احمد عابدی

احمد عابدی

مدرک تحصیلی: دانشیار کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۶۴ مورد از کل ۳۶۴ مورد.
۳۶۱.

در مسیر مربیگری فرزندم در خانه: کشف مؤلفه ها و تدوین بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد نوین مدرسه در خانه ترکیبی ویژه کودکان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه و هدف: تقویت فرهنگ مشارکت والدین در آموزش کودکان بر اساس رویکرد های نوین آموزشی، از نشانه های نظام آموزشی کارآمد به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف کشف مؤلفه ها، تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی مشارکت خانواده در آموزش کودکان تیزهوش بر اساس رویکرد نوین مدرسه در خانه ترکیبی انجام گرفت. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و نظریه داده بنیاد بود. حوزه این پژوهش شامل 42 کتاب و مقاله (2023-2000) مرتبط با مشارکت والدین و رویکرد مدرسه در خانه و مشارکت کنندگان در پژوهش 10 نفر از متخصصان علوم تربیتی و روان شناسی در شهر اصفهان در سال 1401 بودند که به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش سندکاوی و مصاحبه نیمه-ساختار یافته استفاده شد. تحلیل داده ها بر اساس الگوی اشتراوس و کوربین (1998) و سه مرحله کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی انجام شد. یافته ها: بسته آموزشی در دوازده جلسه و چهار بخش اصلی تحت عنوان پیشروی در مسیر مربیگری فرزندم در خانه، الزامات پیشروی در مسیر مربیگری فرزندم در خانه، برنامه های مشترک مربیگری فرزندم در خانه و لذت ها و چالش های مسیر مربیگری فرزندم در خانه تدوین شد و برای روایی یابی آن، ضمن استفاده از روش روایی صوری، از روش روایی محتوایی به شیوه کیفی و کمی با پانل خبرگان 10 نفری و از دو ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. شاخص روایی محتوا برای کل بسته آموزشی 80/0 به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد بسته آموزشی «در مسیر مربیگری فرزندم در خانه»، از روایی صوری و محتوایی مناسبی بهره-مند است و روایی لازم را برای کاربرد های آموزشی و استفاده پژوهشی دارد.
۳۶۲.

فراتر از یک فراتحلیل: کاربرد فرا-فراتحلیل در علوم رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و اهداف: فراتحلیل فراتحلیل ها (متامتاآنالیز یا فرا-فراتحلیل) یکی از انواع فراتحلیل مدرن است که در پاسخ به محدودیت های درونی فراتحلیل های کلاسیک و رشد فزاینده تعداد این پژوهش ها، ایجاد شده و توسعه یافته است؛ زیرا با افزایش تعداد فراتحلیل ها، مواردی مانند تضاد نتایج، سوگیری انتشار و ناهمگونی در اندازه اثرها، لزوم روش هایی جامع تر، برای اصلاح و ادغام نتایج فراتحلیل های منفرد را آشکار نمود. فراتحلیل فراتحلیل ها، با ترکیب و بازتحلیل نتایج چندین فراتحلیل منفرد، می کوشد تصویری جامع تر و کمتر سوگیرانه از روابط میان متغیرها به دست دهد. در علوم رفتاری، این روش به شکل ویژه تری اهمیت می یابد؛ زیرا داده های حاصل از پژوهش های انسانی، مداخلات روان شناختی و متغیرهای وابسته و مستقل اغلب با پیچیدگی ها، سوگیری ها و ناهمگونی های درونی روبه رو هستند. ازسوی دیگر، این روش، ابزاری برای یادگیری سطح دوم یا سطح بالاتر (فرایادگیری) به شمار می آید که از تلفیق کلان داده ها و مرور نظام مندِ فراتحلیل ها، امکان نیل به شناخت ساختاری تر از شواهد علمی را فراهم می کند. به همین سبب، باید آن را نه تنها یک روش تحقیق، بلکه نوعی شناخت شناسی در نظر گرفت. هدف این مقاله، تبیین مبانی نظری، روش شناختی و کارکردی فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، بررسی ابزارها و دستورالعمل های کلیدی این روش، نظیر پریسما، امستار و پرایر، و نیز بازنمایی جایگاه این رویکرد، در تحول پژوهش های مبتنی بر شواهد است. همچنین، این پژوهش می کوشد با مرور نمونه های شاخص تاریخی و معاصر، از جمله پژوهش های کازرین (1979) و ون آرت (2019) توضیح دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها چگونه می تواند هم زمان با افزایش توان و دقت تحلیلی، امکان نقد، بازاندیشی و اصلاح ساختارهای معرفتی موجود در پژوهش های رفتاری را فراهم آورد. روش: پژوهش پیش رو، از نوع نظری-تحلیلی می باشد که با رویکردی مروری-تطبیقی، به بررسی کاربردها و استلزامات روش فراتحلیل فراتحلیل ها، در علوم رفتاری می پردازد. روش کار مبتنی بر مرور نظام مند منابع علمی و پژوهش های عملی موجود است؛ به گونه ای که هم بنیان های مفهومی و هم دستورالعمل های اجرایی این رویکرد از دل متون استخراج و بازتبیین شوند. ازاین رو، ابتدا، مقالات، کتب و دستنامه های نظری و کاربردی درخصوص فراتحلیل های مدرن به طور اعم و فرافراتحلیل ها به طور اخص مطالعه شدند و در مرحله بعد، بخشی از ادبیات پژوهش و پژوهش های عملی که اختصاصاً در حوزه علوم رفتاری متمرکز بودند، مبنای استخراج مفاهیم و تکنیک های کلیدی قرار گرفتند. در تحلیل تطبیقی، ساختار و اهداف فرافراتحلیل ها در دو سطح بررسی شدند: نخست، تحلیل روش های کمّی به کار رفته در آنها، برای ترکیب اندازه های اثر، شناسایی سوگیری انتشار و ناهمگونی؛ دوم، تحلیل کیفی مفاهیمی مانند فرایادگیری و فراشناخت در چهارچوب های آماری و روش شناسی نوین. همچنین، شیوه استفاده از ابزارهای ارزیابی استاندارد و نحوه سازمان دهی، تحلیل و گزارش دهی نتایج، در پژوهش های عملی انجام شده با روش فراتحلیل فراتحلیل ها، بررسی و تفسیر شد. نتایج: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که در فراتحلیلِ فراتحلیل ها، چه هدف شناسایی شکاف های موجود در فراتحلیل های پیشین باشد و چه دستیابی به یادگیری سطح بالاتر، از مجموعه ای از روش ها و دستورالعمل های مشترک استفاده می شود. این روش ها معمولاً ترکیبی از شیوه های نوین مرور نظام مند و ابزارهای گزارش دهی استاندارد هستند. در میان این شیوه ها، «مرور چتری» به منظور خلاصه سازی شواهد از منابع مختلف و دستیابی به تصویری کلی از یک پرسش پژوهشی به کار می رود؛ درحالی که «نقشه نگاری تحلیلی» مجموعه ای از فنون مدرن برای بازنمایی و ترکیب روابط میان مطالعات، مفاهیم و نتایج پژوهش ها را فراهم می کند. این روش امکان ترسیم تصویری گرافیکی از نقاط قوت، ضعف و تناقضات موجود در ادبیات را ایجاد و درک تعاملات میان متغیرها را تسهیل می نماید. بستر اصلی اجرای این تحلیل ها نرم افزار آماری R است که پیش از انجام تحلیل، تمام فراتحلیل های واردشده را براساس شاخص هایی مانند کیفیت، سوگیری انتشار، ناهمگونی و وجود مطالعات پرت ارزیابی می کند. برای انجام و گزارش دهی این مطالعات، دستورالعمل های مدونی مانند «پریسما» (راهنمای گزارش دهی مرورهای نظام مند)، «پرایر» (دستورالعمل چهارمرحله ای تدوین گزارش)، «امستار» (ابزار ارزیابی کیفیت مرورها) و «موس» (ویژه مطالعات مشاهده ای) استفاده می شوند. همچنین، روش های بررسی سوگیری انتشار در دو دسته کلی قرار می گیرند: روش های تشخیص وجود سوگیری و روش های تصحیح اندازه های اثر. در میان آنها، روش trim and fill رایج ترین شیوه است که با حذف اندازه اثرهای افراطی و متقارن سازی نمودار قیفی، میزان سوگیری را کاهش داده و در نهایت امکان آزمون فرض صفر و برآورد دقیق تر اثر واقعی را فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، نه صرفاً ابزاری برای تجمیع داده ها، بلکه چهارچوبی برای بازاندیشی در تولید دانش و نقد بنیان های روش شناختی است. این رویکرد با عبور از محدودیت های فراتحلیل کلاسیک، به پژوهشگر امکان می دهد تا به جای تمرکز بر یافته های منفرد، به ساختار روابط میان مطالعات و فراتحلیل ها بیندیشد. از منظر فلسفه علم، فراتحلیل فراتحلیل ها گونه ای از «روش شناسی بازتابی» است که دانش را در سطحی فراداده ای سازمان می دهد و امکان ارزیابی ثانویه فرضیه ها، ابزارها و روش های آماری را فراهم می کند. در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری، اهمیت ویژه این رویکرد در آن است که می تواند خطاهای انباشته در کارآزمایی های بالینی و مطالعات تجربی را شناسایی و تصحیح کرده و از این طریق، شواهد قابل اتکاتری برای تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های آموزشی و اجتماعی فراهم آورد.همچنین، با به کارگیری دستورالعمل های گزارش دهی مانند پریسما، امستار و...، می توان به استانداردسازی و شفافیت بیشتر در تولید و انتشار داده های ترکیبی دست یافت. به طورکلی، فراتحلیل فراتحلیل ها پلی میان علم داده، روش شناسی آماری و تفکر انتقادی در علوم انسانی است که به کارگیری آن در علوم رفتاری، نه تنها امکان ارزیابی کیفیت واقعی کارآزمایی های بالینی را فراهم می کند، بلکه فرصتی برای بررسی عمیق و گسترده دامنه متغیرها، فنون و روش های به کاررفته در پژوهش ها نیز به دست می دهد. در نتیجه، این رویکرد گامی مهم در ارتقای ادبیات علمی و بهبود کیفیت پژوهش در حوزه علوم رفتاری و زیرشاخه های گوناگون آن به شمار می آید. افزون براین، می تواند به سیاست گذاری آگاهانه تر در زمینه پیشگیری، مداخله بهنگام و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و روان شناختی، برای افراد و جامعه، بر پایه یافته های قابل اعتمادتر و مستحکم تر یاری رساند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این مقاله وجود ندارد. تمام مراحل طراحی، تحلیل و نگارش اثر به صورت مستقل انجام شده و هیچ منبع مالی بیرونی در تهیه یا تأثیرگذاری بر نتایج پژوهش نقش نداشته است.         
۳۶۳.

تأثیر فرایند مالیات ستانی بر تولید شرکت ها: شواهدی از پیچیدگی ها و کنش های مالیاتی در صنایع ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۲
تأثیر مالیات بر تولید شرکت ها تنها به نرخ و میزان مالیاتی که از آن ها دریافت می شود محدود نمی شود. بلکه نحوه اخذ مالیات در چارچوب یک محیط مالیاتی و از طریق کنش های مالیاتی نیز دارای اهمیت است. هر چه این محیط ساده تر و شفاف تر باشد و کنش های مالیاتی کم هزینه و با امکان حل وفصل مؤثرتر همراه باشد، هم وصول درآمدهای مالیاتی دولت با هزینه و اصطکاک کمتری انجام می شود و هم فعالیت های تولیدی شرکت ها کمتر دچار اختلال می گردند. بنابراین به منظور بررسی این مهم در فرایند اخذ مالیات در ایران، پرونده مالیاتی 54 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران از شش صنعت پتروشیمی، صنعت مواد شوینده، فلزات اساسی، دارویی، مواد غذایی و خودرو طی سا ل های 1385 تا 1400 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بررسی ها نشان می دهد کنش های مالیاتی ایجاد شده در فرایند دادرسی که حاصل تلاش شرکت برای کاهش مالیات تشخیصی سازمان مالیاتی و نزدیک کردن مالیات قطعی به مالیات ابرازی شرکت است و همچنین پیچیدگی های مالیاتی توانسته تأثیر معکوس و معنی داری بر تولید کل شرکت ها مورد بررسی داشته باشد. اما نتایج در صنعت پتروشیمی و فلزات اساسی تا حدودی متفاوت بوده است.
۳۶۴.

واکاوی مؤلفه های خلاقیت در کتاب های درسی تکمیلی علوم تجربی ویژه دانش آموزان تیزهوش: رویکرد نظریه خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
این پژوهش باهدف تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی تکمیلی پایه های هفتم، هشتم و نهم دوره اول متوسطه ویژه دانش آموزان تیزهوش، بر اساس چارچوب نظری خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ و کرمی (2024) انجام شد. این چارچوب بر چهار مؤلفه اصلی شامل خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین تأکید دارد که می تواند مبنایی برای ارزیابی محتوای آموزشی باشد. روش تحقیق کمی و از نوع تحلیل محتوای توصیفی بود. در این پژوهش، کتاب های مذکور با استفاده از چک لیستی ساخت یافته که شامل چهار مؤلفه اصلی خلاقیت تحول آفرین بود، موردبررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که در کتاب علوم پایه هفتم، بیشترین تمرکز محتوایی بر مؤلفه خلاقیت خود تحول آفرین بوده است که سهم آن 40% از کل مضامین را تشکیل می داد. پس از آن، خلاقیت تحول آفرین دیگران با سهم 34% در رتبه دوم قرار گرفت. مؤلفه خلاقیت تحول آفرین حدود 16% و خلاقیت شبه تحول آفرین کمترین سهم را با حدود 10% به خود اختصاص داده بود. در کتاب علوم پایه هشتم نیز الگوی مشابهی مشاهده شد؛ خلاقیت خود تحول آفرین با سهمی معادل 42.31% بیشترین فراوانی را داشت، خلاقیت تحول آفرین دیگران 32.69%، خلاقیت تحول آفرین 15.39% و خلاقیت شبه تحول آفرین 9.61% از محتوا را شامل شده بودند. در پایه نهم نیز، هرچند خلاقیت خود تحول آفرین با 41.37% همچنان برجسته بود، سهم خلاقیت تحول آفرین افزایش یافته و به 17.24% رسید. همچنین خلاقیت تحول آفرین دیگران با 32.76% و خلاقیت شبه تحول آفرین با 8.61% در این پایه ثبت شدند. تمرکز کتاب ها بر خلاقیت فردی بوده و ابعاد اجتماعی و اخلاقی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. همچنین نوسان میان پایه ها نشان دهنده نبود انسجام در محتوای درسی است. پژوهش نشان داد تمرکز آموزش بر خلاقیت فردی است و ابعاد اجتماعی کمتر موردتوجه قرار گرفته اند؛ بنابراین بازنگری محتوای علوم تجربی برای تقویت خلاقیت چندبعدی ضروری است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان