هدف از تدوین این مقاله، تبیین معرفت شناسی از دیدگاه سهروردی و استنباط دلالت های تربیتی آن است. این پژوهش از نوع تحقیق کیفی است که ساخت نظریه را هدف قرار داده و از بالاترین سطح تأویل و انتزاع برخوردار است و براساس نظر اسمیت مبنی بر امکان استنتاج دلالت های تربیتی از فلسفه خاص و اینکه بین فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه وجود دارد، به تبیین و استخراج دلالت های تربیتی معرفت شناسی فلسفه اشراق سهروردی پرداخته است. سهروردی معرفت را محصول تقابل و تعامل استدلال عقلی و درک شهودی می داند که حصول آن جز از طریق سلوک و تصفیه باطن امکان پذیر نیست. او بر این عقیده است که از طریق «تجربه حضوری» است که سالک می تواند پاره ای از حقایق را مستقیم و بدون میانجی بشناسد و نسبت به آنها علم پیدا کند؛ لذا این نوع معرفت شناسی مستلزم شکل ویژه ای از اهداف، اصول، معلم و شاگرد، برنامه درسی و ارزشیابی در تعلیم و تربیت است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
به تصریح بسیاری از آیات قرآن و یافته های جامعه شناسی، دینداری در برابر انحرافات اجتماعی مصونیت ایجاد می کند و زمینه کاهش آنها را فراهم می آورد؛ اما پرسش این است که با این ویژگی دینداری، چرا بخشی از دینداران، اهل کج رفتاری نیز هستند؟ چرا بعضی مواقع دینداری نه تنها مصونیت ایجاد نمی کند که به گسترش انحرافات و مسائل اجتماعی با اشکالی جدید می انجامد؟ بنابراین، هدف، تبیین این مسئله با مراجعه به آیات قرآن و تفاسیر است. این هدف با اتخاذ رویکردی تفسیری و پدیدارشناسانه و استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، میسر شده است. نتایج نشان می دهد راز مسئله تحقیق در سیالیت و مدرج بودن دینداری نهفته است. از آنجا که دینداری با نگاهی تقلیل گرایانه، دارای هفت مرتبه قابل سنجش تجربی است، در اولین مراتب به دلیل ضعف و سستی ایمان، احتمال بروز انحراف اجتماعی بسیار است و با عبور از مراتب اولیه و حرکت به مراتب بالاتر، دینداری تقویت می شود.
دین به عنوان مجموعه ای از باورها، بینش ها و رفتارها بر اساس نیازهای فطری انسان شکل می گیرد. این باورها و نگرش ها می توانند به مثابة اصلی ترین عامل در تأمین بهداشت روانی فرد نقش آفرینی می کنند که مهمترین آنها کسب آرامش روحی و روانی در ارتباط انسان با خداست. امر نزولی بودن آرامش، مسیر بودن آرامش برای نیل به هدف، و در مراتب بودن آرامش در دنیا و آخرت و اولویت بندی ارزشی آن به عنوان مشخصه هایی است که این مقاله برای آرامش بر می شمرد. توجه به تعالی ایمان از طریق جهان بینی ایمانی، یاد خدا، و انس با قرآن همچنین استفاده از ظرفیت اخلاق به ویژه صفاتی چون بخشش، خوش بینی، قناعت، صداقت، خوش خلقی، تنوع معقول در زندگی و بذله گویی از راهکارهای کسب آرامش است. توجه به رویدادهای طبیعی و استفاده صحیح از مواهب الهی مثل نعمت شب و روز، آسمان و زمین در این جهت موثر است.
این مقاله به تناسب اهمیت شناخت هدف با روش تحلیلی نظری به بررسی رابطه اهداف سه گانه در حیطه شناختی، عاطفی و روانی حرکتی با رویکردهای مختلف در زمینه تربیت دینی پرداخته است. در این مقاله ابتدا اهداف سه گانه، و سپس رویکردهای مختلف تربیت دینی تبیین، و بر این اساس رابطه اهداف سه گانه با رویکردهای تربیت دینی مشخص شده است؛ لذا حیطه های سه گانه شناختی و عاطفی و عملکردی با سه رویکرد ایمانگرا، عقل گرا و رویکرد ترکیبی در ارتباط است. بنابراین در تربیت دینی باید رویکردی انتخاب شود که هم به عقل، هم به عاطفه و هم به رفتار یادگیرندگان توجه شود؛ به عبارت دیگر باید به هر دو رویکرد عقل گرایی و ایمانگرایی و نتیجه آن، که عمل صالح است، توجه کافی مبذول شود.
هدف این مقاله بررسی ارزشیابی به ویژه ارزشیابی آموزشی در سیرة پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. یافته های این بررسی نشان می دهد که در سیرة معصومان(ع) انواع ارزشیابی از قبیل ارزشیابی معلم و فراگیر، ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی، ارزشیابی شفاهی، ارزشیابی انفرادی، ارزشیابی هدف گرا و ارزشیابی مشارکتی مورد توجه بوده است.
نظریهٴ عدالت گرای علامه جوادی آملی، در تقابل با نظریات رقیب (برابرانگاری و نابرابرانگاری افراطی) که به نفی مطلق یا اثبات مطلق تمایز گرایی جنسیتی در حوزهٴ تربیت اخلاقی می پردازد، از شاخصه ها و امتیازات چشمگیری برخوردار است.
تحلیل مفهوم تربیت اخلاقی از منظر ایشان به نفی کلی تمایزگرایی منجر نمی شود. بررسی رابطهٴ جنسیت با هویت انسانی زن و مرد بر اساس مبانی انسان شناسی ایشان در هر سه رویکرد قرآنی، فلسفی و عرفانی، برابرانگاری را در عرصهٴ بسیار وسیعی از این قلمرو، ثابت می کند.
سنجش رابطهٴ جنسیت با سه جنبهٴ اصلی تربیت اخلاقی (یعنی اصول، اهداف و ارزش های اخلاقی) نیز وسعت محدودهٴ برابرانگاری را تأیید می نماید؛ اگرچه می باید برای تمایزگرایی جنسیتی نیز متناسب با تفاوت های تکوینی در شیوه های تربیت اخلاقی، سهم محدودی در نظر گرفت.