قند پارسی

قند پارسی

قند پارسی سال دوم بهار 1398 شماره 2

مقالات

۱.

همانندی اندیشه های جلال آل احمد و صدر الادبای اصفهانی

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۹
صدر الادبای اصفهانی یک نویسنده ی شریعت گرا (مشروعه خواه) در دوره ی مشروطه است که نزدیک به نیم قرن پیش از جلال آل احمد، در تحلیل های داستانی خود، استنباط ها و استدلال ها و راه حل هایی رامطرح کرده است که شباهت شگفت انگیزی به اندیشه های آل احمد دارد. انتقادهای او از موضوعاتی چون: شیفتگی جامعه به پوشش و اخلاق و رفتار و سیاست و فرهنگ غربی، سکوت و انزوای بزرگان مذهب در برابر تحوّلات و تغییرات اجتماعی، ناتوانی مدرسه ها و دانشگاه های تقلیدی در تأثیرگذاری بر فنّ-آوری و صناعت گری، مستعمره شدن حکومت در برابر استعمارگران فرنگی، شباهت کامل به استنباط های آل احمد دارد. بهره گیری او از نوشته های روایتی تحلیلی و تک صدا، و نثر ساده ی گفتارگرا، سبک آل احمد را تداعی می کند و راه حل های او برای رهایی از غرب گرایی ها نیز دقیقاً در همسویی با اندیشه های آل احمد قرار دارد. او نیز راه و چاره را در بازگشت به سنّت ها و معتقدات مذهبی می داند، چون مذهب بیش از هر عنصر دیگری، جایگاه قدرتمندی در میان مردم دارد و می تواند آنان را متّحد کند.
۲.

نقد و بررسی برخی از حکایت های بازنویسی شده عطار برای نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
متون عرفانی مفاهیم و پیام های ارزشمندی برای کودکان و نوجوانان در بر دارند. بازنویسی خلاق این متون می تواند کودکان و نوجوانان را با مطالب مهم عرفانی آشنا سازد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی برخی از حکایات عطار نیشابوری با متن بازنویسی شده آن از مجموعه بازنویسی های مهدی آذریزدی برای شناخت اصول مهم یک بازنویسی خلاق است. روش پژوهش به صورت تحلیل محتوا و اسنادی است. با مطالعه حکایت ها از متن اصلی و تطبیق آن ها با متن بازنویسی شده به بررسی آن ها از منظر عناصر داستان و شیوه های مناسب بازنویسی پرداخته شده است. نتایج نشان داد که آذریزدی با تغییر درون مایه عرفانی و تبدیل آن به درون مایه اخلاقی به دنبال آشنا کردن کودکان با متون عرفانی بوده است. افزایش تعداد شخصیت ها، افزایش عنصر کشمکش و گفت وگو، گسترش فضاها و حوادث فرعی و تغییر عنوان داستان ها از مهم ترین تکنیک هایی است که آذریزدی برای بازنویسی ها در نظر داشته است. ارائه درون مایه داستان به شکل مستقیم و عدم توجه به عنصر تعلیق از جمله نقاط ضعف بازنویسی های آذریزدی است.
۳.

«مردی در قفس »عصاره ی ناتورالیسم چوبک

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
ناتورالیسم که به عنوان مکتبی ادبی، در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه سر برآورد دریچه ای نو به روی هنرمند گشود که در آن قهرمان داستانش دیگر نه انسان آرمانی رمانتیک بود نه حتی انسان عادی رئالیستی بلکه انسانی پست ترو پلیدتر از آن چه حتی در جهان بیرون می تواند باشد؛ یعنی حیوانی در شکل انسان که پلیدی خود را بویژه در شرایط دشوار بروز می دهد. این مکتب در سراسر جهان پیروانی یافت که در این میان صادق چوبک از مقلدانی است که در ترسیم فضای یاس آلود آکنده از جبروستم، گوی سبقت از دیگران ربوده است. در این مقاله که به شیوه تحلیلی به بررسی داستان چوبک پرداخته ایم در پی کشف عناصر ناتورالیستی در داستان چوبک بوده ایم. نتیجه حاصل از بررسی نشان می دهد که تقریبا تمامی اصول این مکتب را در آثار چوبک می توان دید جبرگرایی، یاس وناامیدی وبه دنبال آن پوچ گرایی، استفاده از زبان محاوره، ضدیت با اخلاق، بی اعتقادی مذهبی، بهادادن به حیوانات و در مقابل تنزل دادن مقام انسانی در حد حیوان از ویژگی هایی است که در اکثر داستان های او به چشم می خورد. ولی در این میان داستان «مردی در قفس» او عصاره تمام ویژگی های مکتب ناتورالیسم است که ما در ین مقال به بررسی این ویژگی ها پرداخته ایم.
۴.

تحلیل بازتاب دیدگاه و سبک فکری ناصرخسرو در کاربرد فعل

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
چکیده ناصرخسرو ازجمله شاعرانی است که به سبب نگاه ویژه و ایدئولوژی متفاوتش همواره مورد توجه دوستداران شعر کلاسیک فارسی بوده است. نگارندگان بر این باور هستند که آشنایی با نگرش ناصرخسرو و شناخت جهان شعری او از دریچه تحلیل زبانی آثار وی میسر است، ازاین رو در این گفتار به تحلیل دستوری سبکی افعال سی قصیدة آغازین دیوان ناصرخسرو پرداخته اند. پرسش هایی که این مقاله درصدد پاسخ دادن بدان هاست عبارت است از: افعال به کار رفته در قصاید ناصرخسرو دارای چه ویژگی های دستوری است؛ بسامد ویژگی های افعال در قصاید ناصرخسرو چه ارتباطی با دیدگاه و سبک وی دارد و تکرار این ویژگی ها نشان دهندة چیست. برای پاسخگویی به این پرسش ها افعال سی قصیدة نخست دیوان ناصرخسرو استخراج و ویژگی های دستوری آن ها توصیف شد؛ سپس اطلاعات به دست آمده به شیوه توصیفی تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد بیشترین شخص به کاررفته در افعال قصاید، دوم شخص مفرد است که برخاسته از ماهیت تبلیغی شعر ناصرخسرو است. از نظر زمان، پرتکرارترین افعال فعل های زمان مضارع اخباری است که پیوند مستقیم شاعر با موضوع کلام را نشان می دهد. وجه غالب افعال قصاید، اخباری با صدای دستوری فعّال است که برخاسته از ماهیت تبلیغی و متعهد شعر ناصرخسرو است.
۵.

عناصر بینامتنی و سیلان ذهن در آثار محمود اکبرزاده و محمدرضا شمس

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
جریان مدرنیسم در ایران پدیده ای تازه ا.ست که مورد توجه برخی نویسندگان قرار گرفته و با الگوپذیری از ادبیات غرب، آثاری پدید آورده اند که در مواردی موفق بوده است. با توجه به این که مدرنیسم هنوز در ادبیات داستانی بزرگسال ایران جای خود را چنانکه باید پیدانکرده، ورود آن به ادبیات کودک، به سختی می تواند مورد پذیرش قرارگیرد. از سویی، عدم توجه نویسندگان به شرایط سنّی کودک و نوجوان و گرایش به ابهام و ایجاز، درک مفهوم متن را برای این قشر غیر ممکن ساخته است. در این پژوهش با هدف شناخت ویژگی های مدرنیستی ادبیات کودک در دهه های اخیر و جنبه های نوآوری نویسندگان، داستان های محمود اکبرزاده و محمدرضا شمس را از جهت کاربرد عناصر مدرن با تأکید بر بینامتنیت و سیّال ذهن بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ایم که محمود اکبرزاده در حوزه داستان نویسی مدرن، دارای نوآوری هایی است و بیشترین عناصر بینامتنی در آثارش عبارت از فراداستان و فولکلور بوده و در مواردی از جریان سیّال ذهن برای روایت داستان سود جسته است. عناصر بینامتنی محمدرضا شمس نیز بیشتر شامل باورهای عامیانه، فولکلور و اسطوره هاست و از جریان سیّال ذهن به وفور استفاده نموده است. بنابراین، آثار وی، پیچیده تر از آثار محمود اکبر زاده است.
۶.

بررسی و تحلیل ویژگی های ساختاری و شگردهای زبانیِ «داستانِ خسرو» نوشته عبدالحسین وجدانی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
عبدالحسین وجدانی یکی از نویسندگان برجسته ایران، در داستان هایش ب ه تح وّلات سیاس ی، فرهنگ ی و اجتماعی انسان معاصر نظر دارد. در آثارِ وی به راحتی م ی ت وان نموده ای فراوان ی از فرهن گ، هویّت، اخلاق، مردم داری، مذهب را که مطابق با سِرِشتِ مردم ایران زمین اس ت، مش اهده کرد. داستانِ «خسرو» سومین داستان از مجموعه داستان «عموغلام» تنها مجموعه داستانی وجدانی است. این داستان از زبان اوّل شخص نقل می شود، امّا شخصیّتِ راوی در مقابل شخصیّت اصلیِ داستان یعنی خسرو، رنگ می بازد. راوی که در دوران تحصیلات ابتدایی با خسرو هم کلاس بوده، روزی او را در خیابان می بیند؛ «شیره تریاک، آن شیرِ بی باک را چون اسکلتی وحشتناک ساخته بود.» آن گاه خاطرات دورانِ جوانی او را بازگو می کند و در لَفافه داستان، درون-مایه این اثر را که طرحِ یکی از مشکلات فرهنگی-اجتماعی عصرِ ما و آثار مخرّب و زیان بارِ اعتیاد است، به میان می آورد و در پایان توصیه می کند که از همنشینِ بد باید دوری کرد. از آن جا که داستان، منعکس کننده مسائل مهمّ اجتماعی در هر دوره و زمان است، این پژوهش به روش توصیفی و تحلیل محتوا «داستانِ خسرو» نوشته عبدالحسین وجدانی را مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داده و با بررس این اثر، ویژگی ها و ظرافت های زبانیِ آن و نیز شگردهایِ خاصّ نویسنده برای اَدایِ مقصودِ خود را بیان کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وجدانی با استفاده از ظرفیّت های ادبی و شگردهای زبانی مانند تشبیه، کنایه، طنز، اصطلاحات عامیانه توانسته است خواننده داستان را با خود همراه و پیام نهایی (تأثیرِ همنشینِ بَد) را به او اِلقا کند.
۷.

بررسی تعالیم اخلاقی و آموزه های تربیتی در مثنوی سلسله الذهب جامی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
عبدالرحمان جامی از شاعران پرکار قرن نهم هجری است که پیرو شاعران پیشین خویش در ادب تعلیمی، عرفانی و غنایی شعر سروده است.در این مقاله، مثنوی سلسله الذهب وی به لحاظ دارا بودن مباحث تعلیمی و آموزه های اخلاقی بررسی شده است. نتیجه ی این بررسی نشان می دهد جامی همچون عارف و موعظه گر دینی سعی کرده تمامی تعالیم دینی و اخلاقی را به مخاطب بیاموزد، همچنین همچون جامعه شناس در اجتماعش ظاهر شده و سعی دارد با انتقاد از نابه سامانی های اجتماعی، دینی و عرفانی جامعه اش، تعالیم و آموزه های اخلاقی را به مخاطبش منتقل کند. اندیشه ی تعلیمی او با انتقاد همراه است و به صورت مستقیم و غیر مستقیم با حکایت های تمثیلی سعی دارد مفاهیم خود را به مخاطب القا کند. نگاه انتقادی او بیشتر متوجه صوفیان ظاهرپرست ریاکار است که با ظاهرپرستی در دین، اخلاق انسانی را تباه می کنند، پادشاهان نیز در دفتر سوم مورد توجه او هستند و جامی با حکایت ها و داستان هایی اصول اخلاقی را به آنها تعلیم داده است.
۸.

سنّت و نمود آن در شعر شفیعی کدکنی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
آشنایی عمیق و همه جانبه شفیعی کدکنی با ادب فارسی و تحقیق و تفحص مستمر او در متون و دیوانهای شعری فارسی، سبب شده که نشانه های بارزی از تاثیر سنت در شعر او دیده شود. این تاثیر در همه ابعاد ژرف ساختی و روساختی شعر او آشکار است ، هم در زبان شعری شاعر دیده می شود و هم در تصویرپردازی شاعرانه و هم در معنا و محتوی و مضامین شعری. شیفتگی او به سنت شعری فارسی ، سبب شده که هر از گاهی عباراتی از این شاعران را در شعر خود آورده و در بافتی هنرمندانه نو و کهنه را با هم درآمیزد. شاعر در بسیاری موارد ابیات و مصراعهایی از شاعران سنتی را در شعر خود آورده و گاه واژگان و ترکیبات و اصطلاحاتی را از آنان گرفته و در شعر خود آورده است؛ در برخی موارد مضامین تکراری شاعران کلاسیک را در شعر خود آورده است.گاهی نیز تصویرهایی را از شاعران سنتی و معاصر در شعر خود آورده است. باورهای عامیانه و اشارات تاریخی و اساطیری نیز از دیگر نشانه های توجه شفیعی به سنت است. هدف ما در این مقاله بررسی همه جوانب این تاثیرپذیری و توجه به سنت است. برای این منظور همه موارد ذکر شده در شعر شفیعی مورد پژوهش قرار گرفت و نمودهایی از این تاثیرپذیری و گرایش به سنت را آوردیم.