حکمت نامه مفاخر

حکمت نامه مفاخر

حکمت نامه مفاخر سال دوم پاییز ۱۳۹۶ شماره 2 (ویژه سهروردی)

مقالات

۱.

سهروردی و تأویل آیاتِ مربوط به نفس

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
سهروردی را می توان اولین فیلسوف اسلامی نامید که بیشترین استفاده تأویلی را از قرآن کریم برده است. او مثل بسیاری از فلاسفه معتقد است ظواهر قرآنی در باطن خود گوهرهایی از حقایق دارند که جز پاکیزگان بر آن دست نخواهند یافت. شیخ شهاب الدین سهروردی که خود عمر کوتاهش را تماماً در کسب دانش و سیر و سلوک معنوی سپری کرده بر این مطلب تصریح کرده است که وی با تحمل ریاضات و رهایی از تعلقات و هواجس عالم مادی به قدر ظرفیت خود به تأویل آیات و فهم بطون معانی دست یافته است. حکمت اشراقی سهروردی حکمتی است مستند به آیات قرآنی به گونه ای که وی بر خویش فرض کرده است که هر سخن و اندیشه ای را که مستندی از قرآن بر آن نیابد آن را چون عبثی بیهوده انگارد. او از جمله در باب نفس، جایگاه و مراتب آن و درباره تکامل، تنازل، بقا و جاودانگی و بسیاری از مباحث مربوط به آن به تأویلات آیات استناد کرده و مطابق آموزه های وحیانی به سخن نشسته است.
۲.

تاثیر تأویل نوری غزالی در مشکوه الانوار بر مراتب نور در اندیشه شیخ اشراق

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۷
در نگاه اول سخت می نماید میان فلسفه ستیزی چون محمد غزالی با حکیم فیلسوف چون شیخ اشراق رابطه ایجاد نمودن و به ویژه از تأثیر و تأثر این دو سخن گفتن. اما می دانیم غزالی در المنقذ، راه و طریقت خود را که همانا بر حق دانستن عرفان و تصوف است، بیان نموده و شیخ اشراق نیز حکمت را در پناه اشراق و تاله جستجو می کرده؛ پس امکان ارتباط می تواند موجود باشد، هر چند شیخ در آثار خود بر این ارتباط یا در اصل تأثیرپذیری اشاره نکرده باشد. این مقاله شرح تأثیر آرای غزالی بر شیخ اشراق در مسئله مراتب انوار است.
۳.

سهروردی از ولادت تا شهادت

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
نخست در این مقاله به ذکر نام، تبار، خاندان و زادگاه شیخ اشراق پرداخته ایم و سپس از تألیف های او سخن گفته ایم و در نهایت مکتب فلسفی سهروردی را آن گونه که خود در کتاب حکمکهالاشراق خویش شرح داده است، بازگو کرده ایم، مکتبی که بنیانگذاری آن به شهادتش در شهر حلب انجامید.
۴.

معرفی اجمالی شیخ اشراق

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
سهروردی معروف به شیخ اشراق بنیان گذار حکمت اشراقی در دوره تمدن اسلامی و از بزرگان فلسفه اسلامی است. در نیمه دوم قرن ششم هجری در سهرورد متولد شد. در زادگاه خود و مراغه و اصفهان تحصیلات خود را در محضر اساتید به پایان برد و سرانجام در حلب سوریه به اتهام بددینی به عمر شریفش پایان داده شد. اما چراغ پرفروغ حکمت اشراقی او به خصوص در ایران هیچ گاه خاموش نشد و آثار علمی او امروز در مراکز علمی جهان روشنی بخش جان های شیفته حقیقت و معنویت است.
۵.

اثرپذیری اندیشه های شیخ اشراق از فلسفه و حکمت ایران باستان

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
دانش فلسفه و حکمت در ایران ریشه در فرهنگ کهن این سرزمین باستانی دارد و به مراتب برتر و گسترده تر از اسنادی است که امروزه در دست است. هرچند واکاوی پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی حاکی از این است که دانش حکمت و فلسفه در ایران مربوط به قبل از زردشت پیامبر است؛ اما آموزه های وی رگه ها و ریشکه اصلی حکمتی را تشکیل می دهد که جهانیان آن را به «حکمت پارسیان» می شناسند. در تکامل این اندیشکه پویا و اثرگذار اندیشمندان ایرانی تلاش های فراوانی را از خود نشان دادند؛ اما نقش چشم گیر شخصیتی به نام شهاب الدین یحیی سهروردی ملقب به شیخ اشراق در حکمت پارسی که آن را به نام «حکمت اشراق» نامید و پایه گذاری نمود بر همگان آشکار است. وی متأثر ازحکیمان ایران باستان و ژرف نگری در قرآن و روایات اسلامی با هماهنگی میان بحث های عقلی، ذوقی و عرفانی، روشی نوین در فلسفکه ایرانی و اسلامی پایه گذاری کرد.
۶.

نظریه تاریخ در نسب نامه معنوی سهروردی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
شهاب الدین سهروردی (549-587ق) فیلسوف و مؤسس دومین حوزه فلسفی در جهان اسلام است. او در بخشی از نوشته های خود نسب نامه معنوی خود را طرح کرده که مبین دیدگاه نظری او درباره تاریخ است. تاریخ در فلسفه اشراق، قدسی تلقی شده و به نزد وی، وحدت عناصر نسب نامه معنوی وی جز این منظر قابل طرح نیست. شیوه مواجهه او با این مسأله به طریق تفکر تأویل و پدیدارشناسی در عهد معاصر و جدید نزدیک است. در این مقاله تلاش شده تا بر اساس نسب نامه معنوی سهروردی دیدگاه او درباره تاریخ و نسبت آن با روایت تاریخی و تبیین شیوه های نظری مواجهه سهروردی با تاریخ طرح و بررسی گردد. تاریخ قدسی با اصول فلسفه اشراق قابل پیوند است و تفکر او را از اندیشه ها تاریخی صرف نیز متمایز می کند.
۷.

سهروردی و مسأله ای با عنوان اصالت ماهیت

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
عنوان «اصالت ماهیت» با نام شهاب الدین سهروردی در فلسفکه اسلامی از زمان صدرالمتألهین تا امروز گره خورده است. اما مسأله از جهاتی دچار ابهام و قابل بررسی است: اصالت ماهیت یعنی چه و چگونه تصویر می شود؟ نظریه یا نظریات مقابل آن چیست؟ سهروردی چه عقیده ای در این باب داشته است؟ کجا و چگونه و با کدام دلایلی نظر خود را ابراز نموده است؟ مخالفان او چه پاسخی داده و چه دلایلی آورده اند؟ حق با کدام طرف است؟ چه توجیهاتی درباره نظر منسوب به سهروردی صورت گرفته و تا چه حدودی موجّه است؟ آیا طرح نظریه ای جدید در این مسأله تاریخی فلسفی اسلامی میسر است؟ این پرسش ها و برخی دیگر در این وادی مطرح یا قابل طرح و شایسته تحقیق است. این مقاله سعی دارد، در حدی که بضاعت نگارنده و ظرفیت مقاله ایجاب می کند، به این پرسش ها پاسخ دهد و اهتمام ویژه ای نسبت به آخرین پرسش دارد.
۸.

ادب نخبگی، مطالعه موردی؛ سبک گفتاری و رفتاری سهروردی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
سرنوشت های دردناک و ناکامی های نخبگان و نوابغ تحلیل های گوناگون به خود دیده است. فرهنگ ما از این دست نخبگان کم نداشته است. شاید ناگشودگی این معما از آن رو باشد که جمع نخبگی و ناکامی برایمان ناممکن و یا دست کم، ثقیل می نماید؛ اما اگر نخبگی را به تخصص تعریف کنیم، این استبعاد از میان برمی خیزد که شخصی در یک یا چند حوزه نخبه باشد؛ ولی در حوزه و حوزه های دیگر عامی باشد. بنابراین، توفیقات او از ناحیه نخبگی و ناکامی های او از ناحیه عامی بودن او باشد. ادعا این است که عمده ناکامی های نخبگان ما، نداشتن مهارت در رفتار ارتباطی موفق بوده است؛ چون آنان، به رغم نخبگی و نبوغ در حوزه های دیگر، هیچ آموزشی برای کسب مهارت های رفتار ارتباطی موفق، ندیده و نمی بینند. این مطالعه نشان می دهد هر چند سهروردی در حکمت و فنون علمی نزدیک به آن، نابغه و نخبه بوده، اما چون سبک گفتاری و رفتار ارتباطی وی، خالی از مهارت های ارتباطی موفق بوده، سرنوشت دردناکی برای او رقم خورده و در نهایت، به قتل رسیده است.
۹.

تداوم سنّت اشراقی در ایران

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
در مقالکه حاضر، به منظور پیگیری خطِ سیرِ حکمت اشراق، نخست به ریشه ها و خاستگاه آن در گذشتکه مزدایی مانویِ ایران اشاره شده است و سپس دربارکه حفظ و تداوم میراث سهروردی به یاری شارحان و متابعان اندیشکه او که در رأس آنها ملاصدرای شیرازی قراردارد، بحث می شود. نباید از یاد برد که این حکیم برجسته (صدرا) همواره نظرات و آراء شخصی خود را که با مبانی وجودشناسی خاص او منطبق است به عنوان تکمله ای بر مسائل مطرح شده از جانب شیخ اشراق می افزاید. نویسنده همچنین به برداشت ویژکه سهروردی از نظریکه مُثُل افلاطونی پرداخته و رساله ای نسبتاً ناشناخته را در این باب معرفی می کند. بخش پایانی مقاله نیز به توصیف یکی از جریان های شکل گرفته در عصر ملاصدرا (سدکه یازدهم هجری) اختصاص یافته است؛ جریانی که وابستگان آن، برخی مبانی حکمت سهروردی را در خدمت توجیه و تحکیم عقاید و زبانی که خود با محوریت فرهنگ و زبان ایران باستان ابداع کرده بودند، به کارگرفتند.
۱۰.

عشق به زیبایی، بررسی دیدگاه شیخ اشراق همراه با پیشینه سینوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۴
چیستی زیبایی، مفهوم سازی عشق و نسبت میان زیبایی و عشق، از مسائلی است که با ارائه آن به اندیشمندان مسلمان، می توان نظریه های زیباشناختی آنان را تدوین نمود. از آنجا که شیخ اشراق با نمادسازی از مفاهیم یادشده سخن گفته است، تحقیق در آثار ابن سینا به مثابه پیشینه مؤثر، در فهم دیدگاه های سهروردی ضرورت دارد. ابن سینا و شیخ اشراق، زیبایی را بر اساس مؤلفه کمال مفهوم سازی کرده، زیبایی حقیقی را بر واجب الوجود، هم چنین بر افعال و اخلاق و ملکات ارادی انسان، که منجر به سعادت نهایی می گردد، اطلاق می نمایند و در خصوص زیبایی حقیقی، حسن، جمال و کمال را مترادف می دانند. شیخ الرئیس از عشق ارادی سخن گفته که ادراک در آن مأخوذ است و به تبع اشتمال ادراک بر اقسام حسی، خیالی، وهمی، ظنی و عقلی، عشق ارادی نیز دارای همین مراتب است، همان گونه که زیبایی دارای چنین مراتبی است. او شریف ترین مرتبه عشق ارادی را که متوقف بر ادراک عقلی است، عشق عقلی یا اختیاری یا نطقی خوانده و مراتب پایین تر را عشق حیوانی می نامد. وی عشق ارادی بدون دخالت قوه ناطقه را بیماری می انگارد. شیخ اشراق به مفهوم سازی های ابن سینا وفادار است و با نمادواژه هایی چون سلیمان عشق و سلطان عشق، عشق عقلی را به تصویر می کشد. نزد هر دو حکیم، مرتبه عالی عشق، تنها راه تعالی انسان و رسیدن به حسن یا زیبایی حقیقی است.
۱۱.

بررسی مقایسه ای مبانی معرفت شناسی سهروردی و ملاصدرا

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
سهروردی برای نشان دادن تعارض ساختار ارسطویی و گام نخست در تدوین حکمت اشراق، ابتدا ساختار «تعریف» ارسطویی را نقد کرده است. او محدودیت و نارسایی تعریف را در نیل به یقین نشان داد. نزد وی، نظریه های علم اگرچه انسان را به جنبه ای از حقیقت رهنمون کرده و کاملاً نامعتبر نیست؛ اما هیچ یک منتهی به یقین نشده و از امکان وقوع علم سخن نگفته است. سهروردی کوشیده برای «تعریف» ضابطه ای صوری و متفاوت از مشائیان ابداع کند. تلقی او از «تعریف»، جزء اساسی نظریه اشراقی از علم است. این اختلاف مبین دیدگاه کاملاً متفاوت در اصول منطق و معرفت شناسی در فلسفه است. در حکمت اشراق، برتری برای شهود و بر مبنای مشاهده اشراق بوده و بر اساس علم حضوری تدوین می شود. ملاصدرا مبانی معرفت شناسی سهروردی را بررسی کرده است. او به نظریه «تعریف» سهروردی انتقاد دارد و ضمن پذیرش برخی از مبانی معرفت شناسی وی، آن را با دیدگاه و اصول خویش ارزیابی و انتقاد کرده است. نوشته حاضر این موارد را به تفصیل نشان می دهد.