عیار پژوهش در علوم انسانی (پژوهش سابق)

عیار پژوهش در علوم انسانی (پژوهش سابق)

پژوهش سال اول پاییز و زمستان ١٣٨٨ شماره 2

مقالات

۱.

نواندیشی دینی و روش شناسی آن

تعداد بازدید : ۱۲۶۵ تعداد دانلود : ۵۰۳
نواندیشی به معنای بازاندیشی در افکار و دیدگاه های دیگران، به منظور دستیابی به آرا و نظریه های جدید در حوزة دین و معارف دینی ممکن و بلکه ضروری است. ممکن است، به دلیل وجود آموزه ها و احکام ظنی و متغیر در دین، و ضروری است به دلیل لزوم مصونیت از دچار شدن به رکود و تحجر دینی. اما نواندیشی دینی همانند هر حوزة معرفتی و فکری دیگر و به دلیل اهمیت و حساسیت خاص آن، بیشتر از سایر موضوع ها، نیازمند ابزار و روش های صحیح و کارآمد است. در نوشتار حاضر، پس از تعریف نواندیشی دینی و بیان ماهیت و قلمرو آن، پیش نیازها، شرایط و قواعد راهبردی و به عبارت دیگر، روش شناسی نواندیشی دینی مورد بحث و واکاوی قرار گرفته است.
۲.

روش شناسی علوم انسانی با رویکرد اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۰۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۲۲
روش شناسی به عنوان یک علم درجه دوم سطوح مختلفی دارد: شیوه های مطالعه، روش شناسی کاربردی، روش شناسی بنیادین و روش شناسی عام یا همان شیوة تفکر به صورت عام وکلی. آنچه که در این مقاله مورد تحلیل قرار گرفته است، روش شناسی بنیادین است. در این مقال به این سؤال اساسی پاسخ داده شده است که چگونه میتوان بر اساس انگاره های کلی برگرفته از آموزه های دینی، نظریه ای تولید کرد که روش خاص به خود را داشته باشد. به طور کلی، نظریات مربوط به علومی، که به موضوعات خاص میپردازند، در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه بر اساس یک مجموعه اصول موضوعه ومبادی خاصی تدوین مییابد. شناخت آن فلسفه و چارچوب برای بازشناسی نظریه ها ضروری است. چنین به نظر میرسد که، بر اساس انگاره های معرفت شناختی وحی، عقل، نقل، تجربه و حس میتوان روش شناسی بنیادین خاص خود جهت تولید نظریات علمی را داشت.
۳.

درآمدی به روش شناسی ارسطو در حل مسائل فلسفی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۶۳ تعداد دانلود : ۵۷۶
این مقاله به بررسی ویژگیهای «روش ارسطو برای حل مسائل فلسفی در مقایسه با روش سقراط و افلاطون میپردازد. برای پاسخ به این پرسش، نخست توصیفی از روش سقراط و روش افلاطون در حل مسائل فلسفی ارائه شده است و در ادامه، نقدهای ارسطو بر این روش ها بیان و سپس با تمرکز بر روش ارسطو, به ویژگیهای روش فلسفی او اشاره شده است. در ادامة مقاله، با تمرکز بر یکی از دشواریهای ناشی از روش دیالکتیک، روش ارسطو در حل دشواری به تفصیل تبیین شده است. پرسشی که او مطرح میسازند این است که بحث از مبادی برهان به یک علم یا به چند علم تعلق دارد؟ در مورد این مبادی دو گزینه در مقابل هم قرار گرفته اند: الف) «بحث از مبادی برهان به یک علم تعلق دارد؛ ب) «بحث از مبادی برهان به چند علم تعلق دارد. ارسطو تلاش میکند تا راه حلی برای دشواری بیابد. به نظر او، بررسی مبادی علوم و به ویژه اصل عدم تناقض ـ به منزلة بنیادیترین اصل در پژوهش ـ وظیفة یک علم است و آن علم نیست مگر فلسفة اولی؛ زیرا مبادی برای همة موجودات معتبرند، و افزون بر این، اصول پژوهش در هر علمی نیز به شمار میآید.
۴.

سه اصل روش شناختی در آموزش مهارت های پژوهشی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۵۲۲
آموزش مهارت های پژوهشی در جامعة علمی ما چه در حوزه و چه در دانشگاه، با آسیب های متعددی همراه بوده و هست. دست اندرکاران پژوهش غالباً دربارة تعداد مهارت های لازم در این عرصه و ترتیب آموزش آن وحدت نظر ندارند. بسته های آموزشی ناظر به کمیت و کیفیت آموزش مهارت ها که در برخی از مراکز پژوهشی تدوین شده است، در مرحلة اجرا با اشکال های کارشناسی مواجه شده اند و نبود منابعی معتبر و پاسخ گو در این باره، راه را برای ظهور سلیقه های مختلف باز کرده است. پژوهش حاضر به منظور ارائه یک دیدگاه کارشناسی روشنگرانه، در قالب یک طرح آموزشی، سه اصل روش شناختی و تعیینکننده را برای کارآیی بهتر آموزش ها تحلیل و اثبات میکند. این سه اصل مهم عبارت اند از: 1. آموزش مهارت ها باید کافی باشد؛ 2. هنگام آموزش باید مهارت ها را تجزیه کرد؛ 3. در آموزش مهارت ها باید ترتیب منطقی را رعایت کرد. این سه اصل بر سه واقعیت مبتنی است: الف) مهارت های پژوهش تعدد دارند؛ ب) مهارت ها همیشه مرکب و به هم پیوسته هستند و تکمهارت نداریم؛ ج) مهارت ها ترتّب دارند و نمیتوان آنها را به دلخواه مقدم و مؤخر کرد. رعایت نکردن این سه اصل، کارآیی آموزش پژوهش را ناکام و مختل میسازد.
۵.

مقایسة روش تبیین کارکردی جامعه شناسان و عالمان دین در عرصة دین پژوهی

تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۳۷۲
روش کارکردی از روش هایی است که دین پژوهان مختلف از آن استفاده میکنند. مسئله این نوشتار، فهم پذیر کردن تفاوت روش کارکردی عالمان دین و جامعه شناسان است؛ زیرا هر دو گروه از این روش استفاده کرده اند؛ اما نتیجة آن کاملاً متفاوت، بلکه در مقابل همدیگر قرار دارد. نتیجة روش کارکردی جامعه شناسان، سکولار شدن دین از طریق بیکارکرد شدن دین و یا عصری شدن آن است؛ اما نتیجة منطق کارکردی عالمان، ثبات و بقای دین است. آنچه سبب این اختلاف شده، تلقی محدود کارکردگرایان از مفهوم کارکرد است؛ آنها کارکردهای دین را از منظر خود آن تفسیر و به کارکردهای خاص دنیوی و سیال، محدود کرده اند. در نتیجه، به دلیل تأمین شدن این کارکردها از راه دیگر، مدعی شده اند دیگر به دین نیازی نیست. در مقابل، در نگاه عالمان دین، قلمرو کارکرد بسیار گسترده است؛ خاستگاه این تفسیر تا حدی در خود آموزه های دین است. اساساً از نظر عالمان دین، کارکرد اصلی دین، تأمین نیازهایی است که انسان قدرت تأمین آنها را از راه دیگر ندارد. کارکردهای سیال و بدیل پذیر مورد نظر جامعه شناسان، مقصود بالعرض دین است، نه مقصود اصلی آن. در نتیجه، دین از جهت کارکردی همواره حضور خواهد داشت.
۶.

اخلاق پژوهشگران: بحثی دربارة نقش پارسایی در پژوهش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۶۴ تعداد دانلود : ۳۹۴
این نوشتار به اختصار درصدد تبیین نقش پارسایی در پژوهش است. همچنین در پی آن است که نشان دهد نظام اعتقادی و ارزشی پژوهشگر، نه تنها موضوعات و مسائل پژوهشی او را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب میشود مسائل خاصی برای او مهم جلوه کند و مسائلی دیگر برای او بیاهمیت و فاقد ارزشی پژوهشی باشند، بلکه در فرایند پژوهش، و همچنین در نتایج پژوهشیاش نقش بسزایی ایفا میکند. تقوا و پارسایی سبب میشود یک پژوهشگر حتی در حوزة علوم تجربی و پایه، بهتر و دقیق تر واقعیت های عالم را بفهمد و کشف کند.
۷.

اقتصاد پژوهش؛ آسیب شناسی معادلات اقتصادی حاکم بر بازار پژوهش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۷۹ تعداد دانلود : ۴۳۵
اقتصاد پژوهش با در نظر گرفتن رابطة دوسویه اقتصاد و پژوهش، به بررسی و آسیب شناسی فعالیت های پژوهشی با استفاده از ابزار تحلیلی علم اقتصاد ـ موسوم به ابزار تحلیل بازاری ـ میپردازد. در این بررسی، بازاری رقابتی برای تولید و عرضة آثار علمی در نظر گرفته میشود که در آن تلاش افراد برای حداکثر کردن مطلوبیت حاصل از انتشار آثار خود، موجب میشود که ایده ها و نظریه های غلط جای خود را به اندیشه های درست بدهند. بر اساس این تحلیل، ایجاد فضای رقابتی شدید در یک نظام علمی دارای مشکلات حاد ساختاری، میتواند ضمن کاستن از انگیزه های درونی برای پژوهش، منجر به بروز پدیدة شکست بازار پژوهش شده، آسیب های اخلاقی همچون سرقت، کم فروشی و ظاهرسازی علمی را به بار آورد. در مقابل، اگر این فضای رقابتی دچار آفت کمیگرایی و انحصار نشود، میتواند در بلندمدت موجب مرزبندی تحقیق های علمی از پژوهش های سطحی شود و بازار پژوهش را کاراتر سازد.