تحلیلی است دقیق تر از قاعده وجوب هدایت و نتایج آن در عرصه های مختلف. بررسی نتایج به دست آمده در پرتو روایات اهل بیت می تواند سنجه ای باشد بر درستی نتایج و تکمله ای باشد بر بهره های مستفاد از تحلیل های کلامی.
در تحلیل قیام امام مهدی4 سه نظریه مطرح است؛ برخی اندیشمندان، قیام امام عصر4 را همراه با جنگ و خونریزی فراوان میدانند؛ گروهی نیز قیام حضرت را بدون هیچگونه خونریزی ترسیم کردهاند؛ نظریه سوم قیام صلحآمیز با حداقل خونریزی را صحیح میداند؛ این مقاله درصدد اثبات نظریه سوم است که قیام امام زمان4 را، جهانی، صلحآمیز و با کمترین خونریزی میداند. این مسئله را با روشهای گوناگونی میتوان بررسی کرد. در این تحقیق با روش بررسی و تحلیل روایات فتوحات امام مهدی4، مسئله اثبات خواهد شد. در این روش پس از تأسیس اصل، قرائن صلحآمیزبودن قیام مهدوی در روایات فتوحات، بررسی شده و دو نظریه مخالف، نقد میشود. از بررسی روایات فتوحات قرائن متعددی بر صلحآمیز بودن قیام امام مهدی4 یافت شد. این قرائن عبارتند از: تصریح به صلحآمیزبودن، اقبال عمومی، ایمانآوردن اکثر مردم، همراهی شهرها و اقوام، فتح برخی شهرها بدون کشتار، تسلیم برخی دیگر از شهرها بدون گزارش کشتار، محدود بودن جنگ یا کشتار به مناطق و افراد اندک، زمان کوتاه درگیریها و کشتار از ناحیه دشمن.
حرکت انبیاء یک حرکت تکاملی است و در صدد رشد و ترقی انسان به شکوفایی استعدادها و ظرفیتهای وجودی انسان است. حرکت تکاملی انبیای الهی بر پایه مفهوم مرکزی و بنیادین «توحید» است. توحید و معرفت خدا همه مایه تکامل و تعالی روح انسان و رشد و تعالی وجودی اوست که هدف عالی و نهایی انبیاء است و هم طرح توحید به معنای ایجاد یک محیط الهی و سالم و پیشنهاد ساختار جامعه و نظم الهی، عادلانه، بدون ظلم، بدون استثمارِ اجتماع است. با استفاده از قرآن کریم و اطلاعات تاریخی و تحلیل عقلی، این حرکت در سه مرحله مهم طی شده است: مرحله اول: تحول و رستاخیز درونی؛ مرحله دوم: رستاخیز وانقلاب اجتماعی؛ مرحله سوم: ساختن و بنیانگذاری یک اجتماع نو. هر کدام از این مراحل از گامهای مختلفی تشکیل شده است.