جندی شاپور

جندی شاپور

جندی شاپور سال سوم تابستان 1396 شماره 10

مقالات

۱.

عوامل تکامل صنعت ابریشم ایران؛ از کالای خام صادراتی تا بافته های فاخر یا برند «ابریشم شاهی» در عصر شاه عباس اول صفوی

تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
سابقهٔ تولید ابریشم در چین دستکم به عهد سلسلهٔ هان باز می گشت. راز تولید ابریشم در چین نمی توانست تا مدت های مدیدی سر به مهر باقی بماند و در نهایت ایران عصر ساسانی نیز توانست در زمرهٔ تولیدکنندگان این محصول پر سود تجاری درآید. تجارت ابریشم همراه با آمد و شد سلسله های پس از شاهنشاهی ساسانی دچار نوسانات بسیاری شد. اما به واقع می توان عصر صفوی را عصر رونق چشمگیر ایران در این صحنهٔ تجاری دانست. واژهٔ بِرَند یا نام و نشان تجاری واژه ای نوین است که به تازگی جایگاه ویژه ای در مفاهیم بازاریابی به خود اختصاص داده است. اما کارکرد و مفهوم این واژه به معنای قابل شناسایی بودن و شهرت نام و لوگوی (نشان) تجاری محصولات تولیدی، سابقه ای بسیار طولانی دارد. در ایران عصر صفوی و به ویژه عهد شاه عباس اول، ابریشم به دلیل برخورداری از کیفیت بالا، عرضهٔ گسترده آن توسط تجار ماهری همچون تاجران ارمنی، بازاریابی و حمایت دربار از تولیدکنندگان این محصول و همچنین روش ویژهٔ فروش ابریشم توسط تجار سلطنتی توانست در عرصهٔ تجارت بین المللی به جایگاه رفیعی دست یافته و به عنوان محصولی مشهور و مطرح در این عرصه، جانشین ابریشم چین شود. یافته های تحقیق حاضر حاکی از آن است که نوآوری به همراه صادرات گستردهٔ ابریشم به بازارهای جهانی حتی موجبات رواج مد ایرانی در کشورهایی همچون انگلیس را فراهم آورد.
۳.

ضیافت های شرق و غرب: سه رویارویی بین ایرانیان و اروپاییان در دورهٔ قاجار (۱۹۲۵–۱۷۸۶)

نویسنده: مترجم:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
تأسیس حکومت قاجار از سوی آقا محمد خان در 1786، یک دورهٔ ثبات نسبی را در ایران آغاز نمود که این ثبات در طول قرن نوزدهم و تا سال 1925 دوام آورد. دو تن از مهم ترین جانشینان آقا محمد خان یعنی فتحعلی شاه (1834-1797) و ناصرالدین شاه (1848-1896)، در طول دوران طولانی پادشاهی شان، تثبیت مرزهای ایران را تا حدود آن روزشان تجربه نمودند و یک تعادل هوشیارانه در سیاست داخلی با امور مذهبی، اداری و نفوذ تجاری و نیز ارتباطات بین المللی با قدرت های اروپایی برقرار نمودند. یکی از نتایج عمدهٔ سیاست خارجی قاجار افزایش ارتباط بین اروپاییان همچون دیپلمات ها، کارمندان نظامی، متخصصین فنی و آموزشی، تاجران، باستان شناسان و مسافران کنجکاوی که دوره های طولانی را در ایران گذراندند و ایرانیانی که از آن ها پذیرایی می کردند بود. از آن جا که مهمان نوازی یکی از ویژگی های عمدهٔ فرهنگ اجتماعی ایرانی است، پذیرایی ها و سرگرمی یک نقش اساسی در دیپلماسی رسمی و نیز در پیک نیک های خصوصی و مهمانی ها ایفا نمود.
۴.

پزشکان جُندی شاپور

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۷۹
یک زمانی پزشک فقیری از اهالی بغداد به نام اَسَد بن گَنی بود که هرگز بیماران کافی و حتی یک بیماری واگیردار در طول دوره اش نداشت تا با آن خرج زندگی اش را درآورد، زیرا او فاقد ۳ صفت بود که هرکسی خواهان آن بود: او نه اهل سوریه و نه مسیحی بود و همچنین از محصلان دانشگاه جندی شاپور نبود: اول از همه به بیماران پاسخ می داد، من مسلمانم و این قبل از اینکه من پزشک بشوم و حتی قبل از تولدم آشکار بود، زیرا مسلمانان در علم پزشکی موفق نیستند. علاوه بر این من به جای صلیب، گابریل، یوحّنا یا بِرا، اَسَد نام دارم. عنوان افتخارآمیز من «اَبوالحَریت» است، در حالیکه باید «اَبوعیسی، اَبوزَکَریا یا اَبوابراهیم» باشد. من لباس سفید پنبه ای می پوشم، اگرچه باید پیراهن ابریشمی سیاه بپوشم. من به جای معرفی خودم با زبان مردم جندی شاپور به زبان عربی صحبت می کنم.
۵.

آفرینش و فلسفهٔ انتظام گیتی در مانویت

نویسنده: مترجم:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
مانوی شناسی همچون آیین زردشتی و فرقه های متنوع گنوسیکی رایج در آن عصر، اسطوره ای دقیق از آفرینش یا به عبارتی فلسفه انتظام گیتی را ارائه می دهد. اگرچه مانی ادعا کرد که تعالیمش برای معماهای دنیا پاسخ هایی را پیدا کرده است ولی حوزهٔ اصلی اسطورهٔ آفرینش او محدودتر شد تا بتواند به سئوالات اولیهٔ هستی شناسی در مورد ریشه های شیطان، بشر و نیز نقش بشر در دنیا پاسخ بدهد.
۶.

ور جمشید و دینای مزدیسنی

نویسنده: مترجم:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
سرگذشت و پیامد سرپیچی جمشید از پیشنهاد اهوره مزدا در فرگرد دوم وندیداد آمده و برای همه شناخته شدهاست. با وجود این، محتوای اصلی این پیشنهاد که جمشید آن را نپذیرفت و دلایل رد آن باز بحث انگیز است. رایج ترین تعبیر این است که جمشید وظیفهٔ موبدی (به خاطر سپردن و بردن دین مزدیسنی) و نیز وظیفهٔ پادشاهی را، که اهوره مزدا به او پیشنهاد کرده است، نمی پذیرد. این تفسیر از آن رو شکل گرفته است که دینا را «دین» دانسته اند. ترجمهٔ این واژه در سال های اخیر، خصوصاً در بسیاری از آثار کلنز، کاملاً متفاوت است. برای روشن کردن این موضوع، لازم است مجدد به بررسی پیشنهاد اهوره مزدا و نپذیرفتن جمشید بپردازیم. کلنز و پانایینو هم در آثار خود به این موضوع توجه کرده اند. بنابر نظر کلنز، «دین» که جمشید آن را نپذیرفت «شیوه های آیینی را دربر می گیرد و به شخص این اطمینان را می دهد که جاودانگی دینا و روان را پس از مرگ برای او به وجود می آورد» . بر اساس نظر پانایینو ، جمشید پیوند با دینا را پس از مرگ نمی پذیرد. هیچ یک از این دو استنباط بین سرپیچی جمشید از پیشنهاد اهوره مزدا و پیامد آن ارتباط برقرار نمی کند: جاودانگی محدود در زمان، قرارگرفتن روی زمین، در جای خود، و ساخت ور. با وجود این، داستان فرگرد دوم وندیداد کاملاً منسجم و یکپارچه است. جمشید (به سبب ناشایستگی) از به کار بردن شیوه های آیینی، که سبب جاودانگی پس از مرگ در جهان خدایان می شود، دوری می کند. بنابراین، در جستجوی مکانی است که از آفریدگان استقبال شود و از این طریق بتواند جاودانگی را به دست آورد: بنابر این، ابتدا زمین را بی حدومرز گسترش می دهد،پس از شکست خوردن ور را می سازد. مقایسهٔ این داستان با داستان ودایی valá- سبب می شود رابطه ای تنگاتنگ بین ناشایستگی جمشید در بردن دین و نقش او در ساخت ور قائل شویم.