رحمان مشتاق مهر

رحمان مشتاق مهر

مدرک تحصیلی: استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذریایجان
پست الکترونیکی: r.moshtaghmehr@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۰ مورد از کل ۹۰ مورد.
۸۱.

تعامل نوع ادب تعلیمی با قوالب برجسته شعری (ازدوره سامانی تا پایان دوره تیموری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۲
فرهنگ و ادبیات ایرانی از گذشته های دور تا کنون، پیوندی ناگسستنی با تعلیم و اخلاقیات داشته است و شعرا همواره از پیشگامان نظم مباحث اخلاقی و تربیتی در جامعه بوده اند، درواقع به جرأت می توان گفت که از ادوار آغازین شعر فارسی، اولین مباحثی که بیش از هر موضوع دیگری به سلک نظم کشیده شد، آثار حکمت آمیز و اخلاقی بوده است، آثاری که از همان ابتدا به تأسی از گفتمان های مختلف جامعه همواره در معرض تطور و دگرگونی بوده اند و متناسب با اوضاع اجتماعی و فرهنگیِ هر عصرمتحول شده اند؛ درواقع بین آفرینش های هنری و پدیده های اجتماعی تعامل انکارناپذیری وجود دارد، که این تعامل نه تنها در محتوا و مضمون آثار ادبی، بلکه در قوالب شعری هر دوره ای بعینه دیده می شود. بر این اساس و با توجه به اهمیت ادب تعلیمی و ارتباط دوسویه آن با قوالب مختلف شعر فارسی بر آن شدیم تا به بررسی روابط متقابل نوع ادب تعلیمی با برجسته-ترین و پر افت و خیزترین قالب های شعر فارسی، از آغاز تا پایان دوره تیموری بپردازیم. بدین منظور دواوین و منظومه های شاعران برجسته و دوران ساز این مرزو بوم از دوره سامانی تا پایان دوره تیموری با محوریت بررسی ادبیات تعلیمی بر اساس دوره های تاریخی در قالب های قصیده، غزل، قطعه، مثنوی و رباعی مورد نقد و بررسی قرار گرفت و در پایان تبیین علل و چرایی بازتاب ادب تعلیمی در قوالب مختلف در دوره های تاریخیِ موردِ مطالعه عرضه گردید.
۸۲.

احمد شاملو و شمس لنگرودی، ظهور و سقوط سوژۀ سیاسی در شعر معاصر با استعارۀ عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
روایت عشق با آنکه قدمتی به دیرینگی ادبیات دارد، با تغییر گفتمان ها جلوه های دیگرگونه ای یافته است. عشق رابطه ای ماهوی با سیاست ندارد؛ اما به عنوان کنشی انسانی، سکولار و اومانیستی می تواند به مثابه یک نماد وارد سیاست شود و به همین دلیل مفهومی انقلابی می گیرد و صاحب قدرت می شود. همچنان که ادبیات به ادبیات سیاسی محدود نمی شود، عشق هم به عشق سیاسی محدود نیست. یکی از بارزترین سیاست های ادبیات، بهره مندی از سیاست عشق است. روایت های عشق از کهن ترین دوران تا عاشقانه های معاصر نشان می دهد که مهم ترین عنصر عشق، «تخطی از امر متعارف» است؛ رازی که هم عشق را تبدیل به تابو می کند، هم از سیاستی می گوید. از سویی ظهورات عشق در ادبیات به شکل یک پیوستار نیست؛ درحالی که فرهنگ پیرامونی باورها تغییر می کند، عشق نیز دچار دگرگونی در کارکرد می شود. عاشقانه های مدرن، فراتر از بازنمایی های مرسوم ادبیات غنایی، حضور فعالی در دوره معاصر داشته اند؛ شعر دهه چهل، شعری سوژه مند است؛ اما سیاست عشق در دهه هفتاد، پرهیز از مقاومت است؛ این نشان می دهد که شاعران، سوژگی خود را از دست داده اند. ازاین رو برای دست یابی به این بازنمایی ها باید به گسست های معرفت شناختی عشق توجه کرد. شاعرانی چون شاملو و فروغ فرخزاد در ستیز آشکاری با گفتمان های مسلط هستند و شمس لنگرودی در دوره دوم زیست شاعرانه اش با فاصله گرفتن از شعر ایدئولوژیک و روی آوردن به عاشقانه سرایی، مفصل گسستی دیگر می شود.
۸۳.

ردیابی 81 رباعی منسوب به مولانا در منابع متقدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
بر اساس پژوهش های انجام شده و هم چنین دیدگاه های پژوهشگران در زمینه رباعیات فارسی اثبات شده است که رباعیات فراوانی از منابع متقدم در میان رباعیات منسوب به عرفای شاعر، از جمله در رباعیات منسوب به مولانا راه یافته است. روشن است که انجام هر گونه تحقیقی در مورد رباعیات هر یک از شاعران، پیش از مشخص شدن رباعیات دخیل، ممکن است با نتایجی نادرست همراه باشد؛ چنان که اغلب پژوهش های انجام شده درباره رباعیات مولانا، به دلیل رباعیات دخیلی که به طور قطع در آنها وجود دارد، از درجه اعتبار علمی ساقط است. از این رو، به دنبال پژوهش های قبلی در ردیابی رباعیات دیگران در رباعیات منسوب به مولانا، در این تحقیق نیز، با بررسی نسخ خطی و منابع چاپی رباعیات دخیل دیگری را نیز، در میان رباعیات دیوان کبیر پیدا کرده ایم که به شعرای متقدم تعلّق دارد، از میان این شعرا اوحدالدین کرمانی، عطار نیشابوری و افضل الدین کاشانی، بیشترین تعداد رباعیات دخیل دیوان کبیر را به خود اختصاص داده اند.
۸۴.

گفتمان های مفید در بازنمایی محیط زیست براساس متون عرفانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
زبان شناسی زیست محیطی و به تبع آن تحلیل گفتمان محیط زیست در جست و جوی ایدئولوژی ها و الگوهای زبانی است که بتواند مردم را در حفظ و نگهداری محیط زیست تشویق و ترغیب نماید. به همین سبب آنها سه نوع گفتمان محیط زیست مخرب، گفتمان های دو پهلو و گفتمان های مفید را مطرح کرده اند. اگر چه رویکرد تحلیل گفتمان محیط زیست، بیشتر تجزیه و تحلیل متون و زبان امروزی است، اما متون کلاسیک و به ویژه متون عرفانی نیز در چارچوب گفتمان های محیط زیست طرح شدنی است، زیرا متون عرفانی از گفتمان های متفاوتی برخوردار است. از گفتمان های رایج در عرفان که می توان به آن اشاره داشت، گفتمان محیط زیست است که به طور وسیعی عارفان در متون عرفانی از آن بهره گرفته اند. در ادامه گفتمان-های مفید زیست محیطی براساس نظریات آرن استیبی پی گیری خواهد شد. که حاصل آن گفتمان های مفیدی چون آزار نرساندن به موجودات طبیعت، مهربانی و شفقت در حق تمام موجودات، حقوق طبیعت، موازنه و هماهنگی در طبیعت، اتحاد انسان و طبیعت بوده است.
۸۵.

نعم البدل و تصحیح متون منظوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
در حاشیه نسخه های خطّی مثنوی مولانا مخصوصاً در مثنوی مورخ 677 قونیه که اساس تمام تصحیح های مثنوی بعد از نیکلسون است، و مطابق ادعای کاتب آن، از روی نسخه ای کتابت شده که با حضور مولانا و حسام الدین چلبی و سلطان ولد بازخوانی و بازبینی شده است، کلمات و تعبیرات و ابیاتی آمده که با علامت "صح" بر ضبطِ متن ترجیح داده شده است و آوردنِ آن در حاشیه نیز در اصل بدان معنی بوده است که در کتابت های بعدی، در متن جایگزین ضبط های قبلی شوند. ولی کاتب نسخه برای اینکه به نسخه اصل وفادار بماند، متن و حواشی را عیناً به همان صورت نسخه اصل، به نسخه خود منتقل کرده است. از ناشرانِ نسخه قونیه یا مصححان مثنوی بر اساس نسخه های کهن (با تأکید بر نسخه قونیه)، انتظار می رفت کار ناتمام کاتب نسخه قونیه را با آوردنِ حواشیِ نشاندار با نشانه "صح" به متن و بردنِ متن به حاشیه تمام کنند، ولی مصححان نسخه قونیه در مورد اینگونه کلمات و ترکیبات و ابیات سلیقه ای عمل کرده اند. مخصوصاً در خصوصِ ابیات، بعضی متن قونیه را حفظ کرده و بیتِ حاشیه را در حاشیه (پاورقی) نقل کرده اند؛ بعضی حاشیه را به متن برده اند و متن را به حاشیه؛ و بعضی هر دو را به متن آورده اند؛ اگرچه این ابیات عیناً به یک معنی باشند. در تصحیح استاد موحد نیز غالباً هر دو بیت راجح و مرجوح در متن حفظ شده است؛ هرچند اینگونه ابیات موازی و مترادف، و تکرار یک معنی با دو تعبیر باشند.«نعم البدل» در این مقاله به ابیاتی اطلاق می شود که در حاشیه نسخه بازبینی شده، به خواستِ شاعر یا پیشنهاد دیگران و تأیید او، بر ضبط متن ترجیح داده شده و این ترجیح غالباً با علامت «صح» مشخص شده است تا کاتبان و مصححان بعدی آن را جایگزین متن کنند و متن را به حاشیه برند ولی وفاداری کاتبان و مصححان به نسخه اساس باعث شده هر دو را به متن ببرند تا با حذف بیتِ مرجوح، احیاناً خلاف مقصود سراینده متن عمل نکنند.
۸۶.

نقد و بررسی اصطلاحات عرفانی در فرهنگ فارسی معین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر نقد و بررسی کم وکیف تعاریف اصطلاحات عرفان و تصوف در فرهنگ فارسی معین است. در این فرهنگ حدود 574 اصطلاح عرفان و تصوف به اجمال تعریف شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد با وجود اینکه ذکر شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح و اصطلاح پردازی در مقدمه مغفول مانده است؛ اما نظام آوانگاری و علامت گذاری اصطلاحات، یکدست، دقیق و علمی است. تعریفات تا حدود زیادی به دوراز عبارت پردازی های متکلفانه و نزدیک به زبان مخاطب معاصر است. فرهنگ در تعاریف، زبان مخصوص خود را دارد و خبری از ارجاعات و نقل قول های افراطی به متون منثور کهن نیست. تنها 51% از تعاریف، به صورت کوتاه، منقول از متون است. فرهنگ در تعریف اصطلاحات متکی بر متون نثر مخصوصا اصطلاح نامه ها و آثار جعفر سجادی است و شاهد مثال شعر بسیار کم رنگ و محدود است. البته نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف چندان دقیق و روشن نیست و مدخل هایی هست که با وجود تعاریف عرفانی جزءِ اصطلاحات تصوف دانسته نشده اند؛ ازاین رو، پژوهشگران با رویکردی انتقادی و برپایه احصای اصطلاحات، همراه با ارائه آمار دقیق از منابع و شواهد شعری و متنی، به تحلیل کمی و کیفی اصطلاحات صوفیانه در این فرهنگ پرداخته اند.
۸۷.

نقد و بررسی اصطلاحات عرفان و تصوف در لغت نامه دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
جستار حاضر نقد و بررسی فرایند فرهنگ نویسی دهخدا درخصوص اصطلاحات حوزه عرفان و تصوف است. فرهنگ ها از ضرورت نقد و بررسی نظام مند معاف نیستند. در این مقاله به شیوه کمی، توصیفی و تحلیلی تلاش شده است تا با استخراج 662 اصطلاح تصوف از میان حدود 343 هزار مدخل لغت نامه دهخدا، کم وکیف تعاریف براساس اصول ارزیابی فرهنگ نگاری تحلیل شود. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که باوجود خلاقیت های دهخدا در زمینه هایی مثلِ آوانگاری، گردآوری جامع و مدون اصطلاحات و امانت داری در استفاده از منابع؛ نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف در فرهنگ او معیارهای مشخصی ندارد. نحوه علامت گذاری اصطلاحات تصوف نیز یکدست نیست و در مواردی، مشخص نیست که چگونه مدخلی اصطلاح قلمداد شده است و مدخلی دیگر نه. در مقدمه مفصل لغت نامه، شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح پردازی مغفول مانده است. تعریف اصطلاحات نیز بیشتر بر متون منثور کهن و اصطلاح نامه های قدیمی استوار است و از شواهد شعری کمتر استفاده می شود. این تعاریف مفصل، با زبان کهنه، دیریاب و دشوار و بعضاً به زبان عربی بیان شده اند. بنابراین، در این مقاله تلاش می شود با ارائه آمار دقیق از تعداد اصطلاحات، منابع استفاده شده و شواهد شعری و متنی، به بررسی کمّی و کیفی تعریف اصطلاحات عرفانی در این لغت نامه پرداخته شود.
۸۸.

رباعیات مقالات شمس تبریزی از مولانا نیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۱
از حدود 197 بیت فارسی موجود در کتاب مقالات شمس تبریزی که حدود نصفِ آ ن ها به رباعیات اختصاص دارد، حداقل 40 رباعی در دیوان کبیر و آثار منثور مولانا نیز آمده است. همچنان که از انواع دیگر شعر مندرج در مقالات شمس، ابیاتی در غزلیات دیوان کبیر هست که در نظر اول به مثابه منبعِ اصلی اشعار مقالات تلقی می شود؛ استاد موحد نیز در تعلیقات مقالات شمس به صرفِ پیداشدن رباعی یا بیتی در دیوان کبیر، آن را به عنوان منبع استشهاد شمس تلقی کرده و گذشته اند. به استثنای چند مورد، با لحاظِ منابع کهن تری که در برخی تحقیقات، ازجمله مقاله موجود، برای هرکدام از ابیات فارسی مقالاتِ شمس پیدا و معرفی شده است، اکنون با اطمینان می توان گفت که شعری از مولانا در مقالات شمس نیامده است و اشعار مشترک مقالات و آثار مولانا، بیانگرِ تأثیر حیرت آور شمس بر مولانا بوده و حاکی از آن است که مولانا نه تنها کلمات و حکایات و آموزه های شمس را مغتنم شمرده و در مطاوی ابیات مثنوی و دیوان آورده است، بلکه حتی ابیات دیگران را که بر زبان شمس جاری شده، به مثابه یادگارهایی گران بها و الهام بخش، همواره بر لب داشته است. مریدانی که این ابیات را از زبان او می شنیده اند به تصور این که سروده های خودِ اوست، به نام او ثبت کرده و در دیوان او باقی گذاشته اند. در این مقاله تنها به منابع و سرایندگان رباعیات مقالات شمس پرداخته شده و جز چند مورد، برای اغلب آن ها منابع مکتوبِ کهن تری ذکر شده است.
۸۹.

مشکلِ شیوه خطّ فارسی در تصحیح و چاپ متون منظوم مطالعه موردی: دیوان قطران تبریزی چاپ فرهنگستان زبان و ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سی و چند سال دورانِ فعّالیت خود، علاوه بر واژه گزینی و انتشار مجلّداتی از فرهنگ جامع زبان فارسی و ده ها شماره از نشریّه نامه فرهنگستان و پیوست ها و ویژه نامه های آن، پیشنهادهایِ خود را درباره خط فارسی از جمله: جدانویسی و پیوسته نویسی کلمات و ترکیبات و اجزای جمله و نحوه چینش کلمات در متن از لحاظ رعایت فاصله یا نیم فاصله هنگام تایپ آن، در دو کتاب «دستور خطّ فارسی» و «فرهنگ املایی زبان فارسی» ارائه کرده است. یکی از راه های رواج و شیوع عملی مندرجاتِ این شیوه نامه ها دویست و چهل کتابی بوده است که فرهنگستان تاکنون منتشر کرده است؛ مخصوصاً سی کتاب از آن، که به تصحیح متون ادب فارسی اختصاص داشته است. آنچه در مطالعه این کتاب ها به چشم می خورد؛ هر چند ممکن است از زیر دستِ ویراستار واحدی بیرون آمده باشند، اختلاف سلیقه در ضبط و نگارش اجزای جمله از لحاظ خطِّ فارسی است. در این مقاله سعی شده است سلیقه مصحّحان یا ویراستاران دیوان قطران تبریزی مخصوصاً در پیوسته (با نیم فاصله) نویسی اضافه های وصفی مقلوب و کلمات و ترکیبات دیگر بررسی شود.
۹۰.

جلوه جادوانه معشوق در گستره اشعار غنایی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۷
درون مایه اصلی غزل، عشق است. به طوری که اگر این موتیف رایج از ساختار غزل حذف شود، به قالبی بی روح بدل می گردد و مخاطبی نخواهد داشت. وقتی صحبت از غزل و اشعار غنایی است، عاشق و معشوق دو عنصر تفکیک ناپذیر آن اند. در این میان، به ویژه، نقش و حضور معشوق در مقام قهرمان اصلی غزل انکارناپذیر است. هنر اصلی معشوق، حد اعلای جلوه گری و دلبری و دلربایی با بهره گیری از تمام ظرفیت های وجودی خویش است. یکی از این ظرفیت های ذاتیِ معشوق برای تأثیر در عاشق، نیروی رازآمیز جادوانه اوست. در این جایگاه، معشوق، آن جادوزنِ مرتبط با جادوی سیاه و منفور و مرگ ارزان نیست؛ بلکه حسنِ مطلق و زیباییِ محض است که سرشت اغواگری و دست یازی به افسون و جادو، بر جذابیت رازآلود او می افزاید. بدین ترتیب، معشوق با به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری خود چون چشم و ابرو و خط و خال و غمزه و زلف که با افسونگری و نیروی جادویی و عناصر و اعمال جادوان چون چشم بندی و خواب بندی و زبان بندی در پیوند است، در عرصه ادبیات زنجیره معنایی جدیدی می آفریند، عنان اختیار عاشق را با قدرت بیشتری بر دست می گیرد و غنای ذاتی خود را در تسلّط بر وجود عاشق، توانمندتر به تصویر می کشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان