جلال رضایی نور

جلال رضایی نور

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۰ مورد از کل ۳۰ مورد.
۲۱.

توسعه روش بولزای- بولزای برای تصمیم گیری چندمعیاره با اعداد خاکستری به منظور انتخاب تأمین کننده تجهیزات (مطالعه موردی: انتخاب و خرید تجهیزات بیمارستانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۶
انتخاب تأمین کننده به عنوان یکی از مسائل مهم در حوزه تصمیم گیری، همواره یکی از دغدغه های اصلی مدیران ارشد در این حوزه بوده است. ماهیت چنین تصمیم گیری هایی معمولاً پیچیده است. این پژوهش در نظر دارد در شرایط عدم قطعیت با استفاده از تصمیم گیری چند معیاره و تئوری اعداد خاکستری رویکرد جدیدی برای انتخاب تجهیزات مناسب با معیارهای تعریف شده ارائه دهد. روش پیشنهادی در این تحقیق، استفاده از روش بولزای برای وزن دهی و رتبه بندی است. در روش پیشنهاد شده، پس از تعیین وزن معیارها و تشکیل ماتریس تصمیم گیری خاکستری، در مرحله رتبه بندی گزینه ها سه روش حل ارائه می شود. این روش با توجه به یکپارچگی و به دلیل در اختیار قرار دادن سه شاخص برای راستی آزمایی نتایج، می تواند در رویکرد تصمیم گیری های چند معیاره در شرایط عدم اطمینان مفید واقع شود. نتایج این پژوهش نیز نشان می دهد این رویکرد توانایی و کارایی مناسبی برای انتخاب دقیق تر تأمین کننده و همچنین کاهش قضاوت های انسانی برای وزن دهی به معیارها و انطباق نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی با بازخوردهای واقعی دارد.
۲۲.

شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال مبتنی بر نظریه مبنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۳
هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. روش اجرای این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی است. جامعه آماری شامل 10 نفر از متخصصان دانشگاهی است که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری محاسبه شد. ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته در مورد موانع توسعه ای متاورس در کتابخانه های دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر نظریه مبنایی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که 53 مضمون محوری در قالب شرایط علّی شامل «وجود یک مشکل یا مسئله»، «عوامل فردی»، «سازمانی- مدیریتی»، «فناوری»، «سیاسی»، «اجتماعی»، «نهادی» و شرایط زمینه ای شامل «توسعه فناوری»، «درک کاربران»، «اهداف کتابخانه»، «وضعیت اقتصادی»، «سطح سواد فناوری»، «فرهنگ ها و ارزش ها»، «پیشینه و تجربه»، «نیاز کاربران»؛ شرایط مداخله گر شامل «منابع محدود»، «سرعت بالای تغییر فناوری»، «عدم قطعیت در آینده متاورس»، «عوامل انسانی»؛ راهبردها شامل «آموزش و آگاهی بخشی»، «همکاری با شرکت های فناوری»، «توسعه زیرساخت های فناوری»، «تحقیق و توسعه» و پیامدها شامل «کاهش دسترسی به اطلاعات»، «عدم انطباق با استانداردها»، «خطرات امنیتی و حریم خصوصی»، «عدم پذیرش از سوی کاربران» بودند. براساس نتایج می توان گفت که در مسیر توسعه متاورس موانع مختلفی به چشم می خورد. زمانی که این موانع مورد شناسایی قرار گیرند و راهکارهای لازم برای رفع آن ارائه شود می توان گفت که با توسعه متاورس، کتابخانه ها فرصت های جدیدی برای ارائه خدمات به کاربران خود خواهند داشت. با تفکر خلاقانه در مورد نحوه استفاده از این فناوری، کتابخانه ها می توانند به پلتفرم های آموزشی و اجتماعی ارزشمندی تبدیل شوند.
۲۳.

اولویت بندی عوامل مؤثر بر انتخاب استاد راهنما و همکار پژوهشی با فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
 پژوهش حاضر با هدف به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی فازی در اولویت بندی عوامل مؤثر بر انتخاب متخصصان دانشگاهی برای انتخاب همکار پژوهشی و انتخاب استاد راهنما بر اساس رزومه استادان انجام شد تا نشان دهد که چگونه و بر اساس چه معیارهایی، یک فرد خبره دانشگاهی با تخصص مورد نیاز کاربر شناسایی می شود. با بررسی آیین نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی و انتخاب استاد نمونه وزارت علوم تحقیقات و فناوری و با توجه به نظرات استادان، معیارهای مؤثر شناسایی شد. سپس به منظور رتبه بندی آنها، درخت سلسله مراتبی تشکیل داده شد و بر اساس آن، پرسشنامه   AHPشامل 10 مقایسه زوجی طراحی شد و در اختیار خبرگان عضو هیئت علمی دانشگاه قرار گرفت. پس از مشخص شدن وزن های هر یک از معیارها و بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص شد که فعالیت های پژوهشی و فعالیت های آموزشی در انتخاب استاد راهنما و همکار پژوهشی به ترتیب از اولویت بیشتری برخوردارند
۲۴.

ارائه چارچوبی برای کاربردهای یادگیری ماشین در مدیریت دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای کاربردهای یادگیری ماشین در مدیریت دانش سازمانی در بانک کشاورزی، با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل شبکه فازی می باشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق از نوع کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارشناسان فناوری اطلاعات و توسعه منابع انسانی و مدیران شعب بانک کشاورزی به عنوان خبرگان آشنا می باشد که از طریق روش نمونه گیری هدفمند 10 نفر انتخاب شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه دلفی، دیمتل و پرسشنامه مقایسه زوجی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. پس از گردآوری اطلاعات، ابتدا اطلاعات خام کدگذاری و طبقه بندی و طی تکنیک دلفی فازی به متغیرهای تحقیق تبدیل گردید. سپس با استفاده از آمار توصیفی شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی اعضای نمونه تحقیق محاسبه شد و به منظور بررسی معیارها از فرایند تحلیل شبکه ای فازی و دلفی فازی استفاده گردید. در تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار اکسل و سوپر دسیژن استفاده شده است. یافته ها: معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر مدیریت دانش در سیستم بانکداری با رویکرد یادگیری ماشین در 4 معیار کلی و 17 زیرمعیار به این شرح شناسایی گردیدند: عوامل زیرساختی (حفاظت از اطلاعات شخصی، سخت افزار و نرم افزار، ارتباطات، حفاظت فیزیکی)؛ عوامل محیطی (فرهنگ و جو سازمانی، قوانین و مقررات سازمانی، زمان ارائه دانش، حمایت مدیریتی)؛ عوامل محتوایی (نوع دانش، نیروی انسانی متخصص و با دانش، موقعیت ارائه دانش، تدوین محتوا)؛ فرایند مدیریت دانش (خلق دانش، کسب دانش، تبدیل دانش، بکارگیری دانش، نیازسنجی دانش). به منظور اولویت بندی شاخص ها با تکنیک تحلیل شبکه فازی، پس از محاسبه سوپر ماتریس حدی، محاسبه نتایج ماتریس خوشه ها و نرمال سازی ضریب زیرمعیارها در ابر ماتریس حدی، توسط ضریب خوشه ها می باشد که بر اساس محاسبات صورت گرفته و سوپر ماتریس حد، اولویت نهایی عوامل زیرساختی با وزن حدی 43683/0 بیشترین تأثیر و عوامل محتوایی با وزن حدی 04817/0 کم ترین تأثیر را بر حفظ مدیریت دانش در سیستم بانکی با در نظر گرفتن رویکرد یادگیری ماشین دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده عوامل زیرساختی دارای بیشترین تاثیر و عوامل محتوایی کم ترین تأثیر را در حفظ مدیریت دانش در سیستم بانکی با در نظر گرفتن رویکرد یادگیری ماشین دارند.
۲۵.

ارتقای بهره وری سازمانی: یک مرور نظام مند بر تحقیقات بهبود فرایند در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه و ا هداف: این پژوهش با انجام یک مرور نظام مند در جهت شناسایی آثار مرتبط و مطالعات انجام شده پیشین، با هدف بررسی سیر تحول تحقیقات بهبود فرایند در حوزه فرایندکاوی در سازمان ها از گذشته تاکنون انجام شده است. ارزیابی روش های بکار رفته در تحقیقات صورت گرفته می تواند در پیشبرد مطالعات موثر این حوزه تاثیرگذار باشد. روش ها: در این پژوهش، روش مطالعه نظام مند پیشنهاد شده توسط بولند، دیکسون و چری که شامل ۳ مرحله پایه ای و ۸ مرحله فرعی است، استفاده شد، که مراحل سه گانه پایه ای آن عبارتند از: برنامه ریزی، انجام مرور نظام مند، گزارش مرور نظام مند. در مرحله برنامه ریزی، معیارهای ارائه شده توسط اوکولی و شابرام به کار گرفته شد. در مرحله انجام مرور نظام مند، تعداد 343 مقاله از پایگاه های اطلاعاتی شناسایی شد و در انتها با توجه به معیارهای تخصیصی در مرحله برنامه ریزی 28 مقاله جهت بررسی و ارزیابی انتخاب شد. یافته ها: در پژوهش حاضر، ابزارها و رویکردهای مورد استفاده در مطالعات به خوبی شناسایی شده اند. هر مطالعه از ابزارهای مناسب برای شناسایی مشکلات و اجرای بهبودها استفاده کرده است، و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده تأثیر مثبت این ابزارها بر عملکرد کلی سازمان ها هستند. مطالعات بررسی شده نشان می دهند که بهبود عملکرد سازمانی از طریق روش های مختلف و گزارش نتایج کمی و کیفی، هدف اصلی تمامی تحقیقات بوده است. اگرچه تفاوت هایی در زمینه، روش ها و مقیاس مطالعات وجود دارد، همه آن ها به اهمیت بهبود فرآیند برای دستیابی به اهداف سازمانی اشاره دارند. تفاوت های موجود در نتایج به دلیل تفاوت در زمینه، روش ها و متغیرهای مورد مطالعه است. این تفاوت ها فرصت هایی برای پژوهشگران فراهم می کند تا نتایج را مقایسه و تحلیل کرده و درک خود را از بهبود فرآیند در زمینه های مختلف ارتقا دهند. روش های تحقیق مورد استفاده در این مطالعات از تحلیل آماری، مصاحبه، مدل سازی فرآیند، شبیه سازی تا مرور ادبیات متفاوت است. تنوع این روش ها نشان دهنده پیچیدگی و چندوجهی بودن مسئله بهبود فرآیند در سازمان ها است. برخی مطالعات بر نقش فناوری اطلاعات و سازمان های یادگیرنده در بهبود فرآیند تأکید دارند، در حالی که برخی دیگر به چالش های بهبود فرآیند در سازمان های کوچک یا تحلیل انتقادی عقاید رایج می پردازند. نتیجه گیری : در مجموع، رویکردهای مختلف تحقیقی شامل تکنیک محور، مرور نظام مند و مرور ادبیات، به شناسایی و حل مشکلات فرآیندهای سازمانی کمک کرده و بهبودهای قابل توجهی را به دنبال داشته اند. استفاده از فناوری اطلاعات، ایجاد فرهنگ بهبود فرآیند و توانمندسازی کارکنان، از جمله عوامل کلیدی موفقیت در بهبود فرآیندها به شمار می آیند. این پژوهش نشان می دهد که ترکیب ابزارهای مناسب با رویکردهای مرور ادبیات و تجزیه وتحلیل می تواند به سازمان ها کمک کند تا با اطلاعات دقیق تر و جامع تری تصمیم گیری کرده و فرآیندهای خود را بهبود بخشند. این نتایج، نشان دهنده اهمیت توجه به بهبود مستمر فرآیندها در سازمان ها برای دستیابی به نتایج بهتر و ارتقاء عملکرد کلی هستند. تحقیقات نشان می دهند که استفاده از ابزارهای مختلف تجزیه و تحلیل می تواند به شناسایی و حل مشکلات در فرآیندهای سازمانی کمک کند. ابزارهایی مانند شبیه سازی، پرسشنامه، مصاحبه، تجزیه و تحلیل کیفی و آماری، و تکنیک های بهبود مستمر نقش مهمی در بهبود عملکرد سازمان ها دارند. این ابزارها به سازمان ها امکان می دهند تا با شناسایی دقیق مشکلات، اجرای بهبودهای موثر و ارزیابی نتایج، به بهره وری و کارایی بیشتری دست یابند.
۲۶.

توسعه یک روش انتخاب مشخصه مبتنی بر نظریه اطلاعات و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، کاهش بُعد یک گام پیش پردازشی مهم برای حصول دقت بالا، کارایی و مقیاس پذیری در مسائل کلاسبندی است. هدف تحقیق حاضر ارائه یک روش انتخاب مشخصه در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، با استفاده از کاهش بُعد و الگوریتم ژنتیک است. روش: در این تحقیق یک الگوریتم ابتکاری توسعه یافته است که با استفاده از یک معیار جدید، اطلاعات متقابل بین ویژگی ها و کلاس هدف را مشخص می کند. در این روش مشخصه های جدید براساس ترکیب یا تبدیل مشخصه های اصلی تولید می شود و به این ترتیب فضای چند بُعدی، به فضایی جدید با ابعاد کمتر نگاشت پیدا می کند. همچنین علاوه بر در نظر گرفتن معیار جدید اطلاعات متقابل، از الگوریتم ژنتیک به منظور بهبود سرعت روش پیشنهادی استفاده شده است. یافته ها: عملکرد این روش بر روی مجموعه داده هایی با ابعاد مختلف، که تعداد مشخصه ها در آن ها از 13 تا 60 متفاوت بوده، ارزیابی شده است. ارزیابی روش پیشنهادی در مقایسه با روش های مشابه، از لحاظ دقت کلاسبند بررسی شده و نتایج نویدبخشی بدست آمد. نتیجه گیری: روش پیشنهادی با روش های MRMR, DISR, JMI, NJMIM در مجموعه داده های متفاوت اعمال شده است. متوسط دقت های به دست آمده از روش پیشنهادی 65.32، 74.51، 70.88 و 58.2 درصد می باشد، که حاکی از کارآمدی روش پیشنهادی است. طبق نتایج بدست آمده، به جز در مورد مجموعه داده sonar که نتیجه ای بهتر از روش پیشنهادی داشته است، متوسط عملکرد روش پیشنهادی بهتر از DISR, JMI, NJMIM و MRMR بوده است.
۲۷.

بررسی تاثیر اینترنت اشیا بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن نقش واسطه ای خلق دانش (مورد مطالعه: بانک مهر اقتصاد استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۶
هدف :هدف این پژوهش شناسایی تاثیر اینترنت اشیا بر عملکرد سازمان با در نظر گرفتن نقش واسطه ای خلق دانش است . روش پژوهش : این پزوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی- همبستگی است.که در جامعه آماری بانک مهر اقتصاد استان تهران است که مشتمل بر 1050 نفر می باشد تعداد نمونه 284 نفر با روش تصادفی ساده در دسترس انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه موردسنجش قرار گرفت. که پرسشنامه اینترنت اشیاء بر گرفته از (آتزوری و همکاران ، 2010) و پرسشنامه عملکرد برگرفته از (شائمی و همکاران 1391 ،22) و خلق دانش برگرفته از (بایونگو و همکاران 2003 ، 23 ) مورد سنجش قرار گفت . یافته ها : یافته های پزوهش نشان می دهد که رابطه معنی داری بین رابطه اینترنت اشیاء بر عملکرد سازمان با در نظر گرفتن خلق دانش در بانک مهر اقتصاد استان تهران وجود دارد. نتیجه :گسترش خدمات بانک مهر اقتصاد بر روی اینترنت اشیا باعث افزایش و بهبود عملکرد می شود
۲۸.

نقش هوش مصنوعی در ارتقای سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و هدف: در عصر حاضر که فناوری های نوین به سرعت در حال تحول اند، توانایی افراد در یافتن، ارزیابی و استفاده از اطلاعات به صورت مؤثر، به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های بقا و پیشرفت در زندگی شخصی، تحصیلی، شغلی و اجتماعی تلقی می شود. در این میان، سواد اطلاعاتی نه تنها یک ضرورت فردی، بلکه یکی از پیش نیازهای اساسی توسعه پایدار، یادگیری مادام العمر، و مشارکت مؤثر در جوامع دانش بنیان است. هوش مصنوعی با توانایی پردازش و تحلیل حجم عظیمی از داده ها، به یکی از کلیدی ترین ابزارها در عصر اطلاعات تبدیل شده است. این فناوری با ارائه راهکارهای نوین در مدیریت، ارزیابی و دسترسی به اطلاعات، پتانسیل بی شماری برای ارتقای سواد اطلاعاتی در بین فراگیران دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای سواد اطلاعاتی است. روش ها: این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی، کاربردی و ازنظر روش کیفی و مبتنی بر نظریه مبنایی است. جامعه آماری پژوهش را خبرگان حوزه هوش مصنوعی و سواد اطلاعاتی تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. معیار انتخاب خبرگان، داشتن حداقل ۳ سال سابقه فعالیت علمی و پژوهشی در این حوزه بود. حجم نمونه براساس اصل اشباع نظری تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که بر مبنای آن، داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و در نهایت مدل مفهومی پژوهش تدوین گردید. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش روایی صوری و محاسبه ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد که ضریب پایایی مصاحبه ها 92 درصد به دست آمد. یافته ها: یافته ها نشان داد که در حوزه شرایط علی 13 کد، در حوزه شرایط زمینه ای25 کد، در حوزه شرایط مداخله گر 25 کد، در حوزه راهبردها 26 کد، در حوزه پیامدها 27 کد استخراج شد. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هوش مصنوعی به طور قابل توجهی به ارتقای سواد اطلاعاتی کمک کرده و توانسته است جنبه های مختلف این مهارت ها را بهبود بخشد. با استفاده از ابزارهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، کاربران قادر به یافتن اطلاعات دقیق تر و مرتبط تر شده اند. تحلیل حجم های بزرگ داده ها و شناسایی الگوها و روندها به کاربران کمک کرده تا درک عمیق تری از اطلاعات پیدا کنند و تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. همچنین، ابزارهای هوش مصنوعی در ارزیابی اعتبار منابع و شناسایی محتوای جعلی به کاهش انتشار اطلاعات نادرست و ارتقای دقت اطلاعات مؤثر هستند. اصالت: با وجود انجام پژوهش های متعدد در زمینه سواد اطلاعاتی و فناوری های نوین، مرور منابع نشان داد که تاکنون مطالعه ای جامع و نظام مند با تمرکز مستقیم بر نقش هوش مصنوعی در ارتقای سواد اطلاعاتی انجام نشده است. این پژوهش با رفع این خلأ، گامی نوآورانه در تبیین و تحلیل این رابطه نوظهور برداشته و زمینه ساز توسعه چارچوب های نظری و کاربردی در این حوزه شده است.
۲۹.

Identification of Artificial Intelligence Functions in Digital Libraries Based on the Wright Model(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۱
Purpose: In the 21st century, digital libraries have emerged in new ways in the professional career of librarians and other library users worldwide. The aim of the present study is to identify the functions of artificial intelligence in digital libraries. Method: This research is a qualitative systematic review. The population of the study includes all quantitative and qualitative research articles on the identification of artificial intelligence functions in digital libraries. Findings: A total of 500 research titles were retrieved through a multi-stage search in internal and external databases. Following a three-stage monitoring process (based on title, abstract, and full-text study), 34 research sources (9 foreign research titles and 25 domestic research titles) in the form of published journals articles and conference papers were identified and analyzed using thematic content analysis. For qualitative evaluation of the studies, 8 questions were posed to the experts, resulting in 1 selective code, 8 central codes and 42 open codes. Conclusion: The results of this research show that artificial intelligence can play an important role in the functioning of digital libraries and providing services to users. The findings demonstrate that AI-based systems are useful in various areas such as reference services, database search, organization, indexing, collection management, information retrieval, convenience and development, planning, and circulation. Moreover, librarians can enhance the quality of their works by employing this technology, which contributes to user satisfaction and the improvement of library services.
۳۰.

تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقاله با رویکرد فرایندکاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه:در سال های اخیر، انتشار مقالات علمی در ایران روند رو به رشدی داشته است. این رشد به دلایلی همچون توسعه دوره های تحصیلات تکمیلی، الزام دانشجویان و اعضای هیئت علمی به انتشار مقالات علمی پژوهشی، و تأثیرگذاری میزان مقالات بر ارتقای رتبه دانشگاه ها و اعضای هیئت علمی صورت گرفته است. عواملی مانند ارزیابی استادان و رتبه بندی دانشگاه ها، پذیرش دانشجویان دکتری، و تبدیل وضعیت استخدامی اعضای هیئت علمی نیز تأثیر قابل توجهی در این روند دارند. از سوی دیگر، فرایند انتشار مقاله شامل چندین مرحله مهم از جمله نگارش، داوری، بازنگری، و در نهایت انتشار است که هر کدام با چالش ها و زمان بر بودن مراحل مواجه اند. از این رو، بهره گیری از روش های نوین مانند فرایندکاوی برای تحلیل و بهبود این فرایندها می تواند به کاهش زمان، بهبود کارایی، و افزایش کیفیت مقالات کمک کند.هدف:هدف اصلی این پژوهش تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقالات علمی با استفاده از رویکرد فرایندکاوی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به دو سوال کلیدی است: 1) مدل فرایند انتشار مقاله به چه شکل است؟ و 2) گلوگاه ها و فعالیت هایی که بیشترین زمان یا تکرار را در فرایند انتشار دارند کدام اند؟ علاوه بر این، این پژوهش بر اهمیت بهبود کیفیت فرایندهای نشر و افزایش کارایی آن ها تمرکز دارد، تا بدین وسیله زمان لازم برای انتشار مقالات کاهش یابد و تأثیرگذاری علمی مقالات افزایش پیدا کند.روش شناسی:پژوهش حاضر از رویکرد فرایندکاوی به عنوان یک روش کارآمد برای تحلیل، بهبود و طراحی مجدد فرایندهای سازمانی استفاده می کند. فرایندکاوی روشی است که با تحلیل داده های ثبت شده در سیستم های اطلاعاتی، به کشف مدل های فرآیندی و شناسایی ناکارآمدی ها کمک می کند. این رویکرد شامل سه فاز اصلی است: 1) کشف، 2) انطباق، و 3) بهبود. در فاز کشف، بدون استفاده از هرگونه اطلاعات اولیه (a-priori)، داده های ثبت شده به منظور تولید مدل فرایند مورد استفاده قرار می گیرند. این مدل به ما کمک می کند تا بفهمیم فرایندها به چه صورت در واقعیت اجرا می شوند. فاز انطباق شامل مقایسه مدل فرایند با داده های واقعی است تا هرگونه عدم انطباق بین فرایند برنامه ریزی شده و رفتار واقعی مشخص شود. در نهایت، فاز بهبود با شناسایی گلوگاه ها و ناکارآمدی های موجود، به طراحی و پیاده سازی تغییرات به منظور بهینه سازی فرآیندها می پردازد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که فرآیند انتشار مقاله علمی شامل مراحل متعددی است که هر یک زمان و منابع مختلفی را به خود اختصاص می دهند. مهم ترین مراحل این فرآیند شامل دریافت مقاله از طریق سامانه نشریه، ارزیابی اولیه مطابق با شاخص های اصلی، بررسی مشابهت یابی، ارسال مقاله به داوران متخصص، پیگیری اصلاحات نویسندگان، و در نهایت تأیید نهایی برای انتشار است. این مراحل در نشریات مختلف ممکن است با تغییرات جزئی همراه باشند، اما روند کلی مشابه است.یکی از اصلی ترین گلوگاه های شناسایی شده در این تحقیق، زمان بر بودن فرآیند داوری و بازنگری مقالات است. این بخش از فرآیند بیشترین تأخیر را ایجاد می کند و گاهی تا چندین ماه به طول می انجامد. به عنوان مثال، مدت زمانی که صرف ارزیابی اولیه مقالات، بررسی مشابهت یابی، و اعلام نظر داوران می شود، معمولاً بیشتر از حد انتظار است. تحلیل داده های فرایندکاوی نشان داد که برخی از این تأخیرها را می توان با بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی کاهش داد. به ویژه، استفاده از سیستم های مشابهت یابی خودکار می تواند زمان صرف شده برای ارزیابی اولیه مقالات را کاهش دهد و باعث تسریع در فرآیند شود.یافته های دیگر پژوهش نشان داد که فرایند داوری مقالات علمی در نشریات با سطح بالاتر علمی، معمولاً پیچیده تر و زمان برتر است. این پیچیدگی به دلیل تعداد زیاد مقالات ارسالی و نیاز به داوری تخصصی است. از سوی دیگر، پژوهشگران دریافتند که بهبود زمان بندی مراحل مختلف فرایند نشر و استفاده از ابزارهای پیشرفته نظیر سیستم های اطلاعاتی می تواند به کاهش تأخیرها کمک کند. همچنین، با بهبود هماهنگی بین اعضای هیئت تحریریه و داوران، فرایند بازنگری و اصلاحات تسریع می شود.نتیجه گیری:این پژوهش با استفاده از رویکرد فرایندکاوی به تحلیل و بهبود فرایندهای انتشار مقاله در نشریات علمی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که یکی از اصلی ترین چالش های موجود در این فرآیند، زمان بر بودن مراحل داوری و بازنگری مقالات است. از این رو، بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی و بهینه سازی فرایندها می تواند به کاهش زمان صرف شده برای انتشار مقالات کمک کند. علاوه بر این، شناسایی گلوگاه ها و نقاط ضعف در فرآیند می تواند به بهبود کیفیت مقالات و افزایش کارایی نشریات علمی منجر شود. پیشنهاد می شود نشریات علمی از رویکردهای پیشرفته مانند فرایندکاوی و ابزارهای اطلاعاتی مدرن برای تحلیل و بهبود فرآیندهای خود استفاده کنند تا ضمن ارتقای کیفیت، زمان لازم برای انتشار مقالات را کاهش دهند.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت نقش نشریات علمی در تبادل دانش و ارتقای سطح علمی جامعه تأکید می کند. بهبود فرایندهای نشر می تواند به ارتقای کیفیت مقالات علمی و افزایش تأثیرگذاری آن ها در سطح ملی و بین المللی منجر شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان