محسن نعمتی

محسن نعمتی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

ارزیابی ارتباط عملکرد اجتماعی، عملکرد غیر مالی و زیست محیطی شرکت های شهرک صنعتی ایلام

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۴۰
هدف از مطالعه این پژوهش، بررسی ارتباط بین عملکرد اجتماعی با عملکرد غیرمالی و زیست محیطی شرکت های صنعتی ایلام است. روش تحقیق توصیفی– همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شرکت های شهرک صنعتی به تعداد 300 نفر از مدیران و کارکنان می باشد که به صورت تصادفی طبقه ای بر اساس فرمول کوکران تعداد 168 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار تحقیق از پرسشنامه استاندارد که روایی و پایایی آنها بدست آمد. برای روش تجزیه و تحلیل داده ها نرم افزار 16 SPSS استفاده شده است. برای تعیین پایایی سوالات پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردیده که برای عملکرد اجتماعی (79/0)، عملکرد غیرمالی (78/0)، عملکرد زیست محیطی (89/0) بدست آمده است. از آزمون کلموگروف – اسمیرنوف جهت نرمال بودن داده ها که مشخص گردید همه متغییرها نرمالند لذا از آمار پارامتریک استفاده شده است. از آزمون رگرسیون تک متغیره و رگرسیون چندگانه جهت تایید فرضیات استفاده شد و از لحاظ سطح معناداری همه متغییرها کمتراز 05/0 هستند و لذا همه فرضیات تایید گردیدند. نتایج پژوهش نشان می دهدکه میان متغییرهای تحقیق رابطه معناداری وجود دارد.
۲.

اثر تمرینات ترکیبی هوازی- مقاومتی بر نیمرخ لیپیدی و آنزیم های کبدی بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی تحت رژیم غذایی

کلید واژه ها: رژیم غذایینیمرخ لیپیدیتمرین ترکیبیکبد چرب غیر الکلیآنزیم هایکبدی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۱۳۶۰ تعداد دانلود : ۵۰۹
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین ترکیبی هوازی- مقاومتی بر نیمرخ لیپیدی و آنزیمهای کبدی در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی تحت رژیم غذایی بود. بدین منظور19 مرد مبتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی با میانگین سن 2/8± 1/38 سال و شاخص توده بدن 87/3± 1/28 کیلوگرم بر متر مربع به طور تصادفی به دو گروه رژیم (8 نفر) و رژیم و ورزش (11 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرینی، ترکیبی از تمرین هوازی و مقاومتی به مدت هشت هفته، با تواتر سه جلسه ی 90 دقیقه ای در هفته بود. از تمام آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله خونگیری به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل بر تفاوت نمرات استفاده شد (05/0 ≤ α). نتایج نشان داد که در گروه رژیم و تمرین ترکیبی کاهش معنی داری در شاخص های ترکیب بدن، کلسترول تام، حداکثر اکسیژن مصرفی، تری گلیسرید، کلسترول کم چگال و نسبت کلسترول تام به کلسترول پر چگال مشاهده شد؛ و در گروه رژیم غذایی بهبود قابل توجهی در فاکتور های وزن، شاخص توده بدن، دور کمر،نسبت دور کمر به باسن،حداکثر اکسیژن مصرفی، کلسترول تام، کلسترول کم چگال و نسبت کلسترول تام به کلسترول پر چگال مشاهده شد. این پژوهش نشان داد، هشت هفته تمرین ترکیبی هوازی- مقاومتی به همراه رژیم غذایی تاثیر معناداری روی متغیر های بیوشیمیایی بیماران کبد چرب غیرالکلی نداشت. کافی نبودن دوره مداخله (رژیم و ورزش)، تواتر و شدت تمرینات می تواند از جمله علل احتمالی عدم تاثیر تمرین و رژیم بین این دو گروه، بر متغیر های مذکور باشد.
۴.

بررسی سوگیری توجه، سبک های خوردن، و نمایه توده بدنی در افراد رژیم گیرنده و عادی

کلید واژه ها: سوگیری توجهچاقیاضافه وزنآزمون استروپرژیم درمانیسبک خوردن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
مقدمه: بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، چاقی و اضافه وزن یکی از معضلاتی است که سلامت جمعیت بسیاری از کشورهای جهان، ازجمله ایران را تهدید می کند. بررسی مطالعات پیشین نشان می دهد که عوامل شناختی، به ویژه سوگیری توجه، نقشی مهمی در ناکامی کسانی که به منظور کاهش وزن، تحت رژیم درمانی قرار می گیرند، ایفا می کند. همچنین، نتایج پژوهش های صورت گرفته حاکی از آن است که سبک خوردن افراد، عامل مهمی در پیش بینی میزان موفقیت آنها در رسیدن به هدف کاهش وزن است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط عوامل فوق در جامعه ایرانی است. روش: در پژوهش حاضر رابطه بین سوگیری توجه، سبک های خوردن، و تعامل این دو در کسانی که تحت رژیم کاهش وزن بودند (34 نفر) و در افراد عادی (35 نفر) مورد بررسی قرار گرفت؛ این افراد واجد ملاک های پر اشتهایی روانی و بی اشتهایی روانی نبودند. برای سنجش سوگیری توجه از نسخه تطبیق یافته آزمون استروپ هیجانی و برای سنجش سبک خوردن غالب از پرسشنامه عادات خوردن داچ استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری حاکی از آن بود که سوگیری توجه خوراکی و نمایه توده بدنی در رژیم گیرندگان، بیش از افراد عادی است. همچنین، اغلب افرادی که رژیم غذایی داشتند، در مقیاس های خوردن بازداری شده و خوردن هیجانی نمرات بالاتری را نسبت به گروه غیر رژیم گیرندگان کسب کردند. نتیجه گیری: رژیم گرفتن می تواند با افزایش سوگیری توجه و غلبه سبک خوردن بازداری شده و هیجانی همراه باشد. این عوامل در چارچوب نظریه انگیزشی می توانند شکست در رِژیم درمانی را تبیین کنند.
۵.

مقایسه ی ساختار انگیزشی و سبک های خوردن در زنان مبتلا به اضافه وزن و چاقی و دارای وزن طبیعی

تعداد بازدید : ۹۱۴ تعداد دانلود : ۳۸۲
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ساختار انگیزشی و سبک های خوردن در زنان مراجعه کننده به یکی از مجموعه های ورزشی شهر مشهد اجرا شد. روش کار: در این پژوهش توصیفی مقایسه ای، در پاییز 1389 بر اساس نمایه ی توده ی بدنی (BMI)، 60 نفر خانم مبتلا به اضافه وزن و 60 نفر خانم دارای وزن در محدوده ی طبیعی به روش نمونه گیری در دسترس به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها پرسش نامه های اهداف شخصی و عادات خوردن داچ را تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه ها از MANCOVA و ANOVA و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: دو گروه از نظر ساختار انگیزشی و سبک های خوردن تفاوت داشتند، به طوری که افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تر و در مقیاس خوردن هیجانی، هیجانی سرگردان، هیجانی مشخص و بیرونی نمرات بالاتری را گزارش کردند (05/0>P). هم چنین، افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی با سابقه ی شکست مکرر، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تری نسبت به افراد موفق (بدون سابقه ی شکست) داشتند (001/0≥P). به علاوه، نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که ساختار انگیزشی می تواند ورای اثرات سن و تحصیلات، BMI و تعداد شکست در رژیم درمانی را پیش بینی کند و سبک خوردن می تواند BMI پیش بینی کند (001/0≥P). نتیجه گیری: افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تر و سبک خوردن متفاوتی نسبت به افراد با وزن طبیعی داشتند. هم چنین، افراد مبتلا به اضافه وزن با شکست های مکرر، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تری نسبت به افراد موفق داشتند. ساختار انگیزشی، تعداد شکست در رژیم درمانی و BMI را پیش بینی کرد و سبک خوردن، BMI را پیش بینی نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان