فیلسوفان مسلمانی که براساس رویکرد فضیلت محور به مباحث اخلاقی پرداخته اند، فضیلت را براساس قاعده حد وسط قابل شناسایی می دانند که یک یا چند رذیلت متضاد در اطراف آن واقع می شود. براساس قاعده یادشده، نماز فضیلتی اخلاقی است که ذیل جنس عدالت قرار می گیرد. این عمل دربردارنده مجموعه ای از فضائل است که آراسته شدن به هر فضیلتی، پالایش از رذیلت متضاد با آن را درپی خواهد داشت. در این نوشتار، تبیینی از فضیلت بودن نماز ارائه می گردد و نحوه رذیلت زدایی آن بررسی می شود.
این مقاله با استفاده از روش توصیفی ـ کتابخانه ای و با تکیه بر منابع اسلامی، به شناسایی و طبقه بندی نشانه های صبر بر معصیت در چهار بعد شناختی، هیجانی، انگیزشی و رفتاری پرداخته است. ضمن بررسی نشانگان کلی صبر، به طور ویژه آن دسته از نشانه هایی که می توانند در موقعیت معصیت محقق شوند، شناسایی و تبیین شده اند. نتایج نشان داد که در بعد شناختی سه نشانه، در بعد هیجانی چهار نشانه، در بعد انگیزشی یک نشانه و در بعد رفتاری سه نشانه می تواند حاکی از ویژگی صبر بر معصیت باشند. در پایان مباحثی برای تشخیص ممدوح یا غیرممدوح بودن صبر و شناخت مراتب صبر، حد نصاب نشانه ها برای صدق ویژگی صبر بیان شده است.
ارائه مبانی فلسفی پیشنهادی برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی(بر اساس نظرات ملاصدرا) هدف اصلی این مقاله است. تاکید مقاله به طور عمده بر سرنوشت نهایی و سعادت اخروی این افراد، متمرکز است. تحلیل(متون صدرایی) و استنتاج، روش مورد استفاده درتدوین نوشته حاضر بوده است. تشکیکی بودن وجود، خیریت وجود، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و حرکت جوهری، مبانی فلسفی منتخب برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی است. مراتب سعادت اخروی افراد کم توان ذهنی، وابسته به تربیت دینی آنان است.آنچه تفاوت مراتب وجودی و در نتیجه اختلاف در درجات سعادتمندی افراد کم توان ذهنی را همانند بقیه انسان ها، رقم می زند،کمیت وکیفیت ملکات و صورت های علمی متحد شده با نفسشان است که در فرایند حرکت جوهری کسب شده است. انجام فرایض دینی و خودداری از ارتکاب معاصی(با کمک بزرگسالان) هرچند با فهم اندک و اختیار محدود صورت پذیرد، برای افراد کم توان ذهنی بی نتیجه نیست و موجب ارتقا کیفیت زندگی اخروی آنها می گردد. تربیت دینی افراد کم توان ذهنی به دلیل این برداشت غلط که آنها مکلف نبوده و خداوند آنها را به عذاب دچار نمی سازد، نباید مورد کم توجهی قرار گیرد.
تأثیر فرهنگ مدرنیسم بر زندگی انسان معاصر موجب شده است که گروهی از عدم امکان اجرای بسیاری از مفاهیم اخلاقی در عصر جدید سخن به میان آورند. از سوی دیگر تفسیر نامناسب زهد، سبب شده که برخی خود را از تمامی نعمات الهی محروم ساخته و زندگی را بر خود و اطرافیان خویش سخت نمایند. این مقاله درپی آن است که درعین نشان دادن ناسازگاری مبانی مدرنیسم با مبانی اسلامی، به اثبات امکان اجرای زهد در این عصر پرداخته و با تفسیر صحیح زهد با استفاده از قرآن و سنت، عرصه های مختلف اجرای زهد همچون عرصه تولید، مصرف، تخصیص درآمد و ... را بررسی و به ارائه الگوی صحیح زهد در آنها بپردازد.
هر نظام حاکمیتی، علاوه بر آنکه مسؤولیت اداره و راهبری موضوعات و امور کلی و معمول حکومتی را در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اداری و ... بر عهده دارد، وظیفه و رسالت نظارت بر میزان حاکمیت ارزشهای اخلاقی بر جامعه و استفاده از ابزارهای مؤثر به منظور حفظ و ارتقاء التزام افراد جامعه به هنجارهای اخلاقی را نیز عهده دار است. حکومت دینی نیز به جهت انتساب به دین که خود مشتمل بر اخلاق به عنوان یکی از مهم ترین محورهای آموزه های وحیانی است، وظیفه ای خطیرتر در این زمینه دارد.
تجربة سه دهه حکومت اسلامی در ایران این زمینه را فراهم آورده است که مشکلات و آسیب های یک حکومت دینی در مواجهه با مدیریت اخلاقی جامعه، مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد. نوشتار حاضر، این مهم را در دو محور نظری و عملی، مورد بحث قرار داده است.