فرامرز سهرابی

فرامرز سهرابی

رتبه علمی: استاد روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبائی
پست الکترونیکی: sohrabi@atu.ac.ir
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۷۴ مورد از کل ۱۷۴ مورد.
۱۶۱.

شناسایی عوامل مؤثر بر خشونت خانگی علیه زنان ایرانی دارای همسر مهاجر افغانستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۲۰
زمینه: در ایران، ازدواج های میان زنان ایرانی و مردان مهاجر افغانستانی در حال افزایش است، اما اطلاعات محدودی درباره خشونت خانگی علیه زنان ایرانی با همسران افغانی مهاجر وجود دارد. خشونت خانگی یک مسئله اجتماعی و بهداشتی جدی است که نیازمند شناخت دقیق عوامل مؤثر بر آن در این زمینه است. هدف: هدف این مطالعه شناسایی عوامل مؤثر بر خشونت خانگی علیه زنان ایرانی دارای همسر مهاجر افغانستانی بود. این مطالعه می تواند به بهبود سیاست ها و برنامه های پیشگیری از خشونت خانگی در این جوامع منجر شود. روش: روش پژوهش حاضر پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان ایرانی قربانی خشونت خانگی دارای همسر مهاجر افغانستانی ساکن در استان تهران بود. روش نمونه گیری به شیوه گلوله برفی بود که نهایتا با 14 نفر از آن ها مصاحبه به عمل آمد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود، پس از گردآوری داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند که عواملی از قبیل ویژگی های شخصی زنان (مانند سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی)، ویژگی های همسران افغانی (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی)، و عوامل خانوادگی و اجتماعی (مانند فشارهای فرهنگی و نگرش های جامعه)، در افزایش خشونت خانگی علیه زنان ایرانی نقش دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد که شناخت دقیق از عوامل مؤثر بر خشونت خانگی در این جامعه مهم است. این مطالعه می تواند به تدوین سیاست ها و برنامه های پیشگیری از خشونت خانگی علیه زنان ایرانی با همسران افغانی کمک کند و به بهبود وضعیت اجتماعی و بهداشتی این افراد منجر شود.
۱۶۲.

A Narrative Exploration of Transformation of Moral, Social and Cultural Values among Generation Z in the Context of Marriage(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
Introduction: Unlike previous generations who adhered to a standard and predictable model of marriage, the modern world may offer new opportunities and ideas for marriage to younger generations. Some of these changes in the domain of marriage align with the overarching cultural master narratives of society and are widely accepted, while others may not be fully embraced but are nonetheless considered rational by some or even most members of the community. This study aims to gain a deeper understanding of Generation Z’s (born between 1997 and 2012) attitudes toward marriage. Materials and Methods: This study employed a qualitative research design. The sample consisted of 29 male and female participants aged 14 to 27 from Tehran, selected through voluntary sampling. Data were collected using focus conversation conducted in focus groups. For data analysis, the study utilized Braun and Clarke's (2022) reflexive thematic analysis approach. Results: The analysis revealed six main themes related to marriage: “meaning-making of marriage,” “partner selection,” “traditional family roles,” “premarital sex,” “parenthood,” and “marriage customs”. Conclusion: Findings indicate that that while marriage, as a sacred institution, remains intact and continues to be regarded by Generation Z as an implicit reference point with social, cultural, and Moral legitimacy, there is an observable shift away from a singular, fixed concept of marriage. Instead, marriage is increasingly being redefined and reinterpreted as an institution shaped by dynamic individual preferences, with its meaning, role, and significance subject to ongoing reconsideration.
۱۶۳.

تحلیل محتوای کتاب فارسی چهارم ابتدایی مبتنی بر هوش معنوی و هوش موفق به منظور تدوین بسته آموزشی و اثربخشی آن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
هدف: هدف از این پژوهش تحلیل محتوای کتاب فارسی چهارم ابتدایی بر اساس هوش معنوی و هوش موفق به منظور تدوین بسته آموزشی و ارزیابی اثر بخشی آن بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان است.   روش شناسی: این پژوهش آمیخته از تحلیل محتوای کیفی (تحلیل مضمون به روش قیاسی) و روش شبه تجربی (پیش آزمون – پس آزمون)، دلفی فازی و آنتروپی شانون در بخش کمی استفاده کرده است. بخش کیفی شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 نفر از اساتید روان شناسی و برنامه ریزی درسی بود. در بخش کمی، 120 دانش آموز چهارم ابتدایی به صورت تصادفی به گروه های کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. بسته آموزشی تدوین شده اجرا و تاثیر آن با استفاده از تحلیل کوواریانس ارزیابی شد.   یافته ها: تحلیل محتوا نشان داد که کتاب درسی شامل عناصر هوش معنوی و هوش موفق است و بیشترین وزن ها مربوط به عناصری مانند احترام و مهربانی، درک متعالی، معنا بخشیدن به زندگی و خودانگیختگی است. اجرای بسته آموزشی تاثیر مثبت و معناداری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان نشان داد.   بحث و نتیجه گیری: ادغام هوش معنوی و هوش موفق در برنامه درسی می تواند به طور معناداری عملکرد تحصیلی را بهبود بخشد. این مطالعه پیشنهاد می دهد که استراتژی های آموزشی شامل این عناصر می تواند برای دانش آموزان مفید باشد.
۱۶۴.

ساخت، رواسازی و اعتباریابی مقیاس شکر بر اساس آموزه های اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
پژوهش حاضر با هدف ساخت، رواسازی و اعتباریابی مقیاس شکر، بر اساس آموزه های اسلام، طراحی و اجرا شده است. برای رسیدن به این هدف از دو روش توصیفی و پیمایشی استفاده شد. در روش توصیفی، پس از بررسی روان شناختی متون دینی، نشانه های انسان شاکر و موانع شکرگزاری به دست آمد و با توجه به آنها، مقیاس اولیه ساخته و پس از تأیید ساختار و محتوای مقیاس به دست کارشناسان در نمونه ششصد نفری که با روش در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. برای بررسی روایی، از روایی محتوا و تحلیل عاملی استفاده شد. میانگین نمره کارشناسان به نشانه ها ۹۳/۱ از 3 و به گویه ها ۲۲/۱ از 2 بود که نشان دهنده روایی محتوایی مطلوب این مقیاس است. تحلیل عاملی به شیوه مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس حاکی از وجود ده عامل با ۸/۴۵ درصد واریانس سؤالات، نیز گویای روایی این مقیاس بود. این عامل ها عبارت اند از: ابراز تشکر از مردم؛ تشکر از خدا؛ شکر عملی؛ رضایت؛ بهره دهی؛ انکار؛ تواضع؛ مادی گرایی؛ همدلی و وسعت نظر. برای بررسی اعتبار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. آلفای کل مقیاس ۸۹۵/۰ به دست آمد و مشاهده آلفای خرده مقیاس ها نیز نشان دهنده قابل قبول بودن همسانی درونی گویه ها در تمام عامل ها بود. نتیجه: با توجه به آموزه های اسلام، مقیاسی ده عاملی با 109 گویه و روایی و اعتبار مطلوب، برای سنجش شکر ساخته شد.
۱۶۵.

نقش سبک های دلبستگی و ترومای کودکی در پیش بینی علائم اختلال وسواسی-جبری ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۵۵
زمینه: اختلال وسواسی-جبری ارتباطی (ROCD)، اختلال ناتوان کننده ای است که تأثیرات منفی زیادی بر زندگی زوجین بر جای می گذارد. ادبیات مربوط به تأثیرات عوامل محیطی و بین فردی بر علائم این اختلال هنوز کاملاً توسعه نیافته است. در همین راستا، در مورد بررسی نقش سبک های دلبستگی و ترومای دوران کودکی در پیش بینی اختلال وسواسی- جبری ارتباطی در ایران، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف این پژوهش، بررسی نقش سبک های دلبستگی و ترومای دوران کودکی در پیش بینی علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد متأهل ساکن شهر تهران در سال 1403 بود که از بین آن ها، ۲۸۱ نفر (شامل ۲۲۳ زن و ۵۸ مرد) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه های وسواسی- جبری متمرکز بر همسر (دورون و همکاران، 2012)، سبک های دلبستگی بزرگسالی (هازن و شیور، 1987) و ترومای دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) جمع آوری شدند. تحلیل داده های پژوهش نیز با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی، با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن، شامل دلبستگی اضطرابی (139/۰ (β= و اجتنابی (140/۰ (β= پیش بین های مثبت و معناداری برای علائم اختلال وسواسی-جبری ارتباطی هستند، درحالی که دلبستگی ایمن (180/۰ (β= برای آن، نقش محافظتی دارد. هم چنین نتابج حاکی از آن بود که ترومای دوران کودکی به طور کلی پیش بینی کننده قدرتمندی برای اختلال وسواسی-جبری ارتباطی بود و به تنهایی ۱/۵۳ درصد از واریانس آن را تبیین کرد. در مدل ترکیبی نهایی که ۵/۶۳ درصد از واریانس این اختلال را تبیین نمود، آزار فیزیکی (۲۴۹/۰ β=) قوی ترین پیش بین، غفلت عاطفی (۱۱۷/۰ β=) ضعیف ترین پیش بین بود و غفلت جسمی (۰۲۷/۰ β=) نیز در مدل نهایی، اثر معناداری نداشت. نتیجه گیری: مهم ترین پیامدی که یافته های این پژوهش برای برای متخصصان بالینی در بر دارد این است که ارزیابی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری ارتباطی باید از علائم سطحی فراتر رفته و به طور فعال، تاریخچه دلبستگی و تجارب آسیب زای کودکی مراجع را کاوش کند و پیشنهاد می شود در مداخلات درمانی این افراد، رویکردهای مبتنی بر تروما و دلبستگی در نظر گرفته شود.
۱۶۶.

کارآمدی آموزش صبر بر اساس مؤلفه صبر در الگوی اسلامی شادکامی، بر به باشی روان شناختی زنان خانه دار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
پژوهش حاضر به منظور عرضه الگوی صبر مبتنی بر آموزه های اسلامی و تعیین کارآمدی آن بر به باشی روان شناختی انجام شد. فرض این پژوهش آن است که آموزش صبر، سبب افزایش به باشی روان شناختی می شود. در این پژوهش مبتنی بر مؤلفه ها و روش های افزایش صبر که بر اساس الگوی شادکامی پسندیده (1395) به دست آمد، برنامه ای نه جلسه ای تدوین شد. طرح این تحقیق به صورت نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. برای این منظور 26 نفر از زنان خانه دار در یکی از سرای محله های منطقه ۲۲ استان تهران از طریق پرسش نامه به باشی روان شناختی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه ۱۳ نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. بعد از انجام پیش آزمون از هر دو گروه، گروه آزمایشی، ۹ جلسه در کلاس آموزش صبر شرکت کردند و در این مدت گروه کنترل در معرض هیچ آموزشی قرار نگرفت. مقایسه هر دو گروه با استفاده از مدل آماری تحلیل کوواریانس انجام گرفت. تحلیل و مقایسه نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و کنترل نشان داد به باشی روان شناختی در گروه آزمایش ارتقا یافته است، در حالی که در نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل افزایشی دیده نشد. افزایش به باشی روان شناختی پس از گذشت 45 روز نیز ماندگار بود. از این رو، مداخله و برنامه آموزشی صبر با تأکید بر آموزه های اسلامی در به باشی روان شناختی زنان مؤثر است. نتیجه اینکه می توان با آموزش صبر مبتنی بر آموزه های اسلامی، به باشی زنان خانه دار را افزایش داد.
۱۶۷.

تدوین مدل علّی بهزیستی ذهنی بر پایه جهت گیری دینی با واسطه گری امیدواری، اضطراب مرگ و معنای زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش های پیشین گویای رابطه مثبت دین، معنویت، و دینداری با بهزیستی و سلامت روانی است. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی رابطه دین با بهزیستی ذهنی می پردازد. این پژوهش به برازش یک مدل علّی بهزیستی ذهنی بر اساس دین می پردازد که در آن، دین از طریق امید، هدف در زندگی، و اضطراب مرگ بر شاخص های بهزیستی ذهنی اثر غیرمستقیم دارد. ۴۷۲ دانشجو به این پرسشنامه ها پاسخ دادند: «مقیاس شادی فاعلی»، «مقیاس رضایت از زندگی»، «مقیاس حرمت خود روزنبرگ»، «مقیاس تجدید نظر شده جهت گیری دینی»، «آزمون هدف در زندگی»،« مقیاس امیدواری»، و «مقیاس اضطراب مرگ تمپلر». یافته ها نشان داد شاخص های دینداری با شادی، رضایت از زندگی، حرمت خود، امیدواری، و هدف در زندگی رابطه مثبت دارند. رابطه دینداری برونی فردی با اضطراب مرگ مثبت بود. نتایج تحلیل مسیر، برازش مدل پیشنهادی را تائید کرد. به طور خاص، نقش های واسطه ای دو متغیر امید، و هدف در زندگی در رابطه دین با بهزیستی ذهنی تائید شدند. تلویحات نظری یافته های پژوهش به بحث گذاشته شد.
۱۶۸.

مقایسه میان هوش معنوی طلاب و دانشجویان با استفاده از پرسش نامه اسلامی هوش معنوی (IQSI)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
هوش معنوی، هوشی است که تمامی ابعاد دیگر هوش انسانی را یکپارچه می کند. هدف از این پژوهش مقطعی، بررسی مقایسه ای هوش معنوی در میان دانشجویان و طلاب حوزه علمیه، و همچنین بررسی تفاوت های جنسیتی بود. در این مطالعه از ابزار سنجشی پرسش نامه اسلامی هوش معنوی (IQSI) استفاده شده که بر پایه دیدگاه های اسلامی از مؤلفه های مهم هوش معنوی طراحی شده است. نمونه این پژوهش شامل ۳۰۶ تن از دانشجویان و طلاب حوزه علمیه بود که در محدوده سنی ۱۸ تا ۲۵ سال قرار داشتند، و به روش خوشه ای از میان دانشکده های دانشگاه تهران و حوزه های علمیه برادران و خواهران تهران انتخاب شدند. نتایج نشان داد که به طور کلی هوش معنوی در طلاب و دانشجویان متفاوت است، به طوری که طلاب از توانمندی های تجربه ای معنوی بیشتری برخوردارند. اما تفاوت معنادار جنسیتی در هوش معنوی وجود ندارد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که ظرفیت های معنوی را بیش از همه می توان در بافت طلاب حوزه علمیه عمیقاً بررسی کرد. بر این اساس لازم است همراه با مشارکت این قشر، پژوهش های تبیینی و پیش بینی کننده در این حیطه در دستور کار قرار گیرد.
۱۶۹.

اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دختر دارای ناتوانی یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه: کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه در مقایسه با همسالان عادی خود، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات سلامت روان مانند اضطراب و کاهش انگیزه هستند. علی رغم این که بازی درمانی می تواند به کاهش مشکلات روان شناختی این دسته از دانش آموزان کمک کند، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل مقیاس خودانگیزشی (بارکلی، 2012) و پرسشنامه اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر افزایش خودانگیزشی و کاهش تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، روان شناسان مراکز تخصصی اختلالات یادگیری می توانند از بسته بازی مبتنی بر عزت نفس برای تقویت خودانگیزشی، انگیزه تحصیلی و کاهش اضطراب دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری استفاده کنند.
۱۷۰.

Developing a causal model of Family function based on psychological Hardiness through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
Objective: Family functioning is one of the structures that can have a significant impact on the psycho-social functioning of its members. For this reason, identifying the factors affecting it will greatly help to improve the family's performance. The purpose of the current research was to develop a causal model of Family function based on psychological Hardiness and Psychological capital through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome. Methods:  The statistical population of the present study was men and women of Karaj and Tehran provinces in 2023 who had at least one history of contracting COVID-19. From the statistical population, using an available sampling method, 395 eligible individuals were selected to participate in the research and complete the research questionnaires. In this research,  Kobasa's Psychological Hardiness questionnaires, Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21), Corona Disease Anxiety Scale (CDAS), Corona Stress Scale (CSS-18), suitable for the Iranian lifestyle, and the Questionnaire of Family Functioning were used. The collected data were analyzed using the structural equation analysis method in Amos software (0.084). Results: The findings of this research indicated that Psychological Hardiness directly (0.085) and indirectly through psychological symptoms after COVID-19 (p<0.05) was able to significantly predict family functioning. Conclusion: According to the findings of this research, it seems that strengthening personal psychological structures in the face of environmental stressors can improve people's performance in dealing with these conditions.
۱۷۱.

اثربخشی آموزش بستۀ بازی مبتنی بر عزت نفس (حرمت خود) بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه: یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه، اختلالات رفتاری از جمله گوشه گیری و اضطراب است که موجب کاهش عزت نفس در آنان می شود. علی رغم این که عزت نفس می تواند به عنوان یک ضربه گیر برای مشکلات تحصیلی و رفتاری کودکان در نظر گرفته شود، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته های آموزشی مبتنی بر عرت نفس بر اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های گوشه گیری (شهیم، 1375) و اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر کاهش گوشه گیری و تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود مشاوران و معلمان مدارس ابتدایی برای کاهش اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری به خصوص گوشه گیری و اضطراب آن ها، از محتوای برنامه آموزش بازی مبتنی بر عزت نفس استفاده کنند.
۱۷۲.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۱۷۳.

مطالعه سازگاری روانی-اجتماعی مهاجرین موفق افغانستانی ساکن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۳
بزرگترین مجموعه مهاجرین در ایران، افغانستانی هستند. مهاجرت چالش های مختلفی را بر سر راه فرد مهاجر قرار می دهد. اما حتی با وجود شرایط نسبتا برابر، برخی از این مهاجرین می توانند در زندگی، کار و ابعاد مختلف تعاملات اجتماعی موفق تر از بقیه باشند. مساله مهم این است که زمینه های موثر بر سازگاری روانی - اجتماعی آنها در ایران چیستند؟ طرح پژوهش حاضر، مطالعه کیفی سازگاری روانی اجتماعی تجارب زیسته مهاجران افغانستانی ساکن ایران به روش «پدیدارشناسی توصیفی» است که در آن 21 نفر از شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد. نمونه های این مطالعه، توانسته اند یک تعادل مثبت بین هویت های فردی، اجتماعی، شغلی، فرهنگی و ملی خود ایجاد کرده و مسیرهای سازگاری موثر روانی - اجتماعی را طی کرده اند. از مهمترین مفاهیم نظری این تحقیق، نظریه مقابله و سبک های مقابله ای، نظریه ادغام و نظریه سازگاری است. پس از تجزیه و تحلیل داده ها از کدهای اولیه، 24 مضمون فرعی در قالب سه مضمون اصلی: وضعیت روانشناختی مهاجران، ظرفیت های مهارتی مهاجران، بسترهای موقعیتی مهاجران، استخراج گردید.
۱۷۴.

پیش بینی رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، به علت شرایط و نیازهای مراقبتی خاص کودک، با استرس های زیادی در زندگی روزمره مواجه هستند که ممکن است ادراک آن ها از فرزندپروری، معناهای زندگی و پیش بینی شان از آینده را تغییر داده و زمینه را برای بروز آزردگی های روانی، از جمله نشانگان افت روحیه آماده کند. این امر می تواند به نوبه خود باعث افزایش احتمال درگیرشدن آن ها در یک چرخه مزمن، منفی شود که متعاقباً رفتارهای ناسازگار کودک را تشدید و بر دشواری های فرزندپروری بیفزاید. این مطالعه با هدف پاسخ به این سؤال که آیا رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قابل پیش بینی است، انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر پایه یک طرح همبستگی بوده است. با مراجعه حضوری به مدارس کودکان استثنائی و مؤسسات توان بخشی مستقر در چهار جهت جغرافیایی شهر تهران و جلب همکاری مدیران و مادران، 130 نمونه از بین مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در رده سنی 6 تا 12 سال ساکن شهر تهران که شدت و سطح اختلال فرزندشان بر اساس مقیاس گارز-3 منطبق با معیارهای شمول بود، به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در زمستان 1401 انجام پذیرفت. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه «رفتارهای فرزندپروری - نسخه اختلال طیف اوتیسم»، آزمون «گارز-3» و پرسش نامه «نشانگان افت روحیه». داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 برای محاسبه رگرسیون خطی بین متغیرهای پیش بینی و ملاک پردازش شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشانگان افت روحیه می تواند به ترتیب 6 درصد، 8 درصد،  13/6 درصد و 4/5 درصد از تغییرات در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، انضباط، قوانین و تحریک رشد را پیش بینی کند نتیجه گیری: مادرانی که شدت نشانگان افت روحیه بیشتری را گزارش کرده بودند، رفتارهای انضباطی بیشتری از خود نشان داده، اما در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، قوانین و تحریک رشد، نمرات کمتری به دست آوردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان