مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی

مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی

مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی سال سوم تابستان 1397 شماره 2 (پیاپی 7)

مقالات

۱.

تاثیر آموزش ذهنیت فلسفی بر نگرش دینی و مهارت های زندگی معلمان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش ذهنیت فلسفی بر نگرش های دینی و مهارت های زندگی معلمان ابتدایی است. روش پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، کلیه معلمان ابتدایی شهر ساری بود که از بین آن ها تعداد ۳۰ نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی طی 6 جلسه آموزشی سه شاخص ذهنیت فلسفی را بر اساس نظریه اسمیت(جامعیت، تعمق، انعطاف پذیری،1990؛ ترجمه بهرنگی، 1392) دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسش نامه مهارت های زندگی ساعتچی، کامکاری و عسگریان(1389) و پرسش نامه نگرش های دینی گلاک و استارک(1965) بود. روایی ابزارها به روش روایی محتوایی به تائید صاحبنظران رسید و ضریب اعتبار بدست آمده برای پرسش نامه مهارت های زندگی 87/0 و پرسش نامه نگرش های دینی 79٪ محاسبه شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آموزش ذهنیت فلسفی در افزایش نگرش های دینی و میزان مهارت های زندگی معلمان اثر مثبت و معنادار دارد.
۲.

تحلیل مفهوم مدیریت خشم در آموزه های تعلیمی سعدی نامه به عنوان یکی از راهبردهای تربیت اخلاقی دانش آموزان در نظام تربیت رسمی و عمومی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
هدف اصلی این پژوهش تحلیل مفهوم «مدیریت خشم» به عنوان یکی از راهبردهای تربیت اخلاقی دانش آموزان در نظام تربیت رسمی و عمومی در بوستان سعدی است. روش پژوهشی تحلیلی از نوع تحلیل فلسفی است. جامعه مورد مطالعه بوستان سعدی و پژوهش های انجام شده در این زمینه است. نمونه مورد مطالعه بخش های مرتبط با مقوله های پژوهش است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری است که همزمان با فرایند جمع آوری اطلاعات، داده ها دسته بندی کدگذاری و مورد تفسیر قرار گرفت. یافته های حاصل نشان داد که مدیریت خشم در بوستان ضمن آموزش مفاهیم اخلاقی و پرورش عواطف عالیه بشری به کاربرده شده است و این مفهوم در سه قسمت خشم گریزی، خشم ضرورتی و خشم حکیمانه تبیین و مورد بررسی قرار گرفته است. مقوله های استخراج شده نشان می دهد که سعدی در عین واقع بینی و اعتدال در هیجان خشم، به موضوع های مربوطه از قبیل ملاطفت، مهربانی و نوع دوستی، بسیار بیش تر از موضوع های مربوط به خصومت، کینه توزی و روابط غیرانسانی پرداخته است که این امر به عنوان یک راهبرد تربیت اخلاقی دانش آموزان در نظام تربیت رسمی و عمومی در ساحت تربیت اخلاقی لازم است مورد توجه سیاستگذاران نظام آموزشی قرار گیرد.
۳.

تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تکیه بر منابع معنوی و اعتقادات دینی اسلامی در تاب آوری و بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند اوتیسم

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تکیه بر منابع معنوی و اعتقادات دینی در تاب آوری و بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند اتیسم صورت گرفت. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون -پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. جامعه آماری در این پژوهش را همه مادران دارای کودک اتیسم که در سال 95 به مراکز بهزیستی شهر تبریز مراجعه کرده بودند تشکیل دادند که با روش نمونه گیری دردسترس تعداد 30 نفر انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، مقیاس بهزیستی روان شناختی(ریف، 1989) و تاب آوری(کانر و دیویدسون، 2003) بوده است. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر آموزش مثبت اندیشی با تکیه بر منابع معنوی و اعتقادات دینی بر متغیرهای بهزیستی روان شناختی و تاب آوری هر دو معنادار است. در زیرمولفه های بهزیستی روان شناختی، آموزش مثبت اندیشی با تکیه بر منابع معنوی و اعتقادات دینی اسلامی بر متغیرهای رشد شخصی، ارتباط مثبت با دیگران، تسلط بر محیط و پذیرش خود تأثیر معنادار داشت ولی بر مؤلفه های خودمختاری و هدفمندی در زندگی معنادار نبود. بر این اساس آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تکیه بر منابع معنوی و اعتقادات دینی می تواند باعث ارتقای بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند اتیسم و نیز افزایش تاب آوری آن ها شود و با توجه به ارتباطی که بهزیستی روان شناختی و همچنین تاب آوری با بسیاری از متغیر های تضمین کننده سلامت دارد، این آموزش می تواند تحولات مثبت زیادی را در زندگی افراد دارای فرزند اوتیسم ایجاد نماید.
۴.

نقش واسطه ای ارزش های شخصی در پیش بینی خویشتن داری جنسی براساس رابطه مادر- دختر، اخلاق اسلامی و هوش معنوی دانش آموزان دختر شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای ارزش های شخصی در پیش بینی خویشتن داری جنسی بر اساس رابطه مادر- دختر، اخلاق اسلامی و هوش معنوی دختران دبیرستانی شهر اصفهان بود. به همین منظور 200 دانش آموز دختر به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به مقیاس زمینه یاب ارزشی شوارتز(2006)، مقیاس خویشتن داری جنسی احمدی(1397)، مقیاس بنیان های اخلاقی هاید و گراهام(2007) همسو شده با آموزه های اسلامی، مقیاس رابطه والد فرزندی فاین، مورلند و شوبل(1983) و مقیاس هوش معنوی کینگ(2008) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین رابطه مادر دختر، اخلاق اسلامی و ارزش های شخصی با خویشتن داری جنسی رابطه مستقیم وجود دارد، اما بین هوش معنوی با خویشتن داری جنسی رابطه مستقیم وجود ندارد. همچنین بین اخلاق اسلامی با خویشتن داری جنسی با واسطه گری ارزش های شخصی رابطه غیرمستقیم وجود دارد، اما رابطه غیرمستقیم هوش معنوی و رابطه مادر-دختر با خویشتن داری جنسی با میانجی گری ارزش های شخصی معنادار نیست. به نظر می رسد، آموزه های اخلاق اسلامی از طریق تأثیرگذاری بر ارزش ها می توانند بر خویشتن داری جنسی مؤثر باشند. اما ارزش ها، واسطه تأثیر رابطه مادر دختر و هوش معنوی بر خویشتن داری جنسی نیستند.
۵.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های تربیت اخلاقی با رویکرد اجتماعی در دوره ابتدایی و ارائه مدل مفهومی

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های تربیت اخلاقی، با رویکرد اجتماعی در دوره ابتدایی و ارائه مدل مفهومی انجام شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته کمّی و کیفی است. در بخش کیفی جامعه پژوهش سایت ها و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با تربیت اخلاقی بود که به طور هدفمند انتخاب و فیش برداری صورت گرفت و داده ها همزمان به طور مستمر در فرایند جمع آوری از طریق دسته بندی های منظم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بخش کمی جامعه آماری معلمان ناحیه دو شهرکرمان بودند که همگی با استفاده از روش تمام شماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این بخش پرسش نامه بود که براساس یافته های بخش اول با 71 گویه طراحی گردید و در اختیار جامعه آماری(408 نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی شهر کرمان) قرار داده شد. روایی این پرسش نامه با استفاده از نظر متخصصان و صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت. همچنین پایایی آن به روش آلفای کرونباخ تعیین شد که برای کل پرسش نامه 0/95 و برای ابعاد «باور» و «رفتار» به ترتیب 0/89 و 0/93 به دست آمد. یافته های مرحله «تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی» نشان داد که مقوله محوری پژوهش حاضر مشتمل بر 11 مؤلفه در 2 بُعد(باور و رفتار) است: مؤلفه های بُعد «باور» عبارت اند از: «احترام به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی»، «سعه صدر»، «پرورش روحیه دگرخواهی»، «گفتگو». همچنین مؤلفه های بُعد «رفتار» عبارت اند از: « تعلق به هویت جمعی و حفظ آن»، «پرورش روحیه آزادی»، «همزیستی مسالمت آمیز»، «وفای به عهد و پیمان»، «پای بندی به دستورات اخلاقی»، «احترام به محیط زیست» و «مسئولیت اجتماعی». براساس این ابعاد و مؤلفه ها مدل نهایی طراحی گردید. متغیر پنهان «باور» از بین همه سازه های متصل به خود، «احترام به ارزش ها» و «هنجارهای اجتماعی» را بیشتر و «گفتگو» را کمتر از همه تبیین کرده است. متغیر پنهان «رفتار» از بین همه سازه های متصل به خود، «تعلق به هویت جمعی و حفظ آن» را بیشتر و «مسئولیت اجتماعی» را کمتر از همه تبیین کرده است.
۶.

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های معنوی(مبتنی برآموزه های قرآن کریم و روایات ائمه(ع)) بر شادکامی و سرمایه روان شناختی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های معنوی بر شادکامی و سرمایه روان شناختی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه دو شهر کرمان انجام شد. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده است. برای این منظور از بین دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه دو شهر کرمان و با استفاده از نمونه گیری تصادفی، تعداد سی نفر انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس شادکامی آکسفورد(آرگایل و لو، 1990) و مقیاس سرمایه روان شناختی(لوتانز و همکاران، 2005) بود که در مرحله قبل و بعد از آزمایش در هر دو گروه اجراشد. گروه آزمایش طی ده جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های معنوی با رویکرد اسلامی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل آماری کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های معنوی بر افزایش شادکامی دانش آموزان موثر است. همین طور یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های معنوی بر همه مؤلفه های سرمایه روان شناختی به جز خودکارآمدی تاثیرگذار بوده است. در نتیجه می توان از آموزش مهارت های معنوی برای افزایش شادکامی و سرمایه روان شناختی دانش آموزان استفاده کرد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۴