عبدالکریم خیامی

عبدالکریم خیامی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده دین و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

راهبردها و اقدامات نظام حکمرانی کشور در بخش ویدئوی درخواستی (شبکه نمایش خانگی) از 1390 تا 1403(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
تحلیل پیشینه تاریخی حکمرانی در عرصه ویدئوی درخواستی، مقدمه لازم برای ترسیم وضعیت مطلوب آن است. با درک این ضرورت، این پژوهش تلاش می کند ضمن شناسایی نقاط عطف تاریخی در این عرصه و مرور و تدقیق تاریخچه ایرانی آن و تحلیل نقاط قوت و ضعف گذشته و شناسایی مسائل، نظام حکمرانی کشور در عرصه سکوهای ویدئوی درخواستی را یاری نماید تا بتواند درخصوص تعیین وضعیت مطلوب تنظیم گری این حوزه، مواجهه مناسب تری داشته باشد. در این پژوهش برای جمع آوری داده از روش های مطالعه اسنادی و مصاحبه با خبرگان و برای تحلیل داده ها از روش توصیفی- تحلیلی و فرایند استخراج مضامین از پدیده های تاریخی با رعایت توالی زمانی و در قالب جداول تحلیلی استفاده شده است. مطابق یافته های پژوهش، تحولات ویدئوی درخواستی در ایران در قالب پنج دوره زمانی (مبتنی بر نقاط عطف تاریخی) دسته بندی می شود: دوره ابهام و بی ثباتی (1390-1398)، دوره تلاش برای تثبیت ساترا (1398-1400)، دوره افول ساترا (1400)، دوره تغییر مدیریت و رویکردهای ساترا (1400-1401)، دوره نقطه های آغازین همگرایی (1401 به بعد). پس از تحلیل هر دوره و جمع بندی مسائل، توصیه های راهبردی برای تحقق همگرایی یا دست کم اجماع سیاستی در عرصه تنظیم گری ویدئوی درخواستی ارائه شده است.
۲۲.

دلالت های بینش تمدنی در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۵
نسبت سنجی دو مفهوم سیاستگذاری فرهنگی و بینش تمدنی، پرده از دلالت های مطالعات تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی برخواهد داشت. از این رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این مساله است که «دلالت های بینش تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی چیست؟» و برای پاسخ به این پرسش به واکاوی دلالت های بینش تمدنی با استفاده از نظر صاحب نظران و روش شناسی داده بنیاد می پردازد. براساس یافته های پژوهش، بسط زمان – مکانی، معانی، مبانی معرفتی، عینیت، نظم، یکپارچگی و پویایی تمدنی مهم ترین شاخصه های بینش تمدنی به حساب می آیند. استفاده از بینش تمدنی در حوزه سیاستگذاری و مداخله گری دولت در عرصه فرهنگ، اشاره به کاربست نگاه کلان و فراگیر تمدنی در تحلیل مسائل فرهنگی دارد که هم به مبانی معرفتی در پس این مسائل توجه داشته باشد، هم نظامات اجتماعی مختلفی که پیرامون هر مساله به صورت هماهنگ و پویا عینیتی تو در تو می یابد را مورد توجه قرار بدهد و هم از هویت معنایی که مساله با خود خلق، اشاعه و ترویج می کند غافل نباشد. بر اساس نتایج پژوهش، تاکید بر این است که دولت تک صدا، متمرکز و تصدیگر از طرفی و دولت منفعل، بازدارنده و خنثی از طرف دیگر با رویکرد تمدنی در سیاستگذاری فرهنگی که در عین دغدغه هدایت بستر زندگی جامعه، بر آگاهی، اختیار، گفت و گو و احترام به سلیقه های فرهنگی مختلف بنا می شود ناسازگار است.
۲۳.

تبیین نقش خیال در شکل گیری هویت کاربران رسانه های اجتماعی با تأکید بر بازی های ویدئویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
امروزه بخش زیادی از زندگی ما را رسانه ها دربرگرفته اند و به نسبت گذشته زیست جهان انسانِ امروزی را متوجه تغییرات گسترده و شگرفی کرده اند. در این میان نقش رسانه ها در هویت یابی افراد و گروه های اجتماعی همواره یکی از دغدغه های متفکرین و صاحب نظران این حوزه بوده است. البته بی تردید شیوه و میزان تأثیرگذاری انواع رسانه در این زمینه متفاوت است؛ اما به نظر می رسد رسانه ای چون بازی های ویدئویی به دلیل «شدت تعامل و غوطه وری» و نیز مصرف نسبتاً بالا به ویژه در میان نوجوانان و جوانان، تأثیر بیشتری بر هویت و کنش انسانی داشته باشد. . پژوهش حاضر بر آن است تا نقش قوه خیال در شکل گیری هویت کاربران رسانه های اجتماعی را با تمرکز بر بازی های ویدئویی بررسی کند. در این بررسی با بهره گیری از طریق روش تحلیل استنباطی و قیاسی، ضمن استفاده از نظریه وانمایی و مفهوم فراواقعیت در اندیشه بودریار و با بازخوانی جایگاه قوه خیال در ساخت هویت مبتنی بر حکمت متعالیه، تلاش شده است تا نقش برجسته این قوه در فرایند مصرف رسانه های اجتماعی و خاصه بازی های دیجیتالی ره گیری شده و چگونگی تأثیرگذاری آن بر هویت بازیگران توضیح داده شود. در انتها نیز این مراحل در یک نمونه از بازی های ویدئویی در یک چرخه چهارگانه (بررسی نیازهای اساسی، وابستگی در بازی، خیال و جدال هویتی) و یک نمونه از شبکه های اجتماعی تبیین شده است.
۲۴.

ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)». 
۲۵.

گونه شناسی هواخواهی میان کاربران نوجوان اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۵
شبکه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یکی از محبوب‎ترین سکو‎های رسانه‎های اجتماعی، نقش مهمی را در ایجاد و تقویت جوامع هواداری ایفا کرده و فضایی برای تولید و بازتولید متون فرهنگی و ایجاد معانی اشتراکی در اختیار هواخواهان قرار داده است. هدف پژوهش حاضر شناخت انواع و گونه‎های هواخواهی میان کاربران نوجوان ایرانی از طریق تحلیل محتواهایی است که آنان در این شبکه به اشتراک گذاشته‎اند. بدین منظور صفحات شخصی نوجوانان با استفاده از روش تحلیل مضمون، بررسی شده‎اند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، پدیده هواخواهی میان کاربران نوجوان اینستاگرام دارای طیف گسترده‎ای می‎باشد که از هواداری از گروه‎های موسیقی و تیم‎های ورزشی تا ابراز علاقه به شخصیت‎هایی مانند شهدا، مداحان و اهالی فرهنگ، هنر و ادب را در بر می‎گیرد. در اینستاگرام، جهان هواداران نوجوان از فرهنگی همگن و یکپارچه فاصله گرفته و شامل سنخ‎ها و گونه‎های مختلفی در فضایی مشارکتی می‎شود؛ بااین‎حال رایج‎ترین شکل آن از طریق مصرف موسیقی است. هواداری یک تجربه ثابت نیست؛ بلکه ترکیبی از تعاملات پویا، شبکه‎ها و انتخاب‎های شخصی و جمعی است. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد که سه مضمون فراگیر «روایت کنشگری میدانی»، «تولید و بازتولید محتوای نشان‎دار» و «بازفرست و توزیع محتوا» گونه‎های اصلی هواخواهی در صفحات نوجوانان اینستاگرامی می‎باشند. با توجه به میزان درگیری نوجوانان اینستاگرامی، می‎توان پنج سطح هواخواهی را شناسایی نمود. بالاترین سطح، هویت‎یابی می‎باشد که در آن هواداری نقش محوری در شناخت «خود» و شکل‎گیری آن پیدا می‎کند. پایین‎ترین سطح، بازفرست رسانه‎ای است. در این سطح نوجوانان محتوا‎های رسانه‎ای مورد علاقه‎شان را مصرف کرده و آنها را بازنشر می‎نمایند. بازتولید رسانه‎ای، اجرا و نمایش خود و کنشگری میدانی نیز به ترتیب بین این دو سطح قرار می‎گیرند.
۲۶.

واکاوی نسبت سرمایه اجتماعی و مناسک رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
سازه مفهومی «سرمایه اجتماعی» طی سه دهه اخیر به یکی از عبارات کلیدی و پرتکرار علوم اجتماعی بهویژه برای ارزیابیِ مجموعهای از متغیرها چون اعتماد و مشارکت در سطوح خرد و کلان جوامع و حاکمیتها تبدیل شدهاست. در این مقاله ابتدا ضمن مرور تطورات مفهومی این واژه طی صد سال اخیر، محوریت مفهوم «ارتباط» در تعاریف سرمایه اجتماعی آشکار و شبکه مضامین حول آن ارائه و سپس «سرمایه ارتباطی» بازتعریف شدهاست. در ادامه ضمن مرور رویکردهای مختلف به دو مفهوم «مناسک (آیین)» و «مناسک رسانهای» از یکسو و پارادایم های حاکم بر دانش ارتباطات از دیگر سو، نسبتِ قدرتمند میان سرمایه اجتماعی و مناسک رسانهای تبیین و از آن رهگذر دو نوع مناسک رسانهای «پیوندی» و «درون گروهی» در تناظر با دو نوع سرمایه اجتماعی پیشنهاد، تعریف و در جدول محقق ساخته ای مقایسه شدهاند. نتیجه آنکه توجه کاریکاتوری به انواع چهارگانه مناسک رسانه ای؛ به آرایشی نامتوازن از کاهش و افزایش سطوح سرمایه اجتماعی منجرشده و در مجموع میتواند به دوقطبی ها و شکاف های اجتماعی و یا به عکس به تودهوار شدن جامعه بیانجامد.در انتهای مقاله نیز مبتنی بر آورده های نظری مقاله، بهصورت ضمنی راهبردهایی سلبی و ایجابی برای ارتقاء سرمایه اجتماعی از طریق مدیریت صحیح مناسک رسانه ای سازمان صداوسیما ارائه شدهاست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان