فلسفه و کلام اسلامی

فلسفه و کلام اسلامی

فلسفه و کلام اسلامی سال پنجاهم بهار و تابستان 1396 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل رابطه دین و اخلاق از نگاه ابن تیمیه و آدامز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
مسئله این پژوهش، تحلیل و مقایسه نسبت دین و اخلاق از نگاه ابن تیمیه و رابرت آدامز است. در مسیر دریافت پاسخ، موضع این دو متفکر را در چهار بخش به تفصیل بررسی کرده ایم. حاصل مقایسه این است که از نگاه ابن تیمیه، اخلاق در تمام ساحت های چهارگانه وجودی، معرفتی، معنایی، و هنجاری به دین وابسته است. اما آدامز، در عین وابسته انگاشتن اخلاق به دین در دو ساحت وجودی و هنجاری، در بحث از نسبت معرفتی و معنایی، به تمایز و استقلال اخلاق از دین متمایل می شود. با این همه در مقام ریشه شناسی و نقد نگرش آنان باید گفت: اولاً شباهت مبنایی نگرش این دو چشمگیرتر از تفاوت بیانی آن ها است. ثانیاً چالش پیش روی آنان در این نقیصه برجسته می شود که هیچ کدام پاسخ مناسبی را برای تبیین رابطه دین و اخلاق تدارک ندیده و فرآیند تعامل اخلاقی خدا و خلق را به روشنی ترسیم نکرده اند.
۲.

نسبت حقیقت و ایمان از نظر کی یرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۳۰۵
سورن کی یرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست، حقیقت را از دو منظر می نگرد و بالتبع آن را به دو گونه نیز منقسم گرفته است: حقیقت عینی و حقیقت انفسی. از منظر اهمیت فرد و انتخاب او، حقیقت حقیقت انفسی است. هر گاه که به حقیقت عینی نظر می افکنیم، حقیقت همچون شئ ای به تصور می آید که با ما مرتبط است و آن گاه که حقیقت را از منظر انفسی بنگریم، حقیقت خود مورد نظر است، حتی اگر در عین و  بیرون از انسان جلوه گر نشده باشد. اکنون سؤال اصلی این است که چه نسبتی میان حقیقت و ایمان می توان برقرار داشت. حقیقت انفسی حقیقتی ابدی است که با وجود انسان پیوند خورده است و نکته مهم از دیدگاه کی یرکگور آن است که حقیقت انفسی همان ایمان است. ایمان، یا به گونه انفسی تعلق به حقیقت داشتن یا در حقیقت بودن و هستی داشتن، بالاترین حقیقت دسترس پذیر  برای فرد هستومند است.  
۳.

علم بالقوه نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
ارسطو با ابداع تمایز بالقوه و بالفعل به حل تناقض های فلسفه های پیش از خود پرداخت. ابن سینا برای حل مسائلی در معرفت شناسی، از این تمایز استفاده می کند و از اصطلاح علم بالقوه بهره می برد که مصادیق آن در فلسفه او قابل استخراج است: علم به نتیجه مستتر در مقدمات، علم به برخی قوانین منطق، علم به مقومات ماهیت، علم به بدیهیات، علم به تعقل و خودآگاهی. مصادیق علم بالقوه در دو نکته مشترک هستند. نخست این که آن ها را درون خود داریم و برای بالفعل کردن آن ها التفات ذهنی یا التفات ذهنی همراه با تأمل کفایت می کند؛ و دوم این که همه آن ها لوازمِ نهفته در یک علم کلی هستند. علم بالقوه حقیقتی تشکیکی است زیرا علم به تعقل و خودآگاهی برای آن که بالفعل شود فقط به التفات نیاز دارد و به همین سبب از بقیه موارد علم بالقوه، بالفعل تر است.
۴.

مبانی نظری صدور ایجابی در فلسفه سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
نظریه صدور یکی از راه حل های ارائه شده در فلسفه اسلامی برای تحلیل رابطه علیّت است که ریشه در فلسفه نو افلاطونی دارد. در سخنان ابن سینا اثبات صدور به صورت منقح بیان نشده و گاهی مبتنی بر «ضرورت عدم تخلف معلول از علت تامه»، و گاهی مبتنی بر «وجوب علّی» است. نوشتار حاضر توضیح می دهد که ابن سینا، نظریه صدور را تنها بر اساس الگوی جدید «وجوب علّی» اثبات نموده است. استدلال ابن سینا ناظر به تحلیل رابطه وجودی علت و معلول است که منجر به تولید مفهوم «امکان ذاتی» برای معلول می گردد و بر این اساس، متعلَّق ایجاد را تنها به ممکن بالذات اختصاص می دهد. از این رو، ممکن بالذات ایجاد نمی شود مگر آنکه از سوی علتی که متصف به وجوب ذاتی است، وجوب بالغیر یافته و از حالت امکان خارج گردد. بنابراین، پیوند ایجاب و ایجاد، تنها عامل تحقق ممکن بالذات خواهد بود.   
۵.

تبیین دیدگاه عبدالرزاق لاهیجی در باب اعتباری بودن تشخّص(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۷۹
تشخّص که نزد حکمای مشایی، اشراقی و متعالیه و نیز بین متکلمین امامیه و اشاعره از جمله مباحث مهم متافیزیکی است نزد لاهیجی نیز مهم است و آرای کلامی خواجه، ایجی، جرجانی و دوانی او را وا می دارد تا به تحلیل و ارزیابی دیدگاههای مشایین و متکلمین در این موضوع بپردازد. لاهیجی تشخّص را امری اعتباری می داند، به این معنا که وجود مستقلی در خارج ندارد و عین هویّت شخص و وجود خاص آن و همان ماهیت متشخّصه است و همچون وجود با ماهیت در خارج متحد است و تنها در تحلیل ذهن از ماهیت جدا و ماهیت متصف به آن می شود. در تعریف تشخّص و نحوه وجود آن در خارج و ما به التشخّص فرقی بین لاهیجی و ملاصدرا وجود ندارد و هر دو تشخّص و عامل تشخّص را همان وجود خاص شیء می دانند. وجودی که عین تحقق و عینیت است.
۶.

جایگاه منطق گزاره ای نزد فارابی و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۶۷
در بخش نخست این مقاله، مفهوم «گزاره ای بودن» استدلال های منطقی مورد بررسی قرار می گیرد و با پذیرش معیار ارائه شده از سوی کریستوفر مارتین، «گزاره ای بودن» استدلال های منطقی، بر اساس اصل جانشینی در گزاره های مرکب توضیح داده می شود. در بخش دوم، دیدگاه کامران کریم الله در خصوص «ناگزاره ای بودن» مبحث شرطیات فارابی و «گزاره ای بودن» شرطیات ابن سینا به داوری گذاشته می شود و «ناگزاره ای بودن» آموزه های منطقی فارابی، نه تنها در بافت جدلی که خارج از آن نیز مورد تأیید قرار می گیرد و پاره ای ملاحظات دیگر نیز در این زمینه اضافه می شود. در ادامه همین بخش، نشان داده می شود که دیدگاه ابن سینا در خصوص گزاره ها و استدلال های شرطی، با آنکه معیار گزاره ای بودن را برآورده می کند، اما همچنان اختلافاتی با «منطق گزاره ای» جدید دارد.
۷.

رویه های باورساز ناظر به ارزش: معرفت شناسی اخلاق از دیدگاه رابرت مری هیو آدامز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۹۱
رابرت آدامز کوشش می کند تا با الهام از نظریه رویه های باورساز آلستون دیدگاه خود را در معرفت شناسی اخلاق سامان دهد. وی با وضع اصطلاح رویه های باورساز ناظر به ارزش، ورودی های ایجاد باورهای اخلاقی از این رویه ها را علاوه بر سنت تاریخی و فرهنگی شامل احساسات، عواطف، تمایلات و امیال ما نیز می داند. مجموعه این ورودی ها به همراه تفکر در باب آنها، باورهای اخلاقی را به عنوان خروجی رویه های باورساز ناظر به ارزش به ارمغان می آورد. از نظر آدامز، ایمان اخلاقی تأمین کننده اعتماد به باورهای اخلاقی ای است که از طریق رویه های باورساز ناظر به ارزش ایجاد شده است و علی رغم اینکه ادله ای بر خلاف آنها وجود ندارد اما به سبب آنکه نمی توانند فراتر از هر نوع شک معقول باشند پس به ایمان اخلاقی نیازمندند.
۸.

تحلیل و ارزیابی معیار پایستاری در رویکرد استنتاج گرایی به معناداری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۴۳۷
در رویکرد استنتاج گرایی به معناداری، ثوابت منطقی بر اساس قواعد عملگری تعریف می شود، آرتور پرایور در نقد این رویکرد با ارائه مثال نقض tonk نشان داد که با پذیرش رویکرد استنتاج گرایی هر قاعده عملگری دلخواهی توصیف کننده یک ثابت منطقی خواهد شد و لازمه این امر وجود ثوابت منطقی معیوب و ناسازگار با سیستم است. بلنپ در پاسخ به این اشکال دو شرط پایستاری و یکتایی را برای قواعد عملگری ارائه داد. با توجه به اهمیت شرط پایستاری در پاسخ بلنپ، در این مقاله تلاش شده شرط پایستاری مورد ارزیابی قرار گیرد. «چگونه معیار پایستاری شرایط لازم و کافی را برای تعریف ثوابت منطقی فراهم می کند؟» مسئله اصلی این مقاله است. فرضیه پیشنهادی عدم کفایت لازم شرط پایستاری در ارائه تعاریف ثوابت منطقی است که در نهایت با بررسی معانی مطرح شده برای پایستاری اثبات خواهد شد.  

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵