محمد اکبری

محمد اکبری

مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد روان شناسی شخصیت

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

Citing and Evaluating Abdolkarim Soroush's Doubt about the Prophet's (PBUH) Active and Central Role in the Process of Revelation and Its Critique from the Perspective of Allamah Ṭabāṭabāʼī(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
The issue of the nature of revelation and the position of the Prophet of Islam (PBUH) in the process of receiving and communicating it is one of the most important issues in the philosophy of religion and Islamic theology, which has always been a point of convergence for traditional and modern viewpoints. Abdolkarim Soroush, relying on hermeneutical principles, the psychology of religion, and religious empiricism, has proposed a theory that considers the Prophet not merely a passive recipient, but a central agent in the production of revelation. This viewpoint has significant consequences for understanding the nature of the Quran, the position of prophethood, and the concept of revelation. In contrast to this view, Allamah Ṭabāṭabāʼī , relying on transcendent philosophy, offers a theory based on which revelation is a trans-human reality, independent of the Prophet's mind, and its reception is of the type of presential knowledge and spiritual intuition. This article, using a descriptive-analytical method and a comparative approach, compares the epistemological and ontological foundations of these two viewpoints and attempts to critique Soroush's theory from the perspective of Islamic philosophy, especially the interpretive and theological views of Allamah Ṭabāṭabāʼī . In the process of analysis, the methodological differences between the two intellectual systems are first explained, and then the internal coherence of both theories is evaluated by examining Quranic, interpretive, and rational sources. The results of the research show that Soroush's view, due to its neglect of the ontological levels of revelation and its ambiguity in the relationship between human experience and divine speech, is not consistent with Quranic principles and the interpretive system of Islamic tradition. In contrast, Allamah Ṭabāṭabāʼī' s theory has greater conceptual coherence, the support of religious texts, and deeper philosophical grounding, and is able to provide an intra-religious and rational answer to the questions of religious modernity.
۴۲.

بررسی قصص قرآنی با توجه به قاعده سیاق (دیدگاه عابد الجابری و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
این مقاله به بررسی «قصص قرآنی» با تمرکز بر قاعده محوری «سیاق»، بر اساس آراء عابد الجابری و علامه طباطبایی می پردازد. هدف این پژوهش، توصیف ماهیت و کارکرد قصص قرآنی و همچنین تبیین ویژگی های داستان های قرآنی از منظر جابری و ارزیابی آن ها در مقایسه با دیدگاه علامه طباطبایی است. پرسش اصلی این است که تمایز رویکرد این دو متفکر در فهم قصص قرآنی با اتکا به قاعده سیاق چیست؟ و کدام رویکرد بازنمایی دقیق تری از واقع نمایی قصص قرآنی ارائه می دهد؟ روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی-تحلیلی بوده و با تکیه بر آثار تفسیری هر دو متفکر، وجوه تمایز و نقاط قوت و ضعف دیدگاه هایشان آشکار شده است. مهم ترین یافته ها نشان می دهد که هر دو مفسر بر نقش تعیین کننده سیاق در درک پیام قصص قرآنی اتفاق نظر دارند. جابری قصه ها را برهان و دلیل در بستر سیاق مرتبط می بیند که نقشی اقناعی و هدایت گر بر پایه آگاهی های تاریخی و فرهنگی مخاطب زمان نزول، دارند. او بر این اساس پنج ویژگی برای قصص قرآنی برمی شمرد: ضرب المثل بودن، اکتفا بر جوهر و محتوا، حقیقت تاریخی، بررسی بر حسب ترتیب نزول و گروه بندی و مرحله بندی. در مقابل، علامه طباطبایی نیز با تأکید بر اتصال قصص به موضوع و سیاق آیات، آن ها را در خدمت موعظه و تنزیل آموزه های الهی و مرتبط با مضمون کلی آیات می داند.
۴۳.

واکاوی تطبیقی منطق جنگ روایت ها: دو جریان فکری - سیاسی سده های نخستین اسلامی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
پدیده جنگ روایت ها یکی از مؤلفه های محوری در شکل گیری، تثبیت و تضعیف گفتمان ها در جوامع انسانی، به ویژه در بستر منازعات سیاسی و عقیدتی است. این پدیده در ادبیات ارتباطات، یکی از شاخه های اصلی جنگ نرم و جلوه ای از جنگ شناختی محسوب می شود که با بهره گیری از رسانه، روایت و اقناع، به بازسازی واقعیت در ذهن مخاطبان می پردازد. این پژوهش با تمرکز بر نسبت جنگ روایت ها با دو مفهوم بنیادین اخلاق و مصلحت، به بررسی تطبیقی در دو جریان فکری - سیاسی معصومان (ع) و جریان های فکری - سیاسی وابسته به قدرت حاکم در سده های نخستین اسلامی می پردازد. پرسش اصلی آن است که دو جریان اصلی تا چه حد به بیان حقایق و ارزش های اخلاقی پایبند بوده یا روایتگری را در خدمت اهداف مصلحت گرایانه قرار داده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و بر پایه منابع معتبر فریقین، ابتدا مفاهیم روایت، اخلاق و مصلحت را تعریف و سپس شیوه های روایتی، همچون تحریف، حذف، تأویل هدایت شده و جعل را شناسایی و مقایسه کرده و در ادامه، نسبت هدف و وسیله در روایتگری واکاوی شده و این مسئله بررسی می شود که «آیا مشروعیت هدف می تواند به کارگیری ابزارهای غیراخلاقی در روایت پردازی را توجیه کند؟». نتایج نشان می دهد که جریان های سیاسی وابسته به قدرت غالباً اهداف سیاسی را مجوز دستکاری در روایت ها تلقی کرده اند، درمقابل، جریان فکری معصومان (ع) بر پایبندی به حقیقت و رعایت موازین اخلاقی در منطق روایتگری استوار بوده است. این مطالعه درنهایت پیامدهای این دو منطق بر حافظه جمعی مسلمانان و تولید معرفت دینی را به روش تطبیقی تحلیل کرده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان