جامعه شناسی فرهنگ و هنر

جامعه شناسی فرهنگ و هنر

جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره دوم زمستان 1399 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

از مقاومت تا پذیرش کلیشه های جنسیتی در میان دختران بلوچ (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه ولایت ایرانشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۳۶
پژوهش حاضر با هدف شناخت میزان مقاومت یا پذیرش کلیشه های جنسیتی در میان دانشجویان دختر بلوچ دانشگاه ولایت ایرانشهر انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش حاضر براساس نظریه بازاندیشی هویتی گیدنز تنظیم شده است. این مطالعه از نوع روش تحقیق کمی و پیمایشی و از ابزار پرسشنامه بهره گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان دختر دانشگاه ایرانشهر بوده است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 277 نفر تعیین و نمونه گیری در تحقیق حاضر براساس نمونه گیری طبقه بندی انجام گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که حدود 3 درصد از پاسخگویان در مقابل کلیشه های جنسیتی مقاومت زیادی داشته اند. نتایج همبستگی نشان داد که بین میزان دینداری پاسخگویان، عضویت در انجمن ها و سمن ها، رضایت فرد از خود و اطرافیان با کلیشه های جنسیتی همبستگی معناداری وجود دارد. تجزیه و تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مدل یعنی میزان دینداری، عضویت در انجمن ها و سمن ها، رضایت فرد از خود و اطرافیان و استفاده از رسانه های اجتماعی جدید به ترتیب 520/0-، 096/0، 841/0- و 047/0 بر میزان مقاومت در برابر کلیشه های جنسیتی تأثیر معناداری دارند. براساس نتایج پژوهش می توان گفت با توجه به بستر جامعه که یک جامعه شبه مدرن و با توجه به میدان پژوهش که سطح دانشگاه است، میزان مقاومت در برابر کلیشه های جنسیتی در سطح پایینی برآورد می شود و علت این امر دسترسی اندک به رسانه های اجتماعی جدید، میزان دینداری بالا، رضایت فرد از شرایط زندگی و سطح پایین فعالیت های مدنی مثل عضویت در انجمن ها و سازمان های مردم نهاد است.
۲.

واکاوی رویکرد جرم شناسی فرهنگی به نژاد و جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
جرم شناسی فرهنگی به بررسی راههای مختلفی می پردازد که در آن پویایی فرهنگی با اعمال مجرمانه و کنترل جرم در جامعه کنونی درآمیخته است. به دیگر سخن، جرمشناسی فرهنگی بر محوریت معنا و بازنمایی در تفسیر جرم بعنوان رویدادی گذرا، تلاش خرده فرهنگها و نیز پدیده ای اجتماعی، تاکید می کند. رویکرد این شاخه از جرمشناسی نسبت به جنسیت و نژاد متفاوت از سایر رشته های جرمشناسی است و نگاهی انتقادی نسبت به تعریف جرم، جرمشناسی غالب و کلاسیک و نیز تعریف قربانی و... دارد. جرمشناسی فرهنگی موضوعاتی که توسط جرمشناسی غالب نادیده گرفته می شود با جزئیات بیشتری بررسی می کند. خلأ تحقیقاتی در زمینه مطالعات فرهنگی زنان و نیز عدم تمایل و اراده کافی در پرداختن به مسائل مربوط به جنسیت و نژاد در جرمشناسی کلاسیک، جرمشناسی فرهنگی را به یک علم حائز اهمیت مترقی تبدیل نموده است. مقاله حاضر در پی واکاوی روش و نحوه تأثیر این رویکرد در تحقق یا عدم تحقق آرمانهای جرمشناسی در رابطه با دو مقوله مهم علوم نوین بشری یعنی نژاد و جنسیت به روش تحلیلی – توصیفی می باشد و در این خصوص به نظر می رسد جرمشناسی فرهنگی بعنوان علمی کارآمد و مؤثر عمل کرده و باید بیشتر مورد توجه جامعه حقوقی، جامعه شناسان و سیاستگذاران جنایی قرار گیرد.
۳.

دلالت های فرهنگی زندگی مرزنشینی: مطالعه موردی شهر نوسود(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
همواره اندیشه های ناسیونالیستی و نابرابری های اقتصادی-فضایی سعی کردند سویه هایی از جهان مرزنشینی را آشکار کنند؛ اما این نوع «آشکارگی» برای جهان مرزنشینی هستی مستقلی قائل نیستند و آن را در تقابل با جهان مرکزنشینان بیان می نمایند، درنتیجه این نظریات، آن گونه که باید به ذات و معنای در جهان مرز بودن دست نیافته اند. ضمن اهمیتی که این نظریات در آشکار نمودن سویه هایی از در جهان مرز بودن دارند، این پژوهش درصدد است تا با در نظر گرفتن هستی مستقل برای مرز، چیستی این جهان را از جنبه ای دیگر آشکار نماید در نظر گرفتن هستی مستقل برای مرز بدین معناست که یک پیش زمینه تاریخی آشکارگی مرز را برایمان فهم پذیر می سازد و به نوبه خود نیز مرز مسبب آشگارگی هستنده ها و جهان پیرامون خودش، در معنای انتیک و انتولوژیک به گونه ای خاص می-شود. روش این تحقیق تلفیقی از روش اسنادی- تحلیلی و پدیدارشناسی هرمنوتیکی ون مانن است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که اندیشه «برساخت» ملت شرایط آشکارگی مرزها را فراهم ساخت اما مرزها بعد از شکل گیری، به نوبه خود بر نحوه ی آشکارگی هستنده های جهان پیرامونشان اثر گذاشتند. مرزها مسبب آشکارگی جهان پیرامونشان نه در ذات و چیستی خویش بلکه به صورتی دیگر می شوند. «ناپایداری»، «ناامنی»، «دلهره آور بودن» ساختارهای وجودی هستنده های جهان مرز هستند. هم چنانکه مرزها جهان پیرامونشان را به شیوه ای خاص آشکار می کنند، بر «دازاین» مرزنشینان نیز اثر گذاشته و مرزنشینان را به عنوان مردمانی «نگران و اقامت نا گزین» آشکار می کنند.
۴.

بازنمایی هویت زن در ضرب المثل های «لکی»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقاله حاضر در پی بررسی چگونگی بازنمایی هویت زنانه در ضرب المثل های لکی بوده است. رهیافت نظری مقاله ، با تأکید بر ایده های برگر، استوارت هال، جنکینز، و کاستلز، برساخت گرایانه است؛ روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و فنون گردآوری داده بررسی اسناد و مصاحبه بوده و داده ها براساس فن مقوله بندی تجزیه و تحلیل شده است. در سطح اول تحلیل می توان به بازنمایی زن در مقام یک هستی، با ویژگی های مثبت، مانند «قوام بخش، هویت بخش و بافضیلت» و و ویژگی های هویتی منفی «ابزار بودگی، بی خردی، اخلاق ستیزی و غیرمستقل» اشاره کرد. در سطح دوم، یافته ها نشان می دهند هویتی که زنان لک با آن بازنمایی شده اند، تا حدودی با تصویر یکدست گفتمان های مسلط و متعارف در مورد هویت زنان متفاوت است. زیرا مقولات بدست آمده برای بازنمایی زنان در ضرب المثل های لکی یکدست نیستند؛ این تصویر بازنمایی شده را می توان در سه دسته دِت (دختر)، دا (مادر)، دایا (پیرزن) دسته بندی کرد که از این سه گروه، هویت گروه سنی مادر نسبت به دو گروه دیگر مثبت تر و هویت پیرزن منفی تر از بقیه بازنمایی شده است. به رغم چندگانگی های روایت هویت زن در ادبیات شفاهی لکی، آنچه در کل، به عنوان روح کلی حاکم بر آن می توان درک کرد، تصویر و هویتی در مرتبه دوم است. بیان دیگر، اگر چه این تصویر، کاملاً سلبی نیست، اما در برآیند کلی، در جهان زبانی این ادبیات شفاهی، می توان دید که چگونه از جهات مختلف، هنوز هم برتری با مردان است و زنان، تنها در کنار مردان هویت می یابند. جهان ضرب المثل ها، جهانی عمدتاً مردانه است.
۵.

دلائل چند زنی در نظام معنایی زن دوم ( مطالعه موردی شهرستان ملکشاهی استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
ازدواج را نیز به لحاظ ساختی میتوان به ازدواج تکهمسر و چندهمسر تقسیم کرد که در بین جوامع مختلف، جایگاههای متفاوتی دارند(عارف نظری و مظاهری، 1384). هرچند نظام تکهمسری همواره به عنوان معمولترین و مطلوبترین سبک زندگی مشترک بوده است(جاوید،1389). اما چندهمسری در بین بعضی از جوامع مرسوم و گاهی امری رایج محسوب میشده است. پژوهش حاضر درصدد است دلائل چند زنی را در نظام معنایی زن دوم بازیابد. معمولا در جامعه دید منفی نسبت به زنانی که همسر دوم می شوند، وجود دارد و آن هم به این دلیل است که همگی بر این عقیده اند که آنها کانون گرم خانواده ای را با ورود خود به تباهی می کشانند. اما هیج گاه از خود نمی پرسند که چرا یک زن حاضر می شود خود را در این موضع اتهام که برای خود او نیز دشواری های را به همراه دارد، قرار دهد. روش پژوهش حاضر، روش شناسی کیفی است و جهت تجزیه و تحلیل داده ها و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه ای یا بنیادی استفاده شده است. تکنیک جمع آوری مورد استفاده در این پژوهش، مصاحبه عمیق بوده است. مشارکت کنندگان شامل 23 نفر از زنانی بود که همسر دوم بودند و در شهرستان ملکشاهی استان ایلام زندگی می کردند. نتایج پژوهش شامل 6 مفهوم ( سن بالا، اجبار، بیوه بودن، تقدیر و سرنوشت، فقر مالی و داشتن علاقه به مرد ) بود. براساس این مفاهیم به سه مقوله عمده (زمینه های اجتماعی، جامعه پذیری و کلیشه های فرهنگی) دست یافتیم. در انتها نیز «مردسالاری» به عنوان مقوله هسته شناسایی گردید...
۶.

سرمایه اجتماعی و مدارا نسبت به مجرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
امروزه نیاز به مدارا و تحمل عقاید و فرهنگ گروه های مختلف بیش از پیش احساس می شود، چراکه تنوع در زمینه های مختلف به حدی رسیده که بدون داشتن حداقلی از مدارای اجتماعی زندگی کردن غیر ممکن خواهد بود. در این تحقیق با تکیه بر نظریات پاتنام و فوکویاما، به طور خاص به بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر مدارا نسبت به مجرمان در شهر ساری پرداخته ایم. . برای بررسی مدارا نسبت به مجرمان از تقسیم-بندی کینگ استفاده شده است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی جوانان 35-18 سال شهر ساری بوده که با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر از آنها با نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند؛ همچنین داده های مورد نیاز تحقیق از طریق ابزار پرسشنامه به روش میدانی گردآوری شده است. تحلیل داده نیز به وسیله ی نرم افزارهای SPSSو Amos انجام گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد سازه اعتماد با دو بعد اعتماد عام و اعتماد بین شخص و سازه روابط با دو بعد روابط رسمی و روابط غیر رسمی بر مدارا نسبت به مجرمان تاثیر مثبت و معنی داشته اند.در نهایت مدل ساختاری تحقیق توانسته است 24 درصد از تغییرات متغیر وابسته (مدارا نسبت به مجرمان) را تبیین کند.در نهایت مدل ساختاری تحقیق توانسته است 24 درصد از تغییرات متغیر وابسته (مدارا نسبت به مجرمان) را تبیین کند.