نثر پژوهی ادب فارسی (ادب و زبان سابق)

نثر پژوهی ادب فارسی (ادب و زبان سابق)

نثرپژوهی ادب فارسی دوره 24 بهار و تابستان 1400 شماره 49 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

رد انتساب ترسّل میرزا مهدی منشی خویی به عبّاس عطارد برحسب بررسی و تحلیل هشت نسخه خطّی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۷
ترسّل و نامه نگاری از کهن ترین فنون نگارشی است که نه تنها به مرور زمان از اهمّیّت آن کاسته نشده است، بلکه در ادوار نثر فارسی به عنوان یک هنر و فن ، از نظر تاریخی، ادبی، اجتماعی و حکومتی مورد توجّه خاصّ قرار گرفته است. نویسندگان ترسّلات که از منشیان عالم و هنرمند بوده اند با شناخت همه جانبه در امور کشوری و لشکری کارها را سامان بخشیده اند و مایه عزّت کشور و مباهات حکومت و امین ملّت بوده اند. همچنین با به کارگیری دانش علمی و تشخیص نیاز های فرهنگی و تعلیمی بویژه به صورت شیوه کاربردی در مکتب خانه های آن روز گام برداشته و یا برجستگی های تربیتی در دربار برای شاهزادگان که حاکمان بعدی کشور بودند آگاهی های بایسته را منتقل کرده اند و سواد مکاتبه ای، صدور فرامین و محاسبات منظّم را برای شاهان آموخته اند. در لا به لای این ترسّلات، آگاهی های اجتماعی و مالی و شناسایی شخصیّت صاحب منصبان منقطه ای و سبک بیان و فرهنگ مردمی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. دراین زمینه در دوره قاجار میرزا مهدی بن محمّد نصیر منشی خویی مورد پژوهش این مقاله است و این که چگونه و چرا ترسّل منشی خویی که دارای ویژگی های منحصر به فرد است، به نام ترسّل گلشنی عطارد در نسخ خطّی شناخته می شود؟ بررسی هشت نسخه خطّی، با محورقرار دادن نسخه مدرسه نمازی خوی تاکید بر ردّ انتساب این ترسّل به نام عطارد و همچنین گلشن عطارد دارد. در این مقاله حرف اختصاری (ن) به معنی نسخه خطّی می باشد.
۲.

یکی از رسوم نادر تواضع و عذرخواهی در متون منثور عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۷
تواضع و فروتنی از صفات حسنه اخلاقی است که در قرآن و روایات بسیار به آن سفارش شده است و در بسیاری از کتب اخلاق، تعریف تواضع، نشانه ها، آثار و نیز نمونه هایی از آن آمده است. در برخی متون نثر عرفانی همچون اللمع، رساله قشیریه، مصباح الهدایه و تذکره الاولیاء به روش نادری برای نشان دادن تواضع و فروتنی اشاره شده است که گاه نیز برای عذرخواهی، رفع رنجش و کدورت به کار می رفته است. از آنجا که متون عرفانی بخش عمده ای از فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی را تشکیل می دهند، شناخت بهتر این قبیل آداب و رسوم، به درک بهتر این آثار کمک خواهد کرد. در این رسم نادر، فردی یک طرف صورت خود را بر روی زمین می گذارد و از طرف مقابل می خواهد که پای خود را بر صورت او بگذارد. این عمل به ویژه اگر توسط شخصی والامقام و محترم صورت پذیرد، نشان دهنده اوج تواضع و فروتنی او قلمداد شده است. در این مقاله که به روش توصیفی و تحلیل محتوا نگاشته شده است، سعی شده است ابتدا مهم ترین شواهد و کاربردهای این رسم در متون نثر عرفانی و دینی جمع آوری و تحلیل گردد و سپس به تعابیر و نمونه هایی از نظم و نثر فارسی که به نحوی با این رسم در ارتباط هستند، اشاره شود.
۳.

نقش امثال فارسی در انسجام متون منثور منتخب پس از اسلام تا سده هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۴۰
یکی از شگردهای رایچ در میان نویسندگان متون منثور فارسی، استفاده از امثال در آثارشان بوده است که نه تنها کارکردی بلاغی دارند، که در انسجام متن هم نقش بسزایی ایفا می کنند. این مقاله بر آن است تا با بررسی امثال فارسی در متون منثور منتخب تا سده هشتم هجری، نقش آنها را در انسجام متون از مناظر مختلف نشان دهد. بدین منظور پس از مطالعه دقیق 25 متن منثور فارسی، امثال به کار رفته در آنها استخراج شده و سپس بر مبنای نظریه انسجام هلیدی و حسن، از نظر انسجام دستوری، واژگانی، پیوندی و معنایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می-دهد که در میان عوامل دستوری، جایگزینی، در میان عناصر واژگانی، تکرار، در میان عناصر پیوندی، پیوندهای اضافی و در میان عوامل معنایی، تأیید معنا بسامد بالاتری نسبت به سایر عناصر داشته اند. همچنین در این میان، نقش عوامل معنایی در انسجام بخشی امثال فارسی به متون خود بیش از سه عامل دیگر بوده است. افزون بر این، بررسی عوامل انسجامی در متون مختلف به تفکیک سده هایی که در آنها نوشته شده اند، گویای آن است که بسامد و میزان تأثیر هریک از آنها در سده های مختلف تقریباً برابر است و یا تفاوتی بسیار اندک دارد که نشان دهنده ویژگی های ذاتی امثال در انسجام بخشی به متون است.
۴.

معرفی و تحلیل رساله کرامیه و لزوم تصحیح انتقادی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
رساله موسیقی کرامیه، منسوب به دوره سفره چی، از مکتوبات مهم موسیقی در عصر صفوی است. این اثر تنها یک بار با عنوان متفاوت «در باب معرفت علم موسیقی»، بدون تصحیح انتقادی و توضیح کافی، فقط بر پایه یک نسخه خطی و به کوشش یحیی ذکاء در مجموعه نامه مینوی (۱۳۵۰) در تهران به چاپ رسیده و تاکنون تصحیح و تحلیل کامل و روشمندی روی آن صورت نگرفته است. نسخه چاپی مذکور، به رغم فضل تقدم نسبت به تحقیق حاضر، خالی از خطا و خلل نیست و در موارد متعددی، چه در بدنه اصلی منثور و چه پاره های منظوم آن، اختلافات فاحشی با نسخه های گردآوری شده ما (اعم از کامل و ناقص) دارد؛ تا آنجا که می توان با توجه به جابجایی ها، افزودگی ها و کاستی ها، آن را رساله ای یکسره متفاوت تلقی کرد. در این تحقیق، ضمن برشمردن مشکلات نسخه ذکاء در زمینه های مختلف، از جمله ضبط نادرست اعلام و اصطلاحات فنی، دیباچه منثور و مسجع اثر (که به ابیاتی آراسته است و از منظر نثرپژوهی ادبی نیز قابل اعتناست) به روش «سازواره انتقادی» با مقابله ۱۳ نسخه تصحیح و ارائه شده است. مهم ترین یافته این پژوهش آنکه مقایسه ساده ای میان تصحیح ارائه شده و نسخه چاپی نشان می دهد چاپ زنده یاد ذکاء بر مبنای نسخه ای التقاطی و انتحالی بوده و به هیچ وجه شباهت قابل قبولی با نسخه های مرجّح متعدد رساله کرامیه ندارد. بنابراین، تصحیح تازه ای از این اثر مهم موسیقایی دوره صفوی ضروری به نظر می رسد.
۵.

نقدی بر تحشیه نفثهالمصدور (1)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
باسمه تعالی نقدی بر تحشیه نفثهالمصدور (1) در این مقاله، تصحیح و توضیحات استاد امیرحسن یزدگردی بر نفثهالمصدور، نقد و تحلیل شده است. با وجود هنرنمایی عالمانه استاد یزدگردی، به دلیل سنگینی و پیچیدگی متن کتاب، نکاتی همچنان مبهم مانده بود، که نقد و بازکاوی شد: برخی مواقع، شرح مفردات و جملات فارسی در بوته نقد و پژوهش قرار گرفت؛ در پاره ای موارد، واژه ها و جملات عربی و قرآنی بحث و بررسی شد؛ تصحیحِ برخی واژه ها نیز نقد و ارزیابی شد؛ نشانه گذاری که گاهی معنای جمله را به ناراستی سوق می داد، بررسی و اصلاح شد؛ نکته پایانی این مقاله، مربوط به ارجاع نادرستِ شماره بسیاری از آیات است که در متن کتاب استفاده شده است. در مباحث یادشده، نخست مطلب مورد نظر مطرح می شود؛ پس از آن، نظر شارح ارجمند ذکرشده، سپس به روش توصیف و تحلیل و با استناد به منابع معتبر و بیان استدلال، معنای ارجح و وجه درست مطلب به عنوان هدف اصلی این مقاله تبیین می شود. ضرورت انجام این پژوهش، ارزشمندی و برجستگی متن نفثهالمصدور به عنوان منبع درسی برای دانشجویان مقطع دکتری رشته ادبیات فارسی و برطرف کردن برخی از اشکالات در تصحیح و تحشیه آن است.
۶.

نقش تعصّبات مذهبی و کلامی در تحریف و سرقت محتوا (نمونه موردی: روضه العارفین)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۲
تشیع در عصر صفوی در عرصه های ادب و هنر نمود و بروز فراوانی پیدا کرد. برخی از نویسندگان این عصر در تألیفات خود از تعصّبات مذهبی و کلامی دور نماندند. یکی از آنها بایزید ثانی مدوّن رساله روضه العارفین است. این اثر رونویسی از چند اثر عرفانی بخصوص مصباح الهدایه است. شباهت ها و رونویسی های این اثر با مصباح الهدایه هم در بخش ساختاری و هم در بخش محتوایی نمود یافته؛ امّا بایزید بخش هایی را نیز به دلیل تعصّبات مذهبی، کلامی و فرهنگی حذف کرده است. بارزترین نمود تعصّبات بسطامی تعصّبات کلامی اوست تا آنجا که وی به دلیل اینکه عقاید کلامی کاشانی را قبول نداشته، در هیچ کجا به نام کاشانی و اثرش اشاره نکرده است. بسطامی همچنین نام خلفای سه گانه و نیز نام عرفای سنّی مذهبی را که صاحب تألیف بوده اند و نیز نام زنان عارف را حذف کرده است. تحقیق حاضر نشان می دهد که از طرفی جریان عرفان ایرانی- اسلامی در مسیری قرار گرفت که هرچه به پایان درخشش آن نزدیک می شویم آثار عرفانی که تجربه و تحقیق لازمه اصلی تألیف آنهاست، جای خود را به آثار تقلیدی دادند و عرفا نیز از اصل امانتداری دور شدند. از طرف دیگر همین تقلید و ناحفاظی در امانت در بی رنگ شدن عرفان و دور شدن آن از اصل و سرچشمه این جریان و در نتیجه کم فروغ شدن آن بی تأثیر نبوده است.
۷.

پرده های ابهام در لایه های معنایی مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
از آن جا که زبان عرفان تجربه های شهودی ودریافت های آن سری عارفان را درخود پیچیده واز ابزارها وشگردهای متنوع ومتلونی برای محسوس وملموس ساختن آن ها به کار می گیرد واز سویی نیز زبانی معناگراست،عمدتا لایه های معنایی چندگانه ای را دربر دارد واغلب با تاویل وتفسیرهای مختلفی همراه است.تلاش عارف برای استفاده بهینه از یک روساخت برای بیان چند ژرف ساخت، از علل دیگر تاویل پذیری ومهمتر از همه ایهام و ابهام معنایی متون عرفانی است و عارفان بر این عقیده اندکه زبان معمول آدمی توانایی انتقال تجربه های عرفانی را ندارد، این مساله موجب چندمعنایی و مبهم شدن هر چه بیشتر متون عرفانی شده است. در میان بزرگان ادب ایرانی، چهره شمس همواره در هاله ای از ابهام نهان گشته است و یکی از علل این را می توان زبان مبهم وی در مقالات شمس دانست. مقالات شمس سرشار از ابهام و هنجارگریزی های زبانی است که درک و فهم معنا را به پرده تعویق وتاخیر وگاه عدم دریافت درست می کشد. در این پژوهش به بررسی این عوامل -که کلید ورود به جهان شمس و بتبع آن راهی به جهان مولوی است- خواهیم پرداخت و به رفع ابهام وگشایش سطوح معنایی در برخی از گزاره های مقالات شمس در شش مفهوم بلند عرفانی می پردازیم و نشان خواهیم داد ابهام در مقالات شمس علاوه بر آن که از ویژگی های زبان عرفانی است، برآمده از تجربیات عرفانی خاص شمس و نگرش او به زبان نیز هست.
۸.

باورهای عامیانه درباره گناه شاه-پهلوان و پادافراه آن در طومارهای نقالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۴
مسئله گناه و مکافات عمل در تمام ادیان الهی به شیوه های گوناگون مطرح شده است. در حماسه ملی ایران نیز فردوسی با آگاهی از سرگذشت پیشینیان و مشاهده ناکامی بیدادگران این موضوع را با بیان های گوناگون در قالب حکمت ها و آموزه های اخلاقی آورده است. در طومارهای نقالی، که برخی از آن ها بازتاب روایات شفاهی حماسه ملی ایران محسوب می شود، نیز موضوع بن مایه گناه شاه-پهلوان بازتاب گسترده ای دارد و از آنجا که طومارهای نقالی بر پایه روایات شفاهی شکل گرفته و بسیاری از باورهای عامیانه در کنار روایات مکتوب در متن وارد شده-است، در این مقاله موضوع گناه شاه و پهلوان با این نگاه بررسی می گردد. گناهانی چون بیداد، پیمان شکنی، خودکامگی، غرور، آزمندی و افزون طلبی، کشتن شاهان، کشتن بی گناهان، کشتن پدر یا فرزند، برادرکشی، رها کردن نوزاد، ادعای خدایی و تفرعن، بی حرمتی به تربت بزرگان و جز آن از جمله مواردی هستند که در طومارهای نقالی بازتاب یافته اند و هریک پادافراهی مناسب دارند و این مقاله با بررسی این مطلب می کوشد جوانب گوناگون آن را در روایات شفاهی و باورهای عامیانه طومارهای نقالی بکاود و بیان کند.
۹.

تحلیل قابوس نامه از منظر روان شناسی مثبت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
روان شناسی مثبت که پیشینه ی آن به آرای مارتین سلیگمن در دهه ی(1990م.) می رسد، رویکردی نوین در علم روان شناسی است که مدّعی ارائه ی پارادایمی جدید در این حوزه است. این رویکرد بر جنبه های مثبت انسان مانند شادی، خوش بینی و امید تأکید دارد و به شناسایی و تبیین فضائل و توانمندی های انسان در شش گروه: خرد و دانایی، شجاعت، انسانیّت، عدالت طلبی، اعتدال و تعالی به همراه بیست و چهار قابلیت، با عنوان فضیلت های همه جا حاضر می پردازد. قابوس نامه تألیف عنصرالمعالی قابوس بن وشمگیر یکی از آثار برجسته ی ادبیات تعلیمی در سده ی پنجم هجری است که بازتاب دهنده ی خودشناسی و ارائه ی راهکارهای مناسب در جهت شناخت فضایل مثبت و نیل به سعادت و شادکامی اصیل، به عنوان یکی از آرزوهای دیرینه ی اندیشمندان بوده است. از این منظر می توان عنصرالمعالی را در زمره ی اندیشمندان متعهد، اخلاق گرا و مثبت اندیشی در نظر گرفت که از سرچشمه ها ی مضامین اخلاقی و حکمی مثبت فرهنگ ایرانی سیراب شده و به خوبی توانسته است این فضایل و توانمندی های مثبت را، که بخش اعظمی از آن نشأت گرفته از تجربیات خود اوست با صداقت، فروتنی و آزاداندیشی در اختیار فرزند خویش و سایر جویندگان علم و ادب قرار دهد. دستاورد پژوهش ناظر بر این است که فضایل مثبت خرد و دانش با 46/34 درصد، میانه روی 48/30 درصد، معنویت و تعالی 68/7 درصد، شجاعت 97/5 درصد، عدالت 36/5 درصد و رأفت و عشق 14/4 درصد، به ترتیب از فراوانی بیشتری برخوردار بوده اند.
۱۰.

مقایسه دو مکتب تأویلی صوفیانه در زمینه آیه «تأویل» (مطالعه موردی: مصنّفات عین القضات همدانی و کشف الاسرار میبدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۴۶
مبنای اصلی نوشتار حاضر، درباره برخی از نکات مربوط به آیه تأویل (آل عمران(3)/7) است با تکیه بر دیدگاه های دو نویسنده اهل تصوّف و عرفان، عین القضات همدانی و رشیدالدین میبدی است. این دو متفکّر اسلامی را باید به عنوان نمایندگان دو جریان اندیشه تأویل گرا در نیمه دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم هجری قمری دانست. هدف کلی ما، شناخت دریافت های ذوقی و عارفانه و تبیین تفکّرات تأویل گرایانه عارفان، بخصوص عین القضات و میبدی، نسبت به متن قرآن کریم است. این پژوهش در روش گردآوری اطّلاعات، از منابع کتابخانه ای بهره گرفته و سپس به صورت کیفی به تحلیل داده ها با روش استدلایی می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد که عین القضات دانش راسخان را برای تأویل آیات متشابه در کنار دانش الهی می پذیرد. او هرچند مدعی آن نیست که به تأویل همه متشابهات، دست یافته، به طور ضمنی، از خود به عنوان یکی از مصادیق راسخان یاد می کند. درصورتی که میبدی با نگاه تفسیری و متشرعانه، به آیه تأویل می نگرد و بر این باور است که دانش تأویل متشابهات تنها مختص خداوند است؛ اما به طور مطلق هم مخالف تأویل نیست. در کشف الاسرار، با دو رویکرد تأویلی نکوهیده و پسندیده مواجه هستیم. تأویلاتی که از جاده شریعت و کتاب و سنّت عدول کند، نکوهیده و در غیر آن، پسندیده و مطلوب است. آن چه از دیدگاه هر دو متفکّر تأویلگرا باید به عنوان وجوه اشتراک مدّ نظر قرار داد، آن است که هر دو بی هیچ تردیدی، ایمان و سرسپردگی محض و تسلیم و اعتقاد قلبی راسخان را در برابر متشابهات قرآن کریم لازم می دانند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰