تعابیرى چون مدینه فاضله, جامعه مدنى در گفتمان اصلاح طلبان و دولت کریمه, حکومت و وراثت صالحان در فرهنگ اسلام , نشان از آرمان مشترک است که بشریت همواره آرزوى تحقق آن را داشته است, بى گمان وجود چنین ایده هاى بالنده در فرهنگ بشر از نظر جامعه شناختى بى دلیل نمى باشد به نظر مى رسد از آنجا که ادیان الهى بعد از ابلاغ توحیدگرایى, تربیت و هدایت یعنى اصلاح بشر را وجهه همت خود قرار داده اند,(1) این انبیإ الهى و مکاتب انسان ساز آنها بوده است که چنین ایده را از روز اول به انسانها القإ کرده و در پى اجرإ آن بوده اند.
اساسا در منابع تربیت دینى نباید اولویت را به پیگیرى شیوههاى جزیى داد، بلکه نیل به اصول و قواعد جامع که دربرگیرنده چارچوب تربیتى از منظر دین است، یگانه انتظار صحیح و مناسبى است که در مواجهه با این منابع باید مدّنظر قرار گیرد. سلوک و گفتار امام على(ع) به عنوان نمونهاى غنى از منابع مزبور با این رویکرد مورد توجه قرار گرفته است. برخى از این اصول عبارتند از: آخرتگرایى ـ دنیاگریزى، عملگرایى ـ آرزوگریزى، امیدوارى ـ یأسگریزى، پایدارى ـ پرهیز از رفاهزدگى، تعقلورزى ـ غفلتزدایى، تواضعگرایى ـ تکبرگریزى.