حکمت نامه مفاخر

حکمت نامه مفاخر

حکمت نامه مفاخر سال چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره 7 (ویژه نور)

مقالات

۱.

تأملی در نورشناسی با تأکید بر المناظر، شاهکار ابن هیثم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
بدون تردید علم نورشناسی با کوشش ها و مجاهدات علمی اندیشمند بزرگی چون ابن هیثم و به ویژه با نگارش کتاب بزرگی چون المناظر به اوج و تعالی بی مانندی رسید. کتابی که نه تنها تاریخ نورشناسی را دگرگون ساخته و تعالیم یونانیان در این باب را با استناد به روش تجربی کاملاً متحول و بالنده ساخت؛ بلکه چیزی در حدود شش قرن مرجع مطلق نورشناسی مدارس و مجامع علمی اروپا گردید. ترجمه های کسانی چون جراردو کرمونایی و دون ویتلو از المناظر در شناساندن این اثر گران بها به غربیان مؤثر بود. در کتابی با عنوان معنا و مفهوم زیبایی در المناظر و تنقیح المناظر به تفصیل در باب شخصیت بی نظیر ابن هیثم و شاهکارش المناظر سخن گفته شده، در این مقاله ضمن تأکید بر اهمیّت ابن هیثم و المناظر به معرفی فصول و ابواب این کتاب خواهیم پرداخت.
۲.

حدیث نور

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
انگیزه طرح موضوع مربوط به مسأله نور و آفرینش نوری است. ملل گوناگون و نحله های مختلف و انواع مذاهب در تفسیر و تأویل آفرینش نظریات متفاوتی ابراز کرده اند؛ اما در بینش و دانش اسلامی آفرینش از مبدأ نورانی و اصل نور آغاز شده است، آن هم نوری که دارای شعور است. تمام آفرینش از نور مطلق منشأ یافته است و مهم ترین مظهر نورمطلق انسان کامل است که همکه جهان برای او و جهت رشد و تکامل او آفریده شده است. روش تحقیق پیمایشی یا به اصطلاح قدیم کتابخانه ای است. نتیجه تحقیق چگونگی آفرینش نوری و فلسفه نوری است. البته اثبات قضایا بسیار مشکل است؛ اما آن چه به نتیجه مربوط می شود، این است که اگر معتقد باشیم، جهان از منشأ نور مطلق، شعور، علم و قدرت مطلق آغاز شده است؛ بهتر است یا این که از مادّه کور و کر و یا در اثر تصادف به وجود آمده است؟ کدام عقیده برای ادامه زندگانی و امید به حیات بهتر و مفیدتر است؟
۳.

نورشناسی زین الدین کشی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۰
زین الدین کشّی که از بزرگ ترین و نزدیک ترین شاگردان فخر رازی است، مهم ترین دیدگاه های خود را در یک دانشنامه فلسفی به نام حدائق الحقائق، که در حوزه های منطق، امور عامه و طبیعیات نوشته شده است، مطرح کرده و خود او بر این باور است که این کتاب بهترین اثری است که در نوع خود تألیف شده است. برای فهم مبنای کشی در ترتیب و تقسیم مباحث کتاب باید به دو مقدمه در آغاز کتاب توجه کرد که در پایان مقدمکه نخست دلیل تقدم و تأخر بخش های کتاب را بیان کرده و در پایان مقدمکه دوم نیز به ساختار کلی کتاب اشاره می کند. تأثیرپذیری کشی از سهروردی هم در ترتیب و تدوین بخش هایی از کتاب حدائق الحقائق دیده می شود و هم در پاره ای از مباحث باب چهارم از جمله دوم کتاب طبیعی تحت عنوان «الباب الرابع فی بیان أحوال النفس الناطقکه». البته نمونه واضح تأثر کشی و گرایش او به مکتب فلسفی سهروردی به ویژه در باب پایانی امور عامه (باب دهم) بیشتر آشکار می شود که در قالب متنی نسبتاً مفصل، گزارشی موجز اما گویا تحت عنوان «فی الأنوار وهی علی أقسام حسی و عقلی و مرکّب منهما» از فلسفه سهروردی مورد بررسی قرار می دهد؛ گزارشی که تمام ویژگی های فلسفه اشراق (از اصطلاحات گرفته تا نوع استدلال) را می توان در آن دید. در واقع کشی در تدوین این باب از کتاب خود، طرح کلی و خطوط اصلی دیدگاه خود دربارکه نور و ظلمت، نورالانوار، عالم انوار و مراتب آن را از کتاب حکمکهالاشراق وام گرفته است. کشی هدف خود از این گزارش را تکثیر فوائد و آسان کردن مطالعه آثار سهروردی در عین حفظ عبارات و اصطلاحات او بیان می کند و قاعدتاً از سر مصلحت اندیشی و نه عدم پذیرش، در باب صحت و سقم مطالب منقول از سهروردی، موضعی به ظاهر بی طرفانه می گیرد.
۴.

نور از نظر امام محمد غزالی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
در این مقاله به معانی و کاربردهای مختلف کلمه «نور» از دیدگاه امام محمد غزالی پرداخته شده است. با جست وجو در آثار او و بررسی نظرات ایشان و دقت در آرای این دانشمند بزرگ این حقیقت به دست می آید که ایشان در سه سطح و سه معنا کلمکه «نور» را مورد بررسی قرار داده اند. ایشان بررسی کلمکه «نور» را از نور ظاهری و فیزیکی که با چشم ظاهری قابل رؤیت است شروع می کند و سپس از نور ظاهری بالاتر رفته و به آن از معنای دوم که با چشم قابل دیدن نیست و اساساً نور فیزیکی نیست، می پردازد و آنگاه معنای سوم «نور» را که معنایی بسیار دقیق و دیرفهم است، بیان می کند و با این بیان روشن می سازد که نور حقیقی همان نور خداوند متعال است و غیر خدا، انوار و موجودات مجازی هستند و هم چون شیخ اشراق خداوند را نورالانوار می داند و هم چون عارفان این مطلب را سرّی از اسرار الهی معرفی می کند که هر انسانی قابلیت و قدرت فهم آن را ندارد و سرّی است که باید از نامحرمان پوشیده بماند. تنها خداوند متعال حقیقکهالحقائق و نور محض است و فقط بر ذات خداوند متعال می توان به صورت حقیقی کلمه «نور» را اطلاق کرد.
۵.

نور و نار در عرفان و اشراق

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از رموز قدسی در ساحت وحی انبیا و کشف اولیای خدا، رمز نور است که برای اشاره به حقیقت توحید و ذات اقدس الهی و عالم غیب به کار برده می شود و از مصادیق متعدّدی برخوردار است. نور از نظرگاه اهل باطن، هم دارای وجوه وجودشناختی است و هم برخوردار از ابعاد معرفت شناختی. یکی از مصادیق رمز نور از منظر طایفکه عرفا و حکما، از باب تنزّل معقول به محسوس، آتش(نار) است. عنصر آتش با دو وجه متضاد، یعنی روشنی وگرمابخشی و سازندگی و در عین حال سوزندگی و سرکشی و ویران کنندگیش، در نزد سنّت های معنوی جهان رمزی از اوصاف «مهر» و «قهر» الهی یا تجلّی جمال و جلال حق تعالی است و جلوات این ساحات دوگانه را در حکمت و عرفان ایرانی اسلامی به نیکویی تمام می توان به تماشا نشست.
۶.

معناشناسی نور در تفسیر المیزان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
مسأله نور در المیزان منشأ پیوند بسیاری از آیات است. این تفسیر که به دنبال تفسیر قرآن به قرآن است، توانسته بخشی از این ادعای خود را براساس پیوند معنایی نور در این کتاب مطرح کند. از این حیث مسأله نور در المیزان از مهم ترین کلیدهایی است که می توان براساس آن بخش عمده معانی آیات را بررسی کرد. در این مقاله تلاش شده تا تفسیر بسیاری از آیات مرتبط با نور بررسی شود تا نظر علّامه طباطبایی درباره نور قابل طرح گردد. تلاش عمده ایشان در المیزان ناظر به طرح یک پارچگی نور در پیوند با معنای اصلی آن یعنی خداوند است. علّامه طباطبایی در تفسیر آیات مربوط به نور تمام مفاهیم و اصطلاحات مختلف نور را به طور تشکیکی به نور مطلق که خداوند است، پیوند داده و معتقد است معانی مختلف نور در قرآن کریم در نهایت به معنای نور یعنی خداوند باز می گردد.
۷.

نمادشناسی عرفانی نور در انجیل یوحنا

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر به مقوله «نور و روشنایی» از منظر رمز و نماد شناسی عرفانی پرداخته، هرچند مفاهیم سلوکی و سمبولیسم واژکه نور درکتاب انجیل یوحنای قدیس(راوی سخنان حضرت عیسی مسیح علیه السلام ) نمایانگر ادبیات رمزی و تمثیلی نور در یک منظومه سلوکی و تعلیم بخشی ارائه گردیده، نشان دهندکه قدر و فصل مشترک مقوله (نور و روشنایی) از اسطوره و ادیان و مکاتب فلسفی و عرفانی می باشد. این پژوهش با توجه به اینکه مقوله نور و انبساط آن همان واژگان «کلمه، لوگوس یونانی، خورنه زرتشتی، سکینه قرآنی و شخینه عبری» بوده، درصدد ارائه نگرشی نو به مباحث و مفاهیم مشترک نور و درخشش آن از منظر انجیل یوحنای قدیس، برای طیف پژوهشگران است.