پس از روی کار آمدن خاندان صفویه و رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران ، شیعیان پس از مدتها به آزادی ، ثبات و امنیت دست یافتند . در پرتو امنیتی که به واسطه ی حکومت شیعی ایجاد شده بود ، فرهنگ و هنر رشد و نمو یافت و هنر اسلامی نیز در تمام ابعاد هنری گسترش پیدا کرد . نگارگری و نقاشی مذهبی به خدمت مصور کردن نسخ مربوط به اهل بیت درآمد و در این دوره نسخ مذهبی بسیاری مصور شدند . حدیقه الشهداء نیز نسخهای بود که در این دوره متعاقب رشد و رونق هنرها مصور شد ...
تاریخ هر کشوری مخزن زندگی انسان ها و تمامی روابط انسانی، هنری، مذهبی و غیره می باشد. تاریخ ایران نیز سرگذشت دو سلسله مقتدر ایران چون تیموری و صفویه را در خود دارد که در بزرگ ترین مکان مذهبی ایران، حرم مطهر امام رضا (ع)، دارای آثار بسیاری هستند. رواق های ساخته شده در عصر تیموری و صفوی از جمله مهم ترین اجرای معماری ایران است که در حرم مطهر امام رضا (ع) واقع اند و آنان آثار مکتوب مذهبی و هنری متفاوتی دارند که این تفاوت از بانیان آنان نشئت می گیرد. هدف این نوشتار بررسی تفاوت ها و اشتراک های رواق های دو دوره تیموری و صفویه است. روش بررسی این گونه است که محتوای کتیبه ای قرآنی مفهوم یابی شده اند و کتیبه های دعایی و اشعار فارسی با هم تطبیق داده شده اند تا بتوانیم سؤال اصلی نوشتار را بررسی کنیم. با بررسی های انجام شده، یکی از نتایج به دست آمده نشان می دهد که در دوره تیموری توجه بیشتری به مضامین قرآنی می کردند اما در دوره صفویه تزیین هنری بیشتر از مضامین قرآنی نمود دارد.
نمادگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بیان تصویری و انتقال مفاهیم، آثار زیادی از نگارگری ایرانی را در صورت و معنا به هم نزدیک کرده است، از سوی دیگر کاربست نماد یکی از آرایه های ادبی نیز محسوب می شود. در رهگذر سرودن، آنچه چشم احساس، عاطفه و تخیّل شاعر را بیشتر به سوی خود جذب می کند، آفرینش و پهنه و گستره طبیعت است. هنرمند ایرانی در فضایی نمادین به آفرینش می پردازد؛ نگارگر ایرانی با بهره گرفتن از بستر ارزشمند شعر و ادب فارسی، نه در پی بازنمایی طبیعت ملموس، بلکه به فرانمایی جلوه های نمادین پرداخته است. منوچهری دامغانی و مولانا محمد جلال الدین بلخی (شمس) از برجسته ترین مهم شعرای توصیف گر طبیعت در ادبیّات فارسی هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی در صدد واکاوی جلوه های نمادین طبیعت در شعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری است. یافته های پژوهش نشان می دهد، کاربرد طیف واژگانی در اشعار منوچهری و مولوی نشان از آن دارد که جهان شعری آن ها، جهانی سبز و مملاء از نمادهای طبیعت پرور است. نمادپردازی تصویرگری طبیعت در شعر این دو شاعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری به صورت زیبایی نمایان است. ابداع و استفاده از عناصر نمادین در نگارگری ایران در قرون چهارم و هفتم هجری، صورت مستقلی نداشته بلکه روند تکاملی در صورت و محتوا را براساس شعر و ادب فارسی این دوره همراه با شاعرانی چون منوچهری و مولانا و تحت تاثیر ورود تصویرسازی طبیعت پردازانه به شیوه چینی در نگارگری ایران طی کرده است. اهداف پژوهش 1.شناخت جلوه های نمادگرایی از طبیعت در شعر و نگارگری ایران با تاکید بر اشعار منوچهری دامغانی و غزلیات شمس. 2.مقایسه عناصر طبیعت از دیدگاه منوچهری (طبیعت گرای صرف) و مولانا (شمس). سؤالات پژوهش 1.کاربست نمادگرایی چه جایگاهی در اشعار منوچهری و مولوی و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری داشته است؟ 2. منوچهری دامغانی و مولوی در اشعار خود به طبیعت چه نگاهی داشته اند؟
رنگ ها دارای ویژگی های بصری، معنایی و عرفانی خاصی هستند که این ویژگی های منحصربه فرد، آن ها را در زمره ی مهمترین ابزارهای خلق آثار هنری قرار داده است .معانی پنهان و درونی رنگ ها در رنگ سازی سنتی تاکنون مغلق و سربسته باقی مانده است. در شیوه های ساخت رنگ سازی سنتی ایران، عناصر کاربردی، جایگاه و هویت ویژه ای دارند. این پژوهش پلی برای شناخت صحیح رنگ سازی سنتی و اشاره به ارتباط علوم در سنت اسلامی دارد. بازشناسی چگونگی کاربست رنگ در هنر و ماهیت آن مسئله ای قابل تأمل است. آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران اسلامی در جهت ساخت، پیش برد و احیاء مجدد رنگ سازی پیچیده ی در هنر سنتی ایران حائز اهمیت است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که شیوه ی ساخت صحیح رنگ در هنر سنتی ایران بر اساس دستورات پیشین و ارتباط آن با علوم دیگر بوده است. دستیابی به چگونگی ارتباط شیوه های ساخت عناصر چهارگانه، طبایع چهارگانه و کیفیات مزاج هر عنصر در ترکیب با عنصر دیگر، نتیجه مهم حاصل از این پژوهش در رنگ سازی سنتی ایران اسلامی است. امتزاج و ساخت همه رنگ ها در گذشته بر مبنای شیوه های ساخت چهارگانه عناصر (حرارتی، خیساندنی، فشردنی، پودرشدنی)، طبایع چهارگانه عناصر (آتش، هوا،آب، خاک) و مزاج عناصر(گرمی،سردی، تری، خشکی ) بوده است. کیفیت کاربست این رنگ ها و ماهیت آن را می توان در نسخ مصور در قرون 4 تا 6 هجری مشاهده کرد. اهداف پژوهش: 1.آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران. 2.شناخت رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی در هنر سنتی ایران. سؤالات پژوهش: 1. مبانی کلی رنگ سازی سنتی در هنر ایران چیست؟ 2.رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی ایران کدامند و اساس ترکیب این رنگ ها چگونه است؟