در سراسر تاریخ ادبیات فارسی، کمتر شاعری را می توان یافت که به اندازة انوری دچار تناقض گویی بوده باشد. روشن ترین نمونة تناقض گویی های این شاعر در رویکرد دوگانه وی به تصوف دیده می شود. درون مایة اشعار انوری در قصاید و مقطعات، با غزلیات و رباعیات تفاوت زیادی دارد؛ همان شاعری که در قصاید و مقطعات به مدح گویی و هجوکردن پرداخته، در غزلیات و برخی از رباعیات، چهره ای عارفانه از خود نشان داده و دم از قلندرصفتی زده است. تناقض گویی های فراوان انوری به ویژه در زمینة تصوف موجب شده است، خوانندة اشعار این شاعر نتواند دربارة شخصیت و نیز اشعار او داوری دقیقی داشته باشد. در مقالة پیش رو، با رویکردی تحلیلی- توصیفی، دیدگاه های متناقض انوری درباره تصوف و ریشه این دوگانگی ها بررسی شده است. به نظر می رسد، دورة شاعری انوری بیش از هر عامل دیگری در ایجاد این دوگانگی ها تأثیرگذار بوده است؛ معمولاً در آثاری که به سبک بینابین یا سبک دورة گذار نوشته شده اند، گونه ای آشفتگی سبکی دیده می شود. این دوگانگی ها نه تنها در اشعار انوری، بلکه در اشعار دیگر شاعران سده ششم نیز کمابیش وجود دارد؛ بر این اساس، نمی توان نفوذ مضامین صوفیانه را در اشعار انوری، لزوماً گواهی بر گرایش وی به تصوف دانست.
فصیحی هروی از شاعران نیمه اول قرن یازدهم هجری است. وی در سال 987 هجری قمری در بخارا به دنیا آمد و در سال 1049 در هرات درگذشت. وی از پیشروان سبک هندی بوده, در سرایش قصیده و غزل تحت تأثیر شاعران قرن ششم به بعد, بویژه انوری و خاقانی و سعدی و حافظ, است. شعر او در مجموع ساده و حالتی میانه سبک عراقی و هندی دارد. وی را, اگرچه در انواع شعر طبع آزمایی کرده است, باید از استادان غزلسرایی در دوره خود شمرد. غزل های فصیحی مملو است از نازک خیالی و مضمون پردازی های غریب, اما نه به آن شدتی که در سبک هندی دیده می شود. گاهی غزلیاتی از او می بینیم که در سادگی و زیبایی نظیر بهترین غزل های سبک عراقی است.زبان شاعر در این گونه غزل ها شفاف و سعدی وار و به اصطلاح سهل ممتنع است.