حمیدرضا سعیدنیا

حمیدرضا سعیدنیا

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۰ مورد از کل ۷۰ مورد.
۶۱.

تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
هدف این تحقیق تبیین و اعتبارسنجی مدل هماهنگى بخش بازاریابى و فروش در صنعت بیمه در ایران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران باتجربه در بخش بازاریابی و فروش بیمه و کارشناسان ارشد شرکت های بیمه و اساتید دانشگاهی می باشد که نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 181 نفر در نظر گرفته شد. نمونه گیری در این پژوهش به صورت خوشه ای تصادفی می باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مدل هماهنگی بخش بازاریابی و فروش در صنعت بیمه از عوامل مختلف بطور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر می پذیرد و درک مدیران از پیچیدگی ارتباط این دو واحد از اهمیت بسزایی در رشد شرکت های بیمه و ایجاد مزیت رقابتی برای آنها برخوردار است. مدیران به منظور اطمینان از تحقق اهداف بایستی شرایط علی از قبیل پیاده سازی داشبورد مدیریت ریسک، یکپارچگی و هماهنگی ساخت یافته در کسب و کار، ایجاد سینرژی (هم افزایی) در تصمیم گیری های سازمانی، شناخت پیش نیازها برای هماهنگی بین دو بخش بازاریابی و فروش در قالب شرایط زمینه ای و یا چالش های هماهنگی از قبیل"تعصبات بخشی، سرمایه انسانی غیرمتخصص، تعارض منافع، نگاه سلیقه ای مدیران، نگرش مدیرعامل، ملاحظات اخلاقی، پشتیبانی نامطلوب از مشتریان هنگام دریافت خسارت و ایفای تعهدات سازمان و همچنین به شرایط مداخله گر از قبیل"اسناد بالادستی، شرایط بازار (ذینفعان بازار)، شرایط قانونی و شرایط رقابتی توجه نمایند.
۶۲.

ارایه الگوی کسب و کار تجارت الکترونیک در بازار قطعات یدکی خودرو با تاکید بر نقش زنجیره ارزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۹۲
امروزه، جهانی شدن، کوتاه شدن چرخه عمر محصول، مشتری گرایی و غیره، محیط سنتی کسب و کار را به یک محیط پویاتر تبدیل کرده است. از این رو مدل های سنتی کسب و کار نمی تواند به خوبی جوابگو باشند و شکل های جدید تجارت، مانند کسب و کار الکترونیکی متداول تر شده است. هدف از این مطالعه ارایه الگوی کسب و کار تجارت الکترونیک در بازار قطعات یدکی خودرو با تاکید بر نقش زنجیره ارزش است. روش تحقیق در این مطالعه از نوع توصیفی- اکتشافی با بهره گیری از تئوری داده بنیاد (گرندد تئوری) و روش کدگذاری است. الگوی اکتشافی ارائه شده در تحقیق با نام (REAL) دارای چهار بعد اصلی شناسایی (Recognize)، ارزیابی (Evaluation)، توافق (Agreement) و هدایت (Lead) و سه عامل زمینه ای با عنوان اصالت، تعهد و ضمانت است.
۶۳.

بررسی تاثیر تجربه برند، اعتماد و رضایت، بر وفاداری به برند در بنگاه های اقتصادی شهرها؛ مطالعه موردی: محصولات لبنی کاله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف تحقیق حاضر تاثیرتجربه برند بر رضایت، اعتماد و وفاداری بنگاه های اقتصادی در شهر و در اینجا محصولات لبنی کاله بوده است. برای این منظور از جامعه آماری مصرف کنندگانی که در فروشگاه های هایپراستار و شهروند در معرض نمونه های محصولات لبنی کاله قرار داشته، نمونه ای به حجم 384 نفر به روش تصادفی و در دسترس انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تائیدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که تجربه برند، اعتماد و رضایت تاثیر مثبتی بر وفاداری به برند دارد.
۶۴.

ارائه الگوی هم آفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز (مورد مطالعه: کسب و کارهای خانوادگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
این مطالعه با هدف ارائه الگوی هم آفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق آمیخته  محسوب می گردد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه، مدیران کارشناسان فروش شرکت های صنعت چرم بوده که بر اساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان شرکت های فعال در صنعت چرم و نمایندگان فعال شرکت های برندهای چرم که دفتر مرکزی شان در شهر تهران به تعداد 4000 نفر است که از این میان نمونه ای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار اصلی گردآوری داده ها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته به تعداد 42 گویه مبتنی بر طیف پنج درجه لیکرت (در بخش کمی) تنظیم شده است. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش داده بنیاد استفاده شده است؛ و نهایتا برای آزمون فرضیات از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی. ال اس استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی، نگرانی زیست محیطی جامعه و ارتباطات به عنوان شرایط علی؛ عوامل اقتصادی و فرهنگ برند سبز به عنوان مقوله های زمینه ای، مدیریت بازاریابی سبز و بازارگرایی به عنوان شرایط مداخله گر، سرمایه اجتماعی سبز به عنوان پدیده های محوری، جهت گیری سبز، حفظ ارزش برند، برند اشتراکی، و برند احساسی به عنوان راهبردها و وفاداری فعال، طنین برند و معنای برند به عنوان مهم ترین پیامدهای هم آفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز در برندسازی خانوادگی شناسایی شدند. نتایج بخش کمی ضمن تایید فرضیه های تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. نگرانی زیست محیطی و ارتباطات بر سرمایه اجتماعی سبز تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ فرهنگ برند سبز، عوامل اقتصادی، سرمایه اجتماعی سبز، بازاریابی سبز و بازارگرایی بر راهبردهای هم آفرینی ارزش تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ و راهبردها نیز تاثیر مثبت و معناداری بر وفاداری برند، طنین برند و معنای برند دارد. با توجه به یافته ها، اینگونه استنباط می شود که از آنجا که هم آفرینی ارزش مبتنی بر روابط دوطرفه بین شرکت و مشتریان است، تجمیع سرمایه اجتماعی به تقویت این روابط و نهایتا هم آفرینی ارزش برند کمک زیادی می کند.
۶۵.

ارائه و تبیین مدل برندسازی حسی جهت تغییررفتار مصرف کننده در بازارهای صنعتی مواد ضدعفونی کننده با استفاده از رویکرد کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۰۱
در این تحقیق ارائه و تبیین مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی مواد ضدعفونی کننده با استفاده از رویکرد کیفی انجام شد. روش تحقیق از نوع کاربردی، با رویکرد اکتشافی - تبیینی و شیوه انجام کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از مدیران شرکت های فعال در صنعت ضدعفونی کننده و اساتید دانشگاه که به روش گلوله برفی هدفمند به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شد. در این تحقیق برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، بر اساس نظریه داده بنیاد و نرم افزار MaxQDA 21 استفاده شد. نتایج نشان داد، شرایط علی ( بازاریابی عصب پایه و مدیریت رفتار مصرف کننده)، شرایط زمینه ای ( مدیریت تجربه مشتری)، پدیده محوری (برندسازی حسی جهت تغییر رفتار مصرف کننده )، راهبردها و اقدامات (مدیریت تبلیغات، استراتژی ها و عوامل مرتبط با هویت برند)، شرایط مداخله گر (کانال های ارتباط با مشتری و استفاده از حواس) و در نهایت پیامدها (وفاداری مشتری و برانگیختن مشتری) شناسایی شد.
۶۶.

بررسی رابطه پیامدهای برندسازی حسی و تغییر رفتار مصرف کننده در بازارهای صنعتی مواد ضد عفونی کننده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۱
این تحقیق در راستای بررسی رابطه پیامدهای برندسازی حسی و تغییر رفتار مصرف کننده در بازارهای صنعتی مواد ضد عفونی کننده انجام شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی ، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر نحوه گردآوری داده ها ، توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری در این پژوهش کلیه صاحبان کسب و کار در بازارهای صنعتی مواد ضدعفونی کننده می باشند که تعداد آنها 1500 نفر می باشد . از جامعه آماری مذکور با توجه به ضوابط نمونه گیری (بر اساس شیوه نمونه گیری مندرج در جدول مورگان) تعداد 306 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده اند. در مرحله بعد بر اساس مدل مفهومی پژوهش، سوالات و فرضیه های پژوهش، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته،گویه های مستخرجه در نمونه آماری تحقیق مورد پرسش قرار گرفته است. در بخش آمار توصیفی، توصیف داده ها در دو بخش متغیر های زمینه ای و متغیر های اصلی ارائه گردیده و در بخش آمار استنباطی ، جهت بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون (پارامتری) و اسپیرمن (ناپارامتری) استفاده شده است. با توجه به مثبت بودن علامت ضریب رگرسیونی می توان گفت پیامدهای برندسازی حسی بر تغییر رفتار مصرف کننده در بازارهای صنعتی مواد ضد عفونی کننده اثر مثبت دارد.
۶۷.

تبیین اثر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۹
مجموعه های تاریخی شهرها به عنوان مکانی واجد ارزش های میراث فرهنگی، نمود هویت، تاریخ، اندیشه ها و نوع نگرش مردم در ادوار مختلف تاریخی می باشند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و سرمایه گذاری در قالب گردشگری فرهنگی ایفا نمایند. بر این اساس هدف مطالعه حاضر تبیین تأثیر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی است. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار یعنی جذابیت محتوا، بیان تجارب، تقویت اعتماد و سوابق حرفه ای بر توسعه گردشگری فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه ها، مؤلفه جذابیت محتوا با ضریب مسیر 256/0 دارای بیشترین تأثیر بوده است. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه گردشگری فرهنگی شهر تهران لازم است که در حوزه بازاریابی و مخصوصاً بازاریابی تأثیرگذار حوزه گردشگری فرهنگی برنامه ریزی داشته باشند تا از این طریق زمینه برای جذب گردشگر و بهره مندی از منافع حاصل از توسعه گردشگری فراهم گردد.
۶۸.

ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری است که از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعه ای قرار دارد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از مدیران شرکت های فعال در صنعت ضدعفونی کننده و اساتید دانشگاه بوده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مشتریان، سازمان های شرکت های صنعتی مواد ضدعفونی کننده به تعداد 100 هزار نفر در سال 1401 بوده که از این میان، نمونه ای متشکل از 384 نفر با استفاده از جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل داده ها در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA.21 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد شرایط علی شامل بازاریابی عصب پایه و جهت دهی رفتار مصرف کننده به سمت پایداری)، شرایط زمینه ای مدیریت تجربه سبز مشتری، پدیده محوری پیرامون برندسازی حسی، راهبردها و اقدامات نظیر تبلیغات حسی سبز، استراتژی ها و ایجاد هویت سبز برند، شرایط مداخله گر مانند کانال های ارتباط با مشتری و استفاده از حواس و در نهایت پیامدها از قبیل وفاداری مشتری و برانگیختن مشتری شناسایی شده است.  نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که رابطه همه متغیرهای پژوهش با هم تأثیر مثبت و معناداری دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار است.
۶۹.

طبقه بندی و شناسایی خودکار اطلاعات در موسیقی غربی و موسیقی ایران: تحلیلی تطبیقی مبتنی بر متون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: مقاله حاضر با هدف تحلیل پژوهش های انجام شده در زمینه طبقه بندی خودکار موسیقی، به تفکیک شیوه های پژوهشی اصلی در طبقه بندی موسیقی سنتی ایرانی و غربی برای نخستین بار به صورت مقایسهای انجام شد.روش: برای انجام پژوهش، مروری بر ادبیات مرتبط با موسیقی سنتی غربی و ایرانی انجام شد. در این رابطه برای بازیابی منابع، از کلیدواژه های انگلیسی و فارسی مرتبط برای جست وجو در پایگاه های برگزیده ایرانی مانند نورمگز، مگیران، ایرانداک و اُپک کتابخانه های دانشگاهی استفاده شد. در همین راستا کلماتِ کلیدی انگلیسی نیز در پایگاه های استنادی جهانی مانند Scopus، Google Scholar و Web of Science استفاده شد. اصطلاحات مرتبط با ارجاع به متون مختلف در زمینه موسیقی غربی، آسیایی، ایرانی و همچنین منابعی در زمینه تشخیص خودکار موسیقی شناسایی شد.یافته ها: نتایج نشان داد که روش های مورد استفاده در هر یک از سه مرحله ی اصلی تشخیص شامل پیشپردازش، استخراج ویژگی های صوتی و مرحله شناسایی، بین موسیقی سنتی غربی و ایرانی تفاوت وجود دارد که این امر ناشی از تفاوت ماهیتِ بین این دو نوع موسیقی است.نتیجه گیری: این مطالعه می تواند به توسعه ی الگوریتم ها و انتخاب روش های مناسب برای شناسایی خودکار موسیقی غربی و ایرانی کمک کرده و دیدگاه جامعی در زمینه طبقه بندی خودکار موسیقی ایرانی ارائه دهد. همچنین، می تواند در تشخیص خودکار گام ها و گوشه های موسیقی ایرانی، راهنمای خوبی برای پژوهشگران، هنرمندان و علاقه مندان به موسیقی ایرانی باشد؛ این امر به نوبه خود، نیازمند شناخت و بازتعریفِ مفاهیم موسیقی ایرانی است که در پژوهش های قبلی مرتبط، به طور عمیق بدان پرداخته نشده است. The present article aimed at analyzing the research conducted in the field of Automatic Music Classification, distinguishing the major research patterns in Iranian traditional and Western music classification comparatively for the first time. This study can help in the development of algorithms and selection of appropriate methods for the automatic identification of Western and Iranian music and provide a comprehensive perspective on the automatic classification of Iranian music. Finally, it can be a good guidance for researchers, artists and fans of Iranian music in automatically recognizing Dastgah (key) and Gusheh (melody model) in Iranian music; This, in turn, requires understanding and redefining the concepts of Iranian music, and it has not been discussed in depth in previous related researches.A literature review was made on related literature on Western and Iranian traditional music. In order to find all publications and documents, relevant English and Persian keywords (such as Western, Asian, and Iranian music and also automatic detection of music) were utilized for searches across top Iranian databases such as Noormags, Magiran, Irandoc, Elamjoo, and university library OPACs. English keywords were also employed in global citation databases like Scopus, Google Scholar, and Web of Science. The result showed than the methods used in each of the three main stages of detection, including pre-processing, audio features and recognition, would be different between Western and Iranian traditional music due to the different attributes and nature of each music genre. مقاله حاضر با هدف تحلیل پژوهش های انجام شده در زمینه طبقه بندی خودکار موسیقی، به تفکیک شیوه های پژوهشی اصلی در طبقه بندی موسیقی سنتی ایرانی و غربی برای اولین بار به صورت مقایسهای انجام شده است.این مطالعه می تواند به توسعه و الگوریتم ها و انتخاب روش های مناسب برای شناسایی خودکار موسیقی غربی و ایرانی کمک کرده و دیدگاه جامعی در زمینه طبقه بندی خودکار موسیقی ایرانی ارائه دهد. در نهایت می تواند در تشخیص خودکار گام ها و گوشه های موسیقی ایرانی شروع و راهنمای خوبی برای پژوهشگران، هنرمندان و علاقه مندان به موسیقی ایرانی باشد؛ این امر به نوبه خود، نیازمند شناخت و بازتعریفِ مفاهیم موسیقی ایرانی بوده و در پژوهش های قبلی مرتبط، به طور عمیق بدان پرداخته نشده است.برای انجام پژوهش، مروری بر ادبیات مرتبط با موسیقی سنتی غربی و ایرانی انجام شد. در این رابطه برای بازیابی منابع، از کلیدواژه های انگلیسی و فارسی مرتبط (از جمله شناسایی خودکار موسیقی و نیز موسیقی ایرانی، شرقی و غربی) برای جستجو در پایگاه های برگزیده ایرانی مانند نورمگز، مگیران، ایرانداک، و اپک کتابخانه های دانشگاهی استفاده شد. در همین راستا، کلمات کلیدی انگلیسی نیز در پایگاه های استنادی جهانی مانند اسکوپوس، گوگل اسکالر و وب آف ساینس استفاده شد. نتایج نشان داد که به دلیل ویژگی ها و ماهیت متفاوت بین موسیقی سنتی غربی و ایرانی، روش های مورد استفاده در هر یک از سه مرحله اصلی تشخیص خودکار، یعنی مرحله پیشپردازش، مرحله استخراج ویژگی های صوتی و مرحله شناسایی نیز متنوع و متفاوت بوده است.
۷۰.

طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری شامل 8 نفر از خبرگان حیطه بازاریابی دیجیتال در بخش B2B می باشد که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA می باشد. براساس یافته های پژوهش پدیده محوری اثرپذیر از 60 شاخص یا عامل علی بوده و 11 شاخص یا عامل زمینه ای درکنار 18 عامل مداخله گر قادربه اثرگذاری بر راهبردهای هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی می باشند. به علاوه نتایج منتج به شناسایی 14 راهبرد متنوع در این زمینه گردید که این راهبردها می توانند سهیم در دستیابی به 36 پیامد متنوع بکارگیری استراتژیک رسانه اجتماعی در اقدامات هم-آفرینی کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی باشند. پدیده هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی و مشتریان صنعتی وابسته به مجموعه عوامل و اتخاذ مجموعه راهبردهایی است که در میان این عوامل مجموعه ادراکات مشتریان به عنوان پرتکرارترین عامل علی و برونسپاری اقدامات مدیریت ارتباط با مشتریان به عنوان مهمترین راهبردها نشان از اهمیت و جایگاه این دو مسئله در حیطه افزایش اثربخشی پدیده محوری پژوهش دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان