تاریخ نامه ایران بعد از اسلام

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال پنجم بهار و تابستان 1394 شماره 10

مقالات

۱.

تأثیر آموزه های تصوّف بر مقتل نگاری واعظ کاشفی در روضة الشّهداء

کلید واژه ها: تصوفکربلاحسین واعظ کاشفیمقتل نگاریروضةالشهدا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره کلیات شخصیت ها
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۱
هم زمان با بسط اندیشه های صوفیانه در جهان اسلام از قرن هفتم هجری به بعد و نزدیکی تصوّف و تشیّع به یکدیگر، رویکردهای صوفیانه در مقتل نگاری کربلا به مانند برخی دیگر از مکتوبات دینی و تاریخی وارد شد. این مطلب بامطالعه ی متون مکتوب این دوره و ردیابی شاخصه های اندیشه ی تصوّف در این متون قابل بررسی است. در پژوهش حاضر سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر پژوهش کتابخانه ای به این سؤال پاسخ داده شود که مقتل روضة الشهدا نگاشته ی حسین واعظ کاشفی- قرن دهم هجری- به عنوان یکی از مقاتل مهم و مشهور واقعه ی کربلا، از اندیشه های صوفیانه چه تأثیراتی پذیرفته است؟ در پاسخ مدعای این نوشتار این است که روضة الشهدا که به زبان فارسی نگاشته شده و شامل مناقب و مصائب اهل بیت (ع) خصوصاً امام حسین (ع) است با توجّه به گرایش واعظ کاشفی به طریقت نقشبندی، کاملاً متأثر از گفتمان صوفیانه است؛ به گونه ای که ویژگی های اندیشه ی تصوّف در مباحث مختلفی که نویسنده به آن ها اشاره می کند آشکار است. تأثیرپذیری از مقولات صوفیانه حتی باعث برخی تحریفات در روایت واقعه ی کربلا در این کتاب شده است.
۲.

نگرشی بر عملکرد مبلغان پروتستان در یزد عهد قاجار

کلید واژه ها: یزدقاجاریهانجمن تبلیغی کلیسابیمارستان مرسلینناپیر مالکوم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ ادیان
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۰۶
به دنبال شکل گیری مبلغین تبشیری در غرب، انجمن تبلیغی کلیسا با تکیه بر نفوذ انگلیس در ساختار سیاسی ایران؛ اصفهان را کانون استقرار خود ساخته و پس از تعیین سرحدات تبلیغی با پرزبیتری ها، درصدد بسط قلمرو به یزد، کرمان و شیراز برآمد. در این میان گرچه بُعد مسافت یزد از مراکز تحول خیز و امنیت نسبی؛ تضمینی بر حضور و بقای سه اقلیت زرتشتی، یهودی و بهائی بشمار می رفت، اما در خلأ وجود هم کیشان مسیحی، انجمن تبلیغی کلیسا جذب اقلیت های مذکور و خاصه زرتشتیان را فرصتی مغتنم شمرده؛ برای جلوگیری از تحریک احساسات دینی مسلمین، اهداف تبلیغی خود را در قالب ارائه ی خدمات درمانی و آموزشی پوشیده داشت. باوجود حمایت سیاسی انگلیس و حکومت مرکزی در تضمین بقای انجمن، اوج درخشش مبلغین را می توان تا وقایع مشروطیت دانست که با ساخت بیمارستان، مدرسه و توزیع اعانه میان مستمندان شیوه های مختلفی را برای جذب نوکیشان به آزمون گذاردند. بر این اساس پژوهش حاضر می کوشد تا کارکرد این انجمن در حوزه های درمانی، آموزشی و دیگر تدابیر جذب نوکیش را به بحث گذارد.
۳.

زمینه های تاریخی فتوحات اسلامی در ایران: فروپاشی نظم سیاسی دولت ساسانی بر اساس منابع کتبی و داده های سکه-شناختی

کلید واژه ها: فتوحات اسلامیمنابع کتبیمدارک سکه شناختی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ اسلام و ایران کلیات
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۷
فتوحات اسلامی در ایران در پادشاهی یزدگرد سوم (632-651 م.) و به ویژه تسخیر بخش عمده آن در کمتر از یک دهه، گویای آن است که دولت ساسانی در آن هنگام توان نظامی و دفاعی خود را، آن چنان که در دوره های پیشین می بینیم، از دست داده بوده است. متون تاریخی سده های نخستین اسلامی که از دیرباز منابع پر استناد تاریخ پژوهان معاصر شمرده می شوند، این فرض را تأیید می کنند. این منابع، از یک آشفتگی سیاسی پس از مرگ خسرو دوم (590-628 م.) سخن می گویند که در طی آن، شماری پادشاه و ملکه به مدت کوتاهی به پادشاهی رسیدند. آنچه این منابع نمی گویند، میزان اقتدار سیاسی و حدود قلمرو جغرافیایی آن هاست و این موضوعی است که در سکه های این دوره- که از مراجعه به آن ها غفلت شده است- به روشنی بازتاب یافته است. داده های سکه شناسی و مقایسه آن ها با منابع کتبی در این مقاله، نشان می دهد که پادشاهان این دوره که به کوتاهی و اغلب هم زمان بر چند ایالت فرمان می راندند، به سبب محدودیت منابع انسانی و مالی، قادر به تثبیت اقتدار سیاسی و نظامی خود نبودند. آنگاه که یزدگرد سوم هم زمان با فتوحات مسلمانان به پادشاهی رسید، دولت ساسانی مدت ها بود که بر اثر عوامل گوناگون در حال زوال و فروپاشی بوده و توان سیاسی و نیروی نظامی خود را از داده بود.
۴.

ارزیابی نقش موبدان در حفظ و احیای میراث ایرانی در قرون نخستین اسلامی

کلید واژه ها: هویت ایرانیفرهنگ ایرانیمیراث ایرانیموبدانروحانیون زرتشتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ ادیان
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
فتح ایران توسط اعراب تحولی عمیق در ایران پدید آورد. این حادثه موجبات تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را فراهم آورد. در مواجهه با وضعیت جدید جریان های گوناگونی در ایران شکل گرفتند؛ در این میان کسانی بودند که با نفی و انکار شرایط جدید سعی کردند همچنان با اتکا به عناصر و مؤلفه های هویت ایران باستان خود را معرفی نمایند ازجمله آن ها موبدان هستند. مسأله ما در این پژوهش این است که موبدان در واکنش به این وضعیت جدید چه تدابیری اتخاذ کردند و اینکه سهم آن ها در حفظ و احیای میراث ایرانی چه میزان بوده است؟ با بررسی منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبی درمی یابیم که موبدان در حفظ، احیاء و گسترش دین زرتشتی، زبان فارسی، آگاهی تاریخی، آداب و سنن و فرهنگ ایرانی در دوران جدید سعی و تلاش وافری نمودند. اگرچه آن ها به عنوان حافظ دین بهی نتوانستند جلوی اسلامی شدن ایران را بگیرند ولی در عرصه ی تاریخ و فرهنگ تلاش آن ها به بار نشسته و بدین ترتیب در تداوم میراث ایرانی (هویت ایرانی) در دوران اسلامی نقش کلیدی ایفا کردند. در این جستار سعی شده است با روش تبیینی (علّت یاب) و تفسیری تفهمّی (معناکاو) به «چرایی» و «چگونگی» تداوم ایرانیت در دوران اسلامی پاسخی درخور داده شود.
۵.

مطالعه تطبیقی اصلاحات آموزشی میرزا حسن رشدیه و اسماعیل گاسپرالی

کلید واژه ها: ایرانروسیهاصلاح نظام آموزشیمدارس اصول جدیدمیرزا حسن رشدیهاسماعیل گاسپرالی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگی-اجتماعی-اداری ایران
تعداد بازدید : ۶۷۷ تعداد دانلود : ۲۴۵
در اواخر دوره ناصری میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه اولین مدرسه ی سبک جدید را در ایروان و سه سال بعد در تبریز ایجاد نمود. مدرسه سبک جدید در ایران به رشدیه معروف شد. در این مدرسه تعلیم و تعلّم بر اساس اصول جدید و یادگیری الفبا با اصول صوتی انجام می گرفت. مدارس جدید به سرعت در شهرهای مختلف ایران تأسیس یافته و به مرور جای مکتبخانه های سنتی را گرفتند. همزمان یک جریان اصلاحی در بین مسلمانان روسیه پیدا شد که بعدها به جدیدیسم[1] معروف گردید. یکی از محورهای این نهضت، اصلاح شیوه تعلیم و تربیت در مدارس مسلمانان بود. اسماعیل گاسپرالی با این دیدگاه اولین مدرسه اصول جدید خود را در 1301 ﻫ. ق. / 1884 م. در کریمه تأسیس کرد. مدارس اصول جدید در دیگر مناطق مسلمان نشین روسیه نیز راه یافت و در عمل جای مکتب های قبلی را گرفت. در مقاله حاضر اقدامات اصلاحی میرزا حسن رشدیه در ایران و اسماعیل گاسپرالی در روسیه به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد و نقاط اشتراک و افتراق آن مشخص می شود.
۶.

بررسی پدیده راهزنی در سده هشتم هجری با تأکید بر روایات صفوه الصفا

کلید واژه ها: گروه اجتماعیراهزنیصفوه الصفاشیخ صفی الدینمریدانحرامیان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی صفوی اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی صفوی فرهنگی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
تعداد بازدید : ۶۴۰ تعداد دانلود : ۲۶۸
فعالیت راهزنان به دلیل ماهیت این گروه همواره در سایه ابهام باقی مانده است. در صورتی که ماهیت راهزنان هر چه بوده باشد، به عنوان یکی از گروه هایی که با فعالیت های خود بخش های تمدنی و اقتصادی و به طورکلی امنیت جامعه و اقتدار حکمرانان را تحت تأثیر قرار می دادند، قابل بررسی و ملاحظه است. علاوه بر این روزگار حکمرانی مغول ها به ویژه در اواخر دوره ایلخانی در ایران دوره ویژه ای از جهت رشد و افزایش شمار گروه های راهزنی و شیوع مسأله راهزنی محسوب می شود. از طرفی نیز مطالب اطلاعات متون تاریخ نگاری تاریخ میانه ایران و اسلام از جهت توجه به این گروه بسیار اندک بوده و هرگونه تحقیق درباره راهزنان و سایر مباحث اجتماعی مرتبط با آنان مستلزم توجه به متون دیگری نظیر متون ادبی، عرفانی است. در این میان صفوه الصفا عنوان یکی از تألیفات مهم تذکره ای در دنیای تصوّف در اواخر عهد ایلخانی، در لابلای مطالب خود اطلاعاتی در مورد وضعیت و تشکیلات درونی راهزنان در دسترس قرار می دهد که تاکنون مورد توجه شایسته محققان قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی روایات متعدد صفوه الصفا درباره پدیده راهزنی و تحلیل آن ها به منظور شناخت حیات و فعالیت های تشکیلات راهزنان است.
۷.

بحران سیاسی- اجتماعی کرمان در نیمه دوم قرن ششم و تأثیر آن در مهاجرت اوحدالدین کرمانی

نویسنده:

کلید واژه ها: کرمانسلاجقه کرمانشیخ اوحدالدین کرمانیبحران سیاسی و اجتماعیاصل و نسب اوحدالدین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی سامانی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی سلجوقی اجتماعی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
  4. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه شخصیت ها
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
شیخ اوحداالدین حامد بن ابوالفخر کرمانی (635-561) از شعرا و صوفیان مشهور قرن هفتم هجری می باشد که به دلیل بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، خاستگاه اصلی خود کرمان را به قصد بغداد ترک نمود. آغاز دوره فترت سلاجقه کرمان مصادف با حیات کودکی و نوجوانی این شاعر صوفی است که به دنبال مرگ طغرل بن محمد و درگیری های داخلی بین شاهزادگان رخ داد. البته متعاقب این بحران داخلی، حمله خارجی غزها نیز موجب تشدید بحران داخلی و در نهایت منجر به سقوط این خاندان ترک در کرمان شد. در واقع بروز بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایط حیات را آنچنان طاقت فرسا نمود که طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه مجبور به جلای وطن شدند. لذا اوحدالدین کرمانی از جمله این افراد بود که در 16 سالگی موطن خود را ترک کرد. در مورد نسب اوحدالدین کرمانی اقوال متفاوتی از سوی مناقب نامه وی و به تبع آن برخی منابع ارایه شده است. مؤلف مناقب نامه خواسته و ناخواسته با انتساب وی به خاندان سلاجقه کرمان به نوعی اقدام به مجعول نمودن نسب این صوفی بزرگ نموده است. در این راستا، برخی آثار نیز بدون دقت نظر در این موضوع و با تکیه بر مستندات بی اساس نسبت به اثبات این مساله اهتمام نموده اند. در رابطه با این صوفی و شاعر بزرگ دو مسأله مطرح است: اول این که وی به چه دلیل مجبور به مهاجرت از کرمان شد؟ دوم این که آیا وی واقعا به لحاظ نسبی می تواند به خاندان سلاجقه کرمان و ترک منتسب باشد یا خیر؟ برای پاسخگویی به دلایل خروج شیخ اوحدالدین از کرمان، با تکیه بر منابع آن عصر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان اساسی ترین عامل خروج این صوفی بزرگ، مورد بررسی و نقد قرار گرفته شده است. از سوی دیگر در رابطه با مسأله انتساب وی به خاندان سلجوقی نیز با استناد به منابع دست اول به رد این ادعای بی اساس پرداخته شده است.
۸.

طب عامیانه در ایران عصر ناصری

کلید واژه ها: جادودوره ناصریدرمانگرانطب عامیانهفرهنگ سلامتشیوه های درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۲۴۹
یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی ایران عصر ناصری، که تابه حال چندان مورد توجه قرار نگرفته است، نقش و جایگاه طب عامیانه در نظام درمانی می باشد. نظام طب و درمان در این دوره به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی و در شرایط فقدان و کمبود هر نوع خدمات طبی دولتی و نیز کم توجهی خود مردم نسبت به امور بهداشتی بود. در چنین شرایطی، باورهای عامیانه در ارائه نوع خدمت درمانگران مختلف در شاکله سه گروه عمده حکیمان و دلاکان، گروه های مرتبط با اوراد و ادعیه خوانان و نیز زنان و پیرزنان، تأثیرگذار بود. منابع اطلاعاتی این درمانگران، اغلب برگرفته از دانش پیشینیان در قالب طب سنتی و طب عامیانه ی مرسوم بود که مورد اخیر در ارائه راه های شناخت بیماری و شیوه های درمانی، نقشی مهم بر عهده داشت. طب دوره ناصری به جهتی دیگر نیز مطمح نظر می باشد و آن ورود طب نوین فرنگی با راه کارهای جدید درمانی بود که این موضوع مخالفت هایی را به دنبال داشت. تدریس طب جدید در دارالفنون نقطه عطفی در تاریخ طب ایران بود، اما این امر از سطح گرایش مردم نسبت به طب عامیانه نکاست؛ بلکه در پایان این دوره، پزشکی نوین هم ردیف با طب عامیانه در کنار هم به کار گرفته می شدند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی علل تأثیرگذار در گرایش مردم به طب عامیانه و تداوم آن در دوره ناصری علیرغم ورود طب نوین فرنگی خواهد پرداخت.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰