فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: فین تک به عنوان یک صنعت نوظهور با ماهیت نوآورانه و چابک، چالش هایی را برای حکمرانان و مراجع ذی صلاحِ قانونی برای اجرای حکمرانی فین تک به وجود آورده است. بنابراین، تعیین جامع و دقیق ابعاد فین تک یک نیاز اساسی برای حکمرانیِ کارآمد و مؤثر فین تک است. به دلیل وجود خلأ پژوهشی پیرامون ابعاد جامع و چند سطحی برای فین تک، پژوهش حاضر با هدف بررسی مطالعات موجود در مورد ابعاد فین تک و معرفی یک چارچوب جامع از ابعاد و مؤلفه های فین تک به انجام رسید. روش: در این پژوهش از روش آمیخته متشکل از روش های کمّی و کیفی استفاده شد. در بخش کیفی، پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند Google Scholar، Science Direct، Research Gate و برخی دیگر، با بررسی نظام مند ادبیات و تحلیل محتوا بر اساس کلیدواژه های فین تک، فناوری مالی، حکمرانی فین تک، ابعاد فین تک و مؤلفه های فین تک انتخاب شدند تا کار جمع آوری اطلاعات در مورد ابعاد فین تک به همراه مسائل حیاتی که می توانند ابعاد جدیدی را شکل دهند، انجام گیرد. بنابراین، ابعاد اولیه فین تک و مؤلفه های متناظر آن استخراج و طبقه بندی شد. سپس چارچوبی برای ابعاد و مؤلفه های فین تک ارائه شد. سعی بر آن بوده که ابعاد و مؤلفه ها با بیشترین افراز طبقه بندی شوند و هم پوشانی احتمالی به حداقل رسیده یا کاملاً اجتناب شود. در بخش کمّی، چارچوب، ابعاد و مؤلفه ها به ترتیب با استفاده از دلفی فازی و تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شدند. در این راستا، برای فازی دلفی، نظرات 15 نفر از کارشناسان از طریق پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و از Excel برای محاسبات استاندارد بعدی استفاده گردید. همچنین برای تحلیل عاملی تأییدی، نظرات 220 خبره با استفاده از پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و محاسبات بعدی در SPSS انجام گردید. خبرگان با نمونه گیری تصادفی از بین جامعه خبرگان رشته های مدیریت صنعتی، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت راهبردی، مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت دولتی، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع دارای مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل 5 سال سابقه کار در منصب مدیریت یا معاونت مربوط به صنعت فین تک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس پیشینه پژوهش، سه بُعد پیشنهادی شامل کسب وکاری، فنی، تنظیم و نظارت است که هر کدام دارای مؤلفه های متناظر خود هستند. بُعد کسب وکاری به شرکت ها و مدل های کسب وکاری، بُعد فنی شامل فناوری، تجهیزات/ابزار، محصولات/خدمات و بُعد تنظیم و نظارت به بحث قواعد اسلامی، تنظیم گری و نظارت اشاره دارد. در نهایت، هر سه بُعد و هشت مؤلفه توسط خبرگان اعتبارسنجی و چارچوب پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: تعیین ابعاد و مؤلفه های فین تک با هدف دست یابی به حکمرانیِ مناسب فین تک امری ضروری است. چارچوب اعتبارسنجی شده متشکل از سه بُعد و هشت مؤلفه برای فین تک در این زمینه کمک کننده است. این موضوع را می توان از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داد. اول، ادبیات مربوط به ابعاد و مؤلفه های فین تک متنوع بود، اما به قدر کفایت غنی و دارای طبقه بندی جامع نیستند. این به این دلیل است که هر پژوهش، این موضوع را از زاویه نگاهِ خود بررسی می کند و طبقه بندی های تکراری برای ابعاد فین تک ارائه شده است. دوم، در طول سال های اولیه ظهور فین تک، مسائل فنی آن به دلیل نوآوری های مبتنی بر فناوری مانند پیشرفت در ذخیره سازی داده ها و زیرساخت ها، بیشتر مطرح بودند، و از این رو، آنها حجم زیادی از اطلاعات را در مورد ابعاد و مؤلفه های فین تک تشکیل می دهند. با معرفی چارچوب های حکمرانی مدرن مانند حکمرانی تنظیم گری، روند معرفی ابعاد فین تک به سمت مسائل تنظیم گری حرکت کرد و این امر توجه گسترده ای را به تنظیم گری فین تک به عنوان یک الزام ضروری، جلب کرد. بحث پیرامون تنظیم گری فین تک در حال حاضر تعداد زیادی از پژوهش ها را تشکیل می دهد و این امر ما را مجاب به اختصاص یک بُعد مجزا علاوه بر سایر ابعاد رایج مانند کسب وکاری و فنی، تحت عنوان تنظیم به ابعاد فین تک نمود. سوم، نوآورانه بودن و جدید بودن چارچوب پیشنهادی تایید شده است. خبرگان تأیید کردند که طبقه بندی ابعاد و انتساب آنها به مؤلفه های مناسب مربوطه، پژوهش های قبلی را با یکدیگر تلفیق کرده و طبقه بندی جدیدی را برای ابعاد فین تک ارائه نموده است. چهارم، درنظر گرفتن قواعد اسلامی به طور جداگانه حاکی از اهمیت رویکرد اسلامی به تنظیم و نظارت حکمران بود و چارچوب را برای کشورهای اسلامی نیز بومی کرده است. پنجم، این چارچوب به حکمرانان و مراجع ذی صلاح قانونی کمک می کند تا فین تک را با رویکردی کل نگر و جامع درک و بررسی کنند و همچنین فین تک را برای خودِ صنعت شفاف می کند. با تعهد به این چارچوب از سوی مراجع ذی صلاح قانونی و صنعت فین تک، آنها حقوق و مسئولیت متقابل خود را نسبت به یکدیگر کاملاً شفاف خواهند داشت. این ابعاد و مؤلفه ها در سطح بین المللی با صنعت فین تک سازگار است و در عین حال، گنجاندن قوانین و مقررات اسلامی، الزامات کشورهای اسلامی از جمله ایران را برای تنظیم و نظارت بر فین تک در نظر می گیرد.
توسعه عناصر فراداده ای اشیاء یادگیری الکترونیکی مبتنی بر استاندارد فراداده شیء یادگیری (IEEE LOM) در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مخازن سازمانی، داده های پژوهشی و اشیاء یادگیری ذخیره شده در آن باید از استانداردهای خاصی پیروی کنند؛ بنابراین مسئله فراداده مسئله اصلی برای ایجاد مخازن سازمانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین عناصر فراداده ای برای سازماندهی اشیاء یادگیری الکترونیکی براساس استاندارد فراداده شیء یادگیری و غنی سازی این استاندارد در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران است.روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ نوع، پژوهش کاربردی است. مرحله اول پژوهش به روش پیمایشی توصیفی انجام شد و داده های آن از طریق مشاهده و با استفاده از سیاهه وارسی گردآوری شد. در مرحله دوم، از طریق مشاهده سندی و تحلیل اسناد، متون و پژوهش های مرتبط با روش فراترکیب، به شناسایی عناصر فراداده ای جدید برای غنی سازی استاندارد فراداده شیء یادگیری پرداخته شد. در مرحله سوم، پرسشنامه محقق ساخته برای انجام فن دلفی جهت اصلاح و اعتبارسنجی در اختیار متخصصان قرار گرفت. در مرحله چهارم مجموعه ای تأییدشده از عناصر و موجودیت ها برای اشیاء یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران به دست آمد و ارائه شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران در ذخیره و سازماندهی اشیاء یادگیری از استاندارد فراداده ای پیروی نمی کنند. از تعداد 60 عنصر استاندارد فراداده شیء یادگیری، 25 عنصر (41 درصد) با مجموع عناصر شناسایی شده از مخازن سازمانی پوشش داده شده است. همچنین غنی سازی استاندارد فراداده شیء یادگیری با سه عنصر تأییدشده توسط متخصصان صورت گرفت. عناصر شناسایی شده مربوط به توسعه دسته چرخه حیات، دسته طبقه بندی و دسته رابطه است.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد استاندارد فراداده شیء یادگیری به عنوان استانداردی ترکیبی که انواع فراداده ها را شامل می شود و از جامعیت برخوردار است و به عنوان استاندارد مناسب برای سازماندهی اشیاء یادگیری الکترونیکی در مخازن سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی ایران توصیه می شود. اصالت: این پژوهش با بهره گیری از استاندارد فراداده شیء یادگیری در سازماندهی مخازن سازمانی، رویکردی جدید ارائه می کند. علاوه بر این، با کاوش در کاربرد استاندارد فراداده شیء یادگیری برای بازیابی اشیاء یادگیری الکترونیکی، به شکاف های موجود در این زمینه می پردازد.
طراحی الگوی توسعه پایدار سازمانی در کتابخانه های دانشگاهی و پژوهشگاهی بر مبنای استفاده از فناوری زنجیره بلوکی (بلاک چین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی توسعه پایدار سازمانی مبتنی بر قابلیت های فناوری زنجیره بلوکی (بلاک چین) در کتابخانه های دانشگاه ها و پژوهشگاه های زیر نظر وزارت عتف (علوم، تحقیقات و فناوری) است.روش ها: روش تحقیق ترکیبی بوده که طی دو مرحله (مرحله اول به صورت کیفی و گام دوم به شکل کمی) و با اهداف توسعه ای، کاربردی اجرا شده است. روش گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، کتابخانه ای و در بخش کمی، میدانی بوده به طوری که ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، اسناد و منابع کتابخانه ای و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از دو گروه شامل مدیران کتابخانه ای و متخصصان حوزه فناوری زنجیره بلوکی در کشور بوده که تعداد آن 114 نفر تعیین شد.یافته ها: نتیجه بیانگر آن است که سه شاخص ساختار مدیریتی، ساختار فرهنگی اجتماعی و عدالت سازمانی از بین شاخص های زمینه اصلی زیرساخت های رشد و توسعه سازمانی با اثرگذاری بالای 60 درصد به عنوان مهم ترین مؤلفه های مربوط به تأثیر فناوری زنجیره بلوکی (بلاک چین) در روند شکل گیری الگوی توسعه پایدار سازمانی کتابخانه ها شناخته شدند. طی ترسیم الگوی مورد نظر، مؤلفه های زیرساخت های رشد و توسعه سازمانی؛ اقتصاد سازمانی و توسعه منابع انسانی به عنوان مؤلفه های اصلی توسعه پایدار سازمانی کتابخانه های دانشگاهی و پژوهشگاهی و در مورد شاخص های بلاک چین، معیارهای توسعه فناوری و زیرساخت های فناوری بلاک چین با داشتن زیرمجموعه های مربوطه، به عنوان مؤلفه های اصلی زنجیره بلوکی مشخص شدند. بر مبنای تحلیل داده ها، به جز دو مؤلفه شفافیت اطلاعات با سطح معناداری (p=0/666)؛ و مؤلفه ساختار فرهنگی اجتماعی با سطح معناداری (p=0/679)؛ تمامی مؤلفه ها و شاخص های دو عامل توسعه پایدار سازمانی و فناوری بلاک چین با سطح معناداری (p<0/05) مورد تأیید متخصصان قرار گرفتند.بحث و نتیجه گیری: با جمع بندی نتایج به دست آمده، الگوی توسعه پایدار سازمانی متشکل از 5 شاخص اصلی زیرساخت های رشد و توسعه سازمانی، اقتصاد سازمانی، توسعه منابع انسانی، توسعه فناوری و زیرساخت های فناوری بلاک چین در کتابخانه به دست آمد که هرکدام از این شاخص ها دارای زیر شاخص هایی هستند که در الگو مشخص می باشند. به کارگیری زیرمجموعه های هرکدام از این شاخص ها تأثیر بسیار شگرفی بر توسعه پایدار سازمانی کتابخانه ها خواهد داشت و باب نوینی به روی فعالیت های امروز کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی خواهد گشود. ازآنجاکه کتابخانه ها در امر خدمات رسانی به کاربران امروزی، ناگزیر از استفاده از فناوری های نوین هستند مناسب تر است که از این فناوری ها در جهت توسعه پایدار کتابخانه ها بهره مند شوند. اگر چنانچه کتابخانه ها خود را ملزم و موظف به استفاده از تمام یا حداقل بخشی از مؤلفه های مذکور در پژوهش حاضر نمایند، در بازه زمانی کوتاه مدت، نتایج شگرف توسعه پایدار سازمانی را دریافت خواهند کرد.اصالت: در حوزه توسعه پایدار سازمانی پژوهش های مختلف با رویکردهای گوناگون انجام شده است. هرچند در ارتباط با موضوع فناوری بلک چین پژوهش های زیادی در داخل کشور انجام شده، اما در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی پژوهش مستقلی که دقیقا بر موضوع ارتباط بلاک چین و کتابداری باشد تاکنون انجام نگرفته و پژوهش حاضر از این منظر می تواند طلیعه دار ورود بلاک چین در حوزه کتابداری باشد.
کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی بود که بر اساس پارادایم تفسیری و با رویکرد کاربردی توسعه ای به صورت کیفی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بودند که 16 نفر به صورت هدفمند بر اساس معیارهایی انتخاب شدند. روایی و پایایی داده های به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از معیارهای مقبولیت و قابلیت تائید و باز آزمون بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش داده بنیاد و فرایند کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. کدگذاری ها در هر سه مرحله تشریح و مدل انگیزه به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بر اساس روش داده بنیاد ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد که چهار مقوله هم راستایی راهبردی اشتراک دانش، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و ایجاد محتوا عوامل تأثیرگذار در انگیزه اشتراک گذاری دانش بوده؛ همچنین، محیط اشتراک، جنبه های آموزشی، ارزیابی، مسائل فنی، زیرساخت و مسائل اطلاعاتی، عوامل اصلی زمینه ای هستند و دو مقوله عوامل شخصیتی اعضا و بی ثباتی فرهنگ سازمانی به عنوان مقوله های مداخله گر شناسایی شدند و راهبردهای این پژوهش شامل چهار عامل تحول، رشدگرایی، بافت سازمانی و راهبردهای سازمانی است و بخش آخر مدل پژوهش، شامل پویایی سازمانی، پیامدهای اجتماعی، توسعه عوامل ساختاری و ایجاد سازمان یادگیرنده به عنوان پیامدهای ارتقای انگیزه اشتراک گذاری دانش در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور شناسایی شدند.
تحلیل شبکه هم نویسندگی مقالات سازمان دهی دانش در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
175 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل شبکه هم نویسندگی مقالات فارسی در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام است. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی انجام گرفته است. داده های پژوهش را 106 کلیدواژه های منتخب سازمان دهی دانش در فیلد عنوان که پس از مشورت با متخصصین موضوعی این حوزه انتخاب گردید؛ به همراه مقاله های منتخب منتشرشده در مجلات منتخب علم اطلاعات و دانش شناسی نمایه شده در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام در سال های 1378 تا 1398 تشکیل می دهند. سپس از بین 1482 نویسنده که در چاپ 1410 مقاله نقش داشتند، تعداد 168 نفر که دست کم 4 مقاله داشتند با استفاده از نرم افزار یوسی آی نت مورد تحلیل قرار گرفتند. پس ازآن ماتریس مربعی در ابعاد 168 در 168 تشکیل شد و درنهایت شبکه هم نویسندگی بر اساس شاخص های مرکزیت ترسیم شد. در پژوهش حاضر، متوسط تعداد نویسنده برای هر مقاله 05/1 است. الگوی دو نویسندگی (17/35 درصد) و سه نویسندگی (80/26 درصد)، رایج ترین رویکردها در مطالعات سازمان دهی دانش به شمار می روند. رحمت الله فتاحی (56 مقاله)، مرتضی کوکبی (44 مقاله) و یعقوب نوروزی (39 مقاله) به ترتیب دارای بیشترین تعداد مقالات در سازمان دهی دانش هستند. همچنین زوج هم نویسندگی رحمت الله فتاحی و مهری پریرخ (10 مقاله) حائز رتبه برتر گردید. در بررسی شاخص های مرکزیت نیز رحمت الله فتاحی در هر چهار شاخص مرکزیت رتبه، مرکزیت نزدیکی، مرکزیت بینابینی و مرکزیت بردار ویژه حائز رتبه برتر گردید. با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد پژوهشگران مطرح حوزه سازمان دهی دانش، علی رغم پرتولید بودن نتوانسته اند نقش برجسته ای در شکل گیری شبکه هم نویسندگی این حوزه ایفا نمایند.
طراحی و ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی به عنوان یک ابزار معنایی به دنبال ارائه یک طبقه بندی قطعی و جامع از موجودیت ها در تمام حوزه های هستی و بازیابی دانش از منابع است. هستی شناسی ها در حوزه های پزشکی و شناخت و درمان بیماری ها کاربرد زیادی دارند. از این رو، هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی هستی شناسی حوزه بیماری «ام اس» و مراحل ساخت آن است. این مطالعه با رویکرد کیفی به روش تحلیل محتوا و بر مبنای روش OAsys Bermejo صورت گرفت. مراحلی که برای ساخت هستی شناسی بیماری «ام اس» در نظر گرفته شد، شامل 9 مرحله، 1) تعیین حوزه، دامنه یا هدف هستی شناسی، 2) شناسایی منابع اطلاعاتی شامل کتاب ها، مقالات، متخصصان، و موارد دیگر، 3) شناسایی و جمع آوری اصطلاحات و مفاهیم از متون، 4) تعیین پوشش موضوعی، دامنه و طبقات اصلی هستی شناسی، 5) تعیین سلسله مراتب اصطلاحات و مفاهیم، 6) تعریف و تعیین روابط بین اصطلاحات و مفاهیم، 7) توصیف ویژگی های رده ها و روابط بین آن ها، 8) تعیین روابط بین نمونه ها و کلاس ها، و 9) ایجاد محدودیت ها و قوانین مورد نیاز است. جامعه آماری پژوهش، منابع اطلاعاتی فارسی و انگلیسی تخصصی در حوزه بیماری «ام اس» بود. به همین منظور، کلیه علائم این بیماری، روش های درمانی و تشخیص آن از طریق کتب، مقالات و واژه نامه های تخصصی این حوزه استخراج گردید. چارچوب مفهومی هستی شناسی بیماری «ام اس» بر اساس متون مرتبط تخصصی حوزه و به صورت دستی و به وسیله نرم افزار «پروتژه» نسخه 5/5 انجام شد. هستی شناسی بیماری «ام اس» شامل 6 کلاس اصلیِ 1) انواع بیماری «ام اس»، 2) روش های درمان، 3) روش های تشخیص، 4) علائم بیماری، 5) عوامل ابتلای انسان به این بیماری، و 6) عوارض آن بود و هر یک از آن ها زیرکلاس های مربوط به خود را دارد. همچنین، به منظور تعیین ارتباط بین مفاهیم، 10 رابطه معنایی اصلی شامل 1) علت دارد، 2) علت است، 3) عوارضی دارد،4) عارضه است، 5) علائمی دارد، 6) علامت است، 7) تشخیص می دهد، 8) تشخیص داده می شود به وسیله، 9) درمان، و 10) درمان می شود توسطِ، مشخص گردید. هستی شناسی طراحی شده، به سازماندهی و بازیابی دانش در زمینه بیماری «ام اس» کمک می کند و با توجه به نیاز افراد و متخصصان به سیستم های مبتنی بر دانش کاربردی و معتبر، می تواند در ساخت و طراحی سیستم های توصیه گر و سایر ابزارهای تحلیل دانش پزشکی برای بیماری «ام اس» مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر این، این هستی شناسی می تواند برای استفاده در تحلیل و ترسیم ساختار دانش در دیگر حوزه ها نیز به کار رود.
ارائه مدل مفهومی تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان استفاده از اینترنت و همچنین گسترش وسیع تعامل انسان-رایانه در مصنوعات و اشیای مختلف، نقش مفهوم تجربه کاربری روز به روز در این حوزه برجسته تر می شود. تأثیر این عامل بر مقبولیت محصولات و همچنین خدمات دیجیتال و آنلاین شناخته شده و مورد تأیید متخصصان این حوزه است. با این حال، به رغم کوشش ها و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تجربه کاربری، فقدان یک تبیین جامع و معتبر، به طوری که ماهیت تجربه کاربری را تعریف کرده و عناصر مؤثر بر آن را تعیین نماید، در ادبیات پژوهشی حوزه تعامل انسان-رایانه مشهود است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تجربه کاربری و ارائه تصویری شفاف از این مفهوم به روش تحلیل موضوعی انجام شد و بر این اساس به لحاظ هدف، یک پژوهش بنیادی است که با استفاده از یک روش تحلیلی بر روی اطلاعات کیفی اجرا شده است.
برای انجام این پژوهش از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. این روش در شش فاز به تجزیه و تحلیل داده های پژوهش می پردازد. داده های پژوهش از منابع معتبر دانشگاهی و به روش کتابخانه ای گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس فازهای تحلیل موضوعی انجام گردید و فرایند کدگذاری در دو مرحله انجام شد و سرانجام، تم های یافت شده پس از دسته بندی تعریف شدند.
یافته های این پژوهش به ترتیب، یک چارچوب مفهومی برای تجربه کاربری در حوزه تعامل انسان-رایانه و همچنین عناصر معرف و سازنده آن است. عناصر سازنده به همراه ویژگی های معرف آن، که خصوصیات ذاتی آن هستند، یک مفهوم چندوجهی می سازند که دارای سه سطح (زیبایی شناختی، عاطفی و معنایی) و سه نوع (ارگونومیک، تأثیری و شناختی) است.
رابطه مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و کارایی فرآیندها با میانجی گری رقابت پذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای رقابتی امروزی، مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به عنوان یک رویکرد راهبردی، نقش مهمی در بهبود کارایی فرآیندها و تقویت رقابتپذیری سازمانها ایفا میکند. این رویکرد با استفاده بهینه از دانش موجود، علاوه بر بهبود عملکرد سازمانی، به طور مؤثر زمینهساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار میشود. در این پژوهش، تأثیر مدیریت ارزش مبتنی بر دانش بر کارایی فرآیندها مورد بررسی قرار گرفته و نقش میانجی رقابتپذیری به عنوان عامل کلیدی در تقویت این رابطه تحلیل میشود.
روش: در این پژوهش، از رویکرد اثباتگرایانه برای شناسایی روابط علّی و تأثیرات متغیرها در یک چارچوب علمی و قابل اندازهگیری استفاده شده است. نوع پژوهش به صورت کتابخانهای طراحی شده و همچنین از تکنیکهای میدانی برای جمعآوری دادهها بهرهگیری شده است. دادهها با استفاده از روشهای معادلات ساختاری و آزمونهای آماری مانند: همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل شعب بانک گردشگری ایران بوده و نمونهگیری به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. بر اساس جدول مورگان، حجم نمونه ۱۶۵ نفر تعیین گردیده است. ابزار جمعآوری داده شامل سه پرسشنامه محققساخته است: پرسشنامه مدیریت ارزش مبتنی بر دانش با ۵ مؤلفه و ۲۰ گویه؛ پرسشنامه کارایی فرآیندها با ۶ مؤلفه و ۱۸ گویه و پرسشنامه رقابتپذیری که شامل ۷ مؤلفه و ۲۱ گویه است. روایی محتوای این پرسشنامهها توسط خبرگان تأیید شده و پایایی آنها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفته است. برای تحلیل دادهها و اجرای مدلهای معادلات ساختاری، از نرمافزار لیزرل استفاده شده است.
یافتهها: ابعاد مدیریت ارزش مبتنی بر دانش، شامل شناسایی و ممیزی دانش و سازماندهی و رتبهبندی ارزشها، به طور قابل توجهی کارایی فرآیندها را پیشبینی میکنند؛ به طوری که 95 درصد از تغییرات کارایی فرآیندها توسط این ابعاد قابل توضیح است. همچنین، رابطه مثبت و معنیداری میان رقابتپذیری و کارایی فرآیندها (r=0.979, p<0.000) و میان مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و رقابتپذیری (r=0.951, p<0.000) وجود دارد. تحلیل مسیر نیز نشان داد که رقابتپذیری نقش میانجی میان مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و کارایی فرآیندها را ایفا میکند؛ به طوری که ابعاد مختلف مدیریت ارزشها از طریق فرآیندهای مختلف مانند: قیمتگذاری، نوآوری، خدمات مشتری و مدیریت، بر کارایی فرآیندها تأثیرگذار هستند.
نتیجهگیری: مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به سازمانها کمک میکند تا از منابع دانش خود به طور بهینه بهرهبرداری کرده و فرآیندهای ارزشآفرینی را بهبود بخشند. این رویکرد موجب تقویت ظرفیت سازمان برای ایجاد ارزش و تقویت موقعیت رقابتی آن در بازار میشود. بنابراین، به کارگیری مدیریت ارزش مبتنی بر دانش به عنوان یک راهبرد محوری، برای دستیابی به موفقیت و رشد پایدار در فضای رقابتی ضروری است.
Adaptive AI-Driven Network Slicing in 6G for Smart Cities: Enhancing Resource Management and Efficiency(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1541 - 1573
حوزههای تخصصی:
Background: Smart city evolution is fast-paced, and imposes severe demands on telecom infrastructures: it must be highly flexible and scalable for coping with bursty traffic loads and heterogeneous service needs. Legacy network systems are not well suited to handle the changing requirements of smart city environments with autonomous cars, IoT, and public safety systems. Objective : The study to offer an AI-native network slicing framework for 6G smart city networks in order to improve dynamic resource control and management. The framework aims to enhance the delay, energy, and resource performance metrics which are significant for smart city services. Method: To facilitate the real-time network resource orchestration depending on the changing traffic requirements and user preferences, the authors consider moving target defense adapted artificial intelligence with a Deep Reinforcement Learning (DRL) model. Simulations were carried out to compare the AI-native model to conventional and AI-supported slicing methods. Results : Simulation results validate that the AI-native network slicing framework outperforms current 5G solutions with 25% reduction in latency and 20% increase in energy efficiency. Furthermore, the model's online resource allocation scheme can enhance the utilization efficiency of the bandwidth and the energy by 15% compared with the traditional approaches. Such improvements especially in critical applications like traffic management, emergency response, and health care would be important. Conclusion: The presented results demonstrate that AI-native network slicing is a viable, flexible, and scalable solution for 6G smart city networks. The framework is designed to support the future sustainable and high-performance requirements of urban infrastructures, providing both energy-efficient real-time adaptability. This study provides an overarching front-to-end outlook to address the management issues of sophisticated resource systems, and puts AI-native network slicing at the base level of the emerging smart cities.
اشاعه گزینشی اطلاعات بافت آگاه برای پایان نامه ها و رساله های الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سامانه پایان نامه ها و رساله های الکترونیک (پارسا)، اشاعه گزینشی اطلاعات رساندن اسناد «پارسا» به کاربرانی است که آن اسناد احتمال سودمندی بیشتری برای کاربران داشته باشند. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای اشاعه گزینشی اطلاعات با بهره گیری از بافت های کاربران و بافت های «پارسا» در یک پایگاه اطلاعات «پارسا»هاست. هسته این مدل یک سیستم پیشنهادهنده بافت آگاه محتوامحور است که در آن بافت «پارسا» با بافت کاربر مقایسه و کاربران هدف با احتمال سودمندی بیشتر برگزیده می شوند. روش پژوهش، مطالعه به شیوه علم طراحی است که در آن یک مصنوع (سامانه نرم افزاری) دارای نوآوری ساخته می شود. نوآوری این پژوهش مدل بافت کاربران، مدل بافت «پارسا»ها، و روش وزن دهی به بافت های کاربر و «پارسا» برای سامانه «پارسا»ست. در اشاعه گزینشی اطلاعات، بافت های کاربر و «پارسا» بر اساس روش پیشنهادی مقاله حاضر، «سی اف-آی سی اف» وزن دهی و مقایسه شدند تا نزدیک ترین کاربران به «پارسا»های قابل انتشار گزینش شوند. برای ارزیابی مدل از پارسا»های منتشرشده در سال تحصیلی 1401-1402 تعداد 10860 «پارسا» به صورت تصادفی انتخاب و تعداد 30 «پارسا»ی دارای بیشترین شباهت بین بافت «پارسا» با بافت کاربر برای 163 کاربر بر اساس مدل یادشده ارسال شد. «پارسا»های بازگشتی از آن ها رتبه بندی و بازخورد دریافت شد. یافته ها نشان می دهد که پنج پیشنهاد اول کمینه به میزان 56 درصد برای کاربران خیلی مفید بوده اند. برای همین پیشنهادها، شاخص تمرکز برابر 73/0 از 1 و کمینه شاخص سود تجمعی نرمال شده برابر 69/0 از 1 است. این روش مدلی را برای اشاعه گزینشی اطلاعات مبتنی بر محتوا و بافت کاربران و «پارسا»ها ارائه می دهد که در پنج گزینه پیشنهادی اول بهترین تمرکز را داراست و می تواند برای توسعه دهندگان و مدیران سامانه «پارسا» مفید باشد.
طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: شبکه های اجتماعی در کتابخانه ها به ویژه کتابخانه های دانشگاهی به عنوان نمونه ای جدید و قدرتمندی از ارتباطات میان استادان، کتابداران و کاربران به حساب می آید. این پژوهش درصدد برآمد تا مدل مطلوب شبکه های اجتماعی دانش محور را در کتابخانه های دانشگاهی ایران طراحی نماید.روش: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است که با روش پیمایشی از نوع طرح های همبستگی و مدل تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تعداد ۶۵ نفر (اعم از مدیر و کتابدار) در کتابخانه دانشگاه های ایران در نظر گرفته شد. در این پژوهش جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار های توصیفی و استنباطی استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان مؤلفه های شبکه های اجتماعی دانش محور (بُعد ساختاری، فنی، محتوایی، آموزشی) و فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر میانجی، با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. وقتی ابعاد ساختاری وارد مدل شد، مدل کلی 25 درصد شبکه اجتماعی دانش محور را تبیین کرد، با اضافه شدن ابعاد محتوایی، آموزش و فنی مدل نهایی به 35 درصد رسید.نتیجه : نتایج یافته ها حاکی از آن بود که باتوجه به معنادار بودن اکثر مؤلفه ها (اعم از ساختاری، محتوایی، فرهنگی و فنی) در این پژوهش لازم است در گسترش و پیاده سازی این شبکه در سازمان به این مؤلفه ها توجه ویژه ای شود و ضعف ابعاد دیگر را با برگزاری کارگاه های آموزشی و درس گروهی ها حل کند.اصالت: با توجه به تأکیدی که امروزه بر تحقق جوامع دانش بنیان صورت گرفته است و نظر به نقش محوری دانشگاه ها در این فرایند، به نظر می رسد طراحی مدل شبکه های اجتماعی دانش محور در کتابخانه های دانشگاهی، از اصالت و اهمیت برخوردار است.
نقش نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه در اجتناب از اطلاعات سلامت بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: امروزه اجتناب از اطلاعات سلامت مسئله ای رایج به ویژه در میان بیماران مبتلا به سرطان است؛ بنابراین، مطالعه رفتار اجتناب از اطلاعات سلامت و عوامل مؤثر بر آن در میان بیماران مبتلا به سرطان از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، شناخت نقش نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه در اجتناب از اطلاعات سلامت بیماران مبتلا به سرطان بود.روش ها: پژوهش حاضر، به لحاظ ماهیت داده ها پژوهش کمی، به لحاظ هدف پژوهش کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه پژوهش، آن دسته از دانشجویان دانشگاه شیراز بود که خود یا خانواده آنان سابقه ابتلا به بیماری سرطان داشتند. با توجه به هدف پژوهش، با روش نمونه گیریِ در دسترس، 212 نفر انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از پرسشنامه ای متشکل از پرسشنامه اجتناب از اطلاعاتِ اقتباس شده از مایلز و همکاران، پرسشنامه نیاز به شناختِ کاسیوپو و همکاران و پرسشنامه نیاز به خاتمه طراحی شده توسط وبستر و کروگلانسکی استفاده شد. پس از محاسبه روایی و پایایی پرسشنامه ها و توزیع آن ها بین نمونه، داده های پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون ساده و آزمون رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 23 تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین نیاز به شناخت و اجتناب از اطلاعات سلامت رابطه منفی و معنی دار و بین نیاز به خاتمه و اجتناب از اطلاعات سلامت رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت؛ از طرفی دیگر، نتایج آزمون رگرسیون ساده نشان داد که نیاز به شناخت پیش بینی کننده منفی و معنی دارِ اجتناب از اطلاعات سلامت و نیاز به خاتمه پیش بینی کننده مثبت و معنی دارِ اجتناب از اطلاعات سلامت بود؛ علاوه بر آن، نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه به طور هم زمان نیز پیش بینی کننده معنی دارِ اجتناب از اطلاعات سلامت بودند.بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تعامل هم زمان نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه نقش مهمی در اجتناب از اطلاعات سلامت در میان بیماران مبتلا به سرطان دارد؛ بر این اساس، پیشنهاد می شود که به نقش هم زمان این دو ویژگی شناختی توجّه شود. این رویکرد می تواند زمینه ساز طراحی نظام های حمایتی مؤثر و اقدامات هدفمند برای این گروه از بیماران باشد؛ همچنین، تدوین سیاست گذاری ها و اقدامات لازم از قبیل اجرای برنامه های آموزشی همانند آموزش سواد اطلاعات سلامت می تواند به بهبود مواجهه با این مسئله کمک کند.اصالت: پژوهش حاضر با شناسایی نقش هم زمان نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه در اجتناب از اطلاعات سلامت بیماران مبتلا به سرطان، خلأ پژوهشی موجود را پُر می کند.
نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه تجارت الکترونیک، به سنگ بنای اقتصاد مدرن تبدیل شده است و شیوه فعالیت کسب و کارها و خرید مصرف کنندگان را متحول کرده است. در این راستا، استفاده از پلتفرم های خرید آنلاین نیز منجر به تحولات عمیق در صنایع مختلف شده است. یکی از زمینه های تجارت الکترونیک که بر این بستر رشد کرده است در قالب فروش آنلاین غذا بوده است. یکی از پلتفرم های بسیار فعال در این حوزه، اسنپ فود می باشد که با ارائه خدمات مختلف، امکان سفارش غذا به صورت آنلاین را تسهیل نموده است. لذا، هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید و با نقش میانجی نرم افزارهای اجتماعی در خریداران اسنپ فود بوده است. روش: روش این تحقیق کاربردی، پیمایشی و توصیفی می باشد. در این تحقیق به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. روایی این پرسشنامه ها از طریق روایی سازه و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی و تایید شده است. همچنین، از آزمون میانگین یک جامعه برای بررسی وضعیت شاخص های تحقیق استفاده گردید. در این تحقیق از نرم افزار SPSS22 و ایموس 26 استفاده شده است. روش های مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل داده های آماری شامل آزمون t تک نمونه ای و آزمون کولموگروف – اسمیرنف می باشد. علاوه براین، به منظور بررسی برازش الگوی تحقیق از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. این بخش نشان داد که برازش کلیه شاخص های مورد بررسی در سطح مطلوبی می-باشد. یافته ها: برای شاخص های نرم افزارهای اجتماعی، تجارت الکترونیک و تمایل به خرید، مقدار آماره آزمون به ترتیب، برابر 25/0، 14/0 و 89/0 محاسبه شده است که کمتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، می توان بیان نمود که وضعیت این شاخص-ها در سطح نرمال ارزیابی می شود. علاوه براین، ارزیابی وضعیت شاخص ها از نظر برازش مدل عاملی تاییدی نشان می دهد که آن ها در وضعیت مطلوبی قرار دارند. مقدار ضریب رابطه بین تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی 58/0 محاسبه شده است. عدد معنی داری در این ارتباط مقدار 48/7 محاسبه شده است که بالاتر از معیار 96/1 می باشد. بنابراین، این رابطه تایید می شود. در رابطه با تاثیر نرم افزارهای اجتماعی بر تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 42/0 محاسبه شده است. مقدار ضریب معنی داری نیز در سطح 25/4 محاسبه شده است که نشان از معنی داری این رابطه می باشد. در نهایت، در رابطه بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید مقدار ضریب این ارتباط در سطح 32/0 قرار گرفته است. عدد معنی داری نیز در سطح 12/3 محاسبه شده است. این مقدار نیز نشان دهنده رابطه معنی دار بین این متغیرها می باشد. علاوه براین، بررسی وضعیت شاخص های تحقیق نیز نشان می دهد که کلیه شاخص های مورد بررسی از نظر پاسخگویان بالای متوسط ارزیابی می-شود. نتیجه گیری: بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق نشان داد که تجارت الکترونیک بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارد. همچنین، تجارت الکترونیک بر نرم افزارهای اجتماعی تاثیر مستقیم دارد. علاوه براین، نرم افزارهای اجتماعی نیز بر تمایل به خرید تاثیر مستقیم دارند. همچنین، نتایج این بررسی نشان داده است که نرم افزارهای اجتماعی نقش میانجی را در ارتباط بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید دارند. با توجه به تأیید رابطه بین نرم افزارهای اجتماعی و تجارت الکترونیک، یک پیشنهاد کاربردی می تواند ایجاد یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر رسانه های اجتماعی برای ترویج و فروش محصولات یا خدمات باشد که چندین ایده برای پیاده سازی این استراتژی وجود دارد و از مهمترین آن ها می توان به تبلیغات هدفمند در شبکه های اجتماعی، بازاریابی محتوا، برنامه های تحریکی و تخفیفات، ارتباط مستقیم با مشتریان و مسابقات و رویدادهای آنلاین اشاره نمود. علاوه براین، با توجه به تحقیق که رابطه مثبت بین تجارت الکترونیک و تمایل به خرید وجود دارد، در این بخش می توان از استراتژی های بازاریابی دیجیتال و تبلیغات آنلاین استفاده نمود. همچنین، ارائه تجربه خرید آسان و امن و پیشنهاد تخفیف و پاداش نیز می تواند کارآمد باشد.
AI-Driven Automation for Transforming the Future of Software Development(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
87 - 118
حوزههای تخصصی:
Background : Artificial Intelligence (AI) has recently emerged as a transformative innovation within the software industry, disrupting conventional approaches to application development by automating tasks, refining code, and enhancing resource efficiency. Prior research indicates the effectiveness of AI-powered tools across various domains. However, contemporary studies lack a detailed analysis of the diverse sectors utilizing AI tools for software development. Objective : This article aims to identify the potential benefits and impacts of AI in software development, specifically regarding time-to-market, productivity, code quality, bug-fixing rates, resource flexibility, and developer satisfaction. The goal is to present fact-based information about AI’s impact on multiple industries and scopes of work. Methods : A mixed-methods research design was employed to analyze quantitative data from 40 projects across healthcare, financial services, retail, technology, and e-commerce industries. Data were collected using various project management tools, automated testing environments, and online questionnaires addressed to developers. The study incorporated a comparative evaluation of AI-based projects and traditional projects, with statistical analysis. Results : AI-driven software development projects demonstrated a mean reduction in time-to-market by 34.6%, an improvement in code quality by 70%, and a mean reduction in bug-fixing time by 57.7%. Productivity per sprint increased by over 70%, resource flexibility was higher (90.2% in AI projects vs. 67.8% in traditional projects), and developers reported higher satisfaction levels. These findings reinforce the concept that AI significantly enhances workflow and the achievement of optimal results. Conclusion : AI substantially improves both the speed and quality of software development. Further research should expand to explore the experiences of different sectors, the application of AI-driven tools, their differentiation, and usage, as well as the ethical considerations to promote sustainable and innovative software engineering solutions.
ساختار مفهومی دانش پژوهی حوزه حکمرانی علم و فناوری در ایران: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : حکمرانی علم و فناوری به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و پیشرفت کشورها محسوب می شود و به فرایند طراحی، اجرا، و نظارت بر سیاست ها و اقدامات مرتبط با توسعه و استفاده از علم و فناوری در سطح ملی، منطقه ای و جهانی اشاره دارد. در ایران حوزه حکمرانی علم و فناوری به عنوان یکی از موضوعات محوری در پژوهش های علمی مطرح شده است؛ اما ابعاد مفهومی این حوزه پژوهشی گسترده، تا حدودی ناشخص و غیر منسجم است. آنچه ذهن پژوهشگر این نوشتار به عنوان مسئله اصلی پژوهش به خود جلب کرده این است که با مطالعه محتوای این پژوهش ها در ایران، می توان پی برد که ابعاد حکمرانی علم و فناوری از لحاظ مفهومی تا به امروز چگونه در ایران بسط و گسترش پیدا کرده است؟ از این رو، هدف اصلی پژوهش ساختار مفهومی دانش پژوهی این حوزه در ایران است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی است و با رویکرد علم سنجی و با روش تحلیل هم واژگانی اجرا شده است. جامعه مورد مطالعه شامل 673 مقاله از 1373 تا مهر 1403 است. ابزار گردآوری دادها شامل پایگاه های اطلاعاتی فارسی است و برای تجزیه و تحلیل و همچنین ترسیم نقشه ها از نرم افزار های «یوسی آی نت»، «نت دراو» و «وس ویوئر»، و اس.پی.اس.اس استفاده شد. یافته ها: نتایج روش تحلیل هم واژگانی بر روی این پژوهش ها، منجر به استخراج 3433 مفهوم یا کلیدواژگان گردید و در حدود 15 درصد از مفاهیم دارای وزن بالا و بیش از 5 بار فراوانی داشته اند. همچنین در ده سال اخیر بیش از 100 مفهوم جدید وارد ادبیات این حوزه پژوهشی شده است. از سوی دیگر، نتایج خوشه بندی منجر به تشکیل 15 خوشه موضوعی مستقل و نیمه مستقل گردید. بر اساس شاخص های تحلیل شبکه، تمرکز کل شبکه مفهومی عددی در حدود 2145. است و قدرت پیوند بین مفاهیم پر قدرت این حوزه از عدد 52 تا عدد 6 متغیر است. بیشترین نمره پیوندها متعلق به مفاهیم پربسامد این حوزه است. نتیجه گیری: پژوهش کنونی نشان داد به دلیل گستردگی مباحث مطرح شده در پژوهش ها، این حوزه از لحاظ تعداد مفاهیم، حوزه پژوهشی گسترده، چندوجهی و پیچیده است و به علت پویایی، تحول سریع فناوری ها و تأثیرات عمیق آنها بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و محیطی، در چند سال اخیر مفاهیم نوظهوری را به همراه داشته است. همچنین خوشه بندی مفاهیم حوزه پژوهشی حکمرانی علم و فناوری به شکلی چندبُعدی، میان رشته ای و متنوع است. به نظر می رسد با توجه به حضور مفاهیمی همچون سیاست، اولویت، راهبر توسعه، زیرساخت حمایتی، اعتماد عمومی، دیپلماسی علمی، مقررات اخلاقی و مفاهیمی از این دست، تأثیر حاکمیت بر حکمرانی علم و فناوری مشهود است. در این پژوهش، تلاش شد تا با بررسی مفاهیم، روابط مفهومی و ساختار شبکه ای حکمرانی علم و فناوری، تصویری شفاف تر از این حوزه پیچیده و چندوجهی در ایران ارائه شود. اهمیت این مطالعه در فراهم آوردن بستری برای تصمیم گیری های بهتر و سیاست گذاری های آگاهانه در این زمینه است. با این پژوهش، گامی کوچک، اما مهم در مسیر شناخت عمیق تر مفاهیم حکمرانی علم و فناوری برداشته شد.
Neuromorphic Computing with a Paradigm Shift in Energy-Efficient and Scalable AI Hardware for Real-Time Applications(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
401 - 433
حوزههای تخصصی:
Background: Neuromorphic computing is a newly developed technology that is based on data-flow architectures similar to the brain, which has the potential to power energy-constrained, latency-sensitive, and large-scale applications. The lack of flexibility in energy consumption and response time of traditional systems is a problem where neuromorphic platforms shine in real-time applications like robotics, IoT and autonomous systems. Objective: The article aims to assess the capabilities of neuromorphic computing platforms with respect to conventional schemes, both quantitatively and qualitatively, in terms of energy consumption, response time, modularity, and application-dependent adaptability, and to determine the drawbacks and application prospects for its further development. Methods: The study uses a comparative analysis approach to compare the identified factors and make statistical comparisons of the performance measures. The performance of the neuromorphic platforms as compared to non-neuromorphic platforms like Intel Loihi, IBM TrueNorth, NVIDIA Tesla V100, and Google TPU is compared based on its applications in robotics, IoT, and especially in healthcare. Data is derived from the experimental assessments of knowledge and theoretical paradigms encountered in prior research studies. Results: Neuromorphic systems showed better energy consumption, system size, and delay characteristics. Nevertheless, that the algorithm so excellently solves particular tasks does not mean that it can successfully be used regardless of its purpose, or can be adapted freely to new, further-reaching trends, such as quantum computing. Regression results demonstrate a high degree of dependency between these measures as well as their potential for real time data processing. Conclusion: Neuromorphic computing can be regarded as a new paradigm of energy-efficient and scalable AI and is especially promising for latency-sensitive deployment. Their shortcomings have been discussed earlier, yet it is worth stating that extension of these approaches by hybrid systems and more sophisticated integration frameworks might open new opportunities and eventually promote them as a foundation for new-generation computation models.
Quantum Cryptography in Telecommunications as a New Era of Secure Communications(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
465 - 493
حوزههای تخصصی:
Background: Quantum Key Distribution (QKD) has turned into a crucial point for secure communication in the era of quantum networks. Quantum key distribution provides the client with a theoretically secure key by taking advantage of the principles of quantum mechanics to counteract what could be posed by quantum computing to classical cryptography. Photons are lost in the system and there are some limitations which don’t allow scalability and integration with already existing networks. Objective: The study seeks to assess the viability of QKD systems, review some of the challenges associated with it, and investigate possible methods of utilizing both QKD and PQC to cope with new security threats in telecommunication industry. Methods: An in-depth analysis was made based on the experimental observations of key generation rates, photon loss, error correction, data throughput, and latency. Performance of quantum repeaters was experimented with for the purposes of measuring distance improvement abilities. A combined QKD-PQC approach was assessed for integrated integration for restricted settings. Results: QKD was seen to have high security and high performance in short distances and when quantum repeaters were implemented the distance could be greatly enhanced. In the QKD-PQC model, the rate of error correction, throughput, and scalability was noticed to be higher than in standalone QKD. Challenges that faced the work were photon loss, processing latency, and system vulnerabilities. Conclusion: New opportunities for secure communication are opened with QKD supported by quantum repeaters and hybrid cryptographic approaches. The technical and operational issues need to be resolved to realize the potential role of B3G evolution in enabling global telecommunications for the mass market.
Advancing Sustainability in IT by Transitioning to Zero-Carbon Data Centers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
583 - 608
حوزههای تخصصی:
Cyber threats are changing constantly and these days more than 560,000 new malware varieties are launched daily, which means that rudimentary measures of protecting networks from attacks cannot be of much help in handling real time threats. Single-static security control and manual intervention are insufficient to address APTs, Zero Day, and high-volume DDoS attacks. This is where the application of AI in network security lays its foundation, where real time threat response programs become possible where they are trained to automatically identify, categorize, and mitigate highly complex attacks without requiring massive amount of time and effort. The changing role of AI in network security is examined in this work since it can contribute to the improvement of threat detection, decrease response time, and minimize reliance on human factors. This research reviews more than 150 AI-based security frameworks, and 25 case studies of different industries including finance, healthcare, telecommunications, to assess the efficiency of machine learning and deep learning algorithms for autonomous threat response. The insights show that in challenging contexts, AI-based solutions provide anomaly detection scores of up to 97%, which are far higher than those obtained by conventional systems with average scores of 80%. The response time increased up to 75% as the AI systems responded under 3 seconds during the large scale cyberattack simulation operations. Significant achievement of scalability was across networks with number of nodes more than ten thousand nodes at 90% reliability in different threat scenarios. These findings underscore the importance of AI as the cornerstone of today’s cybersecurity: delivering accurate and timely threat coverage and demonstrating high resilience to threat evolution. However, issues like, algorithm bias, ethical concerns, and resistance to adversarial perturbation calls the need for research to develop effective measures towards the longevity of banking security systems integrated with AI. This study emphasizes the importance of search for new strategies to strengthen current digital environments against the increasing number of threats.
Advancements in Open RAN and the Decentralization of Telecom Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1213 - 1245
حوزههای تخصصی:
Background: In the article, the author explores the possibilities of Open Radio Access Network (Open RAN) as a revolutionary idea to democratize telecom networks. Objective: The study aims to compare the efficiency, cost, flexibility, scalability, and performance of Open RAN against conventional RAN systems. Methods: The study used simulation, cost modeling and execution of real-world case studies with support from Rakuten Mobile, Vodafone, Telefónica, MTN, and DISH Network. The approach also employed prescriptive analytics to evaluate the deployment of relatively new paradigms like blockchain and AI into Open RAN environments. Results: The study shows that Open RAN leads to substantial CAPEX and OPEX cost saving with a further enhancement in the key network performance metric such as latency by 20% and throughputs by 25%. Additional improvements of 30% demonstrate that Open RAN is also an environmentally friendly solution. The validations also showed how it could expand to both heavily populated large cities and sparsely populated rural areas to improve both coverage and mobility. Conclusion: However, some of the disadvantages that surfaced include; the problem of compatibility, high costs of implementation in the initial stages, and compliance with set regulatory standards. These underscore the need for standardized and coherent protocols and frameworks to enable widespread implementation. Open RAN is highly transformative in modern telecommunications due to the fact that it is affordable, expandable and eco-friendly. Due to its Flexible/Modular design in combination with advanced technologies, it acts as key enabler for future networks such as 5G, 6G and more and tackles Global connectivity and efficiency problems.
5G Deployment in Rural Areas: Advancing Connectivity and Bridging the Digital Divide(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1445 - 1467
حوزههای تخصصی:
Background: Digital literacy, education, and human right of internet are also hampered in rural areas keeping the rural people more backward in the technological advancement and not providing them better chance of socioeconomic development. The opportunity of implementing the new 5G technologies can give the new perspective in the elimination of such disparities manifested through the improvement of the connection, the decrease of latency, and the increase of data transfer rates. This research study established that the adoption of 5G for coverage in rural areas is challenged by technical, economic and policy factors. Objective: The article aims at analyzing the technical, economic, and social aspects of 5G technology in the rural context in order to identify such problem the development of appropriate solutions for infrastructure costs, spectrum availability, and consumers. In pursuing this goal, the research seeks to develop practical recommendations on enhancing deployment strategies to increase Internet access where it is scarce. Methods: The study therefore used an exploratory, theoretical-evaluative, and finally empirical approach that involved quantitative modeling, case studies, and key informant interviews. Latency, data throughput, and coverage stand as the most significant factors which were tested using network simulation. Level of cost was used to determine economic feasibility while data for qualitative analysis were obtained from a survey of policymakers and telecom operators, and focus group discussion with rural community leaders. Results: In the case of 5G, the implementation of the system led to a 75% reduction in latency, a 600% improvement in the data throughput, and a 300% increase in coverage area. This finding revealed that the partnerships as a deployment model were the most effective as they resulted to a 58%ROI and lowered infrastructure costs. Conclusion: The study reaffirms the innovation of 5G to rural areas and develops agriculture, healthcare services, and educational systems. Policies, investments in the right areas, optimal management of the available spectrum and engaging with the communities as required should be a key focus for deployment to be just.