سید بهشید حسینی

سید بهشید حسینی

مدرک تحصیلی: استاد معماری، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

ارزیابی میزان تاب آوری محلات شهری (نمونه مطالعاتی: محله طاهر و منصور کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۵۳
در سطح جهانی، تغییرات چشم گیری در نگرش به مخاطرات دیده می شود، به طوری که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. چرا که امروزه ثابت شده است که چیزی تحت عنوان بلایای طبیعی وجود ندارد و می توان با اتخاذ سیاست ها، تدابیر و اقدامات و مشارکت فعال ذی نفعان محلی با آن ها مقابله کرد. در این راستا مفهوم تاب آوری، سنجش میزان آن و راهکارهای ارتقای این مفهوم در این امر بسیار حایز اهمیت می باشد. از این رو در تحقیق پیش رو با هدف دست یابی به این امر، پس از بررسی ابعاد و ویژگی های تاب آوری و تدوین شاخص های آن، با استفاده از مدل رگرسیون خطی در محیط نرم افزار GIS میزان تاب آوری محله طاهر و منصور کاشان به عنوان نمونه مطالعاتی این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفته و راهکارهای ارتقای تاب آوری آن ارایه می شود. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که میزان تاب آوری این محله از وضعیت مساعدی برخوردار نیست و علل اصلی این امر را می توان در مهاجرت جمعیت جوان از محله، غیرفعال شدن غالب فعالیت های تجاری محله و ناپایداری غالب ابنیه موجود یافت.
۲۲.

الگوریتم های یکپارچه در تحلیل تعامل معماری و محیط نمونه موردی:روستاهای پلکانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۳
تحلیل و سنجش بافت مسکن روستایی نیاز به شناخت طیف گسترده ای از عوامل موثر را دارد، عوامل محیطی همچون میزان بافت سبز،توپوگرافی، میزان بافت خشک، اقلیم و خرده اقلیم ها و غیره از جمله عوامل تاثیر گذار بر بافت مسکن روستایی می باشند. به منظور شناخت عوامل محیطی و بافت مسکونی یک روستا در دامنه کوهستان ها، نیاز به طی مسافت طولانی و برداشت های دقیق دستی می باشد، که این موضوع دشواری های خاص خود را به همراه می آورد. از طرف دیگر با توجه به روند روبه افزایش توسعه مسکن روستایی در دهه های اخیر و عدم هماهنگی بافت های جدید ازلحاظ تراکم با بافت های پیشین، بی تفاوتی این مسکن ها را نسبت به مسکن پیشین و بستر محیطی روستاها را نشان می دهد. امروزه ابزارهای جدید محاسباتی و عددی سازی در معماری با ورود دانش ریاضیات پیشرفته درعلم معماری باعث پدید آمدن ابعاد جدید در این عرصه شده اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی میزان تاثیر تراکم بافت سبز و بافت خشک به عنوان عوامل طبیعی، بر میزان تراکم بافت مسکونی روستاهای پلکانی ایران، دراقلیم های متفاوت می باشد. این مهم علاوه شناسایی تراکم بافت روستاها با تاکید بر مقایسه پارامترها ابعاد جدیدی را در بافت روستاهای پلکانی روشن خواهد ساخت. ابزار شبیه سازی تحلیل ها "الگوریتم تراکم سنج" بر اساس نقشه های هوایی می باشد، که توسط نگارندگان پژوهش نوشته شده است. این الگوریتم بر اساس نقشه های هوایی نگاتیو شده، توانایی شناسایی میزان تراکم بافت طبیعی، در بستر شکل گیری روستاها و بافت مسکونی را دارد. این توانایی موجب کاهش نیاز به حضور فیزیکی و بالابردن دقت خروجی ها در تحلیل بافت روستاها خواهد شد، همچنین شناسایی پارامترها، الگوی تراکمی نسل های پیشین را به نسل جدید مسکن های روستایی ارائه خواهد نمود.
۲۳.

الگوی آموزش معماری روستایی در دانشکده های معماری

تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۰
روستاها مرکز تولیدات کشاورزی، دامی، صنایع دستی و کانون تأمین مایحتاج خوراکی 5/68 میلیون نفر جمعیت کشور هستند. به اعتباری می توان روستاها را کانون تولید ثروت و ارزش افزوده در کشور به شمار آورد، زیرا علی رغم میزان سرمایه گذاری اندک در آنجا، در مقایسه با شهرها، حدود یک سوم تولید ناخالص ملی کشور از آنها به دست می آید»] 1[. معماری روستایی گستره بی بدیلی از چاره اندیشیهای خلاقانه برای به کارگیری امکانات محیط طبیعی و برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی روستاییان است. پاسخهای هوشمندانه و زیرکانه ای که همراه خود بار معنوی و فرهنگی برای بقای سطح زندگی روستاییان را به ارمغان می آورد. نگاه ژرف به شکل و ظاهر ساده این معماری و دریافت شگردها و زیباییهای اندیشه و عمل روستاییان و همچنین، به کارگیری یافته ها در طراحی واحد مسکونی روستایی از اهداف آموزشی درس معماری روستایی ایران در دروس مستقل روستا (1) و (2) طبق برنامه آموزشی مصوب وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری رشته کارشناسی معماری است. با توجه به جمعیت روستایی کشور و جایگاه ارجمند آنها، لزوم توجه بیشتر به آموزش این موضوع در سال 1374 در بازبینی برنامه آموزشی توسط گروه هنر شورای عالی برنامه ریزی با افزایش از 2 به 3 واحد (2 واحد عملی 1 و واحد نظری ) در دروس آن به همراه داشته است. در مقاله حاضر به ضرورت آموزش روستا در دانشکده های معماری و سابقه آن در برنامه آموزشی رشته معماری پرداخته شده و بیشتر در پی آن است که الگویی را برای آموزش درس معماری روستا (1) و (2) در دانشکده های معماری برای رسیدن به هدف آموزشی مصوب آن به صورت کاملاً اجرایی و دقیق بیان کند. این الگوی پیشنهادی نتیجه تجربه های آموزش این درس در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر است.
۲۴.

مدل سازی مفهومی ارتقا کیفیت بیمارستان های عمومی مبتنی بر شواهد (EBD) با رویکرد رضایت مندی بیمار (مورد پژوهی: بیمارستان گاندی تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف اصلی طراحان و سازندگان محیط های درمانی ایجاد محیطی شفابخش است. مفهوم شفابخشی در قرن اخیر منجر به ایجاد تأثیرات مثبتی در روند درمان و تغییرات قابل توجهی در طراحی بیمارستان شده است. توجه به بیمار به جای روند درمان رویکردی در طراحی بیمارستان با عنوان رویکرد«بیمارمحوری» مطرح کرده است. اخیرا که امنیت بیماران و تسریع روند بهبود بیماری مورد اهمیت قرار گرفته است، معماران به موضوعی به نام «طراحی مبتنی بر شواهد» روی آوردند.
۲۵.

بررسی تأثیر حکمت اشراق برتجلی عناصر زیبایی شناسی معماری مساجد دوره صفویه با روش پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
کاوش و یافتن عوامل مؤثر بر این جاودانگی بصری مسجد علاوه بر اینکه موجب شناخت عمیق تر بنا و جهت فکری سازندگان آن است، بلکه از استعارات و نشانه های به کار رفته در آن ها پرده برمی دارد و می تواند در خلق کیفیت متفاوت فضا و مکان هایی که در حال حاضر ساخته می شوند مؤثر باشد. مسجد به عنوان مکانی که قرار است موجبات تعالی روح آدمی و تقرب به خدا را فراهم آورد می بایست منطبق بر حکمت دینی، و به وجود آورنده تعلق فردی و اجتماعی در افراد یک جامعه باشد. در این مطالعه با استفاده از روش نشانه شناسی لایه ای پانوفسکی سعی در به تصویر کشیدن پیوند میان فلسفه و تعالی روح انسان با آثار معماری عصر صفویه به خصوص مساجد شده است. در روند مطالعه به تحلیل عناصر معماری مساجد امام و شیخ لطف الله و مقایسه تطبیقی با حکمت اشراق  با روش پانوفسکی پرداخته شده است. چنین نتیجه گرفته شد که اصول بنیادین طراحی معماری مساجد صفوی در اصفهان براساس عرفان و حکمت و بستر فرهنگی آن دوره ازجمله مهم ترین آن حکمت اشراق سهروردی به طور غیرمستقیم با ظرافت هایی هنرمندانه دیده می شود.اهداف پژوهش:ارتقای کارآمدی هویت معنا و حس مکان در طراحی مساجد معاصر.نگرش مفهومی به معماری در جایگاه پاسخی به معضلات معماری معاصر به روش زیبایی شناسی پانوفسکیسؤالات پژوهش:چه ارتباطی میان حکمت اشراق و تعالی معماری مساجد صفوی اصفهان می توان جست؟چگونه می توان از منظر بررسی حکمت و فلسفه برای معماری و معضلات معاصر آن چاره جویی کرد؟
۲۶.

فضای تهی؛ محل تجلی و ادراک معنا در معماری اسلامی (بررسی تأثیرگذاری فضاهای تهی بر روی مخاطب، مبتنی بر آرای ملاصدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۱۲
فضاهای تهی دارای هویتی فعال و قدرتمند در معماری است. فضاهای تهی با خالی کردن خود از ماده، زمینه تجلی معنا را فراهم می سازد و ادراک معنا بر روی مخاطب تأثیر می گذارد. ملاصدرا ماده را عجین با عدم می داند، که ادراک حسی را شامل می شود. وی حواس را در عیان ساختن واقعیت خارجی ناتوان می داند. درواقع، ارج به فضاهای تهی، ارج به غیرماده است. در این ساحت است که می توان تفکرات ملاصدرا را در باب ادراک با مباحث معماری انطباق داد. این پژوهش از نوع کیفی و بین رشته ای ا ست که با روش تطبیقی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی انجام شده است. نتایج حاکی از این است که فضاهای تهی محل تجلی معانیست و می تواند بر مخاطب خود تأثیر بگذارد. با تطبیق دیدگاه های ادراکی ملاصدرا با معانی موجود در فضای تهی، درمی یابیم که فضای تهی به دلیل مجردبودن از ماده، امکان بروز معانی و ادراک را فراهم می کند؛ که به صورت ناخودآگاه (ضمنی) و خودآگاه (صریح) بر مخاطب تأثیر می گذارد. در نظر ملاصدرا سیر در فضاهای تهی مانند نوعی حرکت از ظاهر تا باطن می ماند که مخاطب متوجه نوعی ادراک ضمنی است و وی را  به سمت معنا (کمال) است، هدایت می کند. اهداف پژوهش:تبیین جایگاه معنایی فضاهای تهی در معماری و نحوه تأثیرات گذاریش بر مخاطب.پیوند و انطباق آرای فلسفی ملاصدرا در باب ادراک، با ادراک معنا در فضاهای تهی معماری.سؤالات پژوهش:تأثیرات معنایی فضاهای تهی بر روی مخاطب چگونه است؟دیدگاه فلسفی ملاصدرا در باب ادراک، به چه نحوی با درک معنا در فضای تهی قابل انطباق است؟
۲۷.

Modeling Patient Satisfaction in Hospital Design Using Evidence-Based Design (Case Study: Kasra Hospital)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
Patient satisfaction is a key indicator in evaluating the quality of healthcare services and plays a crucial role in the healing process and patients' perception of the healthcare system. Evidence-Based Design (EBD) is a scientific approach that uses empirical data to optimize healthcare environments. The goals of this research are to promote the principles of designing healthcare centers using an evidence-based approach, thereby improving the quality of space, enhancing patient satisfaction, and accelerating the recovery process. The research method is based on patient-centered principles, aligning with analytical-descriptive research that incorporates field observations, library studies, and data collection through questionnaires from 65 patients hospitalized at Kasra Hospital. These data are analyzed to provide a suitable solution for the design. Data analysis is conducted using the regression and correlation methods. The software used is ASPECT and SPSS 26. According to the obtained results, threshold rate of 6, the average factors of views (3.646), nature and outdoors (3.472), comfort and control (3.913), Legibility of place (3.900), facilities (3.079) and staff (3.594) means that the patients in the hospital are relatively satisfied with the aforementioned factors and the average of privacy and participation (2.769) and interior design (2.896) indicating low satisfaction with the mentioned factors. This study confirms that implementing evidence-based design principles in hospital environments significantly enhances the patient experience, increases satisfaction, and accelerates the healing process.
۲۸.

تبیین مدل رضایتمندی بیمار در بیمارستان با رویکرد مبتنی بر شواهد (EBD)؛ بررسی موردی: بیمارستان های امام خمینی (ره)، کسری، بهمن، گاندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
اغلب بیمارستان ها، برای بیماران محیطى نامناسب برای سپری کردن روزهای بیماری و برای کارکنان، محیطى نامناسب برای انجام وظایف شغلى خود ایجاد کرده است. مهم ترین دلیل این مسئله، مغفول ماندن مفاهیم آرامش انسان و تعامل مثبت با محیط است. اخیراً که امنیت بیماران و تسریع روند بهبود بیماری مورد اهمیت قرار گرفته است، معماران به موضوعی به نام «طراحی مبتنی بر شواهد» روی آوردند. ارتقاء اصول طراحی مراکز درمانی با روش مبتنی بر شواهد و محوریت قرار دادن بیمار در جهت جلب رضایتمندی بیمار از اهداف این پژوهش است. این پژوهش براساس مشاهده میدانی، مطالعات کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه از 289 تن از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی(ره)، گاندی، بهمن، کسری است که با تجزیه و تحلیل آن ها راهکار مناسب برای طراحی ارائه شده است. نرم افزارهای مورد استفاده ASPECT و SPSS26 هستند. با توجه به آمار به دست آمده می توان نتیجه گرفت که با اطمینان 99 درصد بین میانگین عملکرد اجزای محیط شفابخش در بیمارستان های فوق، تفاوت معناداری وجود دارد و با توجه به میانگین های محاسبه شده، بیمارستان گاندی بهترین عملکرد و بیمارستان امام خمینی (ره) بدترین عملکرد را داشته اند و بیمارستان بهمن و کسری در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند.
۲۹.

تبیین مدل تأثیر عناصر معماری بومی در اسکان پس از سوانح بر حس مکان با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری: (مطالعه موردی: ایوان در بازسازی زلزله رودبار)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
هر ساله، بسیاری از مردم خانه های خود را در اثر بلایای طبیعی از دست می دهند و نیاز به بازسازی خانه هایشان دارند. ایران از نظر تعداد و شدت بلایای طبیعی و نیاز بعدی به بازسازی خانه برای افراد آسیب دیده، در بین کشورهای جهان رتبه بالایی دارد. با این حال، فرآیند بازسازی و اسکان مجدد، عمدتاً بر جنبه های فیزیکی ساختمان ها تمرکز دارد و به جنبه های عاطفی، شناختی و رفتاری انسان، به عنوان مثال، حس مکان، توجه کافی نمی شود. حس مکان مردم می تواند تحت تأثیر روش و الگوی ساختمان ها قرار گیرد. استفاده از عناصر معماری بومی به عنوان میراثی از معماری گذشته در فرآیند ساخت و ساز، نقش مهمی در ایجاد فضای هویت بخش و حس مکان مردم دارد. این پژوهش بر روی روستاهای آسیب دیده از زلزله رودبار در سال 1990 متمرکز بود و بررسی کرد که آیا رابطه معناداری بین استفاده از تلار و ایوان به عنوان یکی از مهم ترین عناصر معماری بومی در بازسازی مسکن و درک ساکنان از حس مکان وجود دارد یا خیر. در این مطالعه از هر دو روش کمی و کیفی استفاده شد. مصاحبه های میدانی عمیق با ساکنان 12 روستای شهرستان رودبار انجام شد. نتایج نشان می دهد که رابطه معناداری بین استفاده از تلار و ایوان و مؤلفه های آن (کالبدی، ارتباطی و عملکردی) و بهبود حس مکان افراد و رضایت ساکنان وجود دارد. همچنین با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مشخص شد که ویژگی های کالبدی و عملکردی تلار و ایوان به صورت مستقیم و ویژگی ارتباطی به صورت غیر مستقیم بر افزایش حس مکان اثرگذار است. بنابراین استفاده از عناصر معماری بومی به عنوان یک راهبرد اساسی در بازسازی پس از سوانح، می تواند تأثیر مهمی در افزایش حس مکان ساکنان داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان