طلیعه خادمیان

طلیعه خادمیان

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۶ مورد از کل ۳۶ مورد.
۲۱.

بررسی مدیرت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان (مورد مطالعه: زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۳۱۱
هویت اجتماعی دانش و تعلق فرد به گروه اجتماعی خاص است که فرد بر حسب تعلق و وابستگی به معرفی خود می پردازد و هویت در روابط جاری یا تصورات انسان ها از خود و دیگران شکل می گیرد و هویت اجتماعی متاثر از عوامل ظاهری و تصویر بدنی است. این پژوهش درصدد بررسی وضعیت مدیریت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان شهر سنندج است. چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز، اروینگ گافمن و هنری تاجفل است و روش تحقیق پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که بر روی 450 نفر از زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است و پس از حذف داده های پرت به 441 نمونه دست یافتیم. بر اساس نتایح پیرسون، بین هویت اجتماعی و مدیریت بدن(503/0=r) و عوامل ظاهری؛ پذیرش اجتماعی(510/0=r)، تمایزطلبی(250/0=r) و منزلت اجتماعی(189/0=r) رابطه معناداری وجود داردبه عبارتی مدیریت ظاهری و توجه بدن عامل هویتی برای پذیرش و تمایزطلبی و بهبود و نمایش منزلت اجتماعی در بین زنان است.و طبق نتایج آزمون رگرسیون؛ پذیرش اجتماعی بیشترین تاثیر را بر شکل دهی هویت اجتماعی زنان دارد. در واقع مدیریت ظاهری و تنظیم، طراحی و خودآرایی، ساخته و پرداخته هویت اجتماعی زنان است وآنها دائماً در حال ساخت بدن هستند تا ظاهری متمایز و مثبت در تعامل با دیگران ایجاد کنند که باید از فرصت مدیریت بدن برای طراحی مدل و هویت ایران و انسجام اجتماعی و توانمندسازی زنان بهره گرفت.
۲۲.

تحلیل جامعه شناختی احساس تعهد اجتماعی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۹۸
از آنجا که تعهد اجتماعی از مؤلفه های اصلی اخلاق و تعیین کننده نظم اجتماعی است، این مقاله با هدف بررسی میزان احساس تعهد اجتماعی شهروندان شهر تهران ارائه شده و در آن عوامل مؤثر بر این متغیر بررسی می شود.این تحقیق به روش کمی و از طریق پیمایش انجام شده است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران مشخص شد و 384 نفر از ساکنان بیش از 18 سال شهر تهران از طریق نمونه گیری احتمالی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه حضوری صورت گرفت. پایایی تحقیق با آلفای کرونباخ و اعتبار آن از طریق اعتباریابی صوری حاصل شد.براساس یافته ها، میانگین احساس تعهد اجتماعی مردم 8/3، میزان اجتماعی شدن 9/3، میزان دینداری 0/3، رضایت از زندگی 7/2، فراوانی مبادله 2/3، احساس آنومی 1/2 و ضریب همبستگی هرکدام از این متغیرهاا با متغیر وابسته به ترتیب 65/0 و 53/0 و 35/0 و 14/0 و 22/0- است. با سطح معناداری کمتر از 5 درصد، همه فرضیه ها تأیید شدند.جز احساس آنومی که با متغیر وابسته رابطه معکوس دارد، سایر متغیرها با احساس تعهد اجتماعی رابطه مستقیم دارند. احساس تعهد اجتماعی افراد در مقاطع تحصیلی مختلف با هم متفاوت و در مردان بیشتر از زنان است. R2 نیز 53 درصد است. نتایج تأثیر جدی متغیرهای اشاره شده بر احساس تعهد اجتماعی را تأیید می کند که می تواند به برنامه ریزی و سیاست گذاری مسئولان دستگاه های دولتی کمک کند.
۲۳.

تجربه زیسته نقش های زنانه در بین مهاجرین افغانستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹
زنان مهاجر افغانستانی، به عنوان بخش غیررسمی جامعه ایرانی، احساساتی را در ساختار خانوادگی و اجتماعی تجربه می کنند که می تواند در تولید یا بازتولید یک محیط فرهنگی، ورای آسیب شناسی آن، تأثیرگذار باشد. مطالعه پیش رو، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری، در پی روایت تجربه زیسته زنان مهاجر افغانستانی است. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته است و داده ها از طریق مصاحبه با 25 زن 18 تا 40 ساله ساکن در مناطق جنوبی شهر تهران جمع آوری و طبق مدل ون منن تحلیل شدند. برخی از مضامین اصلی استخراج شده، مانند بحران هویت، تشویش، و بسندگی به وضعیت موجود، نشان می دهند سنت های جامعه مبدأ، همچنان قدرتمندانه زندگی زنان مهاجر را تحت تأثیر قرار می دهند. توجه به نتایج چنین مطالعاتی در سطوح خرد و کلان سیاست گذاری فرهنگی ضروری است. در راستای مدیریت برنامه های حمایتی از مهاجران و سیاست های جمعیتی مانند فرزندآوری توصیه های سیاستی لازم ارائه شده است.
۲۴.

بررسی نقش ابعاد ذهنی احساس امنیت در مشارکت اجتماعی مرزنشینان (مورد مطالعه: روستاهای مناطق مرزی استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۷۸
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش سویه های ذهنی احساس امنیت در مشارکت اجتماعی مرزنشینان استان کردستان در ابعاد رسمی و غیر رسمی است. روش تحقیق از نوع پیمایشی، به لحاظ زمانی مقطعی، و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. جامعه آماری کلیه ساکنین روستاهای سقز (58092)، بانه (43365)، مریوان (84074) و سروآباد (36643) در استان کردستان است که بر اساس سرشماری سال 1395 در مجموع 222174 نفر بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۸۴ نفر محاسبه شد. نمونه گیری به شیوه طبقه بندی و تعداد نمونه ها بر اساس سهم جمعیتی در هر روستا توزیع و پرسشنامه ها به شکل تصادفی بین آن ها توزیع و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که سهم هر یک از ابعاد ذهنی احساس امنیت اجتماعی در مشارکت اجتماعی مرزنشینان به ترتیب درجه اثرگذاری عبارت است از: اعتماد اجتماعی(487/0)، پایبندی مذهبی(417/0)، احساس آرامش (371/0)، آگاهی از حقوق فردی (020/0). همچنین نشان داده شده است که متغیرهای مستقل از توان تبیینی تغییرات حاصله در متغیر وابسته، یعنی مشارکت اجتماعی، برخوردار بوده اند، بدین نحو که دو مؤلفه احساس امنیت اجتماعی، یعنی اعتماد اجتماعی و آگاهی از حقوق فردی، به ترتیب در بالاترین و پایین ترین سطوح اثرگذاری بر میزان مشارکت اجتماعی ساکنین روستاهای مناطق مرزی استان کردستان عملکرد داشته اند. 
۲۵.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان محکوم در کارگاه اشتغال ندامتگاه زنان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۳۱۲
هدف: حرفه آموزی و اشتغال به کار مجرمان یکی از برنامه های پرکاربرد در زندان ها به منظور بازاجتماعی کردن و اصلاح و تربیت محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل جامعه شناختی روایت های زندانیان زن شاغل در واحدهای حرفه آموزی و اشتغال زندان زنان تهران می باشد. روش : روش  این پژوهش، مطالعه ای کیفی از نوع پدیدارشناسی است که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته اجرا شد. نمونه پژوهش شامل 16 نفر از زنانی است که طی ماه های مهر تا اسفند 1398 محکوم و در زندان حضور داشته اند که با به کارگیری اشباع نظری در تعیین حجم نمونه و به روش نمونه گیری گلوله برفی به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های عمیق از تحلیل روایت بهره جسته شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که زندانیان زن مهم ترین انگیزه حضور در واحدهای اشتغال را بیشتر با مقولاتی چون دوری از یکنواختی حضور در اتاق ها و انضباط روزانه، استفاده از مزایایی چون ملاقات و تلفن و مرخصی ذکر کرده اند. بنابراین، می توان بیان کرد که به منظور بازاجتماعی کردن زندانیان زن، توجه به استعداد و خلاقیت های زندانیان و به طور کلی طراحی برنامه ها از پایین به بالا و پرداخت دستمزد مطابق قانو ن کار و اطمینان از پشتیبانی و حمایت دولت پس از آزادی مقولات و مضامینی هستند که از نظر پاسخگویان در زمان اشتغال زندانیان، مورد غفلت قرار می گیرد.
۲۶.

تبیین جامعه شناسی عوامل اثرگذار بر مدیریت بدن زنان سنندج (مورد مطالعه: زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۸۱
هدف: مدیریت بدن؛ رسیدگی، دستکاری و توجه به بدن است که تحت تاثیر عوامل متفاوت است و این پژوهش درصدد تبیین مدیریت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر مدیریت بدن زنان شهر سنندج است. چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز و اروینگ گافمن است. روش : روش تحقیق پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است و حجم نمونه برابر با 441 نفر از زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. یافته ها: طبق نتایج بین مدیریت بدن و پذیرش اجتماعی، منزلت طلبی، تمایزطلبی و هویت جنسیتی رابطه معناداری وجود دارد و طبق آزمون رگرسیون؛ منزلت طلبی بیشترین تاثیر را بر شکل دهی مدیریت بدن دارد. در واقع دستکاری و تنظیم بدن از دیدگاه پاسخگویان، ابزاری برای دریافت تایید و مقبولیت اجتماعی است، تا بتواند با بدن و ظاهری متمایز هویت نو و عامه پسند ارائه کند. نتیجه نهایی: با این پژوهش می توان نتیجه گفت، مدیریت بدن از یک سو فرصتی برای بهبود وضعیت جسمانی و سلامتی و اتخاذ سبک زندگی سالم و از سوی دیگر تهدیدی برای سلامتی و اتخاذ سبک زندگی ناسالم و تظاهرگونه است و نکته مهم شیوه بهره مندی از این فرصت با توجه به علاقه و تعلق زنان سنندجی به سبک پوششی، سبک تغذیه و سبک مصرفی قومی جهت توانمندسازی و نمایش هنر و هویت قومی برای ارتقاء جایگاه زنان سنندجی است. به همین منظور باید مسئولین با افزایش آگاهی و مهیا کردن بستر و شرایط از این فرصت، برای معرفی و الگوسازی بهره بگیرند. 
۲۷.

پیامدهای اجتماعی فرهنگی اصلاحات ارضی در ایران (مطالعه موردی: نواحی شرق استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
اصلاحات ارض ی، درمقام مهمتری ن رخ داد در نظام مالکی ت زمین در تاری خ معاصر ایران، واجد پیامدهای فرهنگی اجتماعی مهمی در زندگی روستاییان و شهرنشینان بود. این رخداد که در پی انعطاف پذیری نسبی مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی در دهه چهل به وقوع پیوست سبب تغییرات عمده ای در بافت جمعیتی، سبک زندگی، باورهای فرهنگی و مناسبات اجتماعی مردم ایران شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایند و پیامدهای فرهنگی اجتماعی اصلاحات ارضی در نواحی شرق استان گیلان انجام شده است. روش انجام پژوهش، روش تاریخی اسنادی بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که سیر تکاملی اصلاحات ارضی به پیدایش قشر خوش نشین در روستاها و مهاجرت آن ها به شهرها، شکل گیری حاشیه نشینی در اطراف کلان شهرها، افول انسجام فرهنگ سنتی و دگردیسی سبک زندگی مردم انجامید و ترکیب جمعیتی شهرهای ایران را زیر و رو کرد. حاصل مهاجرت کشاورزان خرده پا و خوش نشینان به شهرها تضعیف تدریجی کشاورزی و دامداری و پرشدن شهرها از جمعیت غیرمتخصص و بیکار بود. بدین ترتیب، قشر اجتماعی جدیدی در شهرها شکل گرفت که توان و موقعیت جذب کامل فرهنگ شهری را نداشت، اما تا حدود بسیاری نیز از فرهنگ روستایی بریده بود. مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی که مرزبندی شمال شهری (اقشار مرفه و متجدد) و جنوب شهری (اقشار حاشینه نشین و فرودست) را روز به روز تشدید می کرد ناخواسته به رشد اقشار فرودستی که توان پذیرش فرهنگ مدرن شهری را نداشتند کمک کرد. با گشایش نسبی فضای سیاسی در سال های آخر حیات نظام پهلوی، این اقشار در شکل دهی و تقویت شورش انقلابی علیه تجدد آمرانه نقش اصلی را ایفا کردند.
۲۸.

دلایل اجتماعی و اقتصادی عدم انصراف شهروندان تهرانی از دریافت یارانه نقدی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
مقدمه: طرح انصراف مردم از دریافت یارانه نقدی با استقبال مردم همراه نشد. و پس از ثبت نام هفتاد و سه میلیون نفر در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و انصراف حداقلی مردم از دریافت یارانه نقدی در این مرحله گمانه زنی ها و تحلیل هایی برای تبیین چرایی این موضوع مطرح شد. بنا بود که در این فرایند با حذف تدریجی یارانه ها از مواد سوختی، مواد خوراکی، آب، برق و سایر اقلام در ایران نوع یارانه دادن تغییر کند که بخشی از این یارانه های حذف شده و به صورت نقدی به مردم پرداخت شود و سایر درآمد این کار صرف کارهای عمرانی و فرهنگی گردد. با توجه به عواقب منفی و چالش هایی که پرداخت یارانه نقدی به شهروندان به همراه داشت، عدم مشارکت مردم در فاز دوم هدفمندی یارانه ها و عدم انصراف از یارانه نقدی به عنوان مساله ای قابل تامل مطرح شد و این سئوال مطرح شد که دلایل عدم انصراف از دریافت یارانه نقدی از سوی شهروندان چه بوده است؟. از این رو تحقیق حاضر در پی بررسی دلایل اجتماعی و اقتصادی عدم انصراف از دریافت یارانه نقدی برامده است روش : هدف از تحقیق در هر زمینه ای، رسیدن به یک سری شناخت ها و تبیین روابط متغیرها است. برای رسیدن به این هدف از روش های مختلفی استفاده شده است . ((روش تحقیق مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات و دست یابی به راه حل و مشکلات است )). تحقیق حاضر با روش تحقیق پیمایشی است جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان مناطق 16، 6 و 2 شهر تهران هستند که تعدادشان 1137275 نفر بود. ابزار جمع آوری تحقیق پرسشنامه است که از اعتبار صوری برخوردار است و میزان پایایی آن نیز 78 است. برای تبیین یافته ها از آزمون خی دوی، تی تک نمونه و همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شده است. یافته ها: ترس از آینده، نارضایتی از وضعیت معیشت، نارضایتی از وضعیت معیشتی، بدبینی و عدم اطمینان مردم به وضعیت اقتصادی و درآمد در آینده، عدم اعتماد مردم به دولت، اعتقاد به رانت خواری و فساد اقتصادی در کشور، عملکرد دولت از طریق رسانه ها به ترتیب مهمترین عوامل تاثیرگذار درعدم انصراف مردم از یارانه است. بحث: دولت جهت اجرای موفقیت آمیز طرح های اقتصادی و غیراقتصادی نیازمند مشارکت مردم است که این امر نیازمند بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم، ارتقاء اعتماد مردم به دولت و کاهش فساد در ساختارهای دولتی و... است.
۲۹.

تجربه زیسته زنان از نقش های خانواده محور در محلات جنوب شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۵
رویکرد دولت ها در چند سال اخیر ارج نهادن به نقش زنان در خانواده بوده است. اما مطالعات صورت گرفته بیشتر به آسیب شتاسی اشتغال زنان پرداخته است تا این که به نیازسنجی زنان خانه دار بپردازد. این در حالی است که بخش عمده ای از جمعیت زنان خانه دار هستند. از سوی دیگر سیاست گذاری در حوزه زنان بدون شناخت مستقیم مسائل ایشان کارامدی لازم را نخواهد داشت.از این رو پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسانه و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته 20 زن ساکن در محلات جنوب شهر تهران را مورد بررسی قرار داده تا روایتی زنانه از خانواده سنتی به منظور شناخت مستقیم تجربه ها، نیازها و دغدغه های زنان خانه دار ارائه دهد.مصاحبه ها به روش ون منن تحلیل و سه مضمون اصلی تغییر در هرم قدرت، احساس دوگانه نسبت به زنانگی، سازشگری منفی و 8 خرده مضمون شامل نافرمانی فرزندان، افزایش عاملیت زنان درون خانواده، افزایش عاملیت زنان در روابط بیرون خانواده، عشق به خانواده، احساس نادیده گرفته شدن، آبروداری، ترس از آینده و احساس بی پناهی استخراج شدنتایج این مقاله حاکی از آن است خانواده سنتی نه گونه ای ایده آل برای تحقق نیازهای زنان است و نه الگوای ناکارآمد که می بایست طرد شود.  بهبود وضعیت زنان خانه دار منوط به ورود درست سیاستگذاران است، چرا که فرهنگ به صورت عرصه ای مستقل می تواند به کنش های زنان شکل دهد و خود را متناسب با شرایط جدید وفق دهد و تنگناهای قانونی را دور بزند. از طرفی قانون گذاری به نفع زنان بدون بسترسازی فرهنگی و تغییر نگرش های عرفی ناکارآمد خواهد بود. 
۳۰.

مطالعه جامعه شناختی تجرد قطعی دختران شهر تهران (مطالعه موردی دختران 50-40 ساله مناطق 3، 10 و 19 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف: هدف اصلی این مقاله عبارتست از شناخت تاثیر عوامل جامعه شناختی بر تجرد قطعی در بین دختران 50-40 سال.  روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و روش آن پیمایشی است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه دختران مجرد مناطق 3-10– 19 شهر تهران است. روش نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری سهمیه ای و نمونه گیری گلوله برفی می باشد. در این روش، ابتدا کار را با نمونه های آشنا  و در دسترس آغاز  و هر آزمودنی آشنا منجر به معرفی آزمودنی های پنهانی و نا آشنای بیشتری می شود و به مرور اندازه نمونه افزایش می یابد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که: عوامل جامعه شناختی و تغییرو تحولات که در سطح جامعه به خصوص در ابعاد اجتماعی، اقتصادی رخ داده است بر تجرد دختران تاثیرگذار بوده است. در این نوشتار از جمله دلایل اصلی جامعه شناختی تاثیر گذار بر تجرد قطعی در بین دختران 50 - 40 سال شامل تحصیلات عالیه، داشتن شغل و استقلال مالی، تغییر در ارزش ها و نگرش های دختران به ازدواج، بی اعتمادی به مردم و مردان از سوی دختران و همچنین نگرش جامعه به تحصیلات عالیه دختران است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد عوامل جامعه شناختی و تغییر و تحولات که در سطح جامعه به خصوص در ابعاد اجتماعی، اقتصادی طبق نظریات مطرح شده گود و کاستلز (در عامل اجتماعی)و کراس و پیترسی(در عامل اقتصادی) منطبق بر یافته های تحقیق بوده است.
۳۱.

بررسی تأثیر پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی مرزنشینان (مورد مطالعه: مناطق مرزی غرب استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف از مطالعه حاضر بررسی «ابعاد چهارگانه پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی مناطق مرزی غرب استان کردستان» است. پژوهش با اهداف کاربردی و با رویکرد روش کمّی و به لحاظ زمانی مقطعی می باشد که با استفاده از روش پیمایش و استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش ساکنان روستاهای سقز، بانه، مریوان و سروآباد در مناطق مرزی استان کردستان است که در سال 1402-1401 بر اساس سرشماری سال 1395 جمعیت این مناطق در مجموع 222174 نفر بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۸۴ نفر محاسبه شد. نمونه گیری بر اساس طبقه بندی انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. پردازش، تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (جدول های توزیع فراوانی، آزمون های همبستگی، رگرسیون چند متغیری و تحلیل مسیر) انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد سهم پایبندی مذهبی و ابعاد چهارگانه پایبندی مذهبی بر مشارکت اجتماعی عبارت اند از: پایبندی مذهبی (417/0)، بُعد اعتقادی ۲۹۸/۰، بُعد مناسکی ۴۴۲/۰، بُعد عاطفی ۳۵۴/۰ و بُعد پیامدی ۳۷۴/۰ می باشد؛ لذا مجموعه متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر مشارکت اجتماعی را تبیین و هریک از ابعاد مربوطه فوق در میزان و سطح مشارکت اجتماعی مرزنشینان مناطق مذکور تأثیرگذار است.
۳۲.

تبیین جامعه شناختی اثرات احساس ناامنی بر مشارکت اجتماعی در میان روستاییان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف مطالعه حاضر «بررسی شناخت تأثیر احساس امنیت اجتماعی بر مشارکت اجتماعی روستاییان استان کردستان » می باشد که با بهره گیری از نظریه های مرتبط با موضوع پژوهش، تأثیر احساس امنیت اجتماعی در دو بُعد عینی و ذهنی بر مشارکت اجتماعی در دو سطح رسمی و غیر رسمی تبیین شده است. روش تحقیق کمی، به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ زمانی مقطعی که با استفاده از پیمایش و تکنیک پرسشنامه انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه ساکنین روستاهای سقز، بانه، مریوان و سروآباد که طی سال 1402-1401 بر اساس سرشماری 1395 در مجموع 222174 نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر محاسبه شد. نمونه گیری بر اساس طبقه بندی و تعداد نمونه ها بر اساس سهم جمعیتی در هر روستا پرسشنامه ها به شکل تصادفی بین آن ها توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS ، پردازش، تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(جداول توزیع فراوانی، آزمون های همبستگی، رگرسیون چند متغیری و تحلیل مسیر) انجام شد. یافته ها نشان داد سهم هر یک از ابعاد ذهنی و عینی احساس امنیت اجتماعی بر مشارکت اجتماعی به ترتیب اثر عبارت انداز: وضعیت سیاسی، ارتباط انسانی، اعتماد اجتماعی، وضعیت انتظامی، پایبندی مذهبی، عملکرد رسانه، احساس آرامش، تعلق و دلبستگی مکانی، وضعیت فرهنگی، وضعیت محل سکونت، پایگاه اجتماعی– اقتصادی، آگاهی از حقوق فردی. لذا مجموعه متغیرهای مستقل قادرند تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند. نتایج نشان داد ابعاد عینی نسبت به ابعاد ذهنی احساس امنیت اجتماعی نزد روستاییان غرب استان کردستان اثر گذارتر و از اولویت بیشتری برخوردار است.
۳۳.

بی خانمانی به مثابه یک مسئله اجتماعی: با تاکید بر امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی. مورد مطالعه:شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بی خانمانی با متغیرهای امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی انجام شده است بنابراین ازنظر هدف، کاربردی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر به روش کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته در میان بی خانمان های شهر کرج اجرا شد؛ بنابراین ازنظر گردآوری اطلاعات پیمایشی، ازنظر ماهیت از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر شهر کرج به سر می برند. آمار ثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر است. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۷ است که محقق با مشورت استاد راهنما و با توجه به دقت کار آن را به ۳۵۰ نفر پاسخگو افزایش داده است. روش نمونه گیری در مرحله اول به صورت خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلا شهر کرج) استفاده شد و در مرحله بعد تصادفی است. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون چند متغیره استفاده شد و به وسیله نرم افزار spss مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد بین امنیت اقتصادی (با ضریب بتا ۵۱۶/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اقتصادی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است. از سویی دیگر بین انسجام اجتماعی (با ضریب ۵۱۲/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل انسجام اجتماعی ۵۱ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است؛ و در آخر بین امنیت اجتماعی (با ضریب بتا ۳۶۸/۰) و پدیده بی خانمانی رابطه معناداری وجود دارد. بدین معنا که متغیر مستقل امنیت اجتماعی ۳۶ درصد بر بروز بی خانمانی اثرگذار است.
۳۴.

بررسی احساس تعلق و معنا نسبت به خانه از دیدگاه هایدگر و بوردیو (در پی جابه جایی و کوچ های درون شهری در بعد مسافت کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
جابجایی مکانی فرآیندی جدایی ناپذیر از بدوخلقت انسان است. اما در بافت شهری جوامع درحال توسعه، جابجایی به شکل کوچ های اجباری و ورود به محله های نوظهور، رخدادی قابل تامل در بستر فرهنگی است.تاثیرات دگرگونی های ناشی از توسعه به شکل مهاجرت های درون شهری در بعد مسافت کم، با تکیه بر دیدگاه هایدیگر و بورودیو درقالب تئوری های احساسی و عاطفی جامعه شناسی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن»، برای رمزگشایی ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها درمسیرحرکت آنها مورد توجه است. پیتربرگر و توماس لاکمن از احساس جداافتادگی به عنوان مکانیسم های یاد می کنند که منجر به « بحران معنا » شده اند . سوال قابل طرح این است آیا شهروند دارای تجربه مهاجرت درشهرموطن (با بعد مسافت کم )، با احساس جداافتادگی، عدم تعلق، « احساس در خانه نبودن» مواجه است؟ فرض ما این است که کنشکرشهری در پی جابجایی درون شهری» و ره آورد تغییرات ناشی از توسعه شهری، غم غربت و گذشته نگری را در موطن خود تجربه می کند. جامعه تحقیق ، در اینجا شهروند د ارای تجربه کوچ و جابجایی از محله های سنتی از غرب، جنوب غربی و هسته مرکزی تهران که وارد محله های ترکیبی و نوظهوری همچون باغ فیض(منطقه 5 شهرداری تهران)،می باشد به سخنی محله هایی که از قالب روستا شهر، بدرآمده و تن به ساختار و بافت امروزی داده اند . از این رو برای برای فهم ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها ،با تکیه بر دیدگاه فلسفی هایدیگر و نظریات بورودیو به دلیل تغییر در سبک زندگی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن» جامعه شناسی احساس رمزگشایی نماییم
۳۵.

تحلیل پدیده بی خانمانی با توجه به سه گانه اجتماعی امنیت،انسجام،شمولیت مطالعه ای درکلان شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۹
مطالعه حاضر با هدف فهم بهترپدیده بی خانمانی در شهر کرج و تاثیرامنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی و شمول اجتماعی بر فرایند بی خانمانی صورت گرفته است. ماهیت این تحقیق پژوهشی است و پژوهشگر ازپرسشنامه محقق ساخته استفاده کرده است که در بخش اول به جمع آوری اطلاعات زمینه ای می پردازد و بخش دوم شامل سؤالات مرتبط به عوامل اجتماعی مؤثر برپدیده بی خانمانی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر،گورها،پارکها و بومهای اجاره ای به سر می برند.آمارثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر می باشد. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۸ می باشد که محقق با مشورت استاد راهنما آن را به ۳۵۰ نفر افزایش داده است . در مرحله اول از روش نمونه گیری احتمالی خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلی شهر کرج) استفاده شد. در مرحله بعدی از روش نمونه گیری هدفمندکمک گرفته شد. بدین منظور پس از واکاوی نظریه های برچسب زنی (انگ بی خانمانی)، رانش اجتماعی و نگرش بی اعتنایی و غیره تحقیق حاضر به روش کمّی با تکنیک پیمایش ، صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون استفاده شد.نتایج حاصل نشان می دهد که بین امنیت اجتماعی با ضریب تعیین ۲۵۴/۰و انسجام اجتماعی با ضریب تعیین ۳۴۳/۰و شمول اجتماعی با ضریب تعیین ۲۰۴/۰ و بروز پدیده بی خانمانی رابطه معنی داری برقرار است.
۳۶.

بی خانمانی: محصول سیاست های مسکن و نابرابری توزیعی ثروت در شهر کرج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۷ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: پژوهش حاضر با تمرکز بر کلان شهر کرج، به بررسی نقش سیاست های مسکن دولت و نابرابری توزیعی ثروت در شکل گیری و تداوم پدیده ی بی خانمانی می پردازد. برخلاف دیدگاه های رایجی که بی خانمانی را نتیجه ی سستی، ناکارآمدی یا حتی انتخاب فردی می دانند، این مطالعه بر عوامل ساختاری، اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که بی خانمانی نه تنها به عنوان یکی از بارزترین نشانه های فقر شهری مطرح است، بلکه پیامدهای آن بر حوزه های سلامت عمومی، امنیت اجتماعی، کرامت انسانی و توسعه پایدار نیز گسترده است. کلان شهر کرج به دلیل موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خود، مقصد بسیاری از مهاجران داخلی است. رشد سریع شهرنشینی، کمبود مسکن مقرون به صرفه، ضعف سیاست های حمایتی و افزایش شکاف طبقاتی، شرایطی را فراهم آورده که این شهر به یکی از کانون های اصلی بروز بی خانمانی در کشور تبدیل شود. از این منظر، انتخاب کرج برای مطالعه ی حاضر می تواند تصویری روشن از چالش های ملی در حوزه ی مسکن و عدالت اجتماعی ارائه کند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی رابطه ی مستقیم بین کیفیت و کارآمدی سیاست های مسکن از یک سو و میزان نابرابری توزیعی ثروت از سوی دیگر با نرخ و شدت بی خانمانی در این شهر است. روش : مطالعه ی حاضر به روش کمی و با استفاده از طرح پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری شامل افراد بی خانمان مقیم در گرمخانه های شهر کرج (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلی) و همچنین افرادی است که در پارک ها، چادرها، بوم های اجاره ای و گورها زندگی می کنند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۵۰ نفر تعیین شد که بخشی از طریق نمونه گیری خوشه ای احتمالی و بخشی از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بر پایه ی طیف پنج گزینه ای لیکرت بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با نرم افزار SPSS استفاده شد. اعتبار پرسشنامه با نظر خبرگان و آزمون های مقدماتی تأیید شد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (بیش از ۰.۸) مناسب تشخیص داده شد. یافته ها: بر اساس یافته های توصیفی این تحقیق، ۷۴ درصد پاسخ گویان مرد بودند و تنها ۲۳ درصد زنان را تشکیل می دادند؛ همچنین ۳ درصد تراجنسیتی گزارش شدند. از نظر تحصیلات، نزدیک به ۶۰ درصد زیر دیپلم بودند که نشان دهنده ی سطح پایین تحصیلی در میان بی خانمان ها است. گروه سنی غالب بین ۳۰ تا ۵۰ سال بود که بیشترین فشار اقتصادی و مسئولیت های خانوادگی را به همراه دارد.از نظر وضعیت اشتغال، حدود ۵۲ درصد دارای شغل با درآمد متغیر و ناپایدار بودند، ۲۲ درصد کاملاً بیکار و تنها ۲۰ درصد دارای شغل ثابت بودند. از لحاظ وضعیت سلامت، ۴۵ درصد از اعتیاد رنج می بردند، نزدیک به ۱۰ درصد بیماری های روانی داشتند و حدود ۱۷ درصد با بیماری های جسمی دیگر مواجه بودند. نکته قابل توجه این بود که اکثریت افراد (بیش از ۹۰ درصد) دارای خانواده ی درجه یک و ۶۴ درصد دارای فرزند بودند؛ این نشان می دهد که بی خانمانی لزوماً به معنای انزوا و گسست کامل از خانواده نیست، بلکه گاه خانواده ها نیز درگیر شرایط ناپایدار سکونتی هستند.بر اساس یافته های استنباطی این پژوهش، دولت مستقیم بر سیاست های مسکن تأثیرگذار است. بطوریکه بر اساسیافته ها، سیاست های مسکن دولت رابطه ای معنادار با کاهش بی خانمانی دارد. ضریب تعیین این متغیر ۰.۱۵۵ بود؛ به این معنا که سیاست های حمایتی و نظارتی دولت بر بازار مسکن (مانند کنترل قیمت ها، ارائه وام های کم بهره و حمایت از خانه اولی ها) می تواند حدود ۱۵ درصد از تغییرات بی خانمانی را توضیح دهد. همچنین نابرابری توزیعی ثروت ، اثرگذاری بیشتری نسبت به سیاست های مسکن داشت و ضریب تعیین آن ۰.۲۴۷ محاسبه شد. یافته ها نشان داد هر چه شکاف طبقاتی و تمرکز منابع در دست گروهی محدود افزایش یابد، احتمال بی خانمان شدن افراد بیشتر می شود.تحقیق حاضر به روشنی نشان می دهد که بی خانمانی محصول ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است و نه صرفاً ناشی از ضعف فردی یا انتخاب شخصی. این نتیجه همسو با نظریه های ساختاری-کارکردی است که فقر و بی خانمانی را به عنوان پدیده هایی کارکردی در نظام سرمایه داری تحلیل می کنند. همچنین با دیدگاه مارکسیستی درباره ی تضاد طبقاتی و نقش سرمایه داری در بازتولید نابرابری همخوانی دارد.از سوی دیگر، نظریه ی «پریکاریات» گای استندینگ در این تحقیق انعکاس یافته است؛ طبق این نظریه، سیاست های نئولیبرالی و جهانی شدن اقتصاد منجر به گسترش «کار ناپایدار» و کاهش امنیت شغلی و مسکن شده اند. یافته های پژوهش نیز نشان داد که بخش بزرگی از بی خانمان ها شغل های موقت و بی ثبات دارند که توانایی تأمین مسکن پایدار را از آنان سلب کرده است. همچنین، تحلیل نتایج با رویکرد فوکویی نشان می دهد که انگ اجتماعی بی خانمانی، به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی عمل می کند. در این نگاه، بی خانمان ها بیشتر به عنوان «افراد ناکارآمد و سربار» تلقی می شوند تا قربانیان ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی. این برداشت، موجب کاهش همدلی عمومی و انفعال سیاست گذاران می شود. نتیجه: سیاست های مسکن کارآمد می توانند سهم قابل توجهی در کاهش بی خانمانی ایفا کنند. برنامه هایی مانند تثبیت قیمت مسکن، کنترل اجاره بها، ارائه وام های قرض الحسنه و حمایت ویژه از گروه های آسیب پذیر از جمله سیاست های مؤثر هستند. برای مقابله با این بحران، ترکیبی از اقدامات ساختاری و حمایتی ضرورت دارد، از جمله؛ ساخت مسکن ارزان قیمت و تأمین مالی پایدار برای گروه های کم درآمد، تقویت سیاست های رفاهی و آموزش مهارت های شغلی، ، همکاری دولت، نهادهای مدنی و بخش خصوصی برای کاهش شکاف طبقاتی و جمع آوری و تحلیل مستمر داده ها برای برنامه ریزی دقیق تر. در مجموع می توان گفت که بی خانمانی در کلان شهر کرج نه یک پدیده فردی، بلکه نتیجه ی مستقیم نابرابری اجتماعی و ضعف سیاست های مسکن است. برای کاهش این معضل، تغییر رویکرد در سیاست گذاری های مسکن و بازتوزیع عادلانه تر منابع ضرورت دارد. تجربه ی کرج می تواند الگویی برای سایر شهرهای ایران باشد که با چالش مشابه روبه رو هستند. در نهایت، تنها با اصلاحات ساختاری و تقویت سیاست های عدالت محور است که می توان گام های مؤثری در جهت کاهش بی خانمانی برداشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان