فرهاد عزیزپور

فرهاد عزیزپور

مدرک تحصیلی: دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۳ مورد.
۱.

تحلیل توزیع فضایی اعتبارات عمران روستایی، جهت اجرای طرح هادی روستاها در شهرستان بردسیر

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۱
ایجاد عدالت اجتماعی در روستاها یکی از عواملی است که زندگی در روستاها را پررونق تر کرده و نه تنها می تواند مانع دفع جمعیت باشد، جاذب جمعیت نیز می تواند باشد. در این میان توزیع متعادل توزیع و اعتبارات روستایی از جمله مهمترین عوامل ایجاد کننده عدالت اجتماعی در محیط روستایی است. بنابراین برای این منظور، با استفاده از روش دلفی هفت عامل خصایص جمعیت، خصایص فضایی، خصایص کالبدی، خصایص اقتصادی، جاذبه گردشگری، خصایص محیط طبیعی، خصایص مدیریتی نهادی جهت تحلیل توزیع فضایی اعتبارات عمران روستایی در رابطه با اجرای طرح هادی روستاها در شهرستان بردسیر مشخص شدند که به 23 زیرعامل تقسیم می گردند. سپس با استفاده از روش AHP اقدام به اولویت بندی معیارها و زیرمعیار شد، نتایج این بخش مشخص کرد که عوامل اقتصادی با 0.261 و ابعاد خانوار با 0.145 مهمترین معیار و زیرمعیار بودند. برخی از معیارها از جمله فاصله از جاده از قبل وجود نداشته اند و با استفاده از این ابزار تهیه شدند، همچنین با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نقشه هر زیرمعیار براساس اهمیت آنها طبقه بندی مجدد شد. در نهایت رتبه بندی روستاها با استفاده از روش تاپسیس انجام گرفته ونتایج گویای این بود که از بین 32 روستایی که در گذشته ،طرح هادی در آنها اجرا وتخصیص اعتبار گردیده است، فقط 12 روستا در اولویت های بالای برنامه تاپسیس قرار دارندو 5 روستانیز در پایین ترین سطح اولویت قرار دارند، که طرح هادی در آنها اجرا شده است. در واقع می توان نتیجه گرفت که تا قبل از این به معیارهای جغرافیایی در توزیع اعتبارات روستایی توجه چندانی نشده است.
۲.

تحول کاربری اراضی در نواحی روستایی پیرامون شهر کاشان

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
در بستر زمان، عوامل و نیروهای درونی و بیرونی، هر یک به شکلی در روند تحولات سکونتگاه های روستایی تأثیرگذارند. به عبارتی کاربری اراضی سکونتگاه های روستایی و شهری به عنوان یک نظام مکانی- فضایی دائم در حال تحول اند این تحولات از یکسو تحت تأثیر نیروها و روندهای درونی این نظام اند، و از طرفی از عوامل و نیروهای بیرونی که خود از سایر واقعیت های مکانی- فضایی و یا غیر فضایی نشأت می گیرند، تأثیر می پذیرند. بخش مرکزی کاشان نیز در حال تجربه این تحولات می باشد. این منطقه با بیش از 300 هزار نفر جمعیت، از مشکلاتی همچون، عدم تعادل فضایی، پراکنده رویی و تمرکز شدید رنج می برد. پیامد منطقی این تمرکز را می توان در رشد کالبدی شهر کاشان، خالی شدن سکنه روستاها، پدیدار شدن نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، تخریب اراضی کشاورزی، بورس بازی زمین و رانت خواری، آسیب های اکولوژیکی و... مشاهده نمود. ازاین رو، تحلیل کاربری اراضی در این محدوده ضرورت دارد. برای این منظور نخست با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست 8 و با تکیه بر بعد ریخت شناسی ساختار فضایی، تغییرات کاربری اراضی استخراج، تحلیل و برای سال 1410 شبیه سازی می شود. در گام دوم، با استفاده از سه شاخص توزیع، خوشه بندی و تجمع، بر پایه داده های جمعیت در سال های مزبور، سیمای فضایی منطقه ترسیم می گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد، نظام کاربری اراضی منطقه به طور شدیدی متأثر از پدیده خزش شهری است، که این امر زمینه تحول کاربری های اراضی روستاها به ویژه اراضی کشاورزی را فراهم کرده است. همچنین، عوامل و نیروهای درونی و بیرونی مختلف با منشاء محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- اقتصادی و کالبدی در تغییر کاربری اراضی اثرگذار بوده اند، که در این میان نقش منابع آب و جریان جمعیت از اهمیت بیشتری نسبت به دیگر عوامل برخوردار است. درواقع، روستاها به منزله عرصه تکمیلی برای کارکردهای شهر کاشان شده اند.
۳.

تحلیل اثربخشی راهبردهای برنامه پنجم توسعه اجتماعی اقتصادی کشور بر توسعه نواحی روستایی پیرامون کلانشهرکرج مورد: شهرستان نظرآباد

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
برنامه های توسعه با هدف بهبود وضعیت استانداردهای زندگی شهروندان ( ارتقای منابع، فرصت ها و توانمندسازی کل جامعه) در کشورها است، تهیه می شوند. مقاله حاضر با هدف تحلیل اثربخشی راهبردهای  برنامه پنجم  بر توسعه نواحی روستایی پیرامون کلانشهر کرج تدوین شده است. جامعه آماری مورد مطالعه روستاهای شهرستان نظرآباد است که 355 نفر آنها با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش طبقه ای - تصادفی، نمونه گیری شدند. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات  از روش های اسنادی و میدانی (فن پرسشگری و ابزار پرسشنامه) استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف اسمیرنوف، آزمون دو جمله ای، رگرسیون، تحلیل عاملی و تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS استفاده شده است. مبتنی بر یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شده است که شاخص نهایی توسعه در روستاهای مورد مطالعه متاثر از راهبردهای برنامه پنجم از روند تحولی مثبتی برخوردار نشده است. نگاه تک ساحتی در عمل سبب شد تا تنها بعد کالبدی عمرانی بویژه توسعه زیرساخت ها از شرایط مناسب تری برخوردار شود. سایر مولفه های موثر بر شاخص های نهایی توسعه مانند (ارتقاء خدمات محیطی، ارتقاء کیفیت محیط زیست، حفاظت از میراث فرهنگی، ارتقای سرمایه اجتماعی، ظرفیت سازی نهادی، رفاه اجتماع محلی، مسئولیت پذیری اجتماعی، عدالت اقتصادی و ثبات اقتصادی) نتوانسته اند بطور مستقیم برآن اثر بگذارند و تنها از طریق ارتقاء زیرساخت ها اثر غیرمستقیم بر شاخص نهایی داشتند.
۴.

تبیین سطح اولیه راهبرد یک روستا، یک محصول در توسعه اقتصاد محلی مورد: دهستان نهرمیان شهرستان شازند

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
راهبرد یک روستا، یک محصول به عنوان یکی از راهبردهای کارآمد اقتصادی برای توسعه نواحی روستایی در نظر گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبرد یک روستا، یک محصول در توسعه اقتصاد محلی به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که سطح اولیه راهبرد یک روستا، یک محصول در دهستان نهرمیان شازند چه ویژگی هایی دارد؟ وضعیت عوامل موثر بر راهبرد یک روستا، یک محصول در دهستان مورد مطالعه چگونه است؟ جامعه آماری تحقیق شامل 5550 نفر از روستاییان و مسئولان محلی دهستان نهرمیان ازتوابع بخش زالیان شهرستان شازند می باشد که با نمونه گیری چندمرحله ای تصادفی با انتساب متناسب 160 نفر به عنوان حجم نمونه بررسی شدند و نیز 23 نفر از کارشناسان و مسئولان صندوق کارآفرینی امید منطقه مورد مطالعه به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس برای بررسی میزان اهمیت هر یک از ویژگی های راهبرد مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه ای بود که تایید روایی (صوری و محتوایی) آن توسط متخصصان وکارشناسان کارآفرینی امید، کارشناسان توسعه روستایی و اعضای هیات علمی رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه خوارزمی و اعتماد و پایایی آن با آماره آلفای کرونباخ انجام شد. یافته ها در دو سطح روستاییان و کارشناسان بررسی شد. مطابق نتایج در اجرای موفق سطح اولیه راهبرد یک روستا، یک محصول، مشارکت جامعه، خلاقیت، رقابت پذیری، کاهش فقر، کاهش شکاف اقتصادی و فروش کالا تأثیرگذار است. با توجه به نظرات روستاییان مؤلفه های خلاقیت، رقابت پذیری و کاهش شکاف اقتصادی وضعیت مناسب تری داشته و وجود صنایع کوچک و کارگاهی با میانگین 23%، بکارگیری شیوه های جدید در تولیدات با 95/22%، سرمایه گذاری در کشاورزی و صنایع روستایی با 22%، تنوع مشاغل در روستا با 6/21% و کسب وکار فردی و گروهی با 95/20% جزء عوامل پیش برنده راهبرد در روستا هستند. همچنین با استفاده از آزمون یو من – ویتنی و معیار قرار دادن نظر کارشناسان، دهستان مورد مطالعه تنها از نظر مشارکت زنان، استفاده از شیوه های جدید در تولید محصول، وضعیت درآمدی روستاییان، صندوق های حمایتی، خرید محصول توسط دولت، فروش محصول به بازارهای نزدیک، وجود مشاغل متنوع و مهاجرت معکوس وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد.
۵.

تحلیل پیامدهای اقتصادی و کالبدی توسعه صنعتی در سعیدآباد، شهریار

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۷
نطقه پیراشهری سعیدآباد شهریار، توسعه صنعتی روستایی (شهرک گلگون) را تجربه کرده است. هدف از این پژوهش، بررسی میزان اثرات خزش شهری تهران از منظر توسعه صنعتی روستایی بر شاخص های اقتصادی است. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی است و روشی توصیفی-تحلیلی دارد. جامعه آماری هدف ساکنین بافت قدیمی روستای سعیدآباد و پیرامون بوده که اثرگذاری خزش شهری و توسعه صنعت را تجربه کرده اند. اثرگذاری توسعه صنعت در منطقه، بر پایه دو شاخص افزایش بازار کار نیروی محلی و افزایش ارزش افزوده تولیدات صنایع به منطقه و 6 گویه آن ها مورد سنجش قرار گرفت. با استفاده از روش برآورد نمونه در تکنیک رگرسیون(قاعده سرانگشتی)N≥8k+50 حجم نمونه 98 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی، نمونه ها انتخاب و با تعداد 85 نمونه به اشباع نظر رسیده و پرسشنامه های تکمیل شده در نرم افزارSPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان از رونق کسب و کار عمدتاً برای قشر متخصص در شهرک گلگون و تا اندازه ای برای روستاییان و ماندگاری جمعیت دارد. توسعه صنعتی روستا، ره آورد اثربخشی در ممانعت از بیکاری روستاییان در پی نداشته، بلکه باعث افزایش جمعیت غیربومی شده است. این پژوهش راهبردهای حفظ و صیانت از منابع طبیعی، اجرای الگوی بهینه کاربری اراضی و حمایت از منابع انسانی را برای تعادل بخشی اثرات توسعه روستا از منظر صنعت را پیشنهاد می کند.
۶.

تحلیلی بر تعاملات فضایی مقصدهای گردشگری. مورد مطالعه: شهرستان علی آبادکتول، ناحیه محمدآباد- زرین گل

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
یکی از ویژگی های سکونت گاه های انسانی تطورپذیری و پویایی آن است. این پویایی در فضا، زمینه ایجاد جریان های فضایی بین شهر و روستا را در قالب پیوند های روستایی- شهری میسر می سازد، این پیوندهای روستایی- شهری حاصل تعاملات دو سویه سکونت گاه های روستایی و کانون شهری در عرصه ناحیه ای است که به سبب جریان های جریان افراد،کالا ها و اطلاعات پدید می آید. شکل گیری و گسترش این جریان های فضایی درسطوح مختلف (محلی، ناحیه ای و منطقه ای) به ایجاد سازمان فضایی می انجامد. هدف این تحقیق تحلیلی بر تعاملات فضایی مقصد های گردشگری ناحیه محمدآباد - زرین گل شهرستان علی آباد کتول مبتنی بر الگوی سازمان یابی فضایی شبکه ای است. روش شناسی تحقیق کمی و مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری مورد مطالعه، شامل 20 نقطه سکونت گاهی روستایی که همگی به عنوان مقصد گردشگری روستایی درناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول هستند. برای گردآوریِ اطلاعات به شیوه های اسنادی و میدانی عمل شده است. در روش میدانی، از فن پرسش گری و ابزار پرسش نامه استفاده شد. البته، برای برخی از داده های ثانویه به مراکز اطلاع رسانی مانند مرکز آمار ایران و سازمان هایی مانند فرمانداری، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان علی آباد مراجعه شد. با توجه به ماهیت مساله از تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) استفاده شده است. در این روش سه دسته شاخص وجود دارند که در این پژوهش از شاخص های کلان (اندازه شبکه، تراکم شبکه و مرکزیت شبکه) استفاده شده است. همچنین، در این روش داده های جریانی به وسیله نرم افزار Nodexl مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با توجه به یافته های تحقیق، نتایج زیر به دست آمد: - تعاملات فضایی در سطح ناحیه اگرچه مبتنی بر ساختارهای محیطی مبتنی بر فعالیت های بخش کشاورزی شکل گرفته است ولی در دهه اخیر به علت تحول در بسترهای اجتماعی- اقتصادی و امکان محیطی ، چشم انداز طبیعی) مبتنی بر فعالیت گردشگری و سرمایه گذاری های بومی مرتبط (با فعالیت گردشگری) از تعدد و تنوع بیشتری برخوردار شده است. - تعاملات فضایی نوین نه تنها زمینه افزایش تعاملات درون قلمروی را فراهم نموده است. بلکه زمینه افزایش تعاملات برون قلمرویی نیز افزایش یافته است. مبتنی بر بنیان نظری تحلیل شبکه، این نوع از تعاملات بسترساز پایداری شبکه (یا نظام سکونتگاهی) خواهد شد. - اگرچه، جریان ها از تعدد و تنوع برخوردار شده و سطح تعاملات هم ارتقا یافته است. ولی ساختار جریان ها با نقش پذیری شهرها و روستا های بزرگ به جای ماهیت دو سویه و مکمل، از ماهیتی یک سویه برخوردار است. این ویژگی سبب شده  استتا پیوند بین سکونت گاهی شکل نگیرید.
۷.

سنجش ظرفیت سازگاری سکونتگاه های روستایی پیرامون دریاچه ارومیه (مورد مطالعه: شهرستان میاندوآب)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۳
امروزه برای سازگار شدن با استرس های واقعی یا مورد انتظار و برای مقابله با پیامدها و بحران های طبیعی (خشکسالی، سیل، زلزله و غیره) توجه به ظرفیت سازگاری سکونتگاه های انسانی به ویژه در مناطق روستایی، از اهمیت بی بدیلی برخوردار است. بنابراین، هدف از این مقاله بررسی و سنجش میزان ظرفیت سازگاری نواحی روستایی نسبت به خشکیدن دریاچه ارومیه در شهرستان میاندوآب است. این پژوهش کاربردی و از لحاظ روش توصیفی – تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. 15 درصد از روستاهای این شهرستان با استفاده از سه معیار تعداد خانوار روستایی، توزیع جغرافیایی و موقعیت طبیعی به عنوان جامعه آماری انتخاب و سپس از این میان این روستاها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 330 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای، مدل تصمیم گیری کوپراس، تحلیل خوشه ای و آماره مورن I در نرم افزار GIS بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد، 10 درصد روستاها (سه روستای گل سلیمان آباد، تازه کند حاصل قوبی و حاجی حسن) با ظرفیت سازگاری بالا، 67/6 درصد در سطح سازگاری متوسط، 33/13 درصد در سطح سازگاری پایین و 67/66 درصد روستاها که 20 روستای نمونه را شامل می شود، در وضعیت خیلی پایین از نظر ظرفیت سازگاری نسبت به خشکیدن دریاچه ارومیه قرار گرفتند. در ضمن الگوی فضایی شاخص های ظرفیت سازگاری در شهرستان میاندوآب بر اساس آماره مورن I از الگوی تصادفی پیروی می کند و روستاهای که دسترسی به منابع آب و سرمایه کافی و دسترسی سریع به شهر میاندوآب دارند از میزان ظرفیت سازگاری بالاتری برخوردار هستند و در کل میزان ظرفیت سازگاری روستاهای مورد مطالعه در سطح متوسط به پایین قرار دارد. امروزه برای سازگار شدن با استرس های واقعی یا مورد انتظار و برای مقابله با پیامدها و بحران های طبیعی (خشکسالی، سیل، زلزله و غیره) توجه به ظرفیت سازگاری سکونتگاه های انسانی به ویژه در مناطق روستایی، از اهمیت بی بدیلی برخوردار است. بنابراین، هدف از این مقاله بررسی و سنجش میزان ظرفیت سازگاری نواحی روستایی نسبت به خشکیدن دریاچه ارومیه در شهرستان میاندوآب است. این پژوهش کاربردی و از لحاظ روش توصیفی – تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. 15 درصد از روستاهای این شهرستان با استفاده از سه معیار تعداد خانوار روستایی، توزیع جغرافیایی و موقعیت طبیعی به عنوان جامعه آماری انتخاب و سپس از این میان این روستاها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 330 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای، مدل تصمیم گیری کوپراس، تحلیل خوشه ای و آماره مورن I در نرم افزار GIS بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد، 10 درصد روستاها (سه روستای گل سلیمان آباد، تازه کند حاصل قوبی و حاجی حسن) با ظرفیت سازگاری بالا، 67/6 درصد در سطح سازگاری متوسط، 33/13 درصد در سطح سازگاری پایین و 67/66 درصد روستاها که 20 روستای نمونه را شامل می شود، در وضعیت خیلی پایین از نظر ظرفیت سازگاری نسبت به خشکیدن دریاچه ارومیه قرار گرفتند. در ضمن الگوی فضایی شاخص های ظرفیت سازگاری در شهرستان میاندوآب بر اساس آماره مورن I از الگوی تصادفی پیروی می کند و روستاهای که دسترسی به منابع آب و سرمایه کافی و دسترسی سریع به شهر میاندوآب دارند از میزان ظرفیت سازگاری بالاتری برخوردار هستند و در کل میزان ظرفیت سازگاری روستاهای مورد مطالعه در سطح متوسط به پایین قرار دارد.
۸.

تحلیل عوامل ساختاری مؤثر بر توسعه کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان دلفان

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
رویکرد کارآفرینی از راهبردهای مهم توسعه روستایی است که در دهه های اخیر برای غلبه بر مسائل اقتصادی- اجتماعی پیش روی جوامع روستایی، موردتوجه قرارگرفته است. این رویکرد که تمایل به سمت نوآوری، ریسک پذیری و پیش نگری دارد، ذاتی یک فرد یا جامعه نیست و علاوه بر آن یک رویداد شانسی و تصادفی هم نیست بلکه پدیده ای است که شرایط محیطی که عملیات در آن صورت می گیرد (در قالب سطوح مختلف)تعیین کننده است . در همین ارتباط این پژوهش با روشی توصیفی- تحلیلی در پی دستیابی به وضعیت ساختارهای مختلف توسعه کارآفرینی روستایی در شهرستان دلفان است. جامعه آماری این پژوهش 77556 نفر جمعیت روستایی این شهرستان است که بر اساس جدول مورگان 382 نفر از آن ها با روش نمونه گیری طبقه بندی – تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسش نامه ای است که پایایی آن بر اساس آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت که مقدار آن (85/0) به دست آمد. یافته های حاصل از تحلیل آماری داده ها نیز نشان داد که ناحیه موردمطالعه، ساختارهای مناسبی برای توسعه کارآفرینی ندارد علاوه بر این امکانات و ظرفیت های موجود هم به صورت یکپارچه شکل نگرفته اند و به لحاظ فضایی از الگوی متعادلی تبعیت نکرده است. عرصه های نزدیک به شهر و واقع در مسیرهای اصلی از شرایط نسبتاً بهتری برخوردار هستند. برای تعیین مکانیزم اثرگذاری ساختارها نیز از مدل رگرسیون چندگانه بهره گرفته شد که نتایج آن نشان داد که ارتباط مؤلفه زیرساختی - فضایی با توسعه کارآفرینی مستقیم و تأثیرگذاری آن بیشتر از دیگر مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی و ویژگی های فردی است که ارتباطی غیرمستقیم و اثرگذاری پایین تری نسبت به مؤلفه زیرساختی- فضایی در توسعه کارآفرینی ناحیه دارد.
۹.

تحلیلی بر سیاست های توسعه روستایی در برنامه پنج ساله ششم توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۵۰۲
در دهه های اخیر، نظام برنامه ریزی در سطح جهانی به علت پویایی ذاتی جوامع انسانی و ناکارآمدی نظریه ها در حل چالش ها، شاهد تغییر مفهوم اندیشه توسعه بوده است. بازاندیشی فکری توسعه، ارزیابی چارچوب مفهومی نظریه های برنامه ریزی در عرصه توسعه روستایی را اجتناب ناپذیر می نماید. بنابراین در این مقاله سعی شد سیاست های توسعه روستایی برنامه ششم (توسعه) مبتنی بر اندیشه فرانوگرایی مورد ارزیابی قرار گیرد. روش پژوهش، کیفی؛ مبتنی بر روش فراترکیب و تحلیل محتوای جهت دار است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و برای تفهم، مبتنی بر مقوله ها از روش استدلال منطقی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد؛ عدم عقلانیت گرایی، نفی عقیده جهان شمول بودن و نفی فراروایت ها سه اصل کلیدی (و بنیانی) و کثرت گرایی، حکمروایی، زمینه گرایی، بوم گرایی و محلی گرایی پنج اصل برنامه ریزی فرانوگرا هستند. بر این اساس، ارزیابی سیاست های توسعه روستایی در برنامه ششم بیانگر آن است که این سیاست ها از جنبه مفهومی در انطباق نسبی با اصول برنامه ریزی فرانوگرایی، لیکن در عمل در انطباق کامل با تفکر برنامه ریزی نوگرا قرار دارد. زیرا، نظام برنامه ریزی مبتنی بر عقلانیت ابزاری و نخبه گرایی نسخه ای از برنامه ریزی فرانوگرا را پایه ریزی کرده است که در عمل هویت خود را از دست داده است و بیشتر جنبه شعارگونه پیدا کرده است. به عبارتی، نظام برنامه ریزی کشور (در تدوین سیاست های توسعه روستایی) در حوزه مفهومی، مرزبندی پارادایمیک را موردتوجه قرار نداده و در برزخ برنامه ریزی نوگرا و فرانوگرا گرفتار شده است.
۱۰.

سیاست مقاوم سازی مسکن و توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی (مورد مطالعه: دهستان شور دشت در استان همدان)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۰
طی چند دهه ی اخیر، اجرای برنامه ها و اقدامات متنوع توسط نهادهای مختلف از یک سو و روندهای نوگرایی در عرصه های اجتماعی- اقتصادی از دیگر سو، زمینه ساز دگرگونی هایی در محیط های روستایی شده است. اثر این دگرگونی ها در زیر نظام های مختلف روستا از جمله مساکن روستایی خود را متجلی ساخته است. نیاز روستاها به مسکن مناسب سبب اجرای اقداماتی از سوی ارگان-های دولتی مرتبط از جمله بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در قالب اجرای طرح مقاوم سازی مسکن روستایی (طرح های نوسازی و بهسازی) طی چند دهه پس از انقلاب شده است. این طرح ها، اثرات گسترده ای در ابعاد مختلف مساکن روستایی داشته است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی پیامد این طرح ها و برنامه ها بر زندگی روستاییان و ساختارها و کارکردهای خاص سکونتگاه های روستایی است. جامعه آماری تحقیق را 17 روستای دهستان شوردشت واقع در استان همدان تشکیل می-دهد، که در آن 6 روستای مسلم آباد، راهجرد، قشلاق علیا، کوزره، خماجین و خیرآباد به عنوان نمونه انتخاب گردید. حجم نمونه پرسشگری نیز با استفاده از فرمول کوکران، 93 سرپرست خانوار تعیین گردید که در طی 3 سال اخیر از وام مقاوم سازی مسکن بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استفاده نموده اند. برای جمع آوری داده ها از شیوه ی کتابخانه ای و انجام مطالعات پیمایشی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بیشترین تأثیر سیاست مقاوم سازی بر ابعاد کالبدی و اجتماعی با میانگین 54/3 و 45/3 بوده است.
۱۱.

تحول در نظام فعالیت و دگردیسی سازمان فضایی نواحی روستایی حاشیه زاینده رود (مطالعه موردی: ناحیه بن رود و جلگه (شهرستان اصفهان))

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۵۷
سازمان فضایی سکونتگاه ها پیوسته از درون و از بیرون تحت تأثیر نیروهای متعدد (محیطی، اقتصادی-اجتماعی، تاریخی، و سیاسی) در حال دگرگونی و تغییر است. حاصل این تغییرات تحول در ساختارها و کارکردهای ناحیه و به تبع آن سازمان و ساختار نظام سکونتگاهی شهری و روستایی است. یکی از عناصر اصلی سازمان فضایی مناطق، شهرها و روستاها و جریان های فضایی مابین آن هاست؛ چنانچه یکی از عناصر این سیستم دچار تحول شود، سایر عناصر نیز متأثر می شود. در این مقاله دگردیسی سازمان فضایی روستاهای بخش بن رود و جلگه در شهرستان اصفهان در اثر تحولات نظام فعالیت بررسی شده است. پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی و توسعه ای است و با روش کیفی و مصاحبه عمیق تحولات شناسایی شده اند. به منظور دست یابی به هدف تحقیق و در راستای پاسخ گویی به سؤالات پژوهش، با رویکرد فضایی و نگرش سیستمی به تبیین تحولات ساختاری – کارکردی و تغییرات سازمان فضایی سکونتگاه های روستایی واقع در ناحیه مورد مطالعه (بخش بن رود و جلگه شهرستان اصفهان) در اثر تحول نظام فعالیت پرداخته شده است. نتایج بیانگر آن است که در اثر عواملی مانند محدودیت منابع آب و خاک، تضعیف نقش تولید کشاورزی، تضعیف نظام اقتصاد روستایی، کاهش نقش نیروی انسانی فعال در تولید، تضعیف ساختارهای بومی نظام بهره برداری از منابع آب در ساختار اشتغال به نفع بخش خدمات تغییری به وجود آمده که این امر به رشد مهاجرفرستی انجامیده است. در نتیجه ساختار فعالیت تولیدی در منطقه به فروپاشی رسیده است و در اثر این امر سازمان فضایی منطقه از یک سازمان منظم و پایدار به سمت سازمانی قطبی شده با محوریت شهرگرایی به نقاط کانونی سوق داده شده است.
۱۲.

عوامل مؤثر بر تهیه برنامه چشم انداز توسعه در ناحیه روستایی هزارجریب (شرق مازندران)

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
حقیق حاضر به بررسی عوامل موثر بر تهیه برنامه چشم انداز توسعه در ناحیه روستایی هزارجریب می پردازد. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و بر اساس روش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری مورد مطالعه، خبرگان ناحیه روستایی هزارجریب و خبرگان دستگاه های اجرایی مرتبط با امور روستایی هستند. خبرگان محلی(دهیاران و شوراها) 152 روستا به تعداد 152 نفر و خبرگان دستگاه های اجرایی 35 نفر هستند که با روش تعیین حجم نمونه با جامعه نامعلوم تعیین شده اند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها واطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی، از فن پرسشگری و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های دوربین واتسون(بررسی استقلال خطاها از یکدیگر)، رگرسیون، تحلیل مسیر و همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS بهره گیری شده است. مبتنی بر یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شده است که عوامل مؤثر در تهیه برنامه چشم انداز توسعه روستایی در دو گروه ظرفیت ها و موانع شناسایی شدند که ظرفیت ها شامل جاذبه های گردشگری روستایی، توانمندی های بخش کشاورزی و سرمایه انسانی و موانع شامل محدودیت های ساختاری و برنامه ریزی، ناکارآمدی نهادی، ضعف مدیریت محلی و سازمانی، ضعف قوانین، غفلت از بخش کشاورزی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی می باشند. با تعمق در ماهیت این عوامل و روابط مستقیم و غیر مستقیم، این نکته کلیدی مشخص شده است که محدودیت های ساختاری برنامه ریزی، ناکارآمدی نهادی، ضعف مدیریت محلی سازمانی و ضعف قوانین، موانع کلیدی تهیه برنامه چشم انداز توسعه در ناحیه روستایی هزار جریب می باشند.
۱۳.

تحلیل اثرگذاری مزیت های جغرافیایی در توسعه پایدار روستایی شهرستان خرم آباد

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۹۱
شناخت دقیق از مزیت های جغرافیایی نواحی، عامل کلیدی و یکی از پیش شرط های ضروری برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی است؛ زیرا از این طریق بسترها و زمینه های لازم برای توسعه متوازن و متعادل در مناطق روستایی فراهم می شود. در این راستا، این مقاله با هدف تحلیل اثرات مزیت های جغرافیایی در پیش بینی توسعه پایدار در روستاهای شهرستان خرم آباد تهیه شده است. روش تحقیق کمّی مبتنی بر منطق قیاس است. جامعه آماری تحقیق، روستاهای شهرستان خرم آباد هستند که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای-تصادفی تعداد 150 روستا به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها و اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای (در قالب داده های ثانویه) و پرسشنامه محقق ساخته (توزیع پرسشنامه در بین دهیاران و اعضای شوراهای اسلامی) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی، تحلیل گام به گام و شبکه عصبی استفاده شده است. مبتنی بر یافته ها، این پژوهش به این نتیجه رسید که در بین متغیرهای تعریف کننده مزیت جغرافیایی به ترتیب متغیرهای جمعیت فعال، سرمایه گذاری دولتی، سرمایه گذاری خصوصی، جمعیت ماهر و متخصص، اراضی زراعی، حجم و میزان آب، دسترسی به نقاط شهری و گردشگر وارده شده از مؤثرترین متغیرهای پیش بینی کننده توسعه پایدار روستایی در شهرستان خرم آباد هستند. البته، توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی، اگرچه می تواند متأثر از متغیرهای مختلف (مزیت های جغرافیایی) باشد، ولی برخی از آن ها با توجه به جهت گیری های توسعه ای خاصی که در سطح ناحیه در حال تحقق است، از اثرگذاری بیشتری برخوردار شده اند. با توجه به یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر و اهمیت مزیت های جغرافیایی در توسعه و به خصوص توسعه پایدار روستایی، پیشنهاد می شود که با انجام مطالعات دقیق و برنامه ریزی شده به شناسایی مزیت های خاص نواحی مختلف روستایی پرداخته شود تا از این طریق سیاست گذاری ها در مناطق کشور بر تصمیمات مکانی درستی متکی شود و تدوین برنامه های توسعه، منطبق با توان ها و مزیت های جغرافیایی هر ناحیه باشد.
۱۴.

سازمان فضایی مقصدهای گردشگری درنواحی روستایی، مورد مطالعه: ناحیه محمد آباد - زرین گل (شهرستان علی آباد کتول)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۴
گردشگری روستایی نیز جزئی از گردشگری محسوب می شود که در یک اقتصاد پیرامونی قرار گرفته که نه تنها باعث توسعه مناطق روستایی و محلی نشده، بلکه سبب ایجاد عدم تعادل های محیطی وفضایی نیز در این مناطق گردیده و در نتیجه منافع بسیار اندکی از این فعالیت اقتصادی عاید روستائیان گشته و عمده منافع و هزینه های آن به مادر شهرها و شهرهای بزرگ جهان سوم و در نهایت به شرکت های فراملیتی و بزرگ بر می گردد(Holland at all,.2003).دراین راستاتوجه به امربرنامه ریزی فضایی ضرورت پیدامی کند. این نوع برنامه ریزی به طورخاص به عنوان رویکردی تاثیرگذاردرهدایت سازمان یابی فضایی گردشگری است که باید موردتوجه قرارگیرد. پژوهش حاضربراساس هدف کاربردی و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است، برای گردآوریِ اطلاعات به شیوه ی اسنادی و میدانی عمل شده است. جامعه آماری موردمطالعه،شامل 20 مقصدگردشگری روستایی درناحیه محمدآباد- زرین گل واقع در شهرستان علی آبادکتول بوده است، برای وزن دهی معیارهاازروش(AHP)، برای امتیاز نهایی و رتبه بندی مقصدها از روش پرومتی و برای سطح بندی مقصدهای گردشگری از روش تحلیل خوشه ای استفاده شده است؛همچنین برای تعیین حوزه عملکردی مقصدهای گردشگری روستایی ازنقطه شکست درمحیط نرم افزار(GIS) استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دادکه عدم تناسب در توزیع سطوح مقصدهای گردشگری روستایی درمحدودموردمطالعه،یکی از چالش های مهم سازمان فضایی توسعه گردشگری این ناحیه به شمار می آید. نتایج تحقیق بازگو کننده این است که عدم توجه نظام برنامه ریزی نسبت به پراکنش مقصدهای گردشگری درچارچوب سازمان فضایی مناسب،سبب بروزنابرابری ونهایتا تضعیف جایگاه مقصدهای گردشگری ناحیه مورد مطالعه نسبت به سایرمقاصد گردشگری درنواحی دیگرمی شود.
۱۵.

تحلیل دیدگاه عشایر درباره کیفیت خدمات صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر نمونه مطالعه: دهستان چغاخور استان چهارمحال و بختیاری

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
طرح مسئله: بیمه اجتماعی، برخورداری از «اطمینان» و «تأمین» در زندگی اجتماعی است. با توجه به اینکه جامعه عشایری همواره با چالش ها، آسیب پذیری ها و شرایط خطر مواجه است، بیمه و خدمات بیمه ای در این مناطق جایگاه ویژه ای می یابد؛ به گونه ای که همانند بعضی کشورها با اجرای نظام بیمه اجتماعی کارآمد، بخشی از این چالش ها برطرف می شود. در این میان لازمه پیشرفت، ادامه حیات و باقی ماندن بیمه در صحنه، درک درست نیازهای مشتریان و جلب رضایت آنان است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل دیدگاه عشایر دهستان چغاخور (استان چهارمحال و بختیاری) درباره کیفیت خدمات صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی و پیمایشی است. جامعه نمونه، 450 نفر از عشایر دهستان عضو صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر است که با استفاده از فرمول کوکران، 188 نفر از آنان به مثابه حجم نمونه انتخاب شدند. داده های به دست آمده ازپرسش نامه مدل سروکوال با کمک آزمون تی استیودنت دو گروه مستقل تجزیه و تحلیل شد؛ همچنین برای تعیین درجه اهمیت ابعاد از آزمون فریدمن و به منظور مشخص کردن دقیق تر تفاوت میانگین ها و تحلیل فضایی از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از آزمون تی استیودنت دو گروه مستقل و مدل تحلیل شکاف نشان داد بین وضع موجود و وضع مورد انتظار بیمه شدگان در همه ابعاد جز عوامل محسوس با مقدار مثبت (0.12+t= ) شکاف وجود دارد. بیشترین شکاف در بعد اطمینان خاطر (t= -0.94) و پس از آن به ترتیب در ابعاد پاسخگویی (t= -0.86)، قابلیت اعتماد (t= -0.46) و همدلی (t= -0.09) بود. در این بین ابعاد اطمینان خاطر با میانگین رتبه ای 36/0 و عوامل محسوس با میانگین رتبه ای 06/0، به ترتیب بیشترین و کمترین درجه اهمیت را برای بیمه شدگان داشته اند. نتایج نشان داد انتظارات بیمه شدگان از کیفیت خدمات بیش از ادراکات آنها بوده و رضایت آنان از خدمات در سطح متوسط ارزیابی شده است. نوآوری: مدل سروکوال بیشتر به منظور ارزیابی عملکرد سازمان های دولتی و غیردولتی مانند بیمارستان ها، بانک ها، ادارات و دانشگاه ها و کمتر در محیط های عشایری و عملکرد ادارات دولتی متولی عشایر به کار گرفته شده است؛ بنابراین این گونه مطالعات درباره جوامع عشایری ضروری می نماید. با این تفاسیر، از آنجا که تاکنون در حوزه جامعه عشایری چهارمحال و بختیاری درباره تحلیل کیفیت خدمات صندوق بیمه اجتماعی پژوهشی صورت نگرفته است، مقاله حاضر با درک ضرورت موجود سعی دارد این موضوع را بررسی و راهکارهایی را برای حل تنگناهای موجود ارائه کند و این امر، نوآوری پژوهش پیش رو به شمار می آید.
۱۶.

تحلیل فضایی شیوع کرونا در ناحیه روستایی شهرستان دماوند

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
در پی وقوع بحران بیماری کرونا در نقاط مختلف جهان، پراکنش فضایی این بیماری در ایران ناهمگن بوده است . هم زمان با رشد روزافزون اطلاعات پیرامون بیماری ها و مرگ ومیر، روش های متناسب برای تحلیل این نوع داده ها نیز رو به گسترش است. یکی از این روش ها، تحلیل فضایی بیماری است. هدف از بررسی الگوی پراکنش فضایی بیماری نه فقط شناخت صرف آن، بلکه شناخت و واکاوی عوامل مؤثر بر پراکنش فضایی بیماری در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان دماوند به عنوان موضوع اصلی بررسی است. در این پژوهش با ماهیت توصیفی-تحلیلی که در آن برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی-میدانی استفاده شده است، ابتدا اطلاعات مورد نیاز مانند آمار تعداد مبتلایان به کرونا از ابتدای فروردین ماه 1399 تا پایان تیرماه 1399 با مراجعه به مرکز بهداشتی-درمانی شهرستان دماوند جمع آوری شد. سپس با روش های لکه های داغ، منحنی بیضوی انحراف استاندارد، آزمون همبستگی پیرسون و خودهمبستگی فضایی موران در محیط نرم افزار GIS الگوی پراکنش فضایی بیماری و عوامل مؤثر بر شیوع آن نشان داده شد. نتایج حاصله از تحلیل لکه های داغ نشان داد، بیش ترین لکه های داغ در سمت غرب و شمال غربی شهرستان قرار دارند و روستاهای قرار گرفته در این لکه ها با برخورداری کم از مراکز بهداشتی-درمانی تقریباً دارای تراکم جمعیتی بالایی هستند که در مجاورت یکدیگر و نزدیک به شهرها و در مسیر و جاده اصلی قرار دارند. بیش ترین لکه های سرد نیز در نواحی شرق و جنوب شرقی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون و شاخص موران گویای همبستگی معنادار بین عوامل شش گانه مؤثر در شیوع کرونا شامل ضعف در ارائه خدمات بهداشتی-درمانی (0/23)، بالا بودن سطح تعاملات بین سکونتگاهی (0/21)، کوتاه بودن فاصله جغرافیایی بین سکونتگاه ها (0/20)، ساده سازی ریسک خطر ابتلا به کرونا (0/19)، ضعف توجه جامعه محلی به اصول مواجهه بهداشتی با مخاطره کرونا (0/17) و ضعف در اطلاع رسانی رسمی از مخاطره کرونا (0/16) با الگوی پراکنش خوشه ای است. در این پژوهش شناخت الگوی فضایی پراکنش بیماری کرونا و تحلیل فضایی علل آن می تواند به مدیریت کارای این بیماری کمک نماید.
۱۷.

تزاحم فضایی در نواحی روستایی پیرامون کلان شهر تهران نمونه پژوهش: بخش رودبار قصران

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
طرح مسئله: کلان شهرها به دلیل تمرکز بیش از حد جمعیت و سرمایه، برای رشد و گسترش خود به سوی نواحی پیرامونی کشیده و با خورندگی روستاها و زمین های پیرامون، تحولات مختلفی ازجمله تغییر کاربری زمین ها را سبب می شوند. این تحولات به پیدایش مخاطرات محیط زیستی منجر و ناپایداری فضایی را موجب می شود که بدون توجه به روندها نمی توان برای حل مسائل و چالش های پیش رو به ویژه درزمینه کاربری اراضی پیرامون کلان شهرها آماده بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل تزاحم فضایی نواحی روستایی، در پی آن است با استفاده از تصاویر ماهواره ای، زمین های تغییر کاربری یافته طی سال های 1986 (1365)، 2001 (1380) و 2016 (1395) را در بخش رودبار قصران شهرستان شمیرانات شناسایی کند. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و براساس روش، توصیفی- تحلیلی است. شیوه گردآوری داده ها با توجه به ماهیت پژوهش، کتابخانه ای و به صورت بازدید میدانی و مبتنی بر استفاده از روش های سنجش از دور برای تحلیل تغییر کاربری زمین های نواحی روستایی در بازه زمانی 30ساله در بخش رودبار قصران است. تصاویر ماهواره ای با بهره گیری از نرم افزارهای ENVI 5.3 و  ARC MAP 10.2تحلیل شده است. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد مساحت پوشش زمین های کوهستانی و بایر (%13.06) کاهش یافته و درمقابل بر پوشش زمین های باغی (%2.12)، مرتع (%7.55) و زمین های ساخته شده (%3.39) افزوده شده است؛ همچنین یافته های حاصل از تحلیل زنجیره مارکوف – CA نشان می دهد با ادامه روند فعلی در افق 2031، از پوشش سبز (باغ و مراتع) و پوشش بایر و کوهستانی کاسته و به زمین های ساخته شده افزوده خواهد شد.نتایج پژوهش حاکی است تغییرات پوشش زمین در منطقه پژوهش در پی ایجاد تقاضای شهرنشینان، خزش شهری، ضعف نظارت و قوانین و برای دستیابی به سود بیشتر به سمت کاربری های ناسازگار با محیط بوده است. این تغییر پوشش و کاربری زمین، علاوه بر آثار اقتصادی و اجتماعی به شکل گیری تزاحم فضایی در بخش رودبار قصران انجامیده است. نوآوری: در این پژوهش ضمن بررسی و تبیین تغییر کاربری زمین ها در محدوده پژوهش، تزاحم فضایی تغییرات ایجادشده در کاربری زمین ها نیز در مرکز توجه بوده است؛ افزون بر این تلاش شده است چشم اندازی از وضعیت آینده منطقه در قالب پیش بینی تغییر پوشش و کاربری زمین ترسیم شود.
۱۸.

موانع تحقق نگرش برنامه ریزی فضایی در برنامه پنجم توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
امروزه، نگاه فضایی به توسعه در سطوح ملی، منطقه ای، ناحیه ای و محلی از چنان اهمیتی برخوردار است که غالب کشورها در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی خود به آن توجه ویژه ای دارند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل محتوای مجموعه برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران از منظر برنامه ریزی فضایی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش سند برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران1390-1394 است. برای تدوین معیارها و شاخص های پژوهش علاوه بر تحقیقات مختلف پیشین و اسناد معتبر ازنظر اساتید نیز استفاده گردید. به منظور رسیدن به هدف، داده ها و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه ای جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل محتوا و روش آنتروپی شانون استفاده شده است. یافته های پژوهش این نتیجه را حاصل نموده است که؛ سه مقوله تمرکزگرایی، ضعف مشارکت و مزیت نسبی، موانع تحقق نگرش برنامه ریزی فضایی در سند برنامه توسعه پنجم هستند. در بین این عوامل، تأکید بر مزیت نسبی مهم ترین عاملی است که سبب شده تا نگرش فضایی چندان موردتوجه نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی کشور در تدوین برنامه توسعه قرار نگیرد. این نتیجه بر این نکته تأکید دارد که: 1-مناطقی که دارای پتانسیل برای توسعه هستند در اولویت برنامه بود؛ و 2-با توجه به تسلط بخش های دولتی بر تدوین و اجرای طرح ها و برنامه و توجه ویژه به مناطق دارای پتانسیل مشارکت مردم در حد پایین قرار دارد.
۱۹.

تحلیل فضایی پایداری سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: استان قم)

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۱
ساده ترین شکل مطالعه در عرصه توسعه پایدار روستایی، از دیدگاه جغرافیایی، مطالعه نحوه توزیع فضایی آن هاست. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، سنجش سطوح فضایی پایداری سکونتگاه های روستایی واقع در استان قم است. پژوهش حاضر براساس هدف کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. داده های مورد نیاز به روش اسنادی به دست آمده است. محدوده مورد مطالعه استان قم و جامعه آماری پژوهش روستاهای دارای سکنه استان قم هستند. وزن دهی به شاخص های پژوهش با استفاده از مدل F’ANP و تحلیل داده ها با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره VIKOR انجام شد. برای طبقه بندی روستاهای مورد مطالعه از جنبه سطوح پایداری از روش تحلیل خوشه ای و نرم افزار GIS و برای تحلیل عوامل مؤثر بر پایداری از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد از 180 روستای مورد مطالعه ده روستا در طبقه پایدار، 18 روستا در طبقه نسبتاً پایدار، 108 روستا در طبقه پایداری پایین، و 46 روستا در طبقه ناپایدار قرار دارند. روستاهای ناپایدار در مناطق مرکزی استان استقرار یافته اند. همچنین، نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که روستاهای استان در مقایسه با یکدیگر از سطح پایداری پایینی برخوردارند؛ به طوری که الگوی فضایی آن نامتعادل است و این پایداری به طور یکسان در همه شاخص های پایداری روستاها اتفاق نیفتاده است. این وضعیت بیانگر پویش ناقص نظام سکونتگاهی استان است. از نظر کاربرد مدل ها و تکنیک های کمّی، در این پژوهش برای اولین بار از پژوهش F’ANP در تعیین سطوح پایداری روستایی استفاده شده و نتایج تحقیق کارایی این مدل را در مطالعات جغرافیایی اثبات کرده است.
۲۰.

امکانات و محدودیتهای کارآمدی منظومه های روستایی- شهری به عنوان مناطق کارکردی؛ مورد: منظومه ضیاء آباد (قزوین)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
یکی از مسایل برنامه ریزی فضایی پیوسته تعیین مناطق برنامه ریزی در سطوح و مقیاسهای مختلف بوده است. از این رو، در اغلب موارد حدود تقسیمات اداری، حتی بصورت ادغام چند منطقه تقسیماتی اساس قرار می گیرد. شاید بتوان گفت، مشکل اساسی در این رابطه هنگامی بروز می کند که بحث برنامه ریزی سطوح خرد و پایین تر از سطح استان و شهرستان، یعنی مناطق و نواحی رسمی مطرح می گردد. مفهوم "منظومه" در سالهای اخیر به عنوان بدیلی برای این سطوح خُرد از برنامه ریزی فضایی که واحد تقسیماتی "بخش" را نمایندگی می کند، مطرح شده است. پرسش اساسی در این رابطه این است که آیا تعیین محدوده های تقسیماتی که اغلب بنابر ملاحظات سیاسی صورت می پذیرد، تا چه حد با الزامات برنامه ریزی انطباق دارد؟ و آیا می توان این محدوده ها را به عنوان "مناطق کارکردی" مدّ نظر قرار داد؟ در این چارچوب، این مقاله با بررسی بخش ضیاء آباد قزوین، به عنوان نمونه موردی، تلاش دارد، ضمن بررسی این مسایل، با بهره گیری از شیوه های کیفی بحث و اتکاء به دیدگاه پویش ساختاری- کارکردی، امکانات و موانع شکل گیری مناطق کارکردی را در سطوح خُرد مورد مطالعه قرار داده، کارآمدی این سطح از عرصه های فضایی را در قالب واحدهای تقسیماتی نشان دهد. نتایج مطالعه نشان می دهد، کارآمدی منظومه ها به عنوان مناطق کارکردی نه تنها در گرو تعیین اندیشیده تقسیماتی است، بلکه اصلاح زیرساختها، سرمایه گذاریهای مرتبط و پشتیبانی موثر در تخصیص امکانات و اعتبارات، شرط تعامل متناسب و کارکردپذیری واحدهای سکونتگاهی موجود در سطح منظومه ها ست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان