وظیفه شعر در ابتدا بیان زیبایی است. بسیاری از اغراض شعری نظیر وصف،مدح و غزل پیوندی ناگسستنی با مفاهیم زیبا دارند. همانطور که حکمت نیز به زیبایی معنوی گرایش دارد. با نگاهی در غزل دوره جاهلی در می یابیم که این فن شعری زیبای های حسی و معنوی نسبت به زنان را به تصویر کشیده است، به طوری که آن را به غزل بی پرده و عفیف تقسیم نموده اند. قران کریم نیز ضمن توصیف زنان به معیارهایی اهتمام ورزیده است که با دیدگاه های شعر جاهلی بسیار متفاوت است.به طوری که به آن معانی والایی بخشیده است که با حیاء و کرامت زن در ارتباط است.
این مقاله در نظر دارد بر اساس روش توصیفی - تحلیلی از طریق تطبیق تصاویر زن آرمانی «حور عین» در قرآن کریم و شعر جاهلی به بررسی این ویژگیها بپردازد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که با آن که شباهتهای بسیاری در توصیف حسی بین آن دو وجود دارد، ولی توصیف قرآنی همیشه با آنچه که دلالت بر زیبایی معنوی دارد، همراه است. مساله ای که به ندرت آن را در شعر جاهلی می بینیم. تصاویر قرآن صرفا یکسری تصویرهای حسی محض جهت تشویق مردم برای واردن شدن به بهشت نیستند، بلکه در ورای آنها معانی والایی نهفته است که تداوم زندگی اجتماعی و خانوادگی را در تمام عصرها بخصوص عصر کنونی تضمین می کند.
قرآن کریم در آیه کرامت تمامی انسان ها را دارای وصف کرامتِ ویژه دانسته است. این آیه در نگاه ظاهری با برخی از آیات دیگر قرآن مانند: ابراهیم / ۳۴، معارج / ۲۱ ۱۹، علق / ۷ ۶، احزاب / ۷۲، قیامت / ۵، عصر / ۲ ۱ و اعراف / ۱۷۹ در تعارض است. دیدگاه های مختلفی از سوی مفسران جهت رفع این تعارض مطرح شده است. در این دیدگاه ها ایمان، تربیت یافتگی انسان، پاکی فطرت، به کارگیری درست غرایز، عدم قناعت به زمینه خلقت، تمایز قائل شدن بین کرامت آغازین و رذالت فرجامین و به فعلیت رساندن جنبه های مثبت وجود انسان، به عنوان ملاک کرامت مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله بر این نکته تاکید می ورزد که تکریم انسان به نوع آفرینش او باز می گردد که به انسان ظرفیت ها، استعدادها و توان مندی هایی خاصی عطا کرده است و تکریم انسان بر مبنای این ویژگی های منحصر به فرد آفرینش انسان در میان مخلوقات الهی است و نکوهش از انسان در برخی از آیات به جهت استفاده نادرست او از این نعمت ها است.
در قرآن ذیل چهار واژه از انسان بحث شده است. این چهار واژه عبارت است از: «انسان»، «ناس»، «بشر» و «آدم» (به اضافه بنی آدم).
در یک نگاه سریع شاید بتوان گفت که کتاب آسمانی ذیل واژه «انسان» از ویژگیهای روانشناختی و ساختمان روحی و روانی و گاه ساختمان طبیعی او بحث می کند. ذیل واژه «ناس» به انسان در جمع و جامعه نظر دارد. ذیل واژه «بشر» به او به عنوان یک موجود بیولوژیک با طبیعتی ویژه می نگرد، و ذیل واژه «آدم» و «بنی آدم» انتظارات ایدئولوژیک خود را از او بیان می کند.