مهیار علوی مقدم

مهیار علوی مقدم

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۳ مورد از کل ۹۳ مورد.
۸۱.

بازتاب زیباشناختی مکتب باروک در شعرحافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۰۷
حافظ یکی از شاعران بزرگ و مضمون آفرین در ادب فارسی است که اندیشه های دقیق و ذهن خلّاق و طبع بدیع و نکته سنج های وی،او را در میان شاعران ادب فارسی ،ممتاز و برجسته ساخته است.از آن جایی که قالب شعری وی غزل است و در آن، مضامین نو و اندیشه های بدیع و مفاهیم تازه موج می زند ،به دلیل ویژگی های ذاتی غزل،با مکتب باروک دارای نقاط مشترک ومتشابهی است.افزون براین،ویژگی هایی مانندعدم تقلید وتکرار، پرداختن به مسایلی مانندِ متافیزیک وکشف رازهای جهان هستی، وجودتصاویر پویا و متحرّک، مرگ اندیشی، صحنه نمایش، اغتنام فرصت، هنجارشکنی، ابهام گرایی،ایهام آفرینی، باور به آزادی بیان، پارادوکس وتناقض نما ومبارزه با نابسامانی ها وناهنجاری های اجتماعی از جمله مؤلّفه های مکتب باروک است که در شعر حافظ هم نمود بارزی یافته است.هدف این مقاله ،بررسی برخی از جلوه های مکتب باروک ازمنظرزیباشناسی،در شعر حافظ است تا بتوان از نقاط اشتراک و ارتباط شعر وی با مکتب باروک بیش از پیش پی برد.امّاین پرسش مطرح است که آیا حافظ رامی توان نخستین شاعرفارسی زبانی دانست که درچارچوب مکتب باروک جای می گیرد؟ این پرسش،ازاین رو دارای اهمیّت است که اساساً سبک شناسان براین باورند که پیوندهای سبک شناختی شاعران سبک هندی- اصفهانی با مکتب باروک بسیارگسترده است، امّا آیا می توان نشانه های پیونددهنده ای بین شعرحافظ ومکتب باروک یافت؟ موضوعی که این مقاله با درنگ وتامّل به این پرسش پاسخ می دهد.
۸۲.

خوانش اسطوره آرش بر اساس نظریه «اسطوره شناسی خورشید» ماکس مولر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۴۱۵
پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی به خوانش و تحلیل اسطوره آرش کمانگیر، بر اساس دیدگاه اسطوره شناسی خورشید ماکس مولر پرداخته است. ماکس مولر از بنیانگذاران اسطوره شناسی تطبیقی است که با بررسی اقوام گوناگون در حوزه های انسانشناسی تطبیقی، فیلولوژی تطبیقی و دین شناسی تطبیقی به اسطوره شناسی تطبیقی درحوزه طبیعت پرداخته است. وی اسطوره شناسی تطبیقی را محور اصلی تفکّر و تخیّل اقوام هندواروپایی می داند. ماکس مولر با طرح نظریه «بیماری زبانی» معتقد است که اسطوره ها، جز یک صورت کهن از زبان نیستند که با فیلولوژی تطبیقی اسطوره ای مانند آرش، می توان به واکاوی آن پرداخت؛ چراکه اسطوره شناسی از یک نوع بیماری زبانی ناشی می شود که موجب از دست رفتن شفافیت اوّلیه از واژه ها می شود. با توجّه به دیدگاه مولر می توان گفت که خدایان و قهرمانان اسطوره ای، صرفاً نامهایی برای پدیده های طبیعی بوده اند؛ نام هایی که به تدریج از هیبت و تکریم برخوردار شده و در پسِ کاربرد زبانی پنهان مانده و به دور از درک مستقیم با گذر زمان به اشتباه تفسیر گردیده و تشخّص یافته و الهه و یا قهرمانی اسطوره ای انگاشته شده اند؛ اسطوره آرش از این قاعده مستثنا نیست. برپایه اسطوره شناسی خورشیدی ماکس مولر، جاودانگی، تطهیرکنندگی، تندتازی و مرزبانی، ازجمله ویژگیهای مشترک اسطوره خورشید و اسطوره آرش است.
۸۳.

نمادشناسی«باز» در نقد اسطوره ای– کهن الگویی در ادبیّات عرفانی (مطالعه موردی: منطق الطّیرعطّار و مثنوی مولانا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۴۱۰
در اسطوره های آفرینش بسیاری از اقوام بشری، آفرینش با "کلمه" و "سخن" آغاز می شود.اسطوره-کهن الگوها هم چون لوح فشرده گاه، نگرش بشر را از آغاز تا بی زمان و بی مکان همراهی می کنند. در این میان، پرندگان جایگاه وسیعی در نمادپردازی کهن الگوها دارند. کهن الگوی باز که با خورشید ارتباط دارد، مورد تّوجه عطار و مولانا قرارگرفته است و رمزی از حرکت انسان از نفس گیاهی و حیوانی به شاخص انسانی تا پرواز به عالم قدس و سیر در لامکان است. در بررسی های به عمل آمده: عطار در نماد باز به دو بُعد خیر و شر توجّه دارد و به شناخت انسان از ماهیّت خود می پردازد و می خواهد انسان خود را از دلبستگی به مردار دنیا رهاکند و سپس در مرحله بالاتر از هم دمی با شاهان و جاه و مقام دل کنده ، او را تا رسیدن به سیمرغ همراهی می کند. مولانا با نگرش به اسطوره-کهن الگو و شیوه پردازش داستان های عطار، در نگرش عرفانی بُعد انسان کامل را درتکمیل سفرمرغان به طور نمادین ذکرمی کند و نمونه هایی از باز- انسان کامل ارائه می دهد. انسان کامل در نظر مولانا؛ نخست شامل انسان های هم دوره او چون شمس تبریزی، حسام الدین چلبی وسپس اسطوره های دینی اند که از حقیقت محمدی سرچشمه می گیرند مانند علی (ع). در این روش با ذکر شواهد به روش کتابخانه ای- فیش برداری به گونه استقرایی(جزء به کل) پرداخته ایم.
۸۴.

واکاوی و تحلیل درون مایه های فرهنگی و اجتماعی در نمایشنامه مشروطه غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۷۸
غلامحسین ساعدی در عرصه رمان، داستان، نمایشنامه و فیلمنامه نویسی به خلق آثار ارزنده ای پرداخته است. وی در بیشتر آثارش به ویژه نمایشنامه هایش، اندیشه های پوچ گرایانه و ب هویتی شخصیت های نمایشی را به تصویر کشیده و در پی آن بود تا مشکلات و آسیب های اجتماعی و فردی مردم روزگار خویش را در آثارش مطرح نماید. درون مایه های آثار وی در چهار حوزه قابل بررسی است: درون مایه های فردیت گرایی و وهمناکی و ویژگی روانی شخصیت ها، درون مایه های اجتماعی و رئالیستی، درون مایه های سیاسی و درون مایه های مرامی و اعتقادی، مبارزه در برابر استعمار و استبدادستیزی، آزادی خواهی و مبارزه با جهل و نادانی و خرافه پرستی و فقر فرهنگی و آسیب های فردی، روحی- روانی و مشکلات و اجتماعی و فساد و بی بندوباری جنسی از مهم ترین موضوعات به کار رفته در آثار غلامحسین ساعدی است. پیشگامی آذربایجان از نظر سیاسی در دوره مشروطه و قیام آزادی خواهانه دو پیشکسوت ستارخان و باقرخان و نیز شیخ محمد خیابانی و مخالفت ایشان با حکومت مرکزی و نفوذ روس های تزاری در آذربایجان و نیز تشکیل فرقه دموکرات و حکومت خودمختار آذربایجان توسط سیدجواد پیشه وری  هر یک به نوعی بر اوضاع نابسامان مردم این دوره تأثیرگذار بوده اند که ساعدی در بخش مضامین سیاسی آثار خود از این موضوعات بهره برده است. این پژوهش به شیوه تحلیلی کیفی و روش استدلال استقرایی (از جزء به کل) با ارائه شواهد و نمونه ها صورت گرفته است..اهداف پژوهش:شناخت درون مایه های فرهنگی و اجتماعی در آثار، افکار و اندیشه های غلامحسین ساعدی.آشنایی با شخصیت های رمان ها، فیلم نامه ها و داستان های غلامحسین ساعدی.سؤالات پژوهش: درون مایه های فرهنگی و اجتماعی در آثار، افکار و اندیشه های غلامحسین ساعدی چیست؟ارزش آثار غلامحسین ساعدی در حوزه نمایشنامه نویسی چگونه است؟
۸۵.

خوانشِ نشانه شناسیِ رمزگان اجتماعی- فرهنگیِ آیین ملّی «نوروز» و باورهای عامه آن (بر پایه دو محور هم نشینی و جانشینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
نشانه شناسی، رویکردی است که به تحلیل نظام نشانه ای و مطالعه سازوکارهای تولید، انتقال و دریافت معنا می پردازد. رسوم و آیین های کهن به عنوان نشانه/بازنمودی فرهنگی از اندیشه و تفکر انسانی با منشی نمادین، تفسیری از جهان و جهان بینی انسان ارائه می دهند و نقش مهمی در انسجام اجتماعی دارند. نشانه شناسی را در اواخر قرن نوزدهم چارلز سندرس پیرس، فیلسوف آمریکایی و فردیناند دو سوسور، زبان شناس سوئیسی، پایه گذاری کردند. به نظر سوسور، نشانه شناسی، رویکردی است درزمینه دوگانه دال و مدلول و دلالت های معنایی، ولی از نظر پیرس، هر نشانه دارای سه جز است: بازنمون، تفسیر و موضوع. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی به خوانش عناصر درون متنی در رمزگان های برجسته اجتماعی- فرهنگی آیین نوروز در محور درزمانی پرداخته است. رسم کهن نوروز به عنوان نشانه/بازنمودی فرهنگی با نشانه های شمایلی، نمایه ای و بیشتر نشانه نمادین، تفسیری از جهان و جهان بینی انسان، ارائه می دهد که در جهان معاصر به واسطه سیطره ارتباطات مجازی در حال کمرنگ شدن هستند و امکان بهره برداری از معانی عمیق نهفته در این رسوم آیینی در ابعاد گوناگون توسعه هدف این پژوهش بوده است. بنابراین، نتایج این خوانش در محور همنشینی و جانشینی و در معنای ضمنی (سطح سه) برطبق نظریّه پیرس با نشانه /بازنمون های نمادین، نمایه ای و شمایلی در متن نوروز: آرامش و تعادل، برکت، شادی و نظم در محور فردی، عدالت و دادگری و صلح و دوستی در محور اجتماعی و معنای کاربردی توسعه پایدار از طریق توسعه گردشگری فرهنگی بوده است.
۸۶.

خوانش بوم فمینیستی مجموعه داستان های سنگ های شیطان اثر منیرو روانی پور برپایه رویکرد تعامل فرهنگی نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
در میان داستان نویسان معاصر، منیرو روانی پور در آثار خود از طبیعت و ارتباط مستقیم و غیرمستقیم عناصر آن با زندگی آدمی به ویژه جنس زن سخن به میان آورده است. ازاین رو، طبیعت یکی از بن مایه های داستان های این نویسنده به شمار می رود. جنبش های فمینیستی بسیاری در دوران معاصر، بر نقش مخرّب مردان در زیست بوم تأکید می ورزند. این جنبش های فمینیستی با اشاره به ستم تاریخی مردان علیه زنان، بر این موضوع تأکید می کنند که تبعیض های جنسیتی نه تنها به منافع زنان آسیب رسانده، بلکه طبیعت را با خطر نابودی کامل مواجه کرده است. در پژوهش حاضر، با استناد به منابع کتابخانه ای، روش تحلیل کیفی داده ها و روش استدلال استقراییِ مجموعه داستان های سنگ های شیطان اثر منیرو روانی پور با نظرداشت چارچوب های نظریه بوم فمینیسم کاویده می شود تا در نهایت، نقش زنان در سامان دادن به طبیعت و ارتباط با مظاهر آن آشکار شود و نیز، به کارکرد مخرّب مردان در این زمینه پرداخته شود. دراین پژوهش، از میان رویکردهای این نظریه، به مبانی تعامل فرهنگی/ نمادین اشاره شده است که بیان می دارد زنان و طبیعت از دید مفهومی، نمادین و فرهنگی به هم مرتبط هستند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت های زن در رمان سنگ های شیطان، در شاخصه های باروری، زایش و تغذیه رسانی با طبیعت اشتراک دارند. همچنین، نگاه نمادین به این عناصر در لایه های زیرین اندیشه های منیروروانی پور دیده می شود. علاوه بر این، مواردی چون زنده انگاری عناصر طبیعت از دید زنان، گرایش زنان به سحر و جادو، بازنمایی و ایجاد دوگانه های انسان/ طبیعت و نیز زن/ مرد، تعابیر و خوانش ویژه زنانه از تغییرات زیست محیطی، آثار سوء فاصله گرفتن آدمی از طبیعت در مجموعه داستانی سنگ های شیطان بازتاب داشته اند که در همه موارد با مبانی نظریه بوم فمینیسم همخوانی دارد.
۸۷.

تحلیل گفتمان انتقادی فرآیندهای واجی کاهش و افزایش در شعرهای نو مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۳۳
تجزیه و تحلیل انضمامی و کاربردی زبان و پیوند آن با تعاملات اجتماعی از اهداف اصلی تحلیل گفتمان انتقادی است و نورمن فرکلاف در رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی خویش با بهره گیری از همین هدف بر عامل «تغییر» تاکید زیادی دارد. از نمونه های عالی این نوع کاربردها می توان به تغییر و تحولات فرآیندهای واجی در شعر های نو مهدی اخوان ثالث (م. امید) اشاره کرد. هدف از تدوین این مقاله که در آن، روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای، روش تحلیل داده ها، کیفی و روش استدلالی، استقرایی است، طبقه بندی فرآیندهای واجی کاهش و افزایش در شعر های نو مهدی اخوان ثالث و تحلیل گفتمان انتقادی بر پایه الگوی سه گانه فرکلاف، یعنی توصیف، تفسیر و تبیین است، تا به این وسیله ناگفته ها و خط سفیدهای کاربرد این فرآیندها در شعر های نو مهدی اخوان ثالث مشخص گردد. فرآیندهایی که شاعر در ضمیر خودآگاه خویش به ظاهر هیچ توجهی به بسامد کاربرد آن ها نداشته است بلکه تنها سعی داشته با استفاده از باستان گرایی و بومی گرایی، پیشینه های ادبی سبک خراسان و زبان مردم زادبوم خویش را در خدمت بیان مفاهیم درآورد؛ ولی بسامد بالای کاربرد فرآیند واجی کاهش نسبت به فرآیند واجی افزایش را باید در ضمیر ناخودآگاه شاعر و کردار ها و مشیِ اجتماعی سیاسی و ایدئولوژی عصر او جست و جو کرد.
۸۸.

کارکرد تعهِّد از رهگذر واژه های نشان دار در غزل عصر انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۱۷
تعهّد ازجمله ویژگیِ هایی است که در ادبیّات بسامدی چشمگیر دارد؛ ادبیّاتی که بازتابنده باورها، امیدها، آرزوها، دغدغه ها و فراز و نشیب های مردم روزگار است. مسئله بنیادیِ این مقاله بررسیِ جایگاه و کارکرد تعهّد در لایه واژگانیِ غزل عصر انقلاب و تحلیل این مؤلّفه تأثیرگذار و کیفیّت بازتابِ آن است. مبنای این ارزیابی واژه های نشان داری است که حامل بارِ ایدئولوژیک اند. این واژه ها، برخلافِ واژه های بی نشان که تنها معنای عادی و عام دارند  متعلّق به یک بافتِ فرهنگی اند و، علاوه بر دلالت بر مفهومی خاص، دربردارنده معانیِ ضمنی و مفاهیم ارزشی نیز هستند که نگرش نویسنده را بازتاب می دهند. بر مبنای این واژه ها، تعدادی از بن مایه های غزل عصر انقلاب، که مبتنی بر التزام در این نوعِ ادبی است، با شواهدی آورده می شود و مبانیِ عقیدتی که بر آن ها بنیاد نهاده شده است ارزیابی می گردد. در بررسیِ لایه واژگانی و واژه های نشان دار، غزل عصر انقلاب را بر پایه بن مایه های ایدئولوژیک و از منظرِ تعهّد به این انواع می توان طبقه بندی کرد: غزل های اعتراضی، نوستالژیک، حماسی، آیینی و انتظار، جنگ و شهادت، طنز، آزادی، مقاومت و اتّحاد، دعوت به مبارزه و انتقام، و وطنی.
۸۹.

آسیب شناسی مبانی و بنیان های ِاسطوره پژوهی در ایران در حوزه مطالعات متن شناختی، کارکرد گرایی و نظریه پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
آسیب شناسی اسطوره پژوهی در ایران، درچارچوبِ مطالعات متن شناختی، کارکرد گرایی و نظریه پژوهی، فرآیند اسطوره پژوهی را در ایران، بارورتر می سازد. اسطوره پژوهی درایران– با خاستگاه دانشگاهی و یا غیر دانشگاهی – به دور از نظام طبقه بندی جهانی و در نگاهی جزیره وار، بیشتر به تک نگاری اساطیر ایران و پژوهش های متن شناختی پرداخته است. در این پژوهش، تمایزی بیناسطوره شناسی بر پایه مکتب های این حوزه در غرب و نظریه پژوهی بااسطوره پژوهی رایج در میان پژوهشگران ایرانی قایل می شویم که با این مکتب ها، نظریه ها وکارکردهای اسطوره شناسی کم و بیش ناآشنایند. اسطوره پژوهی درایران، از آفت های گوناگونی در این حوزه رنج می برد ازجمله: تمرکز بر متن به جای ژرف ساخت اساطیری، روایت پردازی و صرفِ شارح بودن، آشنایی اندک با مکتب های اسطوره شناسی، نگاه جزیی گرا، روش مند نبودن اسطوره پژوهی، آشنایی اندک با مطالعات میان رشته ای، رویکرد اثبات گرا به جای فرااثبات گرا، کاستی های ناشی از ترجمه متن های اسطوره شناسی غربی، بی توجهی به نقش سیّال اساطیر، کم توجّهی به هدف های اسطوره شناسی، بی توجّهی به خوانش اسطوره های ایرانی در طبقه بندی منسجم جهانی، کم توجّهی به کارکرد اساطیر در کاربَست علوم دیگر، یکسان انگاری قلمرو تاریخ و اسطوره و نبودِ رشته تخصصی اسطوره شناسی در دانشگاه های ایران. نویسندگان در این مقاله می کوشند به آسیب شناسی اسطوره پژوهی درایران بپردازند و شماری از این آفت ها و کاستی ها را برشمارند و راهکارهایی در زدودن این آفت ها به دست دهند.
۹۰.

تحلیل زیباشناختیِ رویکرد نشانه-معنا شناسی ماتریس معنایی و هیپوگرام در لایه های پنهانِ معنای شعر بر پایه الگوی مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۷۹
خوانش شعر از منظر نشانه- معناشناسی و با بهره گیری از مفاهیم زیباشناختی هنر شعری، در روشن کردن لایه های پنهان و معنای نامکشوف شعر به خواننده کمک می کند. گاه معنا در شعر، دنیایی ناشناخته است و هسته معنا، ماتریسی ساختاری در شعر پدید می آورد و معنای شعر از تعامل خواننده، الگوی دریافت معنا و فرایند خواندن شعر، ساخته می شود. ماتریس ممکن است یک واژه خاص باشد و یا یک جمله را دربر گیرد و هر شعر با چند روایت خاص به صورت تداعی های قراردادی با ماتریس خود در پیوند باشد که به این روایت ها، هیپوگرام می گویند؛ هیپوگرام ها وظیفه وحدت بخشی به شعر را برعهده دارند. در این پژوهش با نگاهی زیباشناختی به تحلیل نشانه- معنا شناسی شعرِ «جاده آن سوی پل» احمد شاملو برپایه الگوی نشانه شناسی مایکل ریفاتر می پردازیم؛ سه منظومه اصلی این شعر یعنی «شاعر»، «دِه» و «بی تحرّکی و ایستایی جامعه» سبب روشن شدن معنا می شود و دیگر عناصر شعری، معنابن «مرا دیگر انگیزه سفر نیست» را تبیین می کند. شاعر در این شعر، در جامعه گرفتار شده است و برای رهایی از این جامعه همه جوانب را می سنجد امّا در میانه راه احساس می کند تمامی اشیاء و اطرافش را، ایستایی و سکون فرا گرفته است؛ شاعر چاره ای برای رهایی از این سکون نمی یابد و او را به معبد تنهایی خود فرامی خواند. یکی از دستاوردهای این پژوهش این است که مایکل ریفاتر از رویکرد نشانه شناسی به کشف لایه های پنهان متن می پردازد و ازاین رو، رویکرد او را می توان در چارچوبِ نشانه- معناشناسی جای داد. به طور کلی می توان بیان کرد که عناصر به کار رفته در این شعر سبب پیدایش سه منظومه حضور دارند و در مجموعه نخست، شش ترکیب، در مجموعه دوم، ده ترکیب و در مجموعه سوم، 9 ترکیب به ترتیب هسته را تشریح و همین امر، راهی درست برای رسیدن به درک عمیق و دریافت پیام و رمزگان نهفته در شعر ایجاد کرده است.اهداف پژوهش:بررسی زیباشناسی ساختاری معنا در شعر.حلّ معمای معنا در شعر شاملو.سؤالات پژوهش:با توجّه به الگوی مایکل ریفاتر، چگونه می توان به تحلیل زیباشناختی و نشانه شناختی شعر احمد شاملو پرداخت؟رویکرد نشانه- معناشناسیِ مایکل ریفاتر، چه کاربردی در کشف لایه های پنهان شعر معاصردارد؟ 
۹۱.

کارکرد اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل های آیینی نصرالله مردانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
سبک شناسی لایه ای یکی از شیوه های مدرن سبک شناسی است که می کوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبک شناسی لایه ای، متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار می گیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمی یابد که اثر یک نویسنده در به کارگیری کدام یک از این سطوح برجسته تر است. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نماینده بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در به کارگیری اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل خود موفق بوده است و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر به چشم می خورد. مساله بنیادی در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود این است که کاربرد عناصر اسطوره ای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزل های نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورت های بلاغی معنایی، بیش تر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جان بخشی، که خود گونه ای استعاره مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.
۹۲.

خوانش رویارویی هرمزد و اهریمن در بندهش از دیدگاه «نظم» و «آشوب» بر پایه نشانه شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
دوگانه های «نظم» و «آشوب» کارکردی کلیدی در تولید معنا و تفسیر فرهنگ در نشانه شناسی فرهنگی دارند. نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ و قلمرو آن را، متنی سرشار از نشانه می داند که از طریق این نشانه ها می توان سازوکار و عملکرد آن فرهنگ را بررسی کرد. مفاهیم نظم و آشوب در «بندهش» به عنوان متنی اسطوره ای دینی، نقشی ساختاری در سازوکار خلقت، توصیف جهان و جایگاه انسان دارد. نظم در بندهش که از آن به عنوان آفرینش هرمزدی یاد می شود به مشابه نظام نشانه ای به جهان، معنا می بخشد. از سوی دیگر آشوب اهریمنی و رویارویی او با هرمزد به عنوان یک نظام نشانه ای در تقابل با نظم، قرار دارد. تعامل نظم به عنوان عنصر ایجابی و سازنده با آشوب که عنصری سلبی و ویرانگر است به تولید معنا و خلق مفاهیم پیچیده می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به خوانش نقش محوری این دو نیروی متضاد به عنوان نمادهایی از نظم و آشوب در اساطیر و تفکّر فرهنگ ایران باستان می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آفرینش جهان در اساطیر یونانی، بابلی، شمال اروپا و اقوام آمریکایی بر ساختار آشوب بنا شده، اما در اساطیر مزدایی و در بندهش، آفرینش برپایه نظم نهاده شده و آشوب، عارض بر نظم است.
۹۳.

بازشناختِ ماهیّت و عوامل فهم متن از دیدگاه عین القضات برپایه رویکرد هرمنوتیکیِ پل ریکور (نمونه پژوهی: نامه ها)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر، به واکاوی ماهیّت و عوامل فهم متن از دیدگاه عین القضات همدانی و در چارچوب مطالعه نامه های وی بر پایه رویکرد هرمنوتیکیِ پل ریکور اختصاص دارد. نکته سنجی های عین القضات همدانی در مباحث مربوط به فهم و ادراک متن به گونه ای است که گاه با نگرش های دانشمندان هرمنوتیکی معاصر از جمله پل ریکور همسویی هایی دارد. عین القضات همدانی و پل ریکور، دو اندیشمند سده شش قمری و دوره معاصر ، به ماهیّت متن، رابطه لفظ و معنا و تمایز بین زبان گفتار و نوشتار پرداخته اند. البته برپایه دو خاستگاه سنّت و نوگرایی و در دو ساحت عرفان و حکمت ششم هجری و دیگری در عرصه هرمنوتیک معاصر. از منظر عین القضات، گفت و شنودهای حضوری نسبت به نوشتار تقدّم و ارجحیّت دارد؛ ریکور نیز بر تقدّم گفتگوی حضوری تأکید می ورزد. داده های این پژوهش که در گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه ای، تحلیل داده ها و روش استدلالی و استقرایی است، نشان می دهد که عین القضات همدانی، در نامه ها با هدف برانگیختن و ترغیب مخاطب به فهم متون معرفتی و توحیدی و سلوک در مسیر کسب رضای پروردگار، در تلاش است تا با تبیین جنبه های نظری در باب کیفیّت فهم متن، او را با دریافت های اصولی متن آشنا کند که دریافت های پل ریکور در ساحتِ جدید هرمنوتیکی، این اندیشه ها را تأیید می کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان