قاضی عبدالجبار، کلام را منحصر در کلام لفظی می داند و معتقد است کلام خداوند، اصوات و حروفی است که او ایجاد می کند. این همان کلام لفظیِ مورد اتفاق همگان است. وی آیات قرآن را بهترین نشانه و دلیل بر تکلّم خداوند معرفی می کند؛ اما ملاصدرا با این تلقی که کلام، انشای چیزی است که بر نهان متکلم دلالت کند، معتقد است کلام الهی، شامل تمام موجودات و افعال خداوند بوده، خدا به این اعتبار متکلم است. وی در تبیین مراتب کلام الهی، عالم امر را کلامِ اعلا، عالم نفس را کلامِ اوسط، و عالم تشریع را کلام نازلِ خداوند معرفی می کند. با وجود اتفاق نظر قاضی عبدالجبار و ملاصدرا در کلام لفظی، عبدالجبار کلام را منحصر در کلام لفظی می داند؛ ولی ملاصدرا برای آن، مراتب دیگری نیز معتقد است. نتیجه این پژوهش، علاوه بر احراز جامعیت نظریه صدرالمتألهین، تبیین توانایی فهم واضح برخی از آیات قرآن براساس تبیین صدرایی و نیز تأیید آن براساس روایت امیرمؤمنان(ع) است.
چیستی صفات الهی و همچنین معناشناسی آن در بستر اندیشه های مختلف به شکل های متفاوتی نمایان می شود. صدرالمتألهین اندیشه خود را بر «تشکیک وجود» بنا نهاده است که حقیقت آن به تشکیکِ در مراتب و تجلیات ظهور وجود برخواهد گشت. در این پژوهش در صددیم تا با روشی تحلیلی – توصیفی در اندیشه های صدرالمتألهین، تحلیل نوینی از معناشناسی صفات الهی (که بر پایه درک حقیقت صفت و نحوه تکثر آن استوار است) ارائه دهیم.
صدرالمتألهین با پیروی از تقسیم بندی و نامگذاری مراتب ظهور نزد عارفان، احکام وجود را در سه مرتبه ذات، احدیت و واحدیت تبیین می کند. مرتبه ذات، مقام خلوّ از تمام تعینات صفاتی و عدم امکان سخن گفتن از خدا، احدیت مرجع صفات تنزیهی و مقام واحدیت مقام مرجع صفات تشبیهی است.
ماهیت یا عین ثابت، محل و صورت صفات الهی بوده که همان معانی جزیی و کلیِ موجود در عالم نیز خواهند بود. خلق تمام موجودات، امری جز اظهار عینی و خارجی اعیان ثابته نیست. از این رو، شناخت صفات الهی از سوی انسان تنها با شناخت «اعیان ثابته» به دست می آید که در نظر صدرالمتألهین، موضوع ٌله الفاظ هم هستند
تفویض یکی از دیدگاه های تنزیهی در معناشناسی صفات الاهی است. بیشتر اهل حدیث و عالمانِ حنبلی مذهب پیرو این رویکرد هستند. این گروه در رویارویی با مشبّهه، قاعده ی بلاکیف را مطرح کردند. این قاعده پس از چندی نزد اشاعره، برای رهایی از مشکل تشبیه، به صورت جدّی استفاده شد. در ادامه، وهابیان با ارائه ی قرائتی جدید از بلاکیف، ضمن اثبات وجود کیفیت برای صفات، علم به آن کیفیت را تفویض کردند. قرائت آن ها از بلاکیف، برخلاف اهل حدیث و اشاعره، نه تنها راه حلی برای مشکل تشبیه نیست، بلکه به تجسیم نیز منجر می شود. محمد عبده از مفسّران معاصر، با وجود پرهیز از پرداختن به اختلافات مذهبی، رویکردی دوگانه از قرائت قاعده ی بلاکیف دارد. رشید رضا هم مانند او، قرائتی متناقض از این قاعده ارائه می دهد. این قرائت ها از یک سو، متمایل به دیدگاه اشاعره است و از سوی دیگر، به دلیل تأثیرپذیری از مبانی سلفیه، مشابه رویکرد وهابیان است.
عنوان مقاله: خدا از جزئیات مخلوق خود آگاه است (1 صفحه)
ابو جعفر احول مشهور به موءمن طاق، از یاران برجسته امام صادقعلیه السلام که در رشته کلام به مرتبه بالایی رسیده بود، با ابن ابی العوجاء(فرد دهری و منکر خدا که اهل مناظره بود) بارها بحث و مناظره میکرد. ابوجعفر میگوید: روزی ابن ابی العوجاء به من گفت: آیا غیر از این است که اگر کسی چیزی را احداث و ایجاد کرد به طوری که ساخته دست او باشد، خالق آن است؟ گفتم: بلی. گفت: یک یا دو ماه به من مهلت بده، آنگاه بیا، تا نشان دهم که من هم خالقم!
ابو جعفر میگوید: عازم حج بودم، در راه مکه به حضور امام صادقعلیه السلام رسیدم و مسئله را به اطلاع حضرت رساندم. امام فرمود: او دو پوست گوسفند آماده کرده در حالی که آنها پر از کرم هست[در اثر کثافاتی که در داخل پوستها ریخته، کرم به وجود آمده است]. او با گروهی از یارانش خواهد آمد و آن پوستها را خواهد آورد و ادعا خواهد کرد که خالق آن کرمها او است. در پاسخ او بگو: اگر این کرمها را تو آفریدهای نرها و مادههای آنها را مشخص کن!. سر موعد وقتی که ابن ابی العوجا ادعای خلق کرمها را مطرح کرد، ابوجعفر همان پاسخ را داد. ابن العوجا درماند و گفت: این سخن ساخته مغز تو نیست، این پاسخی است که از حجاز رسیده است!(آموزش جعفر بن محمد است».(1)
_______________________________
1. رجال کشی، تحقیق حسن مصطفوی، چاپ دانشگاه فردوسی، ص 189.