پیوند معنایی صفات پایانی آیات قرآن با مضمون آنها که این نوشتار در مقام بیان آن است، موضوعی بلاغی، تفسیری و کلامی است. به عقیده برخی مفسران، سیاق آیات قرآن، بر ارتباط معنایی عمیق صفات پایان بخش آیات با محتوای آن ها دلالت دارد و این ارتباط به گونه ای است که اگرآن اوصاف کنار گذاشته شوند، در مراد و مقصود آیه خلل ایجاد می شود. در نوشتار حاضر، انواع این پیوند معنایی ذیل عنوان هایی از قبیل تعلیل، تاکید، تلازم، توضیح، تتمیم، تقابل و ترغیب، مورد بحث قرار گرفته است.
ر ارتباط معنایی با مضمون آیه استوار است . پیوند معنایی صفات پایانی آیات قرآن با مضمون آن ها موضوعی بلاغی، تفسیری وکلامی است . به موجب سیاق آیات که با گفته برخی مفسران پشتیبانی می شود صفات پایان بخش آیات با محتوای آنها ارتباط عمیق معنایی دارند این ارتباط به گونه ای است که اگر این اوصاف کنار گذاشته شوند، در مراد و مقصود آیه خلل ایجاد می شود. با تکیه بر آنچه گفته شد، می توان این پیوند را درعناوین استنباطی؛ تعلیل، تاکید، تلازم، توضیح، تتمیم، تقابل وترغیب مشاهده نمود.
از جمله راه هاى شناخت خداى سبحان شناخت شخصى یا شهودى اوست. قرآن کریم در برخى از آیات به این نوع شناخت اشاره کرده است. عالمان مسلمان، از جمله مفسران، مباحث فراوانى در باب مفاد آیات مربوط به این موضوع مطرح کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیف و تحلیل در پى بررسى مهم ترین این دیدگاه ها با تأکید بر دیدگاه تفسیرى آیت اللّه مصباح، از دو آیه 172 و 173 سوره «اعراف» است و به نتایج زیر دست یافته است: آیات سوره «اعراف» بر اصل مواجهه و شناخت حضورى بنى آدم نسبت به خدا دلالت داشته، ولى کیفیت و زمان و مکان آن بر ما معلوم نیست و در آیه بیان نشده است. در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر شخصى بودن شناخت یادشده در این آیات تأکید شده است. میزان شناخت شخصى بشر نسبت به خدا به اندازه ظرفیت وجودى محدود انسان است و او هرگز احاطه بر ذات خدا نخواهد یافت. افزون بر ذات خدا، شناخت حضورى اوصافى نظیر خالقیت، ربوبیت و رازقیت او نیز براى آدمى وجود دارد.
یکی از مباحث مهم فلسفه و کلام اسلامی، مبحث علم الهی است. علم از صفات ذاتی خداوند است که همه معلوم ها را به طور مطلق، و بدون هیچ قید و شرطی دربرمی گیرد. آیات پرشماری نیز در قرآن کریم با علم خداوند و گستره و خصوصیات آن ارتباط دارند. از آن جمله آیاتی است که علم خداوند را بر حصول شرط یا پدیدار شدن حالتی متوقف می کند. بنابراین مفسِّر قرآن، به پیروی از اصول و مبانی اعتقادی باید از ظاهر این آیات بگذرد و بر پایه سازوکارهای تفسیری، معانی سازگاری با اصول اعتقادی برای این دست آیات بیابد.
متکلِّمان و مفسِّران شیعه امامی بر پایه ادله عقلی و نقلی در این حوزه، دیدگاه ها و وآراء خویش را بیان می کنند. در این میان، شخصیت شیخ طوسی بسیار قابل توجه است. شیخ طوسی، زعیم و مرجع دینی شیعه، بزرگ فقیه، متکلّم و مفسِّر قرآن است. وی را به حق می توان از سرآمدان عرصه کلام و تفسیر دانست. شیخ طوسی در تفسیر گرانسنگ التبیان به گونه ای آیات مرتبط با علم الهی را تفسیر نموده است که با اصول و مبانی کلامی سازگار آمده است. وی در تفسیر این دست آیات، وجوهی را بیان می کند که در چهار عنوان قابل بررسی است. از میان این وجوه، تفسیر حدوث علم به تحقق معلوم رجحان دارد.
توجه به سازوکارهای شیخ طوسی در تفسیر این آیات می تواند در تفسیر قرآن کریم، به ویژه آیاتی که به ظاهر خویش با اصول و مبانی کلامی ناسازگار است، راهگشای همه پژوهشگران عرصه تفسیر قرآن کریم باشد.
ویژگی تعلیم اسماء باعث شده است که انسان مقامی بالاتر از مقام فرشتگان مقرب خدا داشته باشد. این مقاله در صدد بررسی چیستی اسماء مورد اشاره در آیه 31 بقره با استفاده از تحلیل سخنان مفسران فریقین است. مفسران شیعه سه نظریه را در مورد اسماء مطرح کرده اند: الفاظی که به اشیاء خارجی اشاره دارد، حقایق عینی و خارجی که واسطه خلقت تمام ممکنات عالم می باشند و ذخایر غیبی که منشأ پیدایش جهان هستند. مفسران اهل سنت دو نظریه تشابه این آیات و وسیله ایجاد ارتباط و ادامه حیات در روی کره زمین برای انسان را مطرح کرده اند. تطبیق دیدگاه های تفسیری فریقین بیانگر آن است که اختلاف مفسران در تفسیر این آیات برآمده از اختلاف ایشان در مبانی و منابع تفسیری است.