میثم شعیب

میثم شعیب

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی، مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۹ مورد.
۱.

تحلیل فرایند ارتقای منتظران از سطحِ مهدی باوری به مرتبه مهدی یاوری بر اساس الگوی رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تحقق اهداف خود بوده است. هسته ی اصلی تحقیق، تحلیل محتوای کیفی آموزه های منسوب به امام رضاj در حوزه های تربیت، مهدویت و فرهنگ انتظار است. داده ها به صورت نظام مند از منابع اولیه حدیثی و متون معتبر تاریخی که به ثبت گفتار و سیره ی امام رضاj پرداخته اند، نظیر «عیون اخبار الرضا»، «مسند الامام الرضا» و دیگر منابع مرتبط شیعی، گردآوری شده است. فرایند تحلیل در چند مرحله انجام شد. نخست، تمام روایات و گزارش های مرتبط شناسایی و جمع آوری گردید. دوم، این متون به دقت مطالعه شدند تا مفاهیم، اصول و راهکارهای عملی مرتبط با تربیت منتظران استخراج شوند. سپس داده های استخراج شده تحت فرایند کدگذاری موضوعی قرار گرفتند و مضامین و دسته های تکرارشونده شناسایی و طبقه بندی شدند. این طبقه بندی به شناسایی مؤلفه های بنیادین چارچوب تربیتی منجر شد که شامل مبانی نظری، ابعاد شناختی-عاطفی (مهدی باوری) و شاخصه های عملی-رفتاری (مهدی یاوری) است. در نهایت، این مؤلفه ها در یک الگوی منسجم و نظام مند با عنوان «چارچوب رضوی برای تربیت تحولی منتظران» ترکیب شدند. این رویکرد کیفی، امکان درکی عمیق و دقیق از موضوع را فراهم آورد و به یک چارچوب ساختاریافته منتهی شد که هم از نظر نظری معتبر و هم برای نهادهای تربیتی، خانواده ها و سیاست گذاران فرهنگی، کاربردی است. یافته ها: تحلیل آموزه های رضوی به یک چارچوب جامع و سه بعدی برای تربیت تحولی منتظران منجر شد. این چارچوب به طور نظام مند، فرایند ارتقا از باور به یاری فعال را ترسیم می کند. بُعد اول شامل مبانی نظری است که عبارتند از: الف) تمایز مفهومی میان تربیت، تعلیم و اخلاق؛ ب) ماهیت تربیت دینی تحول آفرین با هدف ایجاد دگرگونی های عمیق در جهان بینی و شخصیت؛ و ج) تعریف «انتظار پویا» به عنوان یک حالت فعال و آماده باش، نه یک وضعیت منفعل. بُعد دوم، مؤلفه های اصلی مهدی باوری را به عنوان بنیان شناختی و عاطفی تشریح می کند. این مؤلفه ها عبارتند از: معرفت امام، به معنای کسب درکی عمیق و صحیح از جایگاه، ویژگی ها و رسالت جهانی امام مهدیf؛ ایمان به آینده روشن، یعنی پرورش باوری تزلزل ناپذیر به حتمیت فرج و استقرار جهانی عادلانه؛ و افق دید جهانی که به توسعه نگاهی فرامرزی و درک رسالت جهانی امامj برای تمام بشریت اشاره دارد. بُعد سوم، شاخصه های عملی مهدی یاوری را به عنوان تبلور رفتاری یک منتظر حقیقی مشخص می سازد. این شاخصه ها که هدف نهایی فرایند تربیتی هستند، شامل موارد زیر می باشند: آمادگی و خودسازی از طریق تلاش فعالانه برای کسب مهارت و دانش؛ خدامحوری با تطبیق زندگی با اراده الهی؛ عدالت خواهی و حساسیت نسبت به بی عدالتی؛ تخلق به فضائل امامj مانند تقوا و حکمت؛ زیستن با یاد امام از طریق حفظ ارتباط معنوی؛ و تعقل و بصیرت برای عبور از فتنه های دوران غیبت. علاوه بر این، پژوهش سازوکارهای عملی برای پیاده سازی این چارچوب را در دو سطح خانواده (مانند انتخاب همسر، تربیت معنوی) و جامعه (مانند ترویج معرفت، الگوسازی رسانه ای مؤثر) شناسایی کرد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با موفقیت یک الگوی تربیتی نظام مند را از آموزه های رضوی برای پاسخ به چالش ارتقای منتظران از مهدی باوری به مهدی یاوری تدوین کرد. یافته اصلی آن است که این گذار، خودبه خودی نیست، بلکه نیازمند یک فرایند تربیتی هدفمند و چندوجهی است که بر یک چارچوب منسجم استوار باشد. نوآوری این تحقیق در حرکت از مجموعه ای پراکنده از روایات به سوی یک مدل ساختاریافته و کاربردی است که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری را یکپارچه می سازد. این چارچوب نشان می دهد که بُعد عاطفی (محبت و ارادت) به عنوان یک کاتالیزور حیاتی عمل کرده و باور شناختی را به کنش عملی و یاری رسان تبدیل می کند. دلالت های نظری این الگو قابل توجه است، زیرا یک لنز تحلیلی برای درک عمیق تر میراث تربیتی اهل بیتb در حوزه مهدویت فراهم می کند. از نظر عملی، این چارچوب می تواند به عنوان یک ابزار تشخیصی و راهنمای عمل برای نهادهای تربیتی، سیاست گذاران و خانواده ها به کار رود و به آنها امکان می دهد تا ارزیابی کنند که آیا برنامه هایشان صرفاً در سطح باور باقی مانده یا توانسته اند زمینه یاری فعال را نیز فراهم آورند. این پژوهش افق های جدیدی را برای تحقیقات آتی می گشاید. در حالی که این مطالعه کیفی و مبتنی بر تحلیل متن بود، پژوهش های میدانی آینده می تواند میزان تحقق ابعاد این الگو را در جامعه کنونی ارزیابی کند. علاوه بر این، طراحی و آزمون بسته های آموزشی مبتنی بر این چارچوب می تواند به درک اثربخشی آن کمک کند. در نهایت، مطالعات تطبیقی میان سیره ی امام رضاj و سایر ائمهb در این زمینه، به غنای بیشتر این حوزه خواهد افزود. در نتیجه، چارچوب رضوی، یک نقشه راه استوار و اصیل برای پرورش نسلی از یاران شایسته و متعهد برای عصر ظهور ارائه می دهد.
۲.

سیر تطور فهم مفسران از آیه 28 سوره حج «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» با تأکید بر بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
آیه کلیدی «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» (حج: ۲۸) به‌دلیل گستردگی مفهومی، همواره میدانی برای چالش‌های تفسیری بوده و به تکثری از خوانش‌های ظاهراً متضاد، از منافع مادی فردی تا اهداف راهبردی امت، دامن زده است. این پژوهش با طرح این مسأله که چگونه می‌توان این سیر تطور را در یک چارچوب منسجم فهمید، با روش توصیفی- تحلیلی، مدلی نوآورانه مبتنی بر «امواج تفسیری هم‌زیست» ارائه می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که فهم «منافع» نه یک جایگزینی خطی، بلکه ظهور لایه‌های معنایی مکمل بوده است. موج نخست با محوریت «فرد»، منافع را در قالب دستاوردهای ملموس مادی (تجارت) یا معنوی (مغفرت) برای زائر تعریف می‌کرد. موج دوم، با یک جهش مفهومی، کانون توجه را به «امت» منتقل نمود و منافع را به ابعاد اجتماعی (وحدت و قدرت جمعی) و معنوی تحول‌آفرین (حج به‌مثابه مدرسه تربیت و بصیرت) گسترش داد. اوج این سیر، موج سوم و خوانش راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای است که با یک بازآرایی مفهومی، تمام منافع پیشین را از «اهداف نهایی» به «زیرساخت‌های کارامد» برای تحقق غایتی برتر، یعنی «قیام امت» (قِیَامًا لِلنَّاسِ)، تبدیل می‌کند. این پژوهش با ارائه این مدل، نه‌تنها الگویی برای فهم منسجم تاریخ تفسیر این آیه ارائه می‌دهد، بلکه به‌عنوان یک رویکرد روش‌شناختی، ظرفیت تحلیل تطور سایر مفاهیم کلیدی قرآن را نیز آشکار می‌سازد و بر پویایی اندیشه اسلامی در فعال‌سازی ظرفیت‌های راهبردی متون مقدس تأکید می‌نماید.
۳.

واکاوی رویکرد حکومت اسلامی به کثرت گرایی فرهنگی و زبانی در پرتو اصل قرآنی تعارف و احترام به تنوعات بشری به مثابه ی آیات الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۴
جهان معاصر به طور فزاینده ای با پدیده کثرت گرایی فرهنگی و زبانی روبه روست؛ پدیده ای که می تواند عامل غنا و شکوفایی تمدنی باشد یا، در صورت مدیریت نادرست، بستر منازعه و تجزیه اجتماعی. در چنین زمینه ای، مسئله چگونگی مواجهه یک حکومت اسلامی با تنوعات بشری اهمیتی ویژه پیدا می کند، به ویژه آنکه اسلام در متون مقدس خود، به ویژه قرآن کریم، اصول و مبانی روشنی برای تبیین نسبت میان تنوع و وحدت ارائه داده است. آیات کلیدی چون «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ...» (حجرات، ۱۳) و «وَمِنْ آیَاتِهِ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ» (روم، ۲۲) از سویی حکمت الهی در تنوعات و ضرورت شناخت متقابل را تأیید می کنند و از سوی دیگر، ملاک برتری را نه نژاد و قومیت بلکه تقوا معرفی می نمایند. در کنار این، مفاهیمی چون «امت واحده» و «اعتصام به حبل الله» چارچوبی وحدت بخش را ترسیم می کنند که می تواند تنوعات را در ذیل هدفی مشترک و ارزش مدار هماهنگ سازد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه می توان این دو اصل مکمل پاسداشت ارزش ذاتی تنوع و اولویت بخشی به وحدت ایمانی را به الگویی کارآمد برای حکمرانی اسلامی ترجمه کرد، به نحوی که هم از تهدیدات تفرقه جلوگیری شود و هم از فرصت های هم افزایی ناشی از تنوع بهره برده گردد. این پژوهش با هدف بازخوانی عمیق مبانی قرآنی مرتبط با کثرت گرایی و وحدت و استخراج دلالت های کاربردی آن ها برای حکمرانی در یک جامعه اسلامی شکل گرفته است. تمرکز اصلی بر این است که چگونه آموزه های قرآنی می توانند همزمان پذیرش و احترام به تنوعات زبانی، قومی و فرهنگی را با تقویت انسجام و هویت ایمانی جمع کنند. از این رو، تحقیق می کوشد چارچوبی الهیاتی راهبردی ارائه دهد که بتوان بر اساس آن، سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی دولت اسلامی را در محیط های متکثر به گونه ای سامان داد که ارزش های تنوع حفظ و شکوفا شود، در عین حال، همبستگی امت اسلامی تقویت گردد. هدف فرعی نیز تبیین تمایز میان مفهوم قرآنی «ملت» به معنای راه و شریعت آسمانی با مفهوم مدرن ملی گرایی است تا از خلط مباحث نظری و سوءبرداشت های هویتی جلوگیری شود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد «نقد مبانی» و استنباط راهبردی است. مرحله نخست، گردآوری داده ها از منابع اصیل شامل قرآن کریم و تفاسیر معتبر شیعه و سنی، همچنین اسناد و بیانات رهبران فکری جهان اسلام بوده است. در مرحله دوم، تحلیل محتوای آیات مرتبط صورت گرفت تا مفاهیم کلیدی همچون «تعارف»، «آیات الهی»، «امت واحده»، «حبل الله» و «ملت» از منظر مفسران کلاسیک و متأخر واکاوی شود. سپس، با مقایسه برداشت های فقهی، تفسیری و اندیشه سیاسی، نقاط اشتراک و افتراق آن ها شناسایی و برای استخراج اصول کاربردی در سیاست گذاری فرهنگی به کار گرفته شد. در نهایت، چارچوب پیشنهادی با استفاده از روش استنباطی، از سطح مفاهیم قرآنی به سطح راهکارهای اجرایی در حکمرانی ترجمه شد. بررسی آیات قرآن و تفاسیر نشان داد که نگاه قرآنی به کثرت گرایی فرهنگی و زبانی نه یک نگاه تهدیدمحور، بلکه فرصت محور است. اصل «تعارف» بیانگر این است که تنوعات قومی و زبانی به مثابه نشانه های الهی، بستر شناخت و تعامل سازنده میان انسان هاست و نفی یا تحقیر آن ها، مخالفت با سنت تکوینی خداوند محسوب می شود. در عین حال، قرآن معیار برتری و نظم دهی اجتماعی را تقوا می داند که هویتی فراگیرتر از تعلقات قومی و جغرافیایی ایجاد می کند. مفاهیمی مانند «امت واحده» و «حبل الله» تأکید دارند که جامعه ایمانی باید ذیل عقیده توحیدی تعریف شود و وحدت آن با تمسک به دین الهی و ارزش های مشترک حفظ گردد. داده های پژوهش همچنین نشان داد که تمایزگذاری میان مفهوم قرآنی «ملت»، که به دین و شریعت نسبت داده می شود، با مفهوم مدرن «ملت» در قالب دولت ملت، ضرورتی نظری و عملی است؛ چراکه اولی بر پایه ایمان و رسالت تعریف می شود و دومی عمدتاً بر مرزهای سیاسی و تعلقات تاریخی استوار است. می توان برای پژوهش نتیجه گرفت که برای حکومتی اسلامی، ترکیب دو اصل یادشده به صورت یک ساختار دوگانه اما مکمّل تنوع به عنوان یک واقعیت مشروع و وحدت ایمانی به عنوان جهت دهنده این تنوع می تواند مبنای سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی باشد. این ترکیب در عمل به راهبردهایی چون به رسمیت شناختن زبان ها و فرهنگ های مختلف در چهارچوب قانون و شریعت، رفع هرگونه تبعیض بر اساس قومیت یا زبان، ایجاد سازوکارهای نهادی برای گفت وگوی بین فرهنگی، و مقابله فعال با ایدئولوژی های تفرقه افکن منجر می شود. بدین ترتیب، حکومت اسلامی می تواند ضمن بهره مندی از ذخیره غنی تنوعات، هویت ایمانی و انسجام جامعه را تقویت کند و الگویی برای همزیستی مسالمت آمیز و پیشرفت تمدنی ارائه دهد که ریشه در اصول وحیانی دارد و پاسخگوی نیازهای پیچیده جامعه امروز است.
۴.

هم گرایی و واگرایی خوف و طمأنینه در مواجهه با ذکر الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
این پژوهش به بررسی چگونگی جمع میان دو حالت قلبی وجل (ترس) در آیه ۲ سوره انفال و طمأنینه (آرامش) در آیه ۲۸ سوره رعد، که هر دو به مؤمنان در مواجهه با ذکر الهی نسبت داده شده اند، از منظر مفسران می پردازد.با تحلیل دیدگاه های تفسیری، مشخص شد که وجل به معنای خوف و فزع ناشی از عظمت الهی، ترس از عقاب یا خوف از تقصیر است و نشانه ی کمال ایمان شمرده می شود.در مقابل، طمأنینه به معنای سکون و آرامش قلبی است که از یاد رحمت و ثواب الهی، یقین به توحید و تدبر در قرآن حاصل می گردد. مفسران بر عدم تنافی ذاتی میان این دو حالت تأکید ورزیده و آن را ناشی از تفاوت در نوع ذکر (جلال/جمال، عقاب/رحمت)، مراتب سلوک (وجل مقدمه طمأنینه) یا حالات درونی مؤمن (خوف از گناه/امید به فضل) دانسته اند؛ امری که در آیه ۲۳ سوره زمر(تقشعر جلود و لین قلوب) نیز منعکس شده است. در مقابل، قلوب غیرمؤمنان از این حالات بی بهره و ناآرام است و ذکر الهی بر آنان اثری ندارد یا موجب انزجار می شود؛ چرا که اطمینانشان به غیر خدا، ریشه ی اضطراب و شقاوت آنان است. هم گرایی خوف و طمأنینه، نشانه ی پویایی ایمان و راهنمای مؤمن در مسیر کمال معنوی است.
۵.

از نگاه تفسیری تا بنیاد فقهی؛ تحلیل تطور آیه ۹۹ سوره توبه به مثابه شرطیت «قصد قربت»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
آیه ۹۹ سوره توبه، موضوع تطوری بنیادین در منطق استنباط است. این آیه که در سنت تفسیری به مثابه «قضیه خارجیه» در مدح گروهی از اعراب فهمیده شده، در سنت فقهی امامیه به «قضیه حقیقیه» و بنیاد قاعده عام «لزوم قصد قربت» در عبادات بدل شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، سازوکارهای این گذار از توصیف به تجویز را کالبدشکافی می کند. یافته ها نشان می دهد این فرایندْ محصول تعامل نظام مند مبنایی کلامی (لزوم اخلاص در عبودیت) با ابزاری اصولی (تنقیح مناط) است. در این مدل، اصل کلامی زمینه را برای شناسایی آیه به عنوان مستندی مناسب فراهم می کند و سپس، ابزار اصولی با الغای خصوصیاتِ مورد، «نیت تقرب» را به عنوان «علت مدح» استخراج و تعمیم می دهد. این تعامل روشمند نه تنها گزاره ای توصیفی را به قاعده ای تأسیسی و فضیلتی اخلاقی را به شرط صحت فقهی ارتقا داده است، بلکه پویایی منطق قاعده سازی فقهی از متون تاریخی-اخلاقی قرآن را آشکار می سازد .
۶.

بررسی فقهی - روایی «سُحْت» در قرآن و روایات و انطباق آن با مسائل اقتصادی - اجتماعی معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
مفهوم «سحت» در متون دینی اسلام، به ویژه قرآن کریم و روایات معصومان (علیهم السلام)، به معنای مال حرام و درآمدهای نامشروع است که تأثیرات مخربی بر سلامت فرد و جامعه به همراه دارد. این مسئله به دلیل ارتباط مستقیم با فساد اقتصادی و اجتماعی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فقهی- روایی واژه «سحت»، بررسی معانی و مصادیق آن در متون دینی و تطبیق آن با چالش های اقتصادی و اجتماعی معاصر است. روش تحقیق به کاررفته در این مطالعه، توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها با بهره گیری از منابع معتبر قرآنی، روایی و فقهی، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که «سحت» در متون دینی به مصادیقی چون رشوه، ربا و معاملات فاسد اشاره دارد و به عنوان عاملی کلیدی در ایجاد فساد اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف سلامت اخلاقی معرفی شده است. در عصر حاضر، این مفهوم به شکل فعالیت های بانکی مبتنی بر ربا، رشوه خواری در نظام اداری و کسب درآمدهای نامشروع تبلور یافته است که به نابرابری و بی ثباتی اجتماعی منجر می شود. از این رو، اجتناب از «سحت» نه تنها یک اصل اخلاقی، بلکه ضرورتی برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی است.
۷.

تطبيق مبادئ إداره المعلومات القرآنيه في الحوكمه الحديثه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
تُعَدّ إداره المعلومات من المکوّنات الأساسیّه والاستراتیجیّه فی هندسه واستدامه أنظمه الحوکمه المعاصره. ففاعلیّه عملیات اتّخاذ القرار فی المستویات السیاسیّه العلیا، والاستقرار الاجتماعی، والأمن الوطنی ترتبط ارتباطًا وثیقًا بمنهجیّه تدفّق المعلومات وحُسن إدارتها. وفی إطار خطاب الحوکمه الحدیثه الذی یُؤکّد على التفاعلات المعقّده بین الدوله والمجتمع المدنی والقطاع الخاص فی إداره الشؤون العامّه، تتجاوز وظیفه إداره المعلومات حدود الآلیّات البیروقراطیّه البحته لتغدو عنصرًا حیویًّا فی تعزیز الشفافیّه والمساءله والمشارکه. ویُقدّم النظام القانونی والقیمی للإسلام مقاربه متمیّزه ومتعدّده الأبعاد لهذه القضیّه؛ بحیث إنّ إداره المعلومات لا تُعَدّ مجرّد أداه لزیاده کفاءه النظام، بل هی جزء لا یتجزّأ من فلسفه وأصول الحوکمه الإسلامیّه، وترتبط ارتباطًا عمیقًا بالأسس العقدیّه والأخلاقیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه. وتُشکّل الآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء نصًّا محوریًّا فی الأدبیّات القرآنیّه، إذ تتناول بصوره مباشره المتطلّبات الأساسیّه فی التعامل مع المعلومات الحسّاسه فی المجتمع الإسلامی، وتقدّم تعالیم قیّمه للتنظیر وتطبیق إداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. الهدف الرئیس من هذا البحث هو استکشاف وبیان تحلیلی- تفسیری لمبادئ ومتطلّبات إداره المعلومات فی نظام الحوکمه الإسلامی، مع الترکیز على تحلیل الآیه المبارکه ۸۳ من سوره النساء. ویسعى هذا البحث، من خلال التعمّق فی الطبقات الدلالیّه للآیه وآراء المفسّرین، إلى استنباط إطارٍ مفهومی لإداره المعلومات من منظور القرآن فی سیاق الحوکمه، وإبراز دلالاته العملیّه فی مواجهه التحدّیات المعلوماتیّه المعاصره. وبناءً على ذلک، صیغ السؤال الرئیس للبحث على النحو الآتی: ما هی المبادئ والأسس التی تقدّمها الآیه ۸۳ من سوره النساء لإداره المعلومات فی منظومه الحوکمه الإسلامیه؟ وکیف تتوافق هذه المبادئ مع الأبعاد العقدیّه والسیاسیّه والإداریّه والاجتماعیّه للحوکمه، وتملک فی الوقت ذاته قابلیّه التکیّف مع ظروف وتحدّیات العصر الراهن؟ أُنجز هذا البحث باعتماد منهج نوعی وبطبیعه وصفیّه - تحلیلیّه. وقد ارتکزت منهجیّه الدراسه على تحلیل المحتوى التفسیری (Content Analysis) للآیه الکریمه ۸۳ من سوره النساء. تکشف النتائج الرئیسه للبحث عن إطار متعدّد الأبعاد ومنهجی قدّمته الآیه ۸۳ لإداره المعلومات فی سیاق الحوکمه الإسلامیّه. ویُظهر البحث بوضوح أنّ هذه الآیه لم تقتصر على معالجه إداره المعلومات فی ظروف خاصّه بعصر صدر الإسلام، بل إنّها ترسم إطارًا شاملاً ودینامیکیًّا لإداره المعلومات فی مختلف أبعاد نظام الحوکمه الإسلامی عبر العصور. هذا الإطار الذی یقوم على مبادئ المرجعیّه الصالحه (عقدیّه وسیاسیّه)، والتحلیل التخصّصی (إداری)، والمسؤولیّه الجماعیّه (اجتماعیّه- تربویّه)، یوفّر نموذجًا نظریًّا وعملیًّا للحوکمه الرشیده. وتُبرز النتائج الطاقه الفریده للتعالیم القرآنیّه فی تقدیم حلول جذریّه لإشکالیّات إداره المعلومات والحوکمه فی المجتمعات الحدیثه، مؤکّدهً الحاجه إلى إعاده النظر فی المقاربات السائده، بالاستناد إلى الأسس الدینیّه ودمجها بالمعرفه المعاصره.
۸.

تدمیر «عرش» یا «عریش»؛ مطالعه تطبیقی رویکردهای لغوی-کلامی به مفهوم «یَعْرِشُونَ» و دلالت آن بر تصویر تمدن فرعونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی واتخاذ رویکردی تطبیقی،به کالبدشکافی مناقشه تفسیری بنیادین پیرامون واژه «یَعْرِشُونَ»در آیه ۱۳۷ سوره اعراف می پردازد.این آیه که نقطه اوج رویارویی بنی اسرائیل و فرعونیان است، با این عبارت به پایان می رسد وتأثیری عمیق بر بازنمایی ماهیت تمدن فرعونی و فلسفه تدمیر الهی دارد.مسئله محوری تحقیق، فراتر از یک اختلاف لغوی، بر این پرسش استوار است که آیا «یَعْرِشُونَ» به «بناها و کاخ های رفیع»(عَرش) به مثابه نماد قدرت و استعلا، اشاره دارد یا ناظر بر «باغ ها وتاکستان های داربستی»(عَریش) به عنوان مظهر رفاه و تجمل است.یافته ها نشان می دهد که هر دو معنا از ریشه لغوی مشترک «ارتفاع» منشعب شده ودر میراث تفسیری فریقین،به شکل گیری دو پارادایم تحلیلی متمایز انجامیده است.خوانش نخست،تمدن فرعونی را نماد«استکبار معماری» و «علوّ» سیاسی معرفی می کند که «تدمیر» الهی،نمادهای فیزیکی قدرت استیلاگر آن را هدف گرفته است. خوانش دوم، این تمدن را نماد«اتراف مادی» و رفاه مبتنی بر غفلت می داند که تدمیر،بنیان های اقتصادی آن را نابود ساخته است.تحلیل تطبیقی تفاسیر،یک سیر تحول روش شناختی را آشکار می سازد که از ترجیح یک معنا در آثار متقدم به سمت یک رویکرد ترکیبی و جامع در آثار متأخر حرکت کرده است. نتایج بیانگر آن است که ابهام موجود دراین واژه یک صنعت بلاغی هدفمند و ایجازی است که بر اساس آن،«تدمیر» الهی به صورتی کاملاً جامع، هر دو بُعد قدرت استکباری و رفاه مفسده آمیز تمدن فرعونی را در بر می گیرد؛ یعنی هم «عرشِ» استیلا وهم «عریشِ» اتراف را شامل می شود و نشان می دهد که سقوط تمدن ها از منظر قرآن، ریشه در پیوند این دو مؤلفه دارد.
۹.

رمزگشایی از تناقض ظاهری نفی تکذیب پیامبر واثبات انکار آیات الهی در گفتمان تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۸
آیه ۳۳ سوره انعام، به دلیل جمع میان نفی تکذیب پیامبر(ص) («فَإِنَّهُمْ لَا یُکَذِّبُونَکَ») و اثبات جحود آیات الهی از سوی مخالفان («وَلَکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیَاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ»)، همواره یکی از چالش های برجسته در گفتمان تفسیری بوده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی ورویکردی هرمنوتیکی به آراء مفسران، در پی رمزگشایی از این تناقض نمای معرفتی و تبیین راهبردهای تفسیری ارائه شده برای حل آن است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مفسران برای جمع میان این دو گزاره، راهکارهای تفسیری متعددی را مطرح کرده اند، از جمله: ۱) تفکیک میان باور قلبی و انکار زبانی (تصدیق باطنی صدق پیامبر به دلیل انگیزه هایی چون حسادت و حفظ منافع)؛ ۲) تمایز میان متعلق تکذیب (شخص پیامبر در برابر محتوای رسالت)؛ ۳) تفسیر نفی تکذیب به مثابه عجز مخالفان از اقامه برهان؛ ۴) بهره گیری از قرائت مخفف (لَا یَکْذِبُونَکَ) به معنای عدم توانایی در ابطال حق؛ و ۵) ارجاع تکذیب نبی به تکذیب مُرسِل (خداوند). نتیجه کلیدی پژوهش آن است که این راهکارها، به ویژه با تاکید بر تصدیق قلبی مخالفان و ارجاع تکذیب به خداوند، ضمن رمزگشایی از تناقض ظاهری، ابعاد روانی اجتماعی انکار و حکمت تسلی بخش الهی در آیه را به بهترین شکل تبیین می کنند و فهم جامع آیه در گرو نگاهی ترکیبی به این ابعاد است.
۱۰.

تطور معنای وِراثَت ارض در تفاسیر؛ گذار از تبیین سرزمینی -اخروی به حاکمیت جهانی صالحان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، وعده ای الهی مبنی بر وراثت زمین توسط بندگان شایسته را مطرح می سازد. با این حال، ابهام در مصادیق کلیدواژگانی چون «الارض» و «الصالحون»، این آیه را به یکی از پرچالش ترین مباحث تفسیری بدل کرده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکردی تاریخی-تطبیقی، سیر تطور معنای «وراثت ارض» را در تفاسیر فریقین (شیعه و سنی) از متقدمان تا دوره معاصر ردیابی می کند. هدف، شناخت پارادایم های اصلی تفسیری و تحلیل چگونگی گذار از تبیین های محدود سرزمینی-اخروی به چشم انداز حاکمیت جهانی صالحان و نیز تطور مفهوم «صلاح» از امری فردی به صلاحیتی تمدنی است. یافته ها نشان می دهد که در تفاسیر سلف، معنای وراثت عمدتاً به بهشت یا سرزمین مقدس محدود بود. در دوره میانی، دیدگاه ها در سنت اهل سنت به وراثت امت محمد (ص) و در سنت امامیه به دولت جهانی مهدوی(عج) نظام مند شد. در دوره معاصر، وراثت ارض به مثابه یک سنت اجتماعی و قانون علّی و معلولی الهی بازخوانی شده که تحقق آن منوط به کسب صلاحیت های جامع تمدنی است. این گذار تحت تأثیر جایگزینی و تعمیم ادله روایی و نیاز به ارائه الگوهایی برای پیشرفت در مواجهه با تحولات اجتماعی صورت پذیرفته است. واژگان کلیدی: وراثت ارض، آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، تفاسیر فریقین، سیر تطور معنایی، حاکمیت صالحان، ارض جنت، ارض مقدسه، دولت مهدوی، سنت اجتماعی، مفهوم صلاح
۱۱.

دیالکتیک «تَعارُف» و «اِعتصام» صورت بندی الگوی قرآنیِ هم گرایی هویت ملی و امت اسلامی در اندیشه آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
این پژوهش با هدف نظریه پردازی در باب نسبت «هویت ملی» و «امت اسلامی»، به صورت بندی الگوی هم گرای قرآنی بر اساس دیالکتیک دو اصل «تعارف» و «اعتصام» و تحلیل کاربست آن در اندیشه راهبردی آیت الله خامنه ای می پردازد. این مهم با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از «تحلیل محتوای کیفی» انجام شده است. جامعه تحقیق شامل تفاسیر کلیدی قرآن کریم و مجموعه بیانات آیت الله خامنه ای است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند و روایی تحقیق از طریق اعتبارسنجی متقابل منابع تأمین شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که قرآن کریم از طریق دیالکتیک دو اصل «تعارف» (تأیید کثرت هویتی ذیل آیه ۱۳ حجرات) و «اعتصام» (الزام به وحدت فراملی ذیل آیه ۱۰۳ آل عمران)، یک الگوی پویا را صورتبندی می کند. سنتز این دیالکتیک از طریق محور استعلایی «تقوا» (حجرات: ۱۳) محقق می شود که با ابطال سلسله مراتب جاهلی، کثرت ها را در ذیل یک امت واحده منسجم می سازد. این الگوی نظری در اندیشه آیت الله خامنه ای به یک «راهبرد مقاومت» عملیاتی در برابر راهبرد تفرقه افکنانه نظام سلطه بدل می شود که در آن، هویت های ملی ضمن حفظ موجودیت خود، در چارچوب امت واحده به انسجام و قدرت راهبردی دست می یابند.
۱۲.

پژوهشی در شرطیت «دوام» در صحّت وقف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۱
جستار حاضر به واکاوی انگاره مشهور فقیهان در مورد شرطیت دوام در صحّت وقف، با روش توصیفی- تحلیلی پرداخته است. برای این دیدگاه ادله ای مانند اجماع، اخذ تأبید در ماهیت وقف، استعمال لفظ «وقف» در روایات، مانع عقلی و برخی روایات خاصه ذکر شده است که پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی با بررسی تک تک ادله و جمع بندی آن ها به این نتیجه رسیده است که هیچ کدام، یارای اثبات چنین ادعایی را ندارند دلیل عمده بر اشتراط این قید، اجماع مدرکی است و حتی مخالفانی حتی از متقدّمان دارد. ادلّه خاصّه و روایات اقامه شده، توانایی اثبات چنین مدعایی ندارد چرا که طبق ادله، ماهیت وقف اقتضای تأبید را نداشت و لفظ وقف هم نه از لحاظ لغت و نه اصلاح چنین دلالتی نداشت. نتیجه دیگر آنکه طبق مبنای فقیهانی که وقف را نوعی تملیک می-دانند، از آن رو که ملکیت از اعتباریات است منعی وجود ندارد که قابلیت تحدید داشته باشد و طبق مبنای «تحبیس» یا «ایقاف عین» هم اعم بوده و شامل دائم و موقت یا منقطع شده و ادله روایی خاص، آن را تابع اراده واقف دانسته است. و نهایت آنکه دوام، مقتضی اطلاق وقف است نه آنکه مقتضی ذات آن باشد و با دقت در عبارات، سیر بحث و ادله فقیهان در مسئله «وقف منقطع» روشن شد طبق مبنای شرطیت دوام در «وقف موقّت»، دیدگاه صحّت به عنوان وقف در «وقف منقطع» هم با اشکال مواجه است.
۱۳.

چالش دلبستگی به دنیا و راهکار تربیت قرآنی با تأکید بر مفهوم «مدّ العینین» و «رزق ربّانی»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
دلبستگی مفرط به دنیا، چالشی ریشه دار در تجربه انسانی است که قرآن کریم آن را «زهره الحیاه الدنیا» می خواند. این ویژگی در صورت افراط، به غفلت، اشتغال ذهنی، انحراف از حق و سقوط در دام فتنه های دنیوی منجر می شود، با پیامدهایی چون حسرت، اضطراب و آشفتگی خاطر. این پژوهش، با هدف ارائه الگوی تربیتی قرآنی برای مواجهه با این معضل، بر دو مفهوم محوری «مدّ العینین» و «رزق ربّانی» تمرکز دارد. «مدّ العینین»، به معنای پرهیز از نگاه با رغبت به آنچه دیگران دارند، نقش پیشگیرانه دارد. این نهی قرآنی با کنترل نگاه، از ورود جاذبه های مادی و حسرت به قلب جلوگیری کرده و فرد را از تأثیرپذیری تجملات بازمی دارد. در مقابل، «رزق ربّانی» شامل ثواب اخروی، هدایت، ایمان و قناعت به رزق حلال، نقش ایجادی و مکمل دارد. این رزق، که بهتر و پایدارتر از متاع دنیوی است، قلب را با ارزش های پایدار سیراب می کند. هم افزایی این دو مفهوم، الگویی جامع و منسجم با جنبه های پیشگیرانه و ایجادی ارائه می دهد. «مدّ العینین» سد راه وسوسه ها و جاذبه های دنیوی می شود، در حالی که «رزق ربّانی» با تقویت درونی، قلب را در برابر نوسانات مادی مقاوم ساخته و به طمأنینه الهی می رساند. این الگو به تحقق آرامش نفس، زهد حقیقی و زندگی متعادل کمک کرده و با هدف قرار دادن ریشه های دلبستگی به دنیا، به تربیت جامع انسان یاری می رساند.
۱۴.

بازخوانی مناقشه ابو ذر و حاکمیت بر سر آیه کنز به مثابه تلاقی دو پارادایم رقیب در فقه اقتصادی اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
آیه ۳۴ سوره توبه، با نهی قاطع از زراندوزی، از همان صدر اسلام به یکی از گره گاه های بنیادین در اندیشه اقتصادی اسلام بدل شد. این پژوهش با هدف فراتر رفتن از گزارش های تاریخی، به کالبدشکافی نزاع ابوذر غفاری و حاکمیت بر سر این آیه می پردازد تا آن را نه فقط به مثابه تلاقی دو پارادایم اقتصادی رقیب، بلکه به عنوان یک نبرد سیاسی بر سر مرجعیت تفسیری نیز بازخوانی کند. تحقیق حاضر با روش اسنادی و رویکرد تحلیلی-تطبیقی، به بازسازی استنباطی این دو جهان بینی بر پایه متون اصلی تفسیری و روایی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد «پارادایم جواز مشروط» حاکمیت، با ارائه تعریفی تکلیف محور از «کنز» (مال فاقد زکات)، فقهی معطوف به حقوق فردی و ثبات سیاسی را نمایندگی می کرد. در مقابل، «پارادایم عدالت توزیعی» ابوذر، با خوانشی مبتنی بر آسیب شناسی روانی-اخلاقی زراندوزی و پیامدهای اجتماعی آن (مازاد بر نیاز)، فقهی معطوف به مصالح عمومی و عدالت توزیعی را بنیان نهاد. در نهایت، این مقاله با معرفی «نظریه مشروطیت حکومتی» به مثابه خوانشی سوم، یک چارچوب تحلیلی برای فهم ظرفیت دیالکتیکی فقه اسلامی در ایجاد موازنه میان دو ارزش «حقوق مالکیت» و «عدالت اجتماعی» بر اساس مصالح زمانه ارائه می دهد. کلیدواژگان: آیه کنز؛ ابوذر غفاری؛ عدالت اجتماعی؛ فقه اقتصادی؛ نظام مالکیت در اسلام
۱۵.

شرط ارتکازی استیلاد در نکاح دائم: تحلیلی بر مبانی فقهی و آثار حقوقی آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، وضعیت حقوقی سکوت زوجین درباره فرزندآوری در عقد نکاح دائم را در فقه امامیه و اهل سنت تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که اختلاف این دو مکتب در تفسیر سکوت طرفین، نه صرفاً یک تفاوت فرعی، بلکه ناشی از تقابل دو نظام فلسفی در تبیین ماهیت قراردادهاست. درحالی که هر دو مکتب فقهی فرزندآوری را از مقتضای ذاتی عقد نکاح نمی دانند، در مواجهه با سکوت زوجین، دو رویکرد متمایز ظهور می کند: فقه امامیه با اتکا به پارادایم مقاصدی-عرفی، سکوت را به مثابه شرط ضمنی (ارتکازی) تفسیر می کند و با استناد به عرف و اهداف عقلایی ازدواج، در صورت امتناع یک طرف از فرزندآوری، ضمانت اجرای عسر و حرج را به رسمیت می شناسد. در مقابل، فقه اهل سنت با پیروی از پارادایم شکل گرایانه- لفظی، تنها اراده صریح را معتبر می داند و در غیاب شرط صریح، هیچ تعهد یا ضمانت اجرایی را قابل استناد نمی داند. این پژوهش استدلال می کند که مسئله استیلاد، کلیدی برای بازخوانی تفاوت های بنیادین در مبانی تفسیر قرارداد در فقه اسلامی است و بر ضرورت تصریح توافقات مرتبط با فرزندآوری در عقد نکاح تأکید می ورزد. یافته ها علاوه بر کاربرد در مطالعات فقه تطبیقی، پیامدهای عملی برای تقنین در حقوق خانواده دارد.
۱۶.

از متنی روایی تا کارکردی دعایی: تحلیل فرآیند تبدیل گزاره قرآنی «لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» از زمینه داستانی به ابزاری حِرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
قرآن کریم به عنوان متن مقدس مسلمانان، در بسترهای فرهنگی و اعتقادی مختلف، کارکردهای نوینی یافته است. یکی از مصادیق شایان توجه این پویایی، تحول کارکردی فراز «لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (قصص/۲۵) از یک گزاره در بافت روایی داستان حضرت موسی(ع) به ابزاری دعایی حرزی در سنت نیایشی شیعه است. این پژوهش به تبیین چگونگی و چرایی این گذار معنایی می پردازد. ضرورت و اهمیت پژوهش از آن جهت است که علی رغم توجه متون تفسیری به بافت تاریخی آیه و اشاره متون ادعیه به کاربرد حرزی آن، خلأ پژوهشی در مورد تبیین نظام مند سازوکارهای این تحول به چشم می خورد. در همین راستا، سؤال اصلی جستار حاضر این است که چه ویژگی های زبانی این گزاره را برای خروج از بافت نخستین و پذیرش کارکردی جدید مستعد ساخته است و این تحول بر چه بستری صورت پذیرفته است؟ در پی پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی تطبیقی، به مقایسه دو گفتمان روایی تفسیری و دعایی تعویذی پرداخته است. یافته های پژوهش  نشان می دهد که این تحول، محصول تعامل سه سازوکار اصلی بوده است: ۱. سازوکار زبانی (ایجاز، قطعیت فعل ماضی و عام بودن واژه «الظَّالِمِین») که امکان انتزاع از بافت داستانی و تعمیم پذیری را فراهم کرده است؛ ۲. سازوکار روان شناختی (هم ذات پنداری با کهن الگوی موسی(ع) به عنوان مؤمنی در اوج بی پناهی) که به فرد امکان بازآفرینی تجربه نجات را می دهد؛ ۳. سازوکار اعتقادی (تعمیم سنت نصرت الهی به عنوان قانونی جاری) که به این کاربست مشروعیت می بخشد. این پژوهش در نهایت نتیجه می گیرد که این دگرگونی، نمونه ای روشن از حیات ثانویه متن مقدس در بستر فرهنگ دینی است، اما درعین حال نسبت به خطر تقلیل معنایی و غفلت از پیام های کنش گرایانه روایت اصلی هشدار می دهد.
۱۷.

درنگی در دلالت روایات «کلب الصید» با تکیه بر دیدگاه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۷۰
 از مباحثی که از دیرباز در کتب فقها موردبحث بوده، بیع کلاب است؛ ازآن رو که عمده دلیل این مسئله، روایات است و ظاهر آن ها جواز بیع کلب «صید» است مشهور فقهای متقدّم، بیع کلاب نافع دیگر را جایز ندانسته اند، برخی هم مانند شیخ مفید جواز را اختصاص به صید سلوقی داده اند، در مقابل مشهور متأخران با دقت در روایات و جمع بندی امارات، به این نتیجه رسیده اند که «صید» در روایات، عنوان مُشیر برای تمام کلابی است که دارای منفعت محلله مقصوده باشند. یکی از ابتکارات فقهی امام خمینی در همین باب است که با دقت نظر در روایات باب به این نتیجه رسیده است که تمامی کلابی که منفعت محلله داشته باشند داخل در عنوان «صید» شده و عنوان اساسی صحت بیع، ملکه صید است. پژوهش حاضر پس از بررسی دیدگاه فقها به تفصیل دیدگاه امام خمینی را بررسی کرده و درنهایت با دلایلی که ارائه داده یکی دیگر از احتمالات ایشان را تقویت کرده و به این نتیجه رسیده که عنوان محوری روایات، «معلّم» بودن است و فروش هر کلبی که در جهات محلله مقصوده آموزش ببیند جایز است و «صید» هم یکی از این مصادیق است.
۱۸.

مبانی فقهی فرهنگ سازی عبادی، اجتماعی و سیاسی «احسان»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
«احسان» به عنوان یکی از مفاهیم محوری در قرآن، با ویژگی هایی نظیر تقوا، صبر، استقامت و جهاد پیوندی عمیق دارد. این ویژگی ها به عنوان ارکان اصلی احسان، نقشی اساسی در تقویت و توسعه فرهنگ ایثار، گذشت و مسئولیت پذیری در جوامع اسلامی ایفا می کنند. در این پژوهش، به بررسی مبانی فقهی فرهنگ سازی عبادی، اجتماعی و سیاسی «احسان» پرداخته می شود. با تکیه بر آیات قرآن کریم و روایات مرتبط با دوره صدر اسلام، تلاش شده است تا نقش «احسان» در شکل دهی به فرهنگ اسلامی تبیین گردد. طبق یافته های تحقیق در بخش عبادی، «احسان» موجب تعمیق ارتباط فرد با خداوند شده و باعث می شود که اعمال عبادی با نیتّی خالصانه تر و معنویت بیشتری انجام شوند. این امر نه تنها به ارتقاء فردی کمک می نماید، بلکه در کل جامعه نیز به افزایش تقوا و معنویت منجر می شود. در زمینه فرهنگ سازی اجتماعی، احسان در تقویت عدالت، همبستگی و همدلی میان افراد جامعه تأثیر قابل توجهی دارد. این ویژگی ها باعث کاهش تضادها و ایجاد هماهنگی بیشتر در جامعه می شود. در حوزه سیاست، «احسان» به عنوان معیاری برای گسترش عدالت اجتماعی و مسئولیت پذیری در حکومت اسلامی مطرح می شود. «احسان» می تواند به عنوان یک الگوی جامع، به ساختن جامعه ای بر پایه عدالت، معنویت و تعاملات اجتماعی سالم کمک کند. این مفهوم در عصر حاضر، به عنوان راه حلی برای چالش های فرهنگی و اجتماعی و الگویی موثر برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه معرفی می شود و می تواند به تحقق جامعه ای متعادل و پایدار بر اساس ارزش های اسلامی کمک کند.
۱۹.

تحلیل رهیافت های اقتصادی در آیات ۱۵۳-۱۵۱ سوره انعام (با تأکید بر منع فقر، مدیریت مال یتیم و عدالت در معاملات)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
آیات ۱۵۱تا ۱۵۳ سوره انعام، به عنوان وصایای بنیادین و «محکمات» قرآنی، رهنمودهای اقتصادی مهمی ارائه می دهند؛ امّا با وجود توجه مفسران و مؤلفان کتب فقه القرآن نسبت به آنها، ارائه تحلیلی نظام مند در مورد آن ها برای تبیین بنیان های یک نظام اقتصادی عدالت محور، کمتر کاویده شده است. این پژوهش با هدف استخراج و تبیین اصول اقتصادی این آیات، به ویژه در مقابله با فقر، مدیریت مال یتیم، و عدالت در معاملات، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که آیات مذکور چه مبانی و راهکارهای عملی برای نظام اقتصادی عادلانه و منطبق با «صراط مستقیم» ارائه می دهند؟ با رویکرد تفسیری-تحلیلی و روش تحلیل محتوای کیفی متون تفسیری و آثار فقه القرآن، نتایج نشان می دهد آیات مذکور، ضمن تحریم قتل فرزندان از بیم فقر (إملاق) با تأکید بر رازقیت الهی، بر لزوم حفاظت و رشد مال یتیم «بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» تا بلوغ و رشد عقلی و وجوب رعایت کامل و عادلانه کیل و میزان «بِالْقِسْطِ» در مبادلات تأکید دارند. همچنین، ضرورت عدالت در گفتار (وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى) و وفای به عهود (از جمله قراردادهای اقتصادی) به عنوان ارکان اعتماد و سلامت روابط اقتصادی تبیین شده است. تحلیل آیه ۱۵۳، این رهنمودها را جزء لاینفک «صراط مستقیم» و التزام به آن ها را مسیر دستیابی به تقوا و زیربنای نظام اقتصادی عادلانه معرفی می کند.
۲۰.

مبانی و اصول حکمرانیِ توحیدی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
حکمرانی توحیدی به عنوان نظامی مبتنی بر ارزش های اخلاقی و اعتقادات دینی می کوشد عدالت، حقوق انسانی و ارزش های اخلاقی را محقق سازد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکنیک داده بنیاد، مبانی و اصول حکمرانی توحیدی در قرآن کریم را بررسی کرده است. هدف اصلی پژوهش، بررسی نقش اساسی این مبانی در تشکیل نظام اجتماعی توحیدی و عدالت محور است و اهمیت آنها را در ایجاد توازن اجتماعی و تحقق عدالت مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. این مطالعه با تأکید بر چهار مبنای هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی و معرفت شناسی به تحلیل این اصول پرداخته است. ازجمله این اصول می توان به اصل توحید، نفی طاغوت، راهنماشناسی، نصرت الهی، مردم پایگی، فطرت، خلیفه الهی بودن، کرامت، حکمت، عقلانیت، اعتقاد به سنت های الهی و عدالت اشاره کرد. نتایج نشان می دهد شناخت دقیق این اصول بهبود فرایند حکمرانی را آسان می کند و با رعایت اصول توحیدی، امکان رسیدن به سعادت دنیا و آخرت وجود دارد که هدف اصلی حکمرانی توحیدی است. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان