ادب پژوهی

ادب پژوهی

ادب پژوهی 1387 شماره 5

مقالات

۱.

کاربرد تصویری-بلاغی سجاوندی در شعر معاصر فارسی

تعداد بازدید : ۱۱۶۶ تعداد دانلود : ۵۲۶
در روند تکاملی شعر در دورة معاصر، علاوه بر کاربرد ویژة اوزان عروضی و ایجاد انسجام نسبی در بندهای شعر، برای تقویت فرم ویژه و رسیدن به ساختار، شاعران در عین توجه به امکانات بلاغی جدید، از ظرفیتهای نگارشی هم سود جسته‌اند؛ مثلاً برای بیان حالات و ایجاد شعر تجسمی و دیداری، به نحوة نوشتن کلمات و استعداد واژگان در تقطیع‌پذیری و فضاسازی، توجه نشان داده‌اند. از جمله امکاناتی که شاعران نوگرای معاصر از آن درجهت تقویت فرم و رسیدن به ساختار هنری و کلامی و اجرای دقیق شعر، بهره ‌برده‌اند، نشانه‌های سجاوندی است. این نشانه‌ها علاوه بر کاربرد خاص برای بیان انواع و اقسام جمله‌ها و درست‌خوانی ترکیبات و واژگان، در دورة جدید به‌خصوص در بین پیروان اسلوب نیما، به منزلة عضوی از ساخت هنری و ساخت شعری، جنبة نشانه‌شناختی و دلالتی ویژه‌ای یافته است که تحلیل آنها می‌تواند تفاوت نگرش شاعران معاصر را به پدیده‌ها نشان دهد. این جستار، تلاشی است برای نشان‌ دادن اهمیتِ نشانه‌های نگارشی در شعر امروز و گشودن دریچه‌ای کوچک به چشم‌اندازی گسترده که بررسی و دقت بیشتری را می‌طلبد
۲.

هویّت و بازتاب آن در رُمان

نویسنده:

کلید واژه ها: هویترماننظام چندگانه ادبشبکه فرهنگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۲ تعداد دانلود : ۴۹۶
ادبیات در جلوه‌های سه‌گانه‌اش یعنی شعر، نمایش و ادبیات داستانی، در هر دوره،‌ به شیوه‌های خاص به «انسان» و «حضور او در جهان» نگریسته است،‌ اما عمیق‌ترین،‌ فراگیرترین و انتقادی‌ترین نگاه به انسان را به گونه‌ای از ادبیات داستانی به نام «رمان» واگذار کرده است. درواقع، این ویژگیها، در پاسخ به یک نیاز تاریخی، زمینه‌های شکل‌گیری رمان را فراهم کرد و به آن امکان داد تا مناسب‌ترین عرصة ادبی برای درک موجودیت و هویت انسان باشد. مقالة حاضر به استناد چنین دریافتی، این پیشنهاد را مطرح می‌کند که رمان می‌تواند بستری برای درک ابعاد هویت یک جامعه در دوره‌ای مشخص باشد. از این جهت می‌کوشد با در نظر گرفتن ظرفیتهای رمان، نه فقط به عنوان گونه‌ای ادبی، بلکه به عنوان پدیده‌ای فرهنگی که در گفتگوی مدام با عناصر متغیر یک منظومة فرهنگی، ‌واقعیت رمان را شکل می‌دهد و اسباب پویایی آن می‌شود، نوعی روش‌شناسی را برای شناخت جلوه‌های هویت از منظر رمان معرفی کند. در گام آخر، این روش پیشنهادی به صورت یک الگوی کاربردی در مورد یک رمان مشخص به کار گرفته می‌شود تا دستاوردهای آن در حوزة شناخت ابعاد هویت آشکار گردد.
۳.

روایت و دامنة زمانی روایت در قصه های مثنوی

کلید واژه ها: مولویزمانروایتقصهدامنه زمانی روایت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک حکایت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
تعداد بازدید : ۱۵۴۸ تعداد دانلود : ۷۲۵
هر پدیدة نسبتاً دامنه¬داری که دارای سیری پیش¬رونده باشد، ساختار روایی ساده¬ای را در بطن خود می‌پروراند. در این ساختارِ ساده¬گویی، عناصر تشکیل دهندة پدیده از نقطة¬ A به سمت B ، از Bبه سمت C و ... حرکت می¬کنند؛ شبیه رشد تکاملی دانه تا مرحلة درخت شدن و میوه دادن. آنچه به ساختاری پیش‌رونده و روایی شکل داستانی می¬بخشد، گشتارهایی است که از سوی نویسنده/ راوی بر پیکرة موضوع تحمیل می¬شود؛ این گشتارها در توالی خطی- زمانی داستان قابل تحلیل‌اند. مقالة حاضر، در تحلیل ابعاد زمانی روایت داستانی، بر دو مدخل اصلی زمان روایت و دامنة زمانی روایت‌شدگی تأکید دارد: در مدخل نخست با سه گونة زمان تقویمی، زمان حسّی و زمان روایت مواجه می¬شویم. در مدخل بعدی مقاله نیز، پنج محور کلی صحنه، گسترش، چکیده، حذف و زمان حال اخلاقی مطرح خواهد شد؛ توضیـح اینکه ضمن تطبیق مباحث مطرح شده با نمونه¬هایی از رمانهای معاصر، در پایان هر مدخل، قصه¬هایی از مثنوی نیز، متناسب با موضوع، ارائه و تحلیل شده است.
۴.

بررسی و تحلیل کهن‌الگوی ایمان ابراهیمی در نگاه مولوی و سورن کرکه‌گور

نویسنده:

کلید واژه ها: مولویایمانادبیات تطبیقیفرزندکشیکرکه گورابراهیم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۱۱۳۶ تعداد دانلود : ۶۱۳
نگارنده در این مقاله سعی می‌کند با توجه به اهمیت مولوی و کرکه‌گور در جهان‌بینی عرفان اسلامی و مسیحیت؛ نوع قرائت آن دو را در زمینه کهن الگوی ایمان ابراهیمی بررسی و اشتراکات و افتراقات آن دو را در هنگام خوانش این واقعه (متن) نشان دهد. مهم‌ترین اشتراک مولوی و کرکه‌گور در این زمینه، گذر از سطوح ظاهری واقعه و رسیدن به حقیقت عمل قربانی فرزند است که حاصل نگاه ویژة آن دو در ساحت دینی و فراتر رفتن از ساحت اخلاقی عمل است. مولوی و کرکه‌گور- علی‌رغم اختلاف در برخی نکات- با گذر از صورت قصه به ویژگی خود عمل و نتایج آن پرداختند و وظیفة انسان مؤمن را در ساحت دینی تسلیم شدن در برابر خدا می‌دانند. تسلیم و ایمانی که نوعی حالت دل‌سپردگی شورمندانه به خداوند است. کرکه‌گور دربارة عمل قربانی فرزند، چهار تصویر ارائه می‌کند که نگاه مولوی از میان آنها تا حدودی به تصویر دوم نزدیک است و آن اینکه ابراهیم یقین دارد فرزندش زنده خواهد ماند. ابراهیم بر این اساس رمز خلوص، از خود گذشتگی، تسلیم و توکل، و مظهر عاشقان از جان و مال و فرزند گذشته معرفی شده که در اصل مقاله به صورت تطبیقی بدان خواهیم پرداخت.
۵.

تحلیل ساختاری داستان پادشاه سیاه‌پوش از منظر بارت و گرماس

نویسنده:

کلید واژه ها: داستانهفت پیکرنظامیگرماسبارترمزکان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۱۳
یکی از زیباترین داستانهای هفت پیکر نظامی، داستان پادشاه سیاه پوش است. این داستان به دلیل ویژگیهایی که دارد زمینه را برای بازخوانی مجدد از منظر نظریه های ادبی معاصر از جمله ساختارگرایی مهیا می سازد. ازآنجاکه ساختارگرایی در ادبیات، از خود نظام ادبیات به عنوان مرجع بیرونی آثاری که بررسی می‌کند، استفاده می‌کند، جایگاه ارزشمندی در مطالعات ادبی دارد. مقالة حاضر به بررسی ساختار داستان پادشاه سیاه‌پوش از منظر رمزگانهای بارت می‌پردازد. این رمزگانها عبارت است از رمزگان معناشناسانه، رمزگان فرهنگی، رمزگان هرمونتیک، رمزگان نمادین و رمزگان اعتباری. در رمزگان کنش روایی از نظریات گرماس بهره جسته ایم. این مقاله می کوشد شاهدهای عینی و ملموسی از داستان پادشاه سیاه‌پوش بر اساس رمزگانهای بارت ارائه کند، برای مثال در سطح ظاهری رمزگان معناشناسانه از حرص آدمی سخن به میان می آید، اما در سطح استعاری از میوة ممنوعه، معراج و نظایر آن گفتگو می‌شود. داستان پادشاه سیاه پوش عجیب ترین داستان هفت گنبد نظامی است و بیش از همة آنها دارای ظرفیت قرائتهای ادبی نوین است. این داستان همچنین در میان داستانهای دیگر قدیمی ایران بی نظیر یا دست کم نادر است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۳