الشاعر الآبادانی عبدالعظیم الربیعی من طائفة شعراء رثاء الحسین (ع) وهم لایقرضون الشعر إلّا لذکرمناقبِ أهل البیت (ع) التزاما بما لدیهم من الشعور الدینی، فالبحث هذا یرید أن یُعرّف هذا الشاعر البارع حیاتَه وآثارَه أولّا وهو الذی لایعرفه إلا نزرٌ من العرب الإیرانیین ویُلقی الضوء على أسلوبه فی الرثاء الحسینی ثانیا. من أهم ما حصل علیه هذا البحث هو أنّ الربیعی اختار القصیدة العربیة العمودیة لقول الشعر خلافا للتیار التجدیدی الذی عاصره کما استحسن قول الشعر والبیان عن الأفکار العابرة اللطیفة فی قالب الرباعیة التی تخصّصها الفرس لهذا الغرض. أما أسلوب الربیعی فی القصائد فأسلوب جدید من حیث تقدیم المعانی والأفکار فله دائماً بدایات ومطالع خلابة لافتة للانتباه کما له الهیکل الشعری المنسق المطبوع بطابع المقابلة والحوار ونهایات مصبوغة بصبغة الدعاء والاستشفاع هذا ونراه فی الرباعیات یُبدی استدلالات شعریة (نوع من حسن التعلیل) تثبت عظمة الحسین (ع) ومجده بأسلوب المقابلة.
در این گفتار، سه نکته و بایستة پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب7 از دکتر سید محمد کاظم طباطبایی، دکتر سید حسن افتخارزاده و دکتر غلامحسین تاجری نسب آمده است.
نکته اول در این زمینه است که گفتارهایی که در زمینة اثبات ایمان حضرت ابوطالب7، رویکرد احتجاج را در پیش گرفته اند، باید نقد روایات صحیح بخاری و مسلم را هدف قرار دهند، یا به روش سنتی علم الحدیث یا به روش تحلیلی تاریخی. نکته دوم، خاطره ای است از استاد فقید مصری، عبدالفتاح عبدالمقصود، و اعتراض برخی از عالمان ایرانی به او در زمینة ایمان ابوطالب7 که منجر به نگارش کتاب ""السقیفة و الخلافة"" به دست او شد. نکتة سوم – که دل نوشته ای است به شیوه ادبی نوشته شده – تذکّری است به این مطلب که بعضی از مورخان اهل تسنن، یکی از نامهای ابوطالب7 (عبد مناف) را دلیل بر مشرک بودن حضرتش دانسته و ""مناف"" را نام یک بُت در دورة جاهلی دانسته اند، بدون اینکه مانند دیگر بتهای مشهور، منطقه و بتکده و پرده داران آن یاد شود.