مهران هوشیار

مهران هوشیار

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنر دانشگاه سوره

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

تطبیق ساختاری عجایب نگاری محمد سیاه قلم با شخصیت های ماورایی متن ادبی شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گروتسک عجایب نگاری دیونگاری شاهنامه فردوسی محمد سیاه قلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
متن ادبی شاهنامه فردوسی همواره یکی از منابع مورد توجه هنرمندان برای تصویرگری بوده است. گمان می رود محمد سیاه قلم (نگارگر برجسته مکتب هرات تیموری) در خلق گروتسک نگاری خود متأثر از داستان های این اثر ادبی بوده باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط و چگونگی تأثیرگذاری متن ادبی شاهنامه فردوسی بر عجایب نگاری محمد سیاه قلم است و در پی پاسخگویی به این سؤالات است: چه وجوه مشترکی میان شخصیت های عجایب نگاری محمد سیاه قلم با دیوهای داستان های هفت خوان رستم در شاهنامه فردوسی وجود دارد؟ محمد سیاه قلم در گروتسک نگاری خود بیشتر از کدام داستان هفت خوان رستم الهام پذیرفته است؟ این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و ماهیت آن ترکیبی از رویکردهای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است. روش گرد آوری اطلاعات، اسنادی   کتابخانه ای بوده و از ابزار مشاهده مستقیم و فیش برداری نیز استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده قرابت موضوعی میان عجایب نگاری محمد سیاه قلم و موضوعات داستان های هفت خوان رستم است. در زمینه تأثیرپذیری موضوعی به نظر می رسد محمد سیاه قلم بیشتر از روایت خوان پنجم و نبرد رستم با اولاد دیو الهام گرفته باشد. از سوی دیگر شماری اشتراکات ظاهری میان دیوهای تصویر شده توسط محمد سیاه قلم و دیوهای توصیف شده در داستان های هفت خوان رستم وجود دارد اما با توجه به اینکه فردوسی به ندرت به صورت دقیق به توصیف جزییات و خصوصیات ظاهری شخصیت دیوها در این روایات پرداخته است و اطلاعات اندکی در این خصوص به خواننده ارائه می دهد در امکان تأثیرپذیری محمد سیاه قلم در عجایب نگاری خود از شخصیت پردازی دیوهای شاهنامه فردوسی از لحاظ بصری می بایست به دیده تردید نگریست.
۲۲.

نقدی بر کتاب آشنایی با هنرهای سنتی (3)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آموزش هنر رشته صنایع دستی نقد کتاب منابع دانشگاهی

تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۴
تألیف و معرفی منابع دانشگاهی برای ارتقاء سطح علمی دانشجویان یکی از مهّم ترین وظایف مدرسین دانشگاه می باشد. در این میان رشته هایی همچون صنایع دستی و هنرهای اسلامی که پس از انقلاب به عنوان رشته ای متناسب با فرهنگی ایرانی- اسلامی مورد تأیید شورای انقلاب فرهنگی قرار گرفت این کمبود را بیش از دیگر رشته های علوم انسانی و هنر احساس نموده است. طی دو دهه ی اخیر برخی از استادان، در فعالیت هایی پراکنده و بدون نظارتی جامع، اقدام به نگارش متون آموزشی و کتاب هایی نمودند تا بخشی از بار این معضل را سبک کنند. در این میان، نقد علمی و تحلیل کتاب های آموزشی یکی از راه های مؤثر به منظور راهنمایی برای نگارش منابعی اصیل، با اعتبارسنجی و پایایی قابل قبول خواهد بود. در این مقاله تلاش می شود کتاب "آشنایی با هنرهای سنتی (3)" معرفی و به لحاظ ساختار شکلی و تحلیل محتوا مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نتیجه این نگاه انتقادی نشان می دهد که بی توجهی به روش های نوین پژوهش، بی دقتی در شیوه ی نگارش، تکرار محتوای مطالب بر اساس متون پیشین و منابع مشابه و در نهایت نگاه سطحی به مفاهیمی که نیازمند رویکردی مبتنی بر تحلیل محتوا بودند، این کتاب را برای استفاده دانشجویان در حوزه منابع معتبر دانشگاهی قرار نمی دهد.
۲۳.

تحلیل ساختاری و تطبیق مضامین آثار قلمزنی دوره ها ی صفوی و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر قلمزنی دوران صفوی نقش مایه ایرانی مضامین شیعی دوره معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
هنر قلمزنی در دورهٔ اسلامی، مضامین متنوعی را در قالب های گوناگون ارائه داده است. از آن میان، دورهٔ صفوی با اعلام «تشیع» به عنوان مذهب رسمی کشور، هنرمندان قلمزن را به خلق آثاری مُلهم از هویت اسلامی - ایرانی خویش ترغیب نمود. هنر قلمزنی دورهٔ معاصر نیز با بهره گیری از سبک اصیل و سنتیِ فلزکاری ایران، درنهایتِ مهارت و ظرافت در حال اجراست. به دلیل مشابهت های بی شمار بافت فرهنگی و دینی ایران در این دو مقطع تاریخی، نمونه آثار شاخص قلمزنی هردو دوره در یک قاب موردتطبیق قرار گرفته اند. هدف این پژوهش، یافتن وجوه تشابه شکلی و تفاوت های ساختاری این آثار در رویکردی تحلیلی است. پرسش های پژوهش نیز در همین راستا و عبارتند از: با وجود ساختار حکومتیِ مشابه در ادوار صفوی و معاصر، مهم ترین وجوه تمایز و تشابه میان هنر قلمزنی این دوره ها به لحاظ مضمون نقوش به کاررفته در آن ها چیست؟ مطالعهٔ ارتباط معنادارِ میان کاربرد و موضوع سازی آثار قلمزنی دورهٔ صفوی، چه کمکی به رونق قلمزنی دورهٔ معاصر خواهد کرد؟ روش انجام تحقیق به لحاظ ماهیت، ترکیبی از روش های تاریخی، توصیفی، تطبیقی و تحلیلی است و شیوهٔ گردآوری اطلاعات آن مبتنی بر مطالعات اسنادی، منابع کتابخانه ای (بهره گیری از نتایج مدون مقالات علمیِ مرتبط)، مشاهدهٔ منابع موزه ای و مصاحبه است. درنهایت این نتیجه قابل استنباط است که آثار قلمزنی عصر صفوی در استفادهٔ مکرر از خط نستعلیق برای اشعار فارسی، واجدِ اصل ملی گرایی و در استفاده از خط های ثلث و نسخ برای آیات، ادعیه، اسامی ائمه و صلوات کبیره متعهد به اصل تشیع بوده اند. قلمزنان دورهٔ معاصر نیز با طبیعت نگاری، مجلس سازی، صحنه های مربوط به شکارگاه و نبرد، نمایش زندگی روزمرهٔ مردم عادی و طبقهٔ کارگر، آثاری مُلهِم از هنر نگارگری ایران در عصر صفوی و پس از آن را خلق می کنند. مضامین ادبی و عرفانی، اوج اشتراک معنایی قلمزنی این دو دوره است.
۲۴.

بازخوانی هنر سنتی و نسبت آن با حکمت هنر اسلامی در سده پانزدهم هجری شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هنر سنتی هنر اسلامی سنت قائمه حقیقت تهاجم فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۶۹
دستیابی به رابطه میان معنا و مفهوم هنر سنتی و هنر اسلامی در دوران معاصر ناظر به این باور است که مبانی این هنرها به لحاظ ساختار و محتوا بر یک بنیان بوده و تحکیم آن در دورانی که انسان معاصر، در سرگشتگی اسیر شده و درگیر بحران هویت است، می تواند راهکاری برای این برون رفت و بازیابی معنای زندگی معنوی او باشد. این پژوهش با هدف بازگویی نسبت میان هنرهای سنتی با حکمت هنر اسلامی به دنبالِ تحکیم این مفهوم است تا بار دیگر، امکانی برای تحقق ارزش های اخلاقی و توجه به جایگاه هنر به عنوان ابزاری برای پاسخ به نیازهای معنوی انسان در عصر دیجیتال را فراهم کند. اصلی ترین پرسشی که در این میان مطرح است این خواهد بود که؛ چگونه می توان با بازتعریف مبانی هنرهای سنتی، به مفهومی به نام "هنر اسلامی معاصر" معنایی واقعی داد؟ اگرچه پاسخ دادن به این سؤال می تواند از مناظر متفاوتِ فلسفی و حکمی به نظر چالش برانگیز باشد، ضرورت یافتن آن در وضعیت کنونی و برای نسل جدید که درگیر تهاجم فرهنگی و بحران هویتی جهان شمول هستند الزامی است. رویکرد این پژوهش، فلسفی- کلامی بوده و تلاش می شود تا به روش توصیفی   تحلیلی و با تکیه بر اسناد مکتوب و منابع کتابخانه ای معتبر این مفهوم، مورد نقد و بررسی قرار گیرد. درنهایت مهم ترین یافته و نتیجه این پژوهش نشان می دهد که هنر اسلامی، اگر بر اساس مبانی حکمی و متکی بر سنت قائمه معنی شود و بتواند با توجه به مفاهیم اخلاقی و رویکردی حقیقت جو، به امکانی برای پاسخ گویی به نیازهای معنوی انسان معاصر تبدیل شود، افق های روشنی را در رویارویی با دنیای دیجیتال فراهم کرده و بهترین مدافع در مقابل تهاجم الگوریتم های محاسباتی و معضلات مشابه انقلاب صنعتی است.
۲۵.

تأثیر تحلیل نقش مایه های فولکلور بر حفظ هویت قالی های نوبران با رویکرد آینده نگاری

کلیدواژه‌ها: آینده نگاری جهاد تبیین فولکلور نقش مایه نوبران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۸
قالی های ذهنی باف، تجلی گاه فرهنگ عامه و منابع ارزشمندی در مطالعات فرهنگی است. دغدغه پژوهش، کم رونقی تولید، کاربرد و فراموشی طرح قالی های روستای سامان ساوه است. باهدف اصلی احیاء، حفظ و انتقال میراث فرهنگی به نسل های آینده در مقابله با تهاجم فرهنگی از جهاد تبیین به عنوان ضرورت پژوهش و راهبرد برای رفع دغدغه پژوهش استفاده شده است. جامعه آماری، روستاهای نوبران ساوه و جامعه هدف، روستای سامان از دهستان کوهپایه نوبران است. پژوهش بنیادی، کیفی و توصیفی تحلیلی حاضر با رویکرد آینده نگاری با روش اسنادی، میدانی و مصاحبه به سؤالات ذیل پاسخ می دهد. 1. چگونه می توان از نقش مایه های قالی روستایی ساوه در راستای تحقق جهاد تبیین استفاده کرد؟ 2. دستاورد تحقق جهاد تبیین با دیدگاه آینده نگاری در هویت منطقه نوبران چیست؟ جهاد تبیین به سه صورت قابل انجام است. الف) تبیین فرهنگی، با پژوهش و تشریح محتوای طرح قالی ها در قالب مقاله، کتاب و تولید محتوا. ب) تبیین هنری، با طراحی طرح های ذهنی در معرض فراموشی منطقه به نقشه های قالی. ج) تبیین اقتصادی-سیاسی با افشای شیوه استعماری غرب برای تسلط اقتصادی و فرهنگی بر ایران ازطریق قالی. نوشتار حاضر به بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی پرداخته، همچنین دستاورد آن ایجاد شناخت وخودباوری، احیای هویت ملی و معرفی جهاد تبیین به عنوان پدافند غیرعامل در جنگ نرم است که به رونق تولید می انجامد.
۲۶.

تحلیل نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوگرایی سوگواره پوسترهای عاشورایی انتزاع فرمالیسم ساده گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
همزمان با جنبش مدرنیته و آغاز نوگرایی در ایران تغییری در ساختار بیان روایی و بصری مضامین عاشورایی پدیدار گشت، به نحوی که هنرمندان سعی نمودند با ادغام سنت و مدرنیته این مفاهیم را در قالبی نو عرضه نمایند. پوستر به عنوان ابزاری سازگار با روح زمانه نقش مهمی در ارائه مفاهیم عاشورایی ایفا نمود. هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران می باشد. از این رو پرسشی که مطرح گردید، چگونگی تأثیر نوگرایی در تغییر ساختار بصری و روایی پوسترهای سوگواره عاشورایی است. برای دستیابی به پاسخ در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظور 22 پوستر به شیوه دسترس بودن از چهارده دوره پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401 انتخاب گردیده و داده ها به صورت جدول دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته شد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که ساختار روایی و بصری سنتی که مبتنی بر تعدّد استفاده از شمایل و نمادها قرار داشته، تحت تأثیر مدرنیته و نوگرایی ساختاری ساده و انتزاعی پیدا کرده است. لذا به واسطه این تغییر، علاوه بر نوگرایی در پوسترها و ارتقاء سطح سواد بصری مخاطب، جهت گیری تاریخی-مذهبی عاشورا تبدیل به جهت گیری تاریخی مدرن گردیده است. همچنین در بعضی موارد این ساده سازی بیش از حد، باعث تجریدی شدن پوستر شده و جنبه زیبایی و فرمالیسم بر مفاهیم عاشورایی ارجحیت یافته است.
۲۷.

جایگاه طراحی و نقش طراحان در کارگاه های شیشه گری سنتی تهران در دهه 1390خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر کاربردی شیشه گری سنتی شیشه دمی طراحی شیشه شیشه گری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
شیشه از جذاب‌ترین ترکیبات موجود در طبیعت با خصوصیاتی منحصربه‌فرد است، که با بهره‌گیری صحیح و مناسب از خواص ماهیتی و ظاهری آن، می‌توان آثاری شاخص در دنیای هنر خلق نمود. بااین‌همه، دستیابی به محصولات شیشه‌ای که به شایستگی نمایانگر خواص شیشه باشد مستلزم رسیدن به مادۀ اولیه‌ای باکیفیت، طراحی متناسب با خواص ماده و دانش فنی جهت فرم‌دهی منطبق با نیاز روز است. با مشاهدۀ آثار تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی تهران در دهه 1390، محدودیت در طراحی و تکرار فرم‌ها با تغییراتی جزئی، بسیار جلب نظر می‌نماید. به نظر می‌رسد یکی از حلقه‌های مفقوده در مراحل ساخت شیشه‌های سنتی ایران، بی‌توجهی به جایگاه و نقش هنرمندان در چرخه تولید محصولات کاربردی و خلق آثار هنری شاخص و درخور از این مادۀ کم‌نظیر است. با توجه به پشتوانۀ تاریخی شیشه‌گری ایران در دنیای هنر، انتظار می‌رود این هنر-صنعت همچنان از جایگاهی شایسته برخوردار باشد و برای حفظ جایگاه دیرینه آن، رویکردی علمی در طراحی پیش‌بینی شود. شوربختانه به نظر می‌آید شیشه‌گری امروز ایران نه‌تنها در عرصه جهانی حضوری سزاوار ندارد، بلکه شواهد نشان از آن دارد که در بازار داخلی نیز از اقبال مناسبی برخوردار نیست. از آنجاکه بقای هر حرفه مستلزم استقبال مخاطب و وجود بازار فروش است، این پژوهش کاربردی با هدف حفظ و پایداری این هنر-صنعت و کمک به ارتقای سطح کیفی محصولات تولیدی کارگاه‌های شیشه‌گری از طریق شناخت نقش طراحی در تولید محصول انجام شد. پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی که از نظر چیستی و ماهیت داده‌ها، کیفی است. اطلاعات آن پس از مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه‌ای، با حضور در کارگاه‌ها، مصاحبه با شیشه‌گران و مشاهدۀ آثار از منظر ارتباط طراحی و کاربرد، به دست‌ آمده‌ و به شیوۀ تحلیل محتوا نگارش شده است. دستاوردهای حاصل از این پژوهش چنین بود که امروز در هیچ‌کدام از واحدهای شیشه‌گری، بخشی برای طراحی پیش از تولید اختصاص داده نشده، که عواملی چون ضعف آگاهی طراحان، عدم خلق روشی نو، فرهنگ سنتی حاکم بر این حرفه، تأثیرگذاری افراد نامتخصص و ناآشنا در فرایند تولید و غیره از دلایل آن است.
۲۸.

تحلیل گفتمان مذهب در نقاشی های قهوه خانه ای محمد مدبر

کلیدواژه‌ها: گفتمان مذهب نقاشی قهوه خانه ای محمد مدبر لاکلا و موفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
خلق هنر در هر روزگاری، تحت تأثیر شرایط اجتماعی حاکم بر دوران خود بوده است. به عبارتی، به واسطه بیان خلاقانه هنرمند، اثر هنری بازتابی از روح جامعه محسوب می شود. این پژوهش باهدف تحلیل معانی گفتمانی در آثار محمد مدبر، از نقاشان برجسته مکتب قهوه خانه ای، در پی پاسخ گویی به این پرسش هاست: گفتمان مذهب چه نقشی در آثار محمد مدبر ایفا کرده است؟ و چگونه مذهب، به عنوان یک گفتمان، موجب شکل گیری معانی و کارکردهای گفتمانی در این آثار شده است؟ پژوهش حاضر ماهیتی نظری و بنیادین دارد و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، با تکیه بر رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که در نقاشی های محمد مدبر، گفتمان مذهب شیعی به مثابه گفتمان هژمونیک، چارچوب اصلی سازمان دهی معناست. مفاهیمی همچون شهادت، مظلومیت و قیام علیه ظلم به عنوان دال های مرکزی، عناصر بصری را سامان می دهند و تقابل هایی نظیر حق و باطل را تثبیت می کنند. چهره های مذهبی، حاملان هویت مشروع و دشمنان آنان، بازنمایی دیگریِ طردشده هستند. گفتمان مذهبی در این آثار واکنشی آگاهانه به شرایط اجتماعی زمانه است؛ دوره ای که سنت های دینی عامه در برابر گفتمان های مدرن در موضع دفاعی بودند. مدبر با تصویرسازی صحنه های عاشورایی و بهره گیری از نمادهای مذهبی، هویتی شیعی و جمعی را بازآفرینی کرده است. این آثار نه تنها روایت گر تاریخ، بلکه کنش هایی گفتمانی برای تداوم معنای مذهب در بستر تحولات زمانه اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان