عباسعلی آهنگر

عباسعلی آهنگر

مدرک تحصیلی: گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۸ مورد از کل ۸۸ مورد.
۸۱.

نگاهی نو به اسم مرکب فعلی در زبان فارسی: رویکردی برون اسکلتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۳۷
در زبان فارسی کمتر پژوهشی به تحلیل اسم های مرکب فعلی با رویکردی نحوی پرداخته است. هدف پژوهش حاضر ارائه تحلیلی برون اسکلتی از ساختار اسم های مرکب فعلی براساس مدل  برون اسکلتی بورر[1](2013) است. در این رویکرد، واژه ها فاقد هرگونه طبقه واژگانی هستند و طبقه آن ها تنها در بافت نحوی مشخص می شود. بورر اسم های مرکب فعلی را فاقد هرگونه ساختار موضوعی می داند. همچنین، از نظر او، اسم های مرکب فعلی از نوع نتیجه ای و هسته پایانی هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام و داده های آن از منابع مکتوب فارسی معیار گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد زبان فارسی، علاوه بر اسم های مرکب فعلی نتیجه ای هسته پایانی که با نظرات بورر همسو است، دارای اسم های مرکب فعلی نتیجه ای هسته آغازی و اسم های مرکب فعلی با ساختار موضوعی نیز است بر این پایه، مطالعه پیش رو بر اساس داده های زبان فارسی تقسیم بندی های جدیدی را بر مبنای قوانین مدل برون اسکلتی ارائه می کند. در این تقسیم بندی، اسم های مرکب فعلی نتیجه ای زبان فارسی دارای دو ساختارمتفاوت [N-V]v CN[v]]N و [Ndev-N] هستند. همچنین، اسم های مرکب فعلی با ساختار موضوعی، در زبان فارسی به 2 گروه معلوم و مجهول تقسیم می شوند.[1] Borer
۸۲.

بازنمایی برخی مولفه های فضا در گفتمان روایی کودکان اتیسم با عملکرد بالا و کودکان عادی فارسی زبان: محمول ها و زمینه فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
اختلال اتیسم یکی از اختلال های عصبی-رشدی است که می تواند توانایی های شناختی و زبانی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. از آن جایی که در گفتمان روایی به کارگیری هر دو حوزه شناخت و زبان ضرورت دارد، این افراد در تولید و درک روایت با چالش هایی روبه رو هستند. این پژوهش بر آن است تا با بررسی حوزه فضا، به عنوان یکی از مؤلفه های جدایی ناپذیر ساخت هر روایت، به بررسی این حوزه و در ابعاد گسترده تر، حوزه گفتمان روایی در کودکان اتیسم با عملکرد بالا و مقایسه با کودکان عادی فارسی زبان بپردازد. در این راستا، بازنمایی برخی مؤلفه های فضا همچون محمول ها شامل محمول های ایستا، کنشی، کنشی-پایا و منقطع و زمینه فضایی مشتمل بر اسم و ضمیر در گفتمان روایتی این دو گروه از کودکان، براساس الگوی هیکمن(Hickmann, 2004) و تقسیم بندی های رابرتس و همکاران (Roberts et al., 2009) مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش 20 کودک اتیسم با عملکرد بالا و 20 کودک عادی فارسی زبان بود که در آزمون تولید گفتمان روایتی براساس دو داستان تصویری «اسب» و «گربه» هیکمن (Hickmann, 2004) شرکت کردند. داده های گردآوری شده پس از بررسی و توصیف، با به کارگیری آزمون یومن-ویتنی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد عملکرد کودکان دارای اتیسم با عملکرد بالا و کودکان عادی در بازنمایی محمول های ایستا، کنشی، کنشی-پایا و همچنین زمینه فضایی شامل اسم و ضمیر به طور معناداری متفاوت (p<0.05) بود. به نظر می رسد عملکرد ضعیف کودکان دارای اختلال اتیسم با عملکرد بالا در مقایسه با کودکان عادی در بازنمایی برخی مولفه های فضا همچون محمول ها و ضمیر در گفتمان روایتی با نقائص شناختی و زبانی آنان ارتباط دارد.
۸۳.

A Minimalist Analysis of PRO in Persian: Merge Theory of Control(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۹
The control construction has attracted the attention of a considerable number of linguists since the early development of generative grammar. The present study examines the properties of PRO in Persian, adopting the syntactic approach developed in Kim’s (2003) theory of Merge Control within the minimalist framework. According to this theory, the control construction is fundamentally based on the theta-domain relation between PRO and its controller. The findings indicate that Kim’s theory of Merge Control addresses certain issues related to promise verbs, which challenge two key properties of PRO, namely, the locality and C-command conditions. Within this framework, there is no need to distinguish between obligatory and non-obligatory control; instead, the distinction should be made between complement and adjunct control clauses. Consequently, the violation of the proposed properties of PRO in Persian is resolved because the theory accounts for the objects of promise verbs in control constructions as adjuncts rather than complements. As a result, such objects are neither theta-marked by the promise verbs nor passivized, and they do not function as the controller of PRO.
۸۴.

تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۹
فرآیند دوگان سازی عنوان یکی از فرایندهای واژه سازی متداول در زبان ها در حوزه صرف به شمار می رود. این فرایند در نظریه های مختلفی از جمله نظریه بهینگی تحلیل شده است. پژوهش حاضر به تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی براساس گونه معیار نظریه بهینگی، که به نظریه تناظر مشهور است، می پردازد. برای این منظور، ۱۰ نفر از گویشوران کم سواد، شامل ۶ مرد و ۴ زن، در بازه سنی ۶۰ تا ۷۵ سال، به طور تصادفی از روستاهای شهرستان خاش انتخاب شدند. داده های زبانی شامل 112 دوگان ساخت با ساخت های هجایی شامل VC, CV, CVC, CVCV, CVCC, CCVC, CCVCC,  CVCVCC, CVCVC, و  VCVCبودند که از طریق مصاحبه با گویشوران بومی و منابع کتابخانه ای موجود در مورد گویش بلوچی سرحدی جمع آوری گردیدند. سپس دوگان ساخت های شناسایی شده براساس نوع فرایندی که در نتیجه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎی پایایی و ﻧﺸﺎﻧﺪاری صورت می گیرد، رتبه بندی شده و در تابلوهای بهینگی نمایش داده شده اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ پژوهش نشان می دهد که فرآیند دوگان سازی کامل در این گویش در قالب دوگان سازی کامل ناافزوده، افزوده و پژواکی تحقق می یابد. دوگان سازی کامل افزوده، به نوبه خود، به صورت دوگان سازی کامل افزوده میانی با واکه بیناوند [-ɑ-]، دوگان سازی کامل افزوده میانی با بیناوندهای[-pa-] ، [-be-] ، [-ke-] و [-ta-]، دوگان سازی کامل افزوده پایانی همراه با پسوندهای [-iǝn] ، [-ok]   و [-agɑ] است. دوگان سازی کامل پژواکی نیز فقط به صورت پسوندی و در قالب دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه با درج حرف ربط [o] و دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه بدون درج حرف ربط [o] کاربرد دارد.
۸۵.

بررسی واج شناختی گویش کرمانی ساردویی و تمایز تاریخی واج های /ɣ/ و /q / در آن از طریق طیف نگاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
با هدف تقویت و مستندسازی گویش های فارسی و استفاده از طیف نگاره ها در تأیید یافته ها، پژوهش حاضر برای اولین بار به بررسی واج شناختی گویش ساردویی در واج شناسی زایشی، طبق الگوی برکوئست، و مطالعه طیف نگاری همخوان های /ɣ/ و /q/ (غ و ق) جهت نمایش تمایز تاریخی آنها پرداخته است. ساردویی گویشی فارسی و در معرض خطر است که در منطقه ساردوئیه کرمان گویشور دارد. داده های زبانی در پیکره شفاهی از روش میدانی مصاحبه و ضبط گفتار آزاد گویشوران 80- 28 ساله گردآوری شد. یافته های بررسی صوت شناختی در تمایز بین /ɣ/ و /q/  نشان می دهد که این گویش 32 واج (24 همخوان و 8 واکه) دارد. در واکه های مرکب آن احتمال توالی واکه و همخوان /ow/ و  /ew/ نیز در اثر روند تغییرات تاریخی زبان ها وجود دارد. پیدایش واکه /ou/ در این گویش به عنوان تغییری جدید دیده می شود. کشش واکه ای در این گویش بر خلاف برخی از گویش های کرمانی تمایز دهنده نیست. همخوان های /ɣ/ و /q/ در ساردویی، برخلاف فارسی امروزی، تمایز واجی خود را حفظ کرده اند. به عنوان نوآوری و ایجاد تجسم عینی جهت کمک به درک بهتر مفاهیم زبانی، و تأیید یافته های پژوهش، این تمایز با طیف نگاره نشان داده شده است. وجود /q/  واکدار، [ɢ]، به صورت واجگونه/گونه ی آزاد در ساردویی می تواند نشانگر پیوستن این گویش به زبان فارسی، در حذف تدریجی/q/  بی واک بوده و بررسی روند آن می تواند در رفع ابهام موضوع /ɣ/ و /q/ در فارسی معیار موثر باشد.
۸۶.

تحلیل انتقادی داستان «رستم و اسفندیار» از شاهنامه فردوسی بر اساس مربع ایدئولوژیک وندایک (2006)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۶
تحلیل گفتمان انتقادی و به ویژه تحلیل انتقادی گفتمان ادبی حوزه ای نوین در مطالعات زبان شناختی است. رویکردهای بسیاری در این زمینه وجود دارد که یکی از مهم ترین آن ها رویکرد اجتماعی-شناختی وندایک (Van Dijk's, 2006) است. پژوهش حاضر بر آن است تا داستان «رستم و اسفندیار» از شاهنامه فردوسی را برمبنای راهبردهای ایدئولوژیکی مطرح در این الگو و جهت گیری های مربع ایدئولوژیک آن توصیف و تحلیل نماید. روش انجام پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای است. براین اساس، نخست، متن داستان «رستم و اسفندیار» به دقت موردبررسی قرار گرفت و نمونه هایی که در آن ها راهبردهای ایدئولوژیکی درراستای اهداف مربع ایدئولوژیک به کار رفته بودند، شناسایی و استخراج شدند. سپس، فراوانی، درصد کاربرد و میزان معناداری هر یک از این راهبردها در ارتباط با اضلاع مربع ایدئولوژیک ازطریق آزمون خی دو در جدول هایی ارائه گردید. تجزیه و تحلیل یافته های به دست آمده نشان می دهد که در میزان بهره گیری شاعر از اضلاع مربع ایدئولوژبرای بازنمایی کنشگران در این داستان تفاوتی معنادار وجود دارد. به این ترتیب که بیشترین تلاش شاعر صرف بزرگ نمایی نکته های مثبت جریان «خودی» (رستم) شده است و سپس، نکته های منفی جریان «غیرخودی» (اسفندیار و گشتاسپ) را برجسته کرده است. همچنین، شاعر به منظور قطب بندی بین «خودی» و «غیرخودی» نکته های منفی «خودی» و نکته های مثبت «غیرخودی» را کوچک نمایی کرده است.
۸۷.

غلبه الگوی «زمانِ متحرک» در درک استعاری زمان: مطالعه ای شناختی-زبانی در گویش بلوچی سرحدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۰
درک استعاری زمان، یکی از حوزه های کلیدی در زبانشناسی شناختی است که نشان می دهد چگونه انسان ها مفاهیم انتزاعی را از طریق تجربیات فضایی ملموس می سازند. بر اساس نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980)، دو الگوی رایج «ناظرِ متحرک» و «زمانِ متحرک» برای بازنمایی زمان شناسایی شده اند. این پژوهش با بهره گیری از الگوی استانداردِ «جلسه چهارشنبه بعد» (مک گلون و هاردینگ، 1998)، به بررسی درک استعاری زمان در گویش بلوچی سرحدی می پردازد. جامعه آماری شامل 121 گویشور بومی بلوچی سرحدی (دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان) بودند. داده ها با استفاده از آزمون خی دو (χ²) در نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در محیط خنثی، الگوی «زمان متحرک» به طور معناداری غالب است (p < 0.001)، که نشان دهنده تمایل گویشوران به تصور خود به عنوان موجودی ثابت است که رویدادها به عنوان عوامل متحرک به سوی او حرکت می کنند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که ارائه اطلاعات زمینه ای (جملات برانگیزاننده) تأثیر معناداری بر تفسیر الگوی مبهم «جلسه چهارشنبه بعد» دارد (p < 0.001)، که از پویایی شناخت زبانی پشتیبانی می کند. در مقابل، متغیر جنسیت تأثیر معناداری بر درک استعاری زمان نداشت (p = 0.36). این یافته ها نشان می دهد ساختار اجتماعی عشیره ای و تأکید بر سنت های تاریخی در فرهنگ بلوچی سرحدی، می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به این الگوی شناختی داشته باشد. این مطالعه به عنوان نخستین بررسی نظام مند در این حوزه در گویش بلوچی سرحدی، بینش های ارزشمندی در مورد ارتباط زبان، فرهنگ و شناخت ارائه می دهد.
۸۸.

تحلیلی برون- اسکلتی از گروه کمّیت نمایِ زبانِ فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۲
از دهه 1980 میلادی که ابنی ساختار گروه اسمی را مانند ساختار جمله دانست، تاکنون بر سر نوع گروه های نقشی مابین گروه حرف تعریف و گروه پایانی (گروه اسمی) بحث های زیادی وجود دارد. بنا به نظر زبان شناسان زایشی، این گروه های نقشی بین گروه حالت، جنس، شمار، طبقه نما و کمّیت نما متغیر هستند. در پژوهش حاضر، به تحلیلی برون اسکلتی با استفاده از انگاره بورر از گروه کمّیت نمای زبان فارسی پرداخته می شود. بر این اساس، گروه حرف تعریف حاوی گروه کمّیت نما، طبقه نما و گروه اسمی است. مفهوم کلیدی در انگاره برون اسکلتی بورر نبود هرگونه اطلاعات نحوی از قبیل مقوله های واژگانی در واژگان است. به عبارت دیگر، در این انگاره، نحو وظیفه تعیین مقوله های نحوی را برعهده دارد و نه واژگان. در واقع، هسته هر گروه نقشی حاوی ارزش بازی است که نیاز به یک واژ مستقل یا یک مشخصه هسته انتزاعی دارد تا ارزش آن را تعیین کند. بر این اساس، هسته گروه کمّیت نما (#P) ارزش باز # است که ارزش باز بودن و # مقوله را نشان می دهد. تحلیل برون اسکلتی داده های پژوهش نشان می دهد که جایگاه گروه کمّیت نما در زبان فارسی بعد از گروه حرف تعریف و قبل از گروه طبقه نماست. همچنین، عناصر زبانی که قادر به ارزش گذاری ارزش باز # هستند عبارت اند از کمّیت نماهایی چون «برخی، بعضی، اندکی، خیلی،...» و اعداد که در جایگاه مشخصگر گروه کمّیت نما قرار گرفته و ارزش باز # را از طریق مشخصگر هسته ارزش گذاری می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان